.

 در محضر امام هادی علیه السلام ( استاد محترم خانم زهره بروجردی)            جلسه4  ( علم یا عالم کدام ارزشمندتر است؟ - جلب کننده شر- مضطرب از اضطراب بدتر است- وجود ما جامع است- وفا کنید، وفا ببینید- دوست دوست شما، دوست ماست-)

 

  • علم يا عالم كدام ارزشمند‌تر است

امام هادي (ع) مي‌فرمايد: «خَيْرٌ مِنَ‏ الْخَيْرِ فَاعِلُهُ‏ وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمِيلِ قَائِلُهُ وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جَالِبُهُ وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ رَاكِبُهُ»‌[1]

«و فرمود بهتر از كار خوب انجام ‏دهنده آن است و بهتر از سخن زيبا گوينده آن است و سنگين‏تر از علم عالم است. بدتر از شر بوجود آورنده آن است و هولناك تر از هول و هراس كسى است كه ايجاد هول و هراس مي‌كند.»‌

***

فاعل هر عملي از خود آن عمل اثرش بيشتر است، مثلاً ايثار زيباست امّا ايثاركننده بهتر از خود ايثار است، درباره علم روايت بسياري داريم كه علم ذكر و نور و هدايت است و جايگاه رفيعي دارد امّا حامل علم قيمتش از خود علم گرانتر است، هر چه علم نور و قداست دارد حامل علم نورش بيشتر و قداستش افزون‌تر است.

در زيارت جامعه امام هادي (ع) آمده است «مُحْتَمِلٌ‏ لِعِلْمِكُمْ‏» هر گاه زائر مي‌خواهد خود را در محضر معصوم معرفي كند چنين بگويد:‌ من علم بي‌نهايت شما معصومين (ع) را مي‌توانم حمل كنم، علمي كه نسبت به تمام افلاك است و تنها مربوط به زمين و موجودات زميني نيست، بلكه علمي است كه مربوط به كليه عوالم است،« مُحْتَمِلٌ‏ لِعِلْمِكُمْ » يعني علمي را كه شما به من عطا مي‌كنيد بپذيرم.

روايت مي‌گويد:« وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ» قيمت و ارزش عالم بيشتر از علم است هر طلبه‌اي از آنچه مي‌آموزد قيمتش بيشتر است.

  • جلب كننده شّر

« وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جَالِبُهُ»‌ رذائل اخلاقي مانند دروغ و حسد و ناجوانمردي چقدر نازيباست ، بدتر و نازيباتر‌ از آنها كسي است كه جلب شّر مي‌كند، مثلاً‌ كسي خود دروغ نمي‌گويد امّا فضا را براي دروغ گفتن فراهم مي‌كند يا خود غيبت نمي‌كند امّا ميدان غيبت را تدارك مي‌بيند اين آدم به مراتب بدتر از دروغ‌گو و غيبت كننده است.

روايت مي‌گويد: بدتر از شّر كسي است كه جلب شّر مي‌كند و فضا را به گونه‌اي تدبير مي‌‌كند كه در آن فضا شّر انجام ‌شود حضرت نفرموده‌اند «فاعله» بلكه فرموده‌اند « جَالِبُهُ» كسي كه شر را جلب مي‌كند.

  • مضطرب از اضطراب بدتر است

« وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ رَاكِبُهُ»

فرد مضطرب از خود اضطراب بدتر است، موج منفي‌اي كه مضطرب ايجاد مي‌كند به مراتب بالاتر از موج منفي فعل است، هر مضطربي با روان مخاطب و هم‌نشين خود بازي مي‌كند و نگراني‌هاي آنها را افزايش مي‌دهد هر كس بايد مراقب باشد بدون ‌نگراني وارد جمعي شود چون نگراني‌هاي هر كس در جمع ايجاد نگراني مي‌كند، ايمان يعني رفع نگراني، مؤمن نگران نيست زيرا باور دارد:

كارساز  ما به فكر كار ماست                                 فکر ما در کار ما آزار ماست

فرد نگران به اندازه صدبرابر خود نگراني و دلهره ايجاد مي‌كند بايد متوجه باشيم كه نگراني‌هاي ما به ديگران منتقل مي‌شود، بعضي از افراد موج منفي دارند به همين دليل دوست نداريم حتي در كنار آنها بنشينيم، خدمتي كه هر يك از ما مي‌‌توانيم به يكديگر داشته باشيم اين است كه سدي براي موج منفي يكديگر باشيم. ذكر هفتاد مرتبه « لا حول و لا قوة‌ الا بالله » در هر روز رفع اضطراب مي‌كند چون روي حول و قوه خدا تكيه مي‌كنيم نه روي حول و قوه خودمان. در اين زمان ما نگران ناتوان شدن خود نيستيم، نگران معذب شدن و آفت زده شدن نيز نيستيم.

  • وجود ما جامع است

هر يك از ما وجود جامعي داريم كه از آن غافليم يكي از الطاف امام هادي (ع) در زيارت جامعه به ما اين است كه هويت ما را بر ما معلوم مي‌كند و جايگاه هر يك از ما را به خود ما معرفي مي‌كند اين معرفي با قوّت و قدرت صورت مي‌گيرد، حضرت در اين معرفي به ما يادآوري مي‌كنند وجود هر يك از شما وجودي قوي و فعال همچنين عقلاني و احساسي است هم ظاهري دارد و باطني به عبارتي وجود هر كس جامع است.

  • وفا كنيد، وفا ببينيد

متوكل عباسي يكي از خلفاي زمان امام هادي (ع) است از حضرت موعظه طلب مي‌كند حضرت چند امر را به او توصيه مي‌كند و مي‌فرمايد:‌ «‌ وَ قَالَ ع لِلْمُتَوَكِّلِ- لَا تَطْلُبِ الصَّفَا مِمَّنْ كَدَرْتَ عَلَيْهِ وَ لَا النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا قَلْبُ غَيْرِكَ لَكَ كَقَلْبِكَ لَهُ» [2]

هيچ وقت صفا را از كسي طلب نكن كه تو از او مكدري، نمي‌شود به كسي بگويم با من صاف و بي‌غل و غش باش در حالي كه خود اصلاً اهل صداقت و صاف بودن با او نيستم.

وفا را طلب نكن در مورد كسي كه تو نسبت به او نيرنگ مي‌زني، وفا به معني كامل ادا كردن وظيفه است و پُر و پيمان پرداخت كردن آنچه بايد پرداخت شود، اصلاً طلب نكنيد از افرادي كه شما نسبت به آنها كم‌كاري مي‌كنيد و نيرنگ مي‌زنيد و مي‌خواهيد آنها براي شما پُر و پيمان كار كنند اين طلب نابجايي است. طلب خيرخواهي نكنيد نسبت به كسي كه سوء ظن به او داريد.

قلبِ طرف مقابل شما مانند قلب شما است اگر شما نسبت به او باطناً مصفا هستيد او هم نسبت به شما همين گونه است امّا اگر شما باطناًَ مكدريد تقاضاي مصفا بودن نكنيد، اگر شما اهل نيرنگ هستيد به يقين آنها نسبت به شما چنين هستند، اگر شما بدبين به كسي هستيد انتظار خوش‌بيني نداشته باشيد.

  • دوست دوست شما، دوست ماست

  « مُوَالٍ‏ لَكُمْ‏ وَ لِأَوْلِيَائِكُمْ‏ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِكُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ»‌

 ما شما را دوست داريم دوستانتان را دوست داريم، يعني دوستانتان را مي‌شناسيم آنها را دوست داريم و نسبت به دشمنان شما هميشه بغض داريم اين بغض را به نمايش مي‌گذاريم عداوت با دشمنان شما داريم.

 «‌ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُم‏» سلم مصدر است هرگاه به جاي صفت به كار رود دلالت بر مبالغه مي‌كند يعني همه وجود من بسيار تسليم است در مقابل كسي كه تسليم شما‌ست.

« وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُم‏» همه وجود من بسيار درگير است با هر كس كه با شما درگير است،   «‌ مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُم‏» هر چيزي را كه شما تثبيت كرديد من هم هميشه تثبيت مي‌كنم «‌ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُم‏»‌ هر چيزي را كه شما نفي كنيد و بطلانش را اعلام داريد من هم همان را باطل اعلام مي‌كنم، « مُطِيعٌ لَكُم‏» هميشه با ميل و رغبت در خدمت شما هستم، « عَارِفٌ بِحَقِّكُم‏» وظيفه‌‌ي خود را نسبت به شما مي‌شناسم، « عَارِفٌ بِحَقِّكُم‏» من مي‌دانم وظايفم نسبت به شما چيست وظيفه شناس هستم و جاهل به جايگاه ولايت نيستم.

 «‌مُقِرٌّ بِفَضْلِكُم‏» هميشه اقرار مي‌كنم كه شما حضرات معصومين (ع) امتيازاتي در عالم داريد كه بقيه از آن امتيازات بي‌‌بهره‌اند، « مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُم‏»‌ من از همه آسيب‌ها با پناهندگي به شما محفوظ مي‌مانم، « مُحْتَجِبٌ »‌ من از همه آفات به واسطه پناهندگي به شما محجوب مي‌مانم، پناهندگي شما دفع آفت مي‌كند.

 «‌مُعْتَرِفٌ بِكُمْ» من به توحيد و نبوت و ولايت شما اعتراف مي‌كنم. « بِكُمْ» واسطه فيض شما حضرات معصومين (ع) هستيد اگر شما نبوديد چگونه مي‌توانستم اعتراف كنم همه اعترافات به واسطه شما صورت مي‌گيرد هر كس به اندازه‌اي شجاعت دارد كه اعتراف به ولايت شما مي‌كند، من ولايت شما را در دلم مكنون نگذاشته‌ام و آن را اعلام و آشكار مي‌كنم، «‌ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُم‏» قبول دارم شما رجوعي در اين عالم داريد رجوع شما را تصديق مي‌كنم، من هم قلباً باور دارم كه حضرات معصومين (ع) به اين عالم برمي‌گردند و حكومت‌هايي را در اين عالم برپا خواهند كرد و هم در عرصه اجرا سعي مي‌كنم براي آن روز كاري انجام دهم، «‌ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُم‏» چشم به راه و نظاره‌گر فرمان شما هستم.

« مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُم‏»‌ گردنم را كشيده‌ام و دائماً سرك مي‌كشم تا دولت حقه شما در عالم منعقد شود. «‌ آخِذٌ بِقَوْلِكُم‏» هر چه شما مي‌گوييد مي‌پذيرم و گفتار شما را رها نمي‌كنم گيرنده گفتار شما هستم «‌ عَامِلٌ بِأَمْرِكُم‏»‌ انجام دهنده فرمان شما‌يم « مُسْتَجِيرٌ بِكُم‏»‌ طلب پناهندگي دائم در جوار شما را دارم «‌ زَائِرٌ لَكُم‏» حضور شما را ادارك مي‌كنم «‌ لَائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُم‏» به زيارت مرقد شما رفته و خود را به مرقد شما مي‌چسابنم تا مصون از همه چيز بمانم.

ما در ارتباط با ولايت از زبان امام هادي (ع) بیان می داریم مؤمن متمرد نيست بلكه مطيع و تسليم است و با ميل و رغبت كار مي‌كند. او ساكت نيست بلكه مقر و اقرار كننده به فضل حضرات معصومين (ع) است ، جاهل نيست «‌‌مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُم» است بلكه پذيراي علم است منكر نيست «‌ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُم» بلكه به رجعت ايمان دارد.  

هر زائري در محضر امام هادي (ع) توانمند معرفي مي‌شود او عاجز و ناتوان و ناكارا نيست، همه اين عناوين كلي‌اي كه حضرت مي‌فرمايد بار مثبت دارد، هر كس به زيارت امام هادي (ع) نائل مي‌شود چه در عالم ظاهر و چه با پاي قلب حضرت او را به خودش معرفي مي‌كنند و به او اعلام مي‌كنند تو چه كسي هستي و چه توانايي‌هايي داري در حقيقت زائر مجموعه‌اي از همه كمالاتي است كه مي‌تواند آنها را كسب كند و با توسل به حضرات معصومين (ع) اين كمالات در حال و آينده جريان پيدا مي‌كند و هرگز متوقف و حبس نمي‌شود.

حضرت در ادامه مي‌فرمايد:‌ «‌ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْه‏» جايگاه شما اهل بيت (ع) جايگاه شفاعت است شما واسطه ميان من و مولا هستيد بدون وساطت شما هيچ قربي نصيب كسي نمي‌شود « وَ مُقَدِّمُكُم‏» هر گاه مي‌خواهم به سوي خداي سبحان بروم با شما مي‌روم، « اشهد ان محمد رسول الله » هر عملي كه با قصد قربت انجام مي‌گيرد شما جلوداريد وتقرب به وسيله شما صورت مي‌گيرد از خدا مي‌خواهم خدا به شما نگاه كرده پشت سرشما به من نگاهي داشته باشد.

« وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِي وَ حَوَائِجِي وَ إِرَادَتِي فِي كُلِّ أَحْوَالِي وَ أُمُورِي... ‏» هر آنچه من طلب مي‌كنم ابتدا براي شما درخواست مي‌كنم، اگر مي‌خواهم كمالات خاص نصيبم شود ابتدا شما را پيش روي خود قرار مي‌دهم « اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم » كه قبل از هر دعايي و بعد از آن مي‌گوييم.

نگرشی كه معصوم(ع) با پيوست به ولايت به ما مي‌دهند اين است كه نور ولايت آب و رنگ هر خواهاني را عوض مي‌كند و آلودگي‌هاي او را شستشو مي‌دهند و مرتفع مي‌سازند خطاهايش را به حسنه تبديل مي‌كنند و موجب ارتقاء‌ او مي‌گردند و او را تبدیل به یک انسان دیگری کرده و بال و پر پرواز به او مي‌‌دهند.



[1] بحارالانوار، ج 75، ص 370

[2] بحارالانوار، ج75 ، ص 380

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم