.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه اول _ 90/7/11

 

         کلاس صحیفه سجادیه در سال جاری به صورت موضوعی برقرار شده و به توفیق الهی به بحث اخلاق در صحیفه پرداخته‌ايم چنانچه امام سجاد در دعای بیستم مکارم الاخلاق می-فرمایند « وَ هَبْ لِي مَعَالِيَ‏ الْأَخْلَاقِ‏، وَ اعْصِمْنِي مِنَ الْفَخْرِ» خدایا به من امور اخلاقی و متعالی را هبه کن و از آفت این هدیه دور بدار. يكي از آفت‌‌هاي امور اخلاقیِ متعالی ، فخر فروشی است.

یعنی انسان به جهت اخلاقیات مثبت خود به دیگران افتخار کند و خود را تافته جدا بافته بداند قبل از تبیین مسئله فوق بهتر است به معنی اخلاق اشاره­ایی داشته باشیم :

اخلاق ملکه­ایی است که در انسان حاصل شده و بواسطه آن ملکه با سهولت و بدون تامل و فکر، آن خُلق از انسان صادر می­شود مثلا اگر فردی به سعه صدر متخلق است یعنی انبساط خاطر دارد و پستی و بلندیها و فراز و فرودهای زندگی ، تغییرات خاصی در ارتباط با دیگران در او ایجاد نمی­کند . البته این سعه صدری که از فرد ظاهر می­شود امر سختی نیست یعنی لازم نیست با نفس خود مبارزه کند و ترفند های خاصی را به کار گیرد تا از او سعه صدر ظهور کند بلکه این امر با سهولت و بدون مشقت انجام می­شود گرچه انسان برای دریافت خلقیات متعالی هر زحمتی را هم متحمل شود ، جا دارد (یعنی زحمت بکشد که خلقیات مثبت را بدون تکلف و سختی و با راحتی از خود بروز دهد ) بعضی تصور می­کنند اگر شاکله­ای بر مبنای خُلق نامناسب شکل گرفته دیگر قابلیت اصلاح و تغییر را ندارد در حالیکه امام سجاد(ع) پاسخ این تصور می­فرمایند .« اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ‏ مِنِّي إِلَّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا، وَ لَا أُكْرُومَةً فِيَّ نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا»

1- خدایا مرا در خلق و خویی که مردم آنرا زشت می­دانند ، وامگذار مگر آنکه آنرا اصلاح نمایی (توفیقم دهی که به زشتی آن پی برده و مرتکب نشوم ).

2- همچنین مرا به خلق و خوی زشتی که بوسیله آن سرزنش شوم وامگذار جز آنکه آنرا نیکوگردانی (توفیقم دهی که از کیفر آن آگاه شد، خود را برهانم).

3- در خوی پسندیده­ای که در من ناتمام و ناقص است وامگذار مگر آنکه آنرا کامل کنی .

در توضیح فراز فوق مثالی می­زنیم : می­گویند فلانی خیلی خوب است ولی متاسفانه طمّاع است و یا تندخو است در واقع گر چه فلانی از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار است اما خصلتهایی هم دارد که نزد مردم معیوب محسوب می­شود لذا از خدای سبحان اصلاح ونیکو شدن و کامل گردیدن خلقیات حَسن را تقاضا می­کند .

پس نتیجه می­گیریم که برای رهایی از اخلاق نامناسب

اولا به حضرت حق پناهنده شويم یعنی از یادگیری علم اخلاق به تنهایی کاری برنمی­آید بلکه طلب اعانت و استعاذه به حق در اولویت است

دوماً کسی که مایل است امور اخلاقی مناسب در او شکل بگیرد حتی به یک خُلق ناپسند هم رضایت نمی­دهد و از خداوند می­خواهد که به طور کامل وارد وادی حسن خلق شود زیرا یک خلق نامناسب هم رویش و زایش دارد و فضای اطراف خود را آلوده می­کند

سوما اینکه به ناپسندی اخلاق خود واقف باشیم و مُصلح کلیه خصال نامطلوب را خدایی بدانیم که قدرت مرتفع کردن آنرا درهر سنی و زمانی و مکانی دارد

چهارماً اینکه صفات ناپسند را بر خود حسن ندانیم مثلا هتاکی و پرده­دری را بر خود بپسندم آن را نشانه توانايي و شجاعت بدانيم و يا بخل و ترك انفاق را برخود بپسنديم چون آن را آینده نگری می­دانیم . در این صورت عیوب ما مرتفع نمی­شود به دلیل اینکه در صدد توجیه آن بر آمده‌ايم .

پنجم اینکه فعل مجهول آمده یعنی مهم نیست چه کسی عیوب ما را بر می­شمارد ، دشمن است یا دوست. مهم این است که این خصلت ناپسند با ساختار انسانیت ما سازگار نیست و عقل سلیم آنرا معیوب می­داند و باید اصلاح شود. ششم اینکه گاهی یک ویژگی و اخلاق ناپسند در زندگی و اجتماع عادی جلوه می­کند مثلا در جامعه­ای دروغ می­گویند یا تندخویی در زندگی یک روال عادی محسوب می­شود و یا در محیطی همه بی­نظم هستند ، در این صورت موارد فوق برای ما هم قبحی نداشته و عیب محسوب نشود . اما امام سجاد می­فرمایند هر نوع ضد ارزشی که از ما صادر می­شود ، باید در محضر حق مرتفع گردد و لو دیگران خواستار بقای عیبشان باشند و یا حتی عیب آنها حسن جلوه کند.

امام سجاد(ع) در فرازی از دعا به مسئله اصلاح اشاره می­کنند (لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ‏ مِنِّي إِلَّا أَصْلَحْتَهَا) اصلاح در مقابل افساد به معنی غیر نافع بودن است. چنانچه ملاصدرا مي‌فرمايد چيزي كه فاسد شد و غير قابل مصرف گرديد، غير نافع نيز مي‌شود. مثل شیری که فاسد می­گرديده ، وزن و رنگش تغییر نمی­کند اما به دلیل تغییر طعمش قابل استفاده نخواهد بود . خلق نامناسب هم در شعاع وجودی فرد محبوس نمی­شود بلکه در فضای متفاوت تشعشعات خاص نیز خواهد داشت و آستانه ضرر رسانی آن به دیگران محدود نیست چنانچه در مورد صفات مثبت نیز چنین است مثل شمعی که نورانیتش برای اطرافیان مفید و موثر است .

حضرت زین العابدین در قسمتی دیگر از دعا می­فرمایند « وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا» خدایا عیوبی که مورد عتاب و سرزنش دیگران است اصلاح بفرما و مرا با آن رها مکن .

در این فراز علاوه بر اینکه خواهان اصلاح عیوب خود هستیم طالب تبدیل آن به حسنات نیز می­باشیم زیرا خدای سبحان «مبدل السیئات بالحسنات»1 است و طبق آیه صریح قرآن می­فرماید اگر کسی توبه کند همه سیئات او تبدیل به حسنات می­شود. پس اگر چنین اصلاحاتی در ما صورت بگیرد علاوه بر اینکه مورد سرزنش سایرین قرار نخواهیم گرفت، از ما ستایش و مدح و ثنا هم به عمل می­آید مهم این است که بتوانیم عیوب را در خود شناسایی کنیم چون خصلة و عائبه نکره آمده یعنی عیوب ناشناخته­ای در ماهست که باید در یک فضای نورانی و بواسطه عنایت حضرات معصومین به آن پی ببریم .

در تبيين قضيه فوق بايد بگوييم كه خداي سبحان اجازه ذليل شدن را به مؤمن نداده است و چون وجود عيب باعث سرزنش و ذلت مؤمن مي‌شود، حتماً بايد به رفع آن اقدام كند و به ضد آن متخلق شود مثل اينكه تنها از خدا نخواهيم تنگ نظري ما را مرتفع كند بلكه تقاضا كنيم تنگ نظري را تبديل به بلند نظري بنمايد. و اين افق ديد، ما را به مرحله‌ايي از سير و سلوك مي‌رساند كه حتي از حضرت حق حور و غلمان و بهشت نخواهيم بلكه مشتاق رضا و لقاي او باشيم.

در قسمتي ديگر از دعا مي‌فرمايند:‌» وَ لَا أُكْرُومَةً فِيَّ نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا» گاهي از اوقات متوجه مي‌شويم كه به لطف حضرت حق عيوب اخلاقي رسمي و چشمگيري نداريم كه مورد عتاب سايرين قرار گيريم اما در كرامات اخلاقي ناقص و بهترين نمره را هم دريافت نكرده‌ايم و ممتاز محسوب نمي‌شويم. در اين صورت نيز به خداي سبحان پناهنده شده و براي رفع اين نقصان دعا مي‌كنيم و خواهان به اوج رسيدن كمالات اخلاقي در خود مي‌شويم وقتي امام سجاد كه در رأس قله اخلاق است باز هم طالب اتممتها است، بطريق اولي ما نيز بايد طالب ريشه كن شدن تمام عيوبي كه در لايه‌هاي پنهان شخصيتي ما وجود دارد و تبديل آن به كمال حسنات ، باشيم.

امام سجاد (ع) در قسمتهاي ديگر از دعاي مكارم الاخلاق در تكميل فراز فوق مي‌فرمايند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ،»

بار خدايا ، به محمد و آل او درود فرست و مرا به زينت صالحين و شايستگان [ انجام حقوق خدا و مردم]‌ آراسته فرما و زيور پرهيزكاران [‌عمل بواجبات و ترك محرمات]‌ را به من بپوشان ، با [‌توفيق براي ]‌گستردن عدل و داد [‌تا از افراط و تفريط در حق دوري گيزينيم ]‌ و فرونشاندن خشم و خاموش كردن آتش دشمني [‌اختلاف بين مردم]‌ موفقم بگردان.

در توضيح فراز فوق عرض مي‌كنم كه ممكن است انسان داراي علومي ‌باشد كه آن را به اهلش ارائه دهد و سايرين متوجه علم او نشوند اما در مورد اخلاق چنين نيست و اصولاً خلق قابل كتمان و مستوريت نمي‌باشد بلكه مانيتوري دارد كه به نمايش گذاشته مي‌شود.

خُلق مثبت مثل زينت فرد كه قابل پنهان كردن نيست، ديده مي‌شود و چنانچه حضرت به «حِلْيَةِ » يعني زينت اشاره فرموده‌اند زيرا زينت ، انسان را چشمگير مي‌كند و از طرفي تعبير لباس و پوشاندن را آورده‌اند زيرا هم ميزان جلوه‌گري لباس با زينت بيشتر است. و هم لباس سر تا پاي انسان را مي‌پوشاند كه كنايه از اين است كه ما نبايد بعضي از اعضاء‌ و جوارح خود را مزين به خلق حسن كنيم بلكه بايد سراسر وجود ما حليه صالحين را داشته باشد.

تا مصداق زيارت امين الله قرار گيريم كه فرمودند: « مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ » كسي محبوب زمينيان و آسمانيان است كه سعي مي‌كند اگر زبانش شيرين و حسن است گوشش نيز منكرات را نشنود و قدمش هم در جهت امور فاسد حركتي نداشته باشد. و يا اگر سخي و جواد است ، از تند خويي و خشم هم بپرهيزد.

ممكن است تقاضاي محبوبيت در نزد مردم و يا عدم سرزنش آنان ، شبهه شرك و نداشتن اخلاص و حركت غير الهي را فراهم آورد كه جواب مي‌دهيم :

ما از محبوبيت و چشمگيري نزد مردم بعنوان ابزاري در جهت امر به معروف و نهي از منكر استفاده مي‌كنيم زيرا اگر متخلق به خصوصيت ضد اخلاقي باشيم قطعاً‌ نهي از منكر ما هم در كسي اثر گذار نخواهد بود پس ما براي بندگي در محضر حق و خدمات درست و خالصانه نيازمند اخلاقي هستيم كه صالح و كامل و مشتمل بر تمام اعضاء و جوارح ما باشد و چون قابل كتمان نيست، بعنوان ابزاري در جهت اجراي اوامر حق كاربرد داشته باشد.

صحيفه علويه ص 384

هديه به پيشگاه مطهر امام سجاد عليه السلام صلوات