.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه هشتم _ 90/10/19

 

              در ادامه بحث اخلاقي كه امام سجاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق فرمودند به اين فراز اشاره مي‌كنيم كه:

 « اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّكَ،»

« بار خدايا آنچه شيطان از دروغ و گمان و رشك در دل من مي‌افكند بياد بزرگيت و انديشه در توانائيت و عاقبت انديشي بر دشمنت مبدل گردان »

حضرت مي‌فرمايند: ريشه خلقيات نادرست در انديشه و بينش نادرست است در واقع اخلاق امري روبنايي است كه بواسطه افكار و اعتقادات در انسان شكل مي‌گيرد يعني ابتدا شيطان بينش غلطي را بر قلب و عقل انسان مسلط مي‌كند سپس اخلاق سيئه از انسان بروز و ظهور مي‌نمايد.

اما آنچه باعث اميد و روشنگري مي‌شود، اين است كه تمام اين افكار و اخلاقيات قابل اصلاح و تغيير است مشروط بر اينكه خود اراده تغيير داشته باشيم و از خداي سبحان هم مدد طلبيم.

«تَّمَنِّي» يعني آرزو و اشتهاي امور مرغوب و مورد رغبت. چه اين امور قابل تحقق باشد چه نباشد، در واقع اگر انسان فقط آرزوي امري را داشته باشد بدون آنكه براي دست‌يابي به آن  كوچكترين تلاشي داشته باشد بلكه فقط در آرزوهاي خود سير كند و از انجام وظيفه خود ابا كند و برنامه‌ريزي و تدبير خدا را ناديده بگيرد در حقيقت تحت سيطره شيطان فعاليت نموده است.

«تَّظَنِّي» يعني گمانهاي خود را جدي گرفته و در زندگي روزمره اعمال كنيم در حالي كه اگر گمان انسان پشتوانه شرعي نداشته باشد و يا قرينه‌ايي براي آن اعتبار نشود، هيچ ارزشي ندارد.

قرآن هم مي‌فرمايد:‌ «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ»[1] « كشته باد دروغگويان(و مرگ بر آنها)! »

 تخريص يعني كاربرد و اعمال ظن و گمان. خداوند كساني را كه با گمانهايشان زندگي مي‌كنند و به ديگران تهمت و افتراء و ... مي‌‌بندند، نفرين كرده است.

حسد صفتي ناپسند است به آن معنا كه اگر بنده‌اي قدرت و توانايي ديدن نعمات سايرين را نداشته باشد متخلق به اين صفت است پيش زمينه اين صفت ناپسند ظن و گمان و القائات شيطان است اين بيماري انسانها را در شرايط بحراني اذيت و زمين گير مي‌كند، پس بهتر است :

1- تمام تدبيري كه بواسطه حسادت عليه دوستِ صاحب نعمت خود بكار مي‌برند، براي دشمن خود و عليه او بكار گيرند.

شيطان به دليل حسادت از بهشت اخراج شد او مي‌خواهد مؤمنين را نيز به اين بلاي خانمان سوز متخلق كند تا از جمع خوبان اخراجشان كنند و نتوانند بر ايمان خود مستدام بمانند. پس براي دفع دشمن اصلي يعني شيطان از خداي سبحان تدبيري بطلبيد تا حضرت حق شيطان را از بابت شما نااميد سازد.

2- توجه به عظمت حضرت حق و ذكر عظمت او، راهكار ديگري براي اصلاح اخلاق سيئه است. يعني بنده به اندازه‌اي در مقابل خداي عظيم خضوع داشته باشد كه ديگر زمان به آرزوهاي دور و دراز و يا آرزوهاي بي‌ارزش دنيوي نرسد و تمناهاي درست و غير درست، جايي براي خودنمايي نيابند.

در واقع اگر كسي از ذكر عظيم و ادراك محضر حق غافل شود، فرصت بندگي را با بدگماني به خدا و خلق خدا از دست داده است و خاسر شده است.

3- تفكر در قدرت الهي، دستور العمل ديگري است كه انسان را متوجه به بي‌ارزشي و ناچيزي خود مي‌كند و او را به سوي قدرت مطلقه خداي سبحان متوجه مي‌كند. [ مثلاً‌ فكر كنيم چطور خداوند از يك نطفه بي‌ارزش آية الله و علامه و پرفسور و دانشمند و .... خلق مي‌كند ] و اين قدرت چگونه يك موجود بي ارزش را آن قدر اعتبار مي‌بخشد كه بر تمام آسمان و زمين و دريا و گياه و نبات و جماد و ... مسلط كرده و ديگر جايي براي گمانه‌زني و حسادت ... باقي نمي‌گذارد و آن چنان او را تأمين و غني از خلق مي‌كند كه نيازي به حسادت نداشته باشد.

اصولاً‌ تفكر، تنّور مي‌آورد و انسان را بسوي نيكوكاري و عمل صالح دعوت مي‌كند نه اينكه باعث فتنه و اختلاف و اذيت و حسادت و بدگماني ... شود اينها همه شيطنت شيطان است و «تَّظَنِّي» ... سبب مي‌شود تا فرد در گروه دشمن جاي گيرد.

« پس تمني و تظني و حسد باعث سوء عاقبت مي‌شود و انسان را در گروه دشمنان حق قرار مي‌دهد. »

« وَ مَا أَجْرَى عَلَى لِسَانِي مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ عِرْض‏»

«، و آنچه از سخن زشت يا بيهوده يا دشنام بعرض و آبرو (ى كسى) يا گواهى نادرست يا غيبت كردن مؤمن غائب يا ناسزا گفتن بحاضر و مانند آنها كه بر زبان من ميآيد »

خداي سبحان فحاشي و حرفهاي نازيبا را دوست ندارد و آن را از القائات شيطان مي‌داند فحش و هُجر ... چيزهايي است كه طبع سليم از آن نفرت دارد و عقل آنها را ناقص مي‌داند معناي ديگر هُجر تكرار حرفهاي زياد، بي‌فايده و مذموم است. ما بايد سعي كنيم حرف خود را يكبار و آنهم به موقع بر زبان جاري كنيم تا اثر خود را بر جاي بگذارد زيرا تكرار كلام گاهي سبب لجاجت و سركشي مي‌شود.

و در بعضي از نسخ صحيفه هَجر آمده است يعني هذيان گفتن. در واقع هر گاه قوه عاقله فعال نباشد،‌ حرف بي‌ربط و ناشايست از زبان خارج مي‌شود و يا گاهي بين حرفهاي عاقلانه و صحيح ، به يكباره حرفهاي جاهلانه و بي‌ربط بر زبان رانده مي‌شود. كه البته هر دوي آن القاء شيطان است و بايد با اعانت از خداي سبحان اين آلودگيها را تطهير كنيم.

«عِرْض‏ شَتْمِ» يعني دشنام دادن و يا حرفي و عملي كه به شخصيت فرد صدمه وارد كند گر چه رسماً فحش و دشنام نباشد ولي بار منفي داشته باشد و به آبروي فرد خدشه وارد كند [ به طور مثال در مورد شخصي صحبت شود و ما بگوئيم «فيه تأمل» يعني حواست را جمع كن. با اين جمله بظاهر زيبا، شخصيت فرد را نازيبا جلوه داده‌ايم، البته بحث مشاوره حقيقي و خواستگاري و منسوب كردن فرد به مقام و موقعيتي و ... از اين دايره خارج مي‌شود يعني حتماً بايد زواياي وجودي افراد بدقت بررسي گردد.]

 


[1] سوره مباركه‌ي الذاريات آيه 10

>هديه به پيشگاه مطهر علي بن الحسين عليهما السلام صلوات