.

 

 
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)     جلسه19 (اولي الحجي و كهف الوري
 

أُولِي الْحِجَى سلام بر شما اي صاحبان فطانت و هوشياري

اولي= اسم جمع به معني صاحبان و دارندگان است

حجي= عقل، فطانت و هوشياري است.

اين جمله با جمله‌ي قبل « ذَوِي النُّهَى » مترادف است زيرا حجي و نهي هر دو به معناي عقل است با اين اختلاف كه كلمه‌ي حجي جامع تمام مراتب كلي عقليه مي‌باشد، يعني عقلي توأم با فطانت و هوشياري، عقلي با دانش و بينش و عقلي كه از هر آنچه رضاي خالق در آن نيست، دور باشد. جايگاه و مصداق چنين عقلي وجود مبارك حضرات معصومين مي‌باشد.

در عرب اگر چيزي در يك مكان ثابت باشد و اقامتي هميشگي داشته باشد آن را تحجي المكان گويند عقل از جهت ثبات و ماندگاري و پايدار بودنش حجي ناميده مي‌شود.

بعضي گويند از آن جهت كه عقل حائلي است كه از هلاكت انسان جلوگيري مي‌كند حجي ناميده مي‌شود.

عرب به كسي كه تيزهوش است فطن گويد حجي و فطن نيز هم معني و مترادفند.

با توجه به تعابير متعددي كه ذكر شد هر انسان صاحب معرفتي مي‌داند كه هر عمل صحيح يا هر انديشه‌ي سالمي كه زاييده‌ي فكر بشر است جداي از قدرت لايتناهي عقول حضرات معصومين نيست، زيرا ائمه‌ي اطهار عقل كل عالم‌اند و فطانت و تيزهوشي آنها سرآمد خلقت است.

صاحبان خرد تمام موفقيت‌ها و عملكردهاي صحيح خويش را قطره‌اي متصل به درياي بيكران وجود حضرات معصومين مي‌دانند در حقيقت تمام عقلاء و علماء عالم بر سر سفره‌ي معرفتي ائمه‌ي اطهار نشسته‌اند.

گفته‌اند: اگر عاقل‌ترين مردم نبودند عالم‌ترين آنان نبودند اين دو صفت در رابطه با حضرات معصومين از يكديگر جدا و منفك نيست زيرا اين بزرگواران هم سرآمد عقل كل‌اند و هم علم‌ كل. اما در رابطه با ساير مردم به جرأت بايد گفت: علم هر عالمي مديون عقول حضرات معصومين است و عاقل براي تكامل خويش بايد خود را وابسته به علم ائمه‌ي اطهار بداند.

آنچه در اين فراز نياز ما را بيشتر نشان مي‌دهد آن است كه دست در دامان امام عصر زنيم و از ايشان عقل و علم طلب كنيم تا شايد با نور ساطع شده از وجود معرفتي ايشان سلامت فكري و روحيمان روز افزون شود.

«كَهْفِ الْوَرَى»  شما حضرات معصومين ملجأ و پناه مردم هستيد.

«كهف» به غار بسيار بزرگ در دل كوه گويند كه معمولاً در مكانهاي مرتفع ايجاد مي‌شود.

«وري» به معناي خلق است.

اگر امام هادي(ع) حضرات معصومين را « كَهْفِ الْوَرَى» خطاب مي‌كنند به يقين قصد دارند تا بزرگترين پناه و ملجأ بشريت را معرفي نمايند.

در ابتدا با نگاه ظاهري اين فراز زيارت جامعه را بررسي مي‌كنيم و بعد به تفسير آن مي‌پردازيم.

در ورزش كوهنوردي هر كوهنورد براي رسيدن به غاري كه در مكان مرتفع جاي گرفته است بايد چندين دستورالعمل را رعايت كند تا امكان صعود برايش فراهم گردد قانون اول آن است كه او بايد بداند:

1-  كوهنوردي ورزشي است كه براي ورود به آن بايد از تعلقات زندگي روزمره جدا شد زيرا هر چه سبك‌بارتر حركت كند يقيناً راحتتر مسير را طي مي‌كند،

2- هركوهنورد بايد نسبت به اين ورزش شناخت داشته باشد تا از آن نهايت بهره‌وري را بكند هیچ تازه واردی در این ورزش به موفقیت خاص دست پیدا نمي‌کند به عبارتی شناخت نسبت به اين ورزش، حرف اول را برای موفقيت مي‌زند.

3-  هر كوهنورد برای طيّ مسير با سختي‌ها و مشقات فراواني روبرو مي‌شود از این رو تنها کسانی در این ورزش موفق‌اند که از صبر و مقاومت بالایی برخوردار باشند. کوهنورد باید ظرفيت تحمل سختيها را در خود بيابد تا در این ورزش قدم نهد به عبارتي بايد به خودسازي (جسم) و خودشناسي(روح) دست زده باشد تا در اين راه به موفقیت برسد.

4- كوهنورد مي‌داند با هر گامي كه برمي‌دارد قدمي به قلّه نزديك مي‌شود و از زمين فاصله مي‌گيرد از همين رو اگر كسي در ميانه راه قصد بازگشت كند يا به هردليلي رها شود مطمئناً متحمل آسيب زيادي مي‌شود حتي گاهی ممکن است به نابودی و مرگ او ختم شود.

حال با اين توضيحات به عبارت « كَهْفِ الْوَرَى » صعود به غار ولايت نگاه مي‌كنيم.

از كلمه‌ي «وري» در این فراز چنین استنباط می‌شود که هيچ انساني مستثني از پناهندگي به غار ولايت نيست حتی اوصیاء، انبياء و رسولان الهي نيز آرامش و پناهندگی خود را مدیون ذات مقدس حضرات معصومين می‌دانند.

امام صادق(ع) مي‌فرمايد:« إِنَّ مُوسَى ع لَمَّا أَلْقَى عَصَاهُ وَ أَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَمَّنْتَنِي فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏ »1

گفته‌اند چون خدا اراده كرده كه انبياء اطهار را آزمايش نماید هر يك از آن بزرگواران برای سربلند بيرون آمدن از آزمایش خویش به حضرات معصومين پناهنده شدند.

نوح برای نجات کشتی خويش اين بزرگواران را فرا خواند و چون ترس بر حضرت موسي غلبه کرد آنان را صدا زد و يوسف در قعر چاه پناهنده‌ي حضرات معصومین شد.

اگر «وري» را عموميت دهيم و آن را به معناي تمام موجودات و همگي خلق بدانيم خواهيم گفت نه تنها موجودات زميني، كه همه‌ي ملائكه‌ي عرش نيز پناهنده به « كَهْفِ الْوَرَى » هستند.

امنيت جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل ... به واسطه‌ي آنان تامين مي‌شود. مؤيد اين سخن در مضمون روایتی از امام صادق (ع)2چنین آمده است كه چون حسين بن على (ع) متولد شد خدا جبرئيل را با هزار فرشته دستور داد فرود آمدند و به رسول خدا (ص) از طرف او تبریک بگویند جبرئيل فرود آمد و به جزيره‏اى در دريایی وارد شد كه فرشته‏اى به نام فطرس از حاملان عرش در آن جا بود فطرس بر اثر خطایی که مرتکب شده بود خدا پرهایش را شكسته بود و او را در آن جزيره انداخته بود او هفتصد سال در آنجا خدا را عبادت كرده بود تا تولد حسين بن على (ع)، آن فرشته به جبرئيل گفت كجا مي روى؟ گفت خدا بمحمد (ص) نعمتى داده و مى‏روم از طرف خدا و خود به پیامبر تبریک بگویم، فطرس گفت: مرا با خود ببر شايد محمد برايم دعا كند، جبرئیل او را با خود برد و بعد از تبری گفتن به رسول ا.. گزارش فطرس را به پیامبر داد، پيغمبر به آن فرشته فرمود: خود را به اين مولود بمال و بمقام خود برگرد. در روایت آمده است فطرس خود را به حسين ماليد و بالا رفت و گفت يا رسول اللَّه امت تو محققاً او را خواهند كشت اما حسین(ع) بر من عوضى دارد از این رو هر كس زيارتش كند باو برسانم و هر كس درودش دهد باو برسانم و هر كس طلب رحمت برايش كند باو برسانم و اوج گرفت.

با توجه به مطالب فوق می‌توان چنین گفت: اگر كسي به غار ولايت پناهنده شود نه تنها از آسيب‌ها در امان مي‌ماند بلكه نگرانی‌ها و دل لرزه‌هایش به آرامش و اطمینان بدل می‌شود.

آرامش و سکنای درونی‌اي كه در پناهندگي كهف ولايت حاصل مي‌شود به آساني بدست نمي‌آيد بلکه آن كس كه پناهندگي غار ولايت را بر هر پناه ديگري ترجيح داده است به طور قطع مي‌داند كه براي رسيدن به اين كهف بايد از تعلقات مادي خويش چشم بپوشد و این چشم پوشی امری سهل الوصول و آسان نیست، چشم پوشي از تعلقات به معناي ناديده گرفتن و بهره‌مند نشدن از آنها نيست بلكه فرد مي‌تواند ميان وابستگی‌هایش و يا ميان كثرات عالم ماده زندگي كند اما خود را وابسته و دلبسته به آنها نبيند. وصول به اين مقام به آساني صورت نمي‌گيرد زيرا فرد بايد باور ‌كند كه تمام وابستگي‌هايش امانتي از جانب خداي سبحان است كه چند روزي در دست او به وديعه گذاشته شده است با اين نگاه به زندگي فرد بايد چنان سبكبال شود كه براي پرواز از زمين وجودش تا آسمان ولايت هيچ مانعي باقی نماند.

در ادامه‌ي بحث بايد گفته‌ شود هركس ورزش کوهنوردی را انتخاب می‌کند باید کوه‌شناس باشد و نسبت به کوههایی که برای صعود انتخاب می‌کند آشنایی کامل داشته باشد از این رو سالك غار ولايت بايد نسبت به اين غار شناخت داشته باشد و بداند در چه مسيري قدم گذاشته، مقصدش کجاست؟ و به كجا صعود مي‌كند؟ و در این غار به چه كساني پناهنده خواهد شد؟

هر چه شناخت افراد نسبت به ائمه‌ي اطهار بيشتر باشد اميد به صعود و دسترسی به در خانه‌ی آنها آسان‌تر صورت مي‌پذيرد زيرا غار ولايت غاري فراختر از همه‌ی دنیا و آخرت انسان‌هاست.

کوهنورد بايد صبور و شکیبا باشد و سالک ولایت نيز بايد خود را براي تحمل هر سختي و مشقتي آماده كرده باشد هر چه فرد به خورشيد نزديكتر می‌شود بیشتر می‌سوزد اما سوختن در مسیر ولایت بقایی جاودانه است، اگر در زندگی بزرگان دين و اخلاق دقیق ‌شویم خواهیم دید هرکس در مسیر سیر و سلوک زحمت بیشتر و خالصانه‌تری را تحمل کرده است خیرات و برکاتش ماندگارتر شده است.

در قوانین ورزش کوهنوردی گفتیم که باید برای کوهنورد صعود تفهیم شود زيرا بعد از صعود بازگشت به زمين كار آساني نيست، در پناهندگی افراد به کهف ولایت نيز همين قانون حاكم است آنكس كه از زمين بالاتر رود و از كثرت عالم ماده بيشتر رها شود بازگشتش به عالم ماده سخت‌تر است از اين رو اگر کوهنوردی زمین گیر شود بیش از سایر افراد دچار افسردگی و ناراحتی می‌شود و آنکه در عالم معنا به کهف ولایت دست یافته و از عالم ماده فاصله گرفته بازگشتش به دنیا کار آسانی نیست زیرا بازگرداندن درياي روح به كوزه‌ي جسم كاري سخت و دشوار است.

آنكس كه طعم وصال حضرات معصومين را چشيده است و به اختيار خويش از اين خوشي دست كشيده و از آن مقام عرشي به زمين وجود خود بازگشته است به يقين روي آرامش و سكناي روحي را نخواهد ديد.

با آنچه گذشت شايسته است تا دست در دامن كهف الوراي خويش زنيم و از امام زمان بخواهيم تا لحظه‌اي از مدد رساني ما براي پناهندگي در غار ولايت چشم پوشي نكند.

 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1  بحارالانوار ج 16 ص 365

2- امالى شيخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 137و138

 

هديه به پيشگاه مقدس و مطهر امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط