.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه سوم _ 90/8/9

 

           امروز در كلاس شريف صحيفه سجاديه به بررسي كمالات اخلاقي و آفتهاي عارض برآن اشاره مي‌كنيم حضرت زين العابدين(ع) مي‌فرمايند: « هَبْ لِي مَعَالِيَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِي مِنَ الْفَخْر » «از اخلاق متعالي بهرمندم كن و از نازش برخويش درامان دار»

خدايا برترين كمالات اخلاقي را به من هديه كن و مرا از خطر فخرفروشي محافظت بفرما، گاهي آسيب اخلاقيات مثبت آن است كه فرد دچار خودبرتربيني و افتخار كردن به آن صفات شود.

نكته مهمي كه حضرت در اين فراز اشاره دارند عبارتست از اينكه بايد همه‌ي برترينهاي اخلاقي را از خداي سبحان درخواست كنيم زيرا معالي از ماده علو به معني رفعت و شرف است و كسي را كه در مقام رفيع قرار مي‌دهند به بعضي از محاسن اخلاقي اكتفا نمي‌كند بلكه تمام محاسن اخلاقي را كه مي‌تواند در ظرف وجودي خود جاي دهد، طلب مي‌كند و بدنبال اكتساب آن مي‌باشد، البته همان طور كه در جلسه اول عرض كرديم اخلاق آن است كه ملكه فرد شده باشد نه اينكه بخواهد بالاجبار از خود سعه صدر و يا خوش اخلاقي نشان دهد و در نتيجه صدمات روحي و جسمي ببيند.

مثلاً فردي اجباراً خويشتنداري مي‌كند و جواب نامناسبي به مخاطب نمي‌دهد ولي به اندازه‌‌اي جسم خود را اذيت مي‌كند كه مبتلا به امراض مختلفي چون سردرد و بي‌خوابي و ... مي‌شود اين خويشتنداري خُلق او و ملكه فردي او نشده بلكه خود را براي بروز اين فضيلت به سختي انداخته است اما مهم اين است كه ما استعداد بدست آوردن خلقيات مثبت را داريم و الا درخواست آن بي‌معنا جلوه مي‌كرد و طلب امام سجاد (ع) هم براي يك امر صحيح و عملي است نه براي امر غير ممكن و خارج از استطاعت بشر. البته در راستاي درخواست علو و شرافت بايد مراقب مدعي شدن و تافته جدا بافته ديدن خود هم باشيم و تحت نام عاصم خداي سبحان قرار گيريم.

و چنانچه صاحب حُسن خلق اجر روزه‌دار شب زنده‌دار را دارد «إِنَّ صَاحِبَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِم‏ »اما خطر ادعاي عظمت و شرافت هم او را تهديد مي‌كند.

حضرت امام سجاد (ع)‌ در ادامه مي‌فرمايند: «وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْح‏ » خدايا مرا در مقابل زلزله‌هاي ترديد و وسوسه و شك ... محكم كن تا بتوانم در مقابل كسي كه به من خيانتي كرده مقابله به ضد كنم يعني آنقدر از قابليت و توانايي روحي برخوردار باشم كه علاوه به گذشت از بدي او و عفو و تغافل ، برايش خيرخواهي قولي و فعلي داشته باشم.

نصح زمانيست كه عسل از مومش جدا مي‌شود يعني خالص خالص مي‌گردد پس من از خدا مي‌خواهم كه خالصانه براي فرد خيانتكار خيرخواهي كنم بدون اينكه حتي توقع تعريف و مدح خود را از او داشته باشم زيرا انسانِ متخلقِ به معالي الاخلاق در معامله با خَلق، خالق را مي‌بيند و لذا چنانچه جرأت درگير شدن و بدي كردن با خالق را ندارد، با خَلق هم درگير نمي‌شود و خَلق را جداي از خالق نمي‌بيند و بابت خوبي كردن نادم و پشيمان نمي‌شود.

« وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِر » و از طرفي بتوانم كسي كه به من پشت كرده و قطع ارتباط نموده به او پاداشي به بّر و نيكويي وسيع بدهم. يعني اگر زمانيكه با من ارتباط داشت به او لطف و مرحمتي مي‌كردم حال كه ارتباطش را قطع كرده هم به خودش و هم به خانواده‌اش خيررساني داشته باشم. مطمئناً اين ظرفيت و توان در ما وجود دارد و اِلا امام سجاد (ع) درخواست نمي‌كردند قرآن مي‌فرمايد:‌ «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُم‏ » اگر خوبي كنيد ، به خود كرده‌ايد پس در انجام هر كار مثبتي نبايد منتي بگذاريد و توقعي از خلق داشته باشيد زيرا با خوبي كردن ، خود بزرگ شده و عّلو مقام و كرامت انساني پيدا كرده‌ايد.

و خدا بر شما منت گذاشته كه اجازه خيررساني را به شما داده است.

« وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْل‏ » «و از مال خويش به كسانى كه محرومم ساخته‏اند ببخشم‏» و من پاداش بدهم به كسي كه مرا از اجر و پاداش محروم كرده است يعني چون قُبح اين محروميت را دريافتم، مقابله به مثل نكنم بلكه طبق معمول گذشته به او هديه بدهم و امتيازات گذشته را به او ببخشم.

در اينجا سؤالي مطرح مي‌شود كه آيا كم لطفي سايرين، جايزه دارد؟ بايد جواب دهيم كه انبساط روحي انسان و استعداد برخورد صحيح در شرايط معمولي محقق نمي‌شود بلكه در ناهمواريها و فراز و نشيبها، قواي انساني به فعليت تبديل مي‌شود و گنجينه‌ها و كرامات روحي و انساني ظهور مي‌يابد.

پس اذيت افراد باعث شكوفا شدن استعداد ما شده و بابت همين شكوفايي به او بذل و عنايت مي‌كنيم گرچه او با ما بي‌وفايي مي‌كند.

« وَ أُكَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَة »

خدايا بتوانم با كساني كه ارتباطشان را با من قطع كرده‌‌اند ، با صله و هديه وصلي ايجاد كنم، بحث صله مربوط به ارحام و اقربا و نزديكان است. در فراز قبل لطف ما شامل غريبه‌هايي است كه ما را از نعماتي بازداشته‌اند اما در اين قسمت به كم لطفي و قطع ارتباط خويشاوندان و نزديكان اشاره دارد. البته گاهي ارتباط با بعضي از افراد آسيب‌هاي جدي به اعتقادات و ديانت و عملكرد ما وارد مي‌كند در اين صورت هم نبايد ارتباط را قطع كرد بلكه بگو‌نه‌‌‌اي به او تفهيم كنيد كه از فعل او ناراحت هستيد نه از خود او پس مي‌توانيد از ساير ويژگيهايش تعريف به خير كنيد. و يا او را سر سفره دعايتان جا دهيد يعني اگر چه بدليل آسيب و مضرات نام برده رفت و آمد زيادي نداريد ولي قطع كامل ارتباط هم جايز نيست و ارتباط كم را با شكوفا كردن خوبيها و خيرات او حفظ مي‌كنيم قطعاً دل او هم نرم مي‌شود و در گرفتاريها و مشكلاتش به شما رجوع و التماس دعا خواهد داشت.

«وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْر »

« خدايا مرا محكم كن در اينكه هر كس غيبت مرا مي‌كند  من بخوبي از او ياد كنم.» غيبت يعني عيوب مخفي كه در انسان است توسط فرد يا افرادي برملا شود نه اينكه عيبي كه در انسان نباشد و به او نسبت داده ‌شود كه در اين صورت تهمت است. حال، دعا آنچنان ظرفيت وجودي انسان را افزايش مي‌دهد كه علاوه بر اينكه در دل نسبت به غيبت كننده ناراحتي ندارد بلكه زبان به حسنش نيز باز مي‌كنم يعني او مي‌خواهد مردم بديهاي فرد را بفهمند و آن فرد مي‌خواهد مردم خوبيهاي او را بدانند، او غيبت فرد را مي‌كند و فرد تعريف به خير مي‌كند و خوبيهايي كه كرده را يادآوري مي‌نمايد.

[« حُسْنِ الذِّكْر » يعني حتي در درون هم بديهاي او را يادآوري نكنيد بلكه فايل خوبيهاي بايگاني شده او را باز كنيد.] و زندگي خود را با لطفهاي قديمي و قبليش شيرين كرده و با بازگويي كم لطفي‌هاي فعليش زندگي را بر خود تلخ نخواهيد كرد.

« وَ أَنْ أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ، وَ أُغْضِيَ عَنِ السَّيِّئَةِ »

«خدايا مرا محكم كن در اينكه الطاف سايرين را كثير و زياد ببينم و پلكم را بر بديهاي آنان بپوشانم. انسانها معمولاً الطاف مردم را كم مي‌بينند و يا وظيفه آنان مي‌دانند در صورتي كه حضرت به ما ياد مي‌دهند كه بايد خوبيها را زياد ببينيم و از آنها شكر زباني و عملي و قلبي بنمائيم .

در واقع اول قلب باور مي‌كند كه محبت فلاني زياده بوده سپس در عمل و زبان او هم اين شكر جاري مي‌شود. و از طرفي بايد سعي كنيم روي بديهاي افراد متمركز نشويم و از آنها چشم پوشي كنيم. يعني ذكر بديهاي آنها را به خود نداشته و در زندگي نبينم و به سايرين هم يادآوري نكنيم در اين چند فراز تمام فعلها مضارع آمده يعني بر زمان حال و زمان آينده دلالت مي‌كند. در واقع بايد از خدا بخواهيم هميشه و همه زمانها و مكانها چنين توانمندي و قابليت را به ما عطا كند.

هديه به پيشگاه مطهر امام سجاد عليه السلام صلوات