.

" حمد و شکر "

جلسه اول _ 93/7/14

 

     اواسط دعاي اول صحيفه سجاديه:

« وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسَّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ.

وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَى حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ فَكَانُوا كَمَا وَصَفَ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ‏ هُمْ‏ أَضَلُ‏ سَبِيلًا. »

سپاس خدايي را كه اگر عبادش را از معرفت سپاسگزاري بر عطايايي بيابي كه به آنان داده و نعمتهاي پيوسته كه بر ايشان كامل ساخته، محروم مي‌نمود. نعمتهايش را صرف نموده و سپاس نمي‌گزاردند و در روزي او فراخي مي‌يافتند و شكر نمي‌كردند و اگر چنين مي‌بودند كه در كتاب محكمش فرموده، ايشان جز به چارپايان نماند بلكه از آنان گمراه‌ترند.

در توضيح اين فراز از صحيفه بايد عرض كنيم كه امام سجاد (ع) كسي را كه در قبال نعمات مختلف، تشكر و سپاسگزاري نمي‌كند، حيوان و چارپا مي‌داند يعني انسان، زماني از مرز انسانيت خارج مي‌شود كه شاكر نعمات خالق و مخلوق نباشد،‌ متوجه سلامتي و امنيت عافيتي كه خداي سبحان به او داده ، نباشد، متوجه لطف و كمك رساني همنوعان خود نباشد و مجوز شكر را بر خود ممنوع كرده باشد پس چنين انساني حتماً‌ در دايره حيوانيت وارد شده است گر چه بواسطه لطف و كرم خداوند مصرف نعمت از او سلب نگرديده است.

بطور كلي ما بايد متوجه نعمتهاي ظاهري و آشكار و پي در پي و سريالي خداوند باشيم و اگر اين توجه از ما گرفته شود، در حقيقت مورد عقوبت خداوند قرار گرفته‌ايم زيرا اساساً تمام لذت انسان به مدح و ثناي آن مُنعمي است كه نعمات را تفضلاً به او عطا كرده است حال اگر زباناً‌ و قلباً‌ عاجز از مداحي او و تشكر از او باشد حتماً‌ چون حيوان، زبانش لال از صحبت و فاقد هر گونه ادراك و تعقل شده است.

گاهي عدم شكرگزاري باعث كم شدن نعمت نمي‌شود و استدراجاً نعمت تداوم دارد امّا با حيواني كه رزقش وسيع است امّا زبان به حمد ندارد ، محشور خواهد شد. چنانچه افراد بي‌دين و لامذهبي هستند كه رزق وسيع و نعمات فراوان دارند امّا شاكر حضرت حق نيستند و اساساً‌ ادراك اين امر را هم ندارند.

بنابراين به تعبير امام سجاد (ع) ما به الامتياز و حد فارق انسان از حيوان، حامديت و شاكرين اوست. حيوان از همه چيز استفاده مي‌كنند ولي نه وقت استفاده، تشكري كرده و نه حريمي مي‌شناسند و نه محدوديتي دارند.

بنابراين مصرف نعمت براي انسان بايد پله كان تكامل و رشد او باشد. در واقع حيوان از جايگاه خود ارتقاء نمي‌يابد امّا انساني كه قرار بود با مصرف نعمت، انس به حق پيدا كند و از طريق نعمت به منعم واصل گردد، با حمد نكردن و عدم سپاس از خداوند، مراتبش را از حيوان هم بيشتر تنزل خواهد داد.

و از طرفي اگر حيوان شاكر نباشد، مستحق عقاب هم نيست ولي انسان بدليل شكر نكردن عقاب مي‌شود. زيرا انسان صاحب عقل است و هر عقل سليمي اقتضاي ثناگويي از منعم دارد و اصولاً‌ امر ثناگويي فطري و ذاتي انسان است حال انسان متدين از حق و اولياي حق و شهدا و علماء و امور باقي ثناگويي و تعريف مي‌كند و انسان غير الهي از امور پست و بي‌ارزش و مجازي و فاني تعريف مي‌كند واگر انساني پيدا شود كه ثناگويي هيچ امري را نداشته باشد، قطعاً‌ از حيوانات نيز افول و تنزل مرتبه‌اش بيشتر خواهد بود ، چنانچه سگ و اسب و ... بعضا ً‌ شكري از صاحبانشان دارند.

« وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا عَرَّفَنَا مِنْ نَفْسِهِ، وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُكْرِه‏» سپاس خدايي را بر آنچه از وجود مباركش به ما شناسانده و بر آنچه از شكرش به ما الهام فرموده.

خداي سبحان را شاكريم كه در جاي جاي زندگي خودش را به ما معرفي كرده و خودش را براي بنده مجهول نگذاشته است و ما خدايي را كه عبادت مي‌كنيم مي‌شناسيم، از عامي‌ترين افراد بخواهيد خدا را معرفي كند، مي‌گويد:‌ قل هو الله احد، مي‌گويد: بسم الله الرحمن الرحيم.

در واقع خداوند سپاسگزاري و شناخت از خودش را به انسان الهام كرده و اين الهام رباني باعث شده كه ما فطرتاً‌ شكرگزاري را بدون طي مراحل آموزشي، انجام دهيم و اين امر تحصيلي و اكتسابي نباشد. و اگر ما مصرف كننده دايم نعمات بوديم بدون اينكه خداوند الهام شكرگزاري را به قلب ما داشته باشد، در حقيقت انسان هم به مثابه حيوان آفريده مي‌شد.

معرفت هر چيز از سه راه بدست مي‌آيد:

1-   با مشاهده آن شيي

2-   مشاهده آثار آن شيئ

3-   مشاهده اسباب و علل آن چيز

حال مشاهده حضرت حق از طريق آثار و نشانه‌هاي آن است زيرا فاعل قابل رويت نيست و گر چه بزرگان معرفتي و كساني كه در نماز حضور قلب دارند، خود را علي الدوام در محضر حق احساس مي‌كنند. امّا آنچه بين همه مردم رواج دارد، مشاهده آثار حق است و پي بردن از مؤثر به اثر، واضح‌ترين راه شناخت خداوند است. و همين پي بردن گوياي استفاده از نعمات و افاضات حق است بطور مثال باران اثر خداوند است و عامل حيات و منفعت براي انسان و اگر شكر بر اين باران كه به ما الهام شده، بكار نگيريم و مسير فطرت را دگرگون كنيم، قطعاً‌ از حيوان پست‌تر هستيم.

هدیه به پیشگاه مطهر امیرالمومنین علیه السلام صلوات