.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه هفتم _ 90/10/5

 

            در ادامه دعاي 20 مكارم الاخلاق، امام سجاد (ع) به موارد زير اشاره مي‌فرمايند:

*« وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزّ »  خدايا زينت خوبان ، چون لباسي سراسر وجود مرا بپوشاند به گونه‌ايي كه قول و كلام حق و صحيحي برزبان برانم گر چه آن كلام بسيار سخت و مشقت‌آور باشد.

 شارحين صحيفه مي‌فرمايند: در بعضي از نسخ « عِزّ » است يعني گر چه آن كلام كمياب و نادر باشد و كمتر كسي به دليل ملاحظات و محافظه كاري به زبان بياورد.

در توضيح قول بالحق بايد عرض كنم كه اگر گفتاري در جايگاه خودش و در زمان و مكان مناسب بر زبان آورده شود قول بالحق است. منظور از جايگاه خودش يعني خالصانه و خير طرف مقابل را در نظر گرفته باشد نه به جهت تشفي خاطر و انتقام جويي و ملامت و سرزنش گفته شود. در واقع گرچه نفس كلام درست است و به حق مي باشد ولي اگر به جهت تحقير و يا ساير موارد بالا گفته شود، قول بالحق نيست.

رعايت زمان يعني كلام درست و صحيح را هنگام دعوا و مجادله و مخاصمه بر زبان نياوريد كه هم تأثيرگذار نخواهد بود و هم لجاجت مخاطب را تحريك مي‌كند.

رعايت مكان يعني كلام درست و صحيح را هنگام تألم خاطر و يا هنگامي كه مصيبتي بر او وارد شده و تمركزش بر آن ناراحتي قرار گرفته،‌ نگوييد زيرا در آن شرايط حرف حق را درك نمي كند و بر او تأثير نمي‌گذارد  و كلام سخت و پر مشقت و كمياب كه از ويژگي‌هاي قول بالحق است شامل گفتار و امر به معروف با صراحت و با شجاعت و بدون در نظرگرفتن منافع شخصي و بدون غرض و مرض و با نيّت خالصانه و از روي خيرخواهي و صدق و صفا است. كه البته در جامعه فعل كمتر رعايت مي‌شود و بسياري از مردم سنت و عادات ناپسند و عُرفِ جاهلي را بر كلام حكيمانه و با صراحت خداي سبحان و اهل بيت (ع)‌ ترجيح مي‌دهند.

*«وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي‏» خدايا مرا به اين صفت مزين كن كه خيرات قولي و عملي خود را عليرغم كثير بودن، قليل ببينم و هميشه خود را مقصر بدانم.

زياد ديدن خيرات سه عارضه دارد :‌

1- عُجب و خود پسندي و خودبرتربيني

2- كسالت و فشل شدن،‌ وقتي خيرات زياد ديده شود،‌ انسان توقف مي‌كند و مي‌گويد ديگر كافي است. و بقيه خيررساني را سايرين انجام دهند، در حالي كه خيرات بايد مثل نهر، جاري باشد و ادامه پيدا كند.

3- احساس ربوبيت كردن. انگيزه انسان از خيررساني بايد اطاعت و عبوديت خداي سبحان باشد نه اينكه براي خود نقشي برتر از ديگران ببيند كه توانسته از گروهي دستگيري كند.

*« وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، » خدايا تمام شروري كه از من صادر مي‌شود، عليرغم كم بودن زياد ببينيم. كسي كه شرور خود را كم ببيند و بگويد در مقايسه با افرادي كه گناهان بسيار بزرگتر انجام مي‌دهند،‌ گناه من ناچيز است، در واقع :

1- جايگاه خاص خود را نزد خداي سبحان و هويت انسانيش را ناديده گرفته است.

2- خود را الگوي نامناسبي براي سايرين قرار داده است.

3-در مقابل سلطان عظيم [ خداي سبحان] ، بي‌ادبي اندك هم نازيبا و زياد حساب مي‌شود.

4-ديگران را بر انجام عمل خلاف گستاخ و جري مي‌كند.

امام رضا (ع)‌ مي‌فرمايند:‌ « لَا تَسْتَكْثِرُوا كَثِيرَ الْخَيْرِ وَ لَا تَسْتَقِلُّوا قَلِيلَ الذُّنُوبِ فَإِنَّ قَلِيلَ الذُّنُوبِ تَجْتَمِعُ حَتَّى تَكُونَ كَثِيرا » « خيرات زياد خود را كثير ندانيد و گناهان كم خود را كم ندانيد زيرا گناهان كم و كوچك،‌ آن قدر جمع مي‌شود تا كثير مي‌گردد».

شارحين صحيفه مي‌فرمايند:‌ دليل اين كه گفتار و كردار انسان از يك جنس است ولي امام سجاد (ع)‌ آن را جدا از هم مطرح فرموده‌اند اين است كه گاهي اوقات اثر گفتار خير و شر بسيار شديدتر از عمل خير يا شر است زيرا پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند: « خداي سبحان زبان را به گونه‌ايي عذاب مي‌كند كه هيچ يك از اعضاء و جوارح اين گونه عذاب نمي‌شوند. زبان به اين عذاب شديد اعتراض مي‌كند به او جواب داده مي‌شود كه كلمه‌اي از زبان تو خارج شد كه به شرق و مغرب عالم رسيد و چه خون‌هاي محترمي كه جهت همين كلمه ريخته شد و چه غارتهايي صورت گرفت و به چه ناموس‌هايي تعرض شد».

و يا روايات در مورد شكر مي‌فرمايند: شكر بر دو نوع گفتاري و قلبي است اما جايگاه شكر زباني و گفتاري بسيار پر اهميت‌تر است.

*« وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ،  وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، » خدايا با مداومت در طاعت و عبادت زينت‌هاي مرا كامل كن.

بعضي از افراد وقتي به امور اخلاقي مي‌پردازند و مقيد به انجام خيرات و حسنات مي‌گردند، از امور عبادي غافل مي‌شوند. لذا حضرت اين امر را متذكر مي‌گردند كه بايد طاعات شما مستمر باشد و قطع و وصل نداشته باشيد و در جمع خوبان قرار گيريد و اهل عزلت نباشيد كه قوت و تأييد خداوند با جماعت است و به واسطه قرار گرفتن در مجموعه‌ايي كه در جهت صلاح حركت مي‌كنند، بسياري از ويژگي‌هاي منفي شما مرتفع مي‌گردد.

آسيب ديگري كه انسانهاي اخلاقي را از جماعت دور مي‌كند،‌ خود برتربيني است مثلاً بين مردم كه مي‌رود و يا در يك ميهماني كه قرار مي‌گيرد به دليل بعضي از اشتغالات دنيويِ آن جمع، آنها را محكوم مي‌كند و با ديده تحقير به آنان مي‌نگرد و هميشه به خود نمره 20 و برترين‌ها را مي‌دهد.

شما هميشه از خداي سبحان بخواهيد در جمع سالمي قرار بگيريد كه اهداف و رفتار و گفتارشان بر اساس شريعت است لذا در قسمت بعدي دعا حضرت به دور شدن از اهل بدعت هم توصيه مي‌كنند زيرا انسان اخلاقي كه به واسطه چند عمل خير به خود مغرور شده است و خود را برتر از محدوده قوانين شارع مقدس مي‌بيند،‌ به خود اجازه مي‌دهد كه بر اساس بينش جديد و قرائتهاي جديدي كه سنخيتي با شرع ندارد افكار خود و جامعه اطرافش را مغشوش نمايد و چون بواسطه اعمال خير، وجهه خوبي در بين مردم دارد، افكار انحرافيش تأثيرگذار و مُضِل خواهد بود.

پس توجه داشته باشيد كه اولاً‌ فراق الجماعه به فرموده اميرالمؤمنين (ع)‌ مذموم و هلاك كننده است و ثانياً در جمعي قرار گيريد كه رأس آن جماعت به احكام و قوانين قرآن و عترت منتهي شود تا خطر بدعت و مذهب عليه مذهب پيش نيايد.

هديه به پيشگاه مطهر اميرالمومنين عليه السلام صلوات