.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه نهم _ 90/11/17

 

          دعاي مكارم الاخلاق :

« أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ غَائِبٍ أَوْ سَبِّ حَاضِر وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ، وَ إِغْرَاقاً فِي الثَّنَاءِ عَلَيْكَ، وَ ذَهَاباً فِي تَمْجِيدِكَ، وَ شُكْراً لِنِعْمَتِكَ، وَ اعْتِرَافاً بِإِحْسَانِكَ، وَ إِحْصَاءً لِمِنَنِكَ

« و آنچه از سخن زشت يا بيهوده يا دشنام بعرض و آبرو (ى كسى) يا گواهى نادرست يا غيبت كردن مؤمن غائب يا ناسزا گفتن بحاضر و مانند آنها كه بر زبان من ميآيد بگفتن سپاس تو و بسيار ستايش تو و كوشش در بزرگ دانستن تو و شكر نعمت تو و اقرار به نيكى تو و شمردن نعمتهايت مبدّل ساز»

« أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ » امام سجاد (ع)‌ به يكي ديگر از القائات شيطان اشاره مي‌فرمايند كه همانا دشنام دادن و لطمه زدن به آبرو و شخصيت ديگران است. حضرت از خداي سبحان مي‌خواهند بجاي اينكه زبان ما اجير شيطان شود، اجير خداي سبحان باشد.

توضيحاً اينكه:

1- گاهي « شَتْمِ عِرْضٍ » به معناي زير سؤال بردنِ شخصيت افراد و توهين به آنان است.

2- اين عبارت گاهي به معناي خُلق ممدوح نيزآمده است وقتي انسانها، اخلاق حسنه و فضايل ديگران را مورد تعرض و آسيب قرار مي‌دهند.

بطور مثال وقتي فردي بخشنده است اما ديگران با عنوان نازيباي اسرافكار از او نام مي‌برند و يا كسي مداراي با مردم دارد ولي ديگران درباره او بگويند:‌ قاطعيت و جسارتي ندارد.

البته لازم به ذكر است كه گاهي اميرالمؤمنين (ع) فردي را در جمع مورد تعرض قرار مي‌دادند و اين بدليل رفتار ناشايستي بود كه از او صادر مي‌شد كه آن رفتار اثرات سوء اجتماعي در پي داشته است.

هر كس بايد خود مراقب عملكرد و رفتار خويش باشد و مواظب باشد خود را در معرض توهين و حقارت مردم قرار ندهند و باعث « شَتْمِ عِرْضٍ» توهين به شخصيت خويش نشود.

3- و « عِرْضٍ» گاهي به معناي نَسَب افراد است يعني اباء و اجداد آنان مورد تعرض و گستاخي قرار گيرد. بطور مثال به كسي گفته شود تو همان فردي هستي كه پدرت چنين و چنان بوده است حضرت در اين معنا نيز از خداي سبحان نصرت و امداد مي‌طلبند تا اين رذيله به يك هنجار تبديل شود.

« أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ » گواهي دروغ يكي ديگر از القائات شيطان است كه زبان را اجير شيطان مي‌كند در اين زمان امري را كه انسان با چشم خود مشاهده نكرده‌، براي ديگران نقل كند و به شايعات دروغ دامن بزند كه هر كس بايد از خداي سبحان اصلاح اين امر را نيز طلب كند.

« أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ » اگر انسان پشت سر مؤمني كه حضور ندارد از خود دفاع كند و حرفي بزند كه به نفع خود باشد در واقع غيبت او را كرده‌ و اين نيز از القائات شيطان است كه بسياري از ما از اين القاء در امان نيستيم.

معمولاً‌ همه غيبتها گفتاري است يعني انسان ويژگي كسي را بر ملا مي‌كند كه به نظر خود فرد عيب محسوب مي‌گرددو نمي‌خواهد آن عيب بر ملا شود، مثلاً‌ اگر فردي مرتباً گستاخي و يا ظلم در حق مردم مي‌كند و به نظر خودش اين رفتار مذموم نيست، در صورتي كه از اين صفت او در جاي ديگر سخني به ميان آيد غيبت نيست. همان طور كه بزرگان معرفتي پشت سر حكام جور بياناتي دارند و مردم را عليه آن حكام تحريك مي‌كنند.

شهيد ثاني (ره) مي‌فرمايند: از عقوبت غيبت غافل نشويد كه محبوبيت فرد را از ميان مي‌برد و عذاب اخروي به همراه دارد و البته لازم به ذكر است بيماري غيبت آنقدر شايع شده كه كسي قُبح آن را متوجه نمي‌شود و يا از شدت شيوع به چشم بيماري و مرض به آن نگاه نمي‌كنند و يا به جهت كسب جايگاه خويش راهي به جز غيبت نمي‌يابد.

در حالي كه اگر انسان صاحب بصيرت باشد مي‌داند هيچ فرقي ميان زنا و شرب خمر و غيبت نيست و همان طور كه بايد از دو مورد اول پرهيز كرد، بايد از غيبت هم اجتناب كرد.

در غيبت دو عارضه وجود دارد:

1- «حق الله» ناديده گرفته مي‌شود و فرد مرتكب حرام مي‌گردد.

2- «حق الناس» مورد تعرض قرار مي‌گيرد.

اما در رابطه با كفاره غيبت بايد گفت:‌ كه ابتدا پشيماني قلبي از آن و استغفار زباني و عملي خود كفاره غيبت است.

فرد در پرداخت كفاره‌ي غيبت، بايد از ديگران، طلب حلاليت كند و حزن باطني و حقيقي خود را اعلام كند همچنين از خدا بخواهد كه دل غيبت شونده را نسبت به او نرم و راضي كند.

اما اگر خداي ناخواسته براي غيبت كننده بنا به دلايلي چون فتنه و درگيري امكان حلاليت طلبي نيست، نزديكان او بعد از مرگ بايد برايش استغفار كنند پيامبر (ص) فرموده‌اند:‌ « هر وقت به ياد آن غيبت شونده افتاديد، براي او استغفار كنيد.»

 شيخ انصاري راهكار ديگري براي مبارزه با رذيله اخلاقي(غيبت) بيان مي‌دارد ايشان مي‌گويند: اگر به شما رجوع كردند و حلاليت طلبيدند، فوري آنان را حلال نكنيد زيرا باب غيبت و حرام باز مي‌شود و افراد در انجام غيبت جَري و گستاخ مي‌گردند بلكه بگوئيد، مشروط بر اينكه ديگر غيبت نكنيد شما را مي‌بخشم و يا عذر او را بشنويد سپس قبول نمائيد كه در روايات آمده است:‌ « پذيرفتن عذر افراد، مستحب است و حسنه نوشته مي‌شود.»

« أَوْ سَبِّ حَاضِر » سّب به معناي بريدن است، انگشت اشاره را هم سبابه مي‌گويند. در واقع اگر كسي از جايگاه اصلي‌ خود جدا و بريده شود و با كلمات نازيبا شخصيت او تخريب و قطع شود و يا در محضر مردم انگشت نما [ سبابه ] شود، سّب صورت گرفته است.

در اين رذيله اخلاقي عيوب افراد آشكار مي‌شود عيوبي كه فرد دوست ندارد ديگران از آنها مطلع شوند اما به واسطه‌ي ديگران اين عيوب مخفي آشكار و انگشت‌نما مي‌شود. اين نيز از القائات شيطان است.

« أَشْبَهَ ذَلِكَ » حضرت در ادامه مي‌فرمايند: شايد منظورشان از اين شباهت رذايلي چون سخن چيني، بهتان زدن و سخني عليه مؤمن نقل كردن و يا دخل و تصرف نمودن در گفتار افراد، ... باشد هر كس بايد از خدا بخواهد كه اين امور ناصحيح و رذيله‌‌هاي اخلاقي را به گفتار حق و حسنه تبديل كند و بجاي همه‌ي آنها حمد و سپاس خود را بر زبان بندگان جاري كند.

« وَ إِغْرَاقاً فِي الثَّنَاءِ عَلَيْكَ ... »

خدايا! بجاي گفتار قبلي زبان ما به ثناگويي و حمد تو باز شود و آتش عشق به تو [ معناي حمد ] در قلب ما مشتعل گردد و نسبت عظمت و كرامت به تو بدهم و نعمات تو را برشمرم و بر زبان آورم.

 پس مقابله با بدزباني به دو صورت انجام مي‌پذيرد:

1- انسان خود را در محضر حق و صفات و افعال او ببيند و لطف الهي را كه شامل همه مردم مي‌شود مشاهده كند.

2- الطاف اختصاصي كه خدا به خود فرد داده، رويت كند و شكر آن را بجا آورد و بجاي مشاهده نواقص مردم، نعمتهاي الهي كه شامل حال خود اوست برشمرد و اعتراف و اقرار به نالايقي خود در دريافت عنايات و توفيقات الهي بكند. در اين صورت از تسلط و سلطنت شيطان دور مي‌شود. پس راهكار مبارزه با بد زباني، سكوت نيست بلكه زبان را به حمد و ثناي حق، باز كردن است.

 

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات