.

 

 
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استادگرامي خانم زهره بروجردي)      جلسه  15فراز السلام علي ائمه الهدي
 

السَّلَامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى سلام بر امامان هدايت كننده‌ي خلق به سوي حق

ائمه جمع امام به معناي پيشوا است و در قرآن اين كلمه براي پيشوايان حق و باطل به كار رفته است قرآن درباره‌ي ائمه‌ي باطل مي‌گويد: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّار1 و درباره‌ي ائمه حق اين آيه را متذكر مي‌شود: وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ2

شيعه واژه‌ي امام را براي حضرات معصومين به كار مي‌برد و آنها را در اوصاف از ساير مردم ممتاز مي‌داند عصمت از اولين اوصاف حضرات معصومين است و همين امر سبب شده است تا رسالت نبوي محفوظ بماند زيرا پيامبران و انبياء الهي آمده‌اند و رفته‌اند در حاليكه دنيا هيچ گاه از امام خالي نيست

امام در تجلي سرآمد ظهور صفات جمالي و جلالي حضرت حق است زيرا كسي كه پيام آور خداي سبحان براي بشر است بايد جامع تمام كمالات حقاني باشد تا در پيام رساني خداي تعالي به سوي خلق كمترين شبهه‌اي در ذهن مردم جاي نگيرد.

اگر به معناي ظاهري كلمه‌ي «امام» در عرب بنگريم مي‌بينيم كه ائمه‌ي اطهار جامع كمالات و صفات انساني هستند و از هر آلودگي و رجسي در امانند زيرا عرب به شالوده‌ي ساختمان امام مي‌گويد و هيچ ساختماني بدون پايه و اساس محكم و استوار نخواهد ماند اگر شريعت معتقد است كه امام با صفات خاص از ساير مردم ممتاز مي‌شود به اين دليل است كه شالوده و اساس تفكر انسان توسط امام پايه‌گذاري مي‌شود و در نهايت اين پايه‌ها به هدايت خلق ختم مي‌شود.

همچنين عرب واژه‌ي امام را ريسمان معنا مي‌كند طنابي كه همه چيز به آن متصل مي‌شود يا به عبارتي دانه‌هاي زنجير به آن وصل مي‌گردند اگر در اين معنا امام را بررسي كنيم خواهيم گفت امام چون ريسماني است كه مردم تك تك به حلقه‌ي وجودي او متصل‌اند و هركس به اين ريسمان محكم‌تر پيوند بخورد قطعاً در دنيا و آخرت رستگارتر است.

امام در لفظ عرب به جلوداري گفته‌ مي‌شود كه مردم مأموم او هستند و به تبع او حركت مي‌كنند «المتقدم بالناس» اين مصطلح‌ترين معناي امام است زيرا در هر عهدي امامي حاضر بوده است كه مردم از جهت اعتقادات و اخلاقيات و حسنات در پي او حركت مي‌كنند و هركس به اين جلودار نزديك‌تر باشد حجاب ميان او و امامش نازك‌تر مي‌شود و گاهي چنان مي‌گردد كه انسان بي‌پرده و بي‌حجاب روي زيباي امام خود را مي‌بيند و در محضرش مي‌نشيند و با او گفتگو مي‌كند اين امر در قبل از عصر غيبت صاحب الزمان براي مردم امكان پذير بوده اما در زمان غيبت كبري افراد در حجاب غيبت امام گرفتار آمده‌اند در عين حال در اين عصر هركس تابع كامل امام شود به طور قطع رستگاري دو جهان از آن اوست.

امام كسي است كه همه‌ي خيرات در وجود او اجتماع كرده است و در فراز السَّلَامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى امام به معناي جلودار هر خير و نيكي است

همه‌ي خوبيها در وجود او اجتماع كرده است و با وجود همين اجتماع خيرات است كه بشر را به جامع حسنات فرا مي‌خواند.

اما واژه‌ي هدايت در دو معناي كلي و اساسي به كار رفته است.

هدايت در معناي «دلالت» به كار رفته است و در اين جا مي‌توان چنين گفت ائمه‌ي هدي حضرات معصومين جلوداراني هستند كه كارشان راهنمايي به سوي حق است آنها دليل واضح و آشكاري براي راهنمايي بشرند با اين معني حضرات معصومين هادي و خلق مهدي (هدايت شده) هستند.

در معناي دوم هدايت يعني رساندن به مطلوب «ايصال الي المطلوب» اين بزرگواران نه تنها دليل و راهنماي خلق هستند، بلكه دستگيري كننده و راهبر نيز مي‌باشند و بدون وجود آنها بشريت ره به جايي نمي‌برد در روايت آمده است ان علينا للهدي بدرستيكه خداي سبحان وظيفه‌ي هدايت را بر عهده‌ي ما گذاشته است.

سخن جالب اين جاست كه پيامبر(ص) در حديث ثقلين مي‌گويد:  إنّي تارك فيكم الثّقلين ألا إنّ أحدهما أكبر من الآخر كتاب اللَّه ممدود من السّماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض.3

پيامبر(ص) مي‌گويد: من دو چيز گرانبها ميان شما باقى مى‏گذارم. بدانيد يكى از اين دو از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا كه از آسمان به سوى زمين كشيده شده، و عترتم كه خاندان منند. اين دو از يك ديگر جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.

پيامبر(ص) مي‌فرمايند: من در ميان شما دو امانت مي‌گذارم اما اجري از شما طلب نمي‌كنم مگر دوستي با اهل بيت

با توجه به اين حديث حضرات معصومين براي هدايت و راهنمايي بشر هيچ اجر و پاداشي طلب نمي‌كنند اينان نه تنها پاداش طلب نمي‌كنند بلكه براي اجر اين امر عظيم هيچ منتي بر بشر ندارند.

اگر زائر با اين توضيحات به فراز السَّلَامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى نگاه كند در مي‌يابد كه در اين سلام از حضرات معصومين طلب سلامتي در هدايت كرده است اگر اين بزرگواران گوشه چشمي به سوي سالك الي الله داشته باشند دنيا و آخرتش آباد است زيرا نگاه نافذ و كلام صريح و آشكار امام هر غفلت و جهالتي را از انسان دور مي‌كند و درهاي بسته‌ي انديشه و تفكر او را مي‌گشايد با هدايت الهي‌اي كه از سوي ائمه‌ي اطهار به انسان مي‌رسد فرقاني نصيب افراد مي‌شود كه نه تنها حق و باطل را از هم منفك و جدا مي‌كنند بلكه ميان حق و احق، باطل و باطل‌تر تشخيص مي‌دهند.

گروهي گفته‌اند هدايت الهي شامل كساني مي‌شود كه در مسير حق‌اند و گمراه نيستند اين گروه هدايت يافته با عنايات حضرات معصومين به فتوحاتي دست مي‌يابند كه از عهده‌ي بشر بدون راهنماو امام خارج است آنان به جلوه‌هاي جديدي از عالم غيب دست مي‌يابند كه بدون چنين راهنماياني دست‌يابي به آن‌ها ممكن نبود.

ائمه‌ي اطهار نه تنها فرد را هدايت مي‌كنند بلكه به گفته‌ي قرآن حريص بر اين هدايت‌اند آنان چندان در مسير كمال بشريت تلاش مي‌كنند كه خداوند به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: طه مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَي4  «ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى!»  اي پيامبر ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا خود را براي هدايت بشر چنين به سختي و مشقت بيندازي هر چند كه تو بر راهنمايي آنها به گفته‌ي خداي سبحان حَريصٌ عَلَيْكُم5 هستي و اصرار بر هدايت آنان داري اما اين تلاش براي هدايت نبايد به گونه‌اي باشد كه وجود مقدس تو دچار سختي و اذيت شود.

هدايت امري دو طرفه و دو جانبه است اگر پيامبر(ص) حريص بر راهنمايي مردم هستند اين به تنهايي براي نجات انسان كافي نيست بلكه بايد افراد ظرفيت پذيرش اين هدايت را داشته باشند اگر ظرف و مظروف با هم هماهنگ نباشند ثمره‌ي لازم را نخواهد داشت.

اين جا يك سوال مطرح مي‌شود ثمره‌ و نتيجه‌ي هدايت حضرات معصومين براي انسان چيست؟ قرآن به اين سوال پاسخ مي‌گويد: فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقي6 هر كس از هدايت من پيروى كند، نه گمراه مى‏شود، و نه در رنج خواهد بود!

خداي سبحان مي‌گويد: اگر كسي هدايت مرا بپذيرد نه در اين عالم گم مي‌شود و نه بدبخت

بانگاهي به مفهوم مخالف آيه مي‌توان به سوال مطرح شده پاسخ داد اگر كسي هدايت پذير نباشد و ائمه‌ي اطهار را به عنوان هادي و راهنماي خود نپذيرد در دنيا هم گم مي‌شود و هم بدبخت

حضرات معصومين براي نجات انسان آمده‌اند آنها ما را مرتباً به باطن نبوت كه همان ولايت است توجه مي‌دهند و راهنمايي مي‌كنند زيرا اگر كسي به اين باطن برسد از سردرگمي و حيراني در دنيا و آخرت نجات مي‌يابد و اگر نسبت به حقيقت اين باطن كور باشد قطعاً در دنيا و آخرت مهجور است.

قرآن در جاي ديگر ثمره‌ي هدايت را چنين مطرح مي‌كند وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‏7 من هر كسي را كه توبه كند، و ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدايت شود، مى‏آمرزم!

غفاريت حضرت حق تنها براي توبه كنندگان است خدا مي‌گويد من حتماً غفارم اما اين پوشانندگي و ستر براي كساني است كه از معصيت به سوي طاعت و از عصيان به سوي بندگي حركت كرده‌اند.

درعبارتي كوتاه بايد چنين گفت كه غفاريت خداي سبحان تنها شامل كساني مي‌شود كه هدايت ائمه‌ي معصومين را پذيرفته باشد.

قرآن در آيه‌اي ديگر به سوال ما چنين پاسخ مي‌دهد: ... فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ8 هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند.

اگر كسي از سوي من هدايت را بپذيرد از هر گونه خوف و ترس و ناراحتي در امان است.

دوري و هجران و ترس و غصه‌هاي طولاني همه زائيده‌ي دوري از امر هدايت حضرت حق است خداوند سبحان از روي رأفت خويش هيچگاه براي بشر امور عدمي و منفي را اراده نمي‌كند بلكه هر چه از جانب او صادر مي‌شود خير و بركت است كه جاري و ساري است.

هركس در اين عالم هدايت پذير باشد و خود را به نام هادي حضرات معصومين بسپارد و افسار زندگيش را به حلقه‌ي در خانه‌ي آنها گره بزند به طور قطع ترس و غم او را احاطه نمي‌كند.

ـــــــــــــــــــــــ

 1 - سوره مباركه قصص آيه 41
 2 - سوره مباركه قصص آيه 5
 3 - الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 124
  4- سوره مباركه توبه آيات 1 و 2
  5- سوره مباركه توبه آيه 128
  6- سوره مباركه طه آيه 123
  7- سوره مباركه طه آيه 82
  8- سوره مباركه بقره آيه 38

 

هديه به پيشگاه مقدس علي بن محمد امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط