.

 در محضر امام هادی علیه السلام ( استاد محترم خانم زهره بروجردی)            جلسه3  ( با روزها دشمنی نکنید- راهکاری برای گشایش- بهشت منتظر شماست)
  • با روزها دشمني نكنيد !

«وَ رَوَى‏ الصَّقْرُ بْنُ‏ أَبِي‏ دُلَفَ‏ فِي‏ خَبَرٍ طَوِيلٍ قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع يَا سَيِّدِي حَدِيثٌ يُرْوَى عَنِ النَّبِيِّ ص لَا أَعْرِفُ مَعْنَاهُ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ فَتُعَادِيَكُمْ مَا مَعْنَاهُ فَقَالَ نَعَمْ الْأَيَّامُ نَحْنُ مَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فَالسَّبْتُ اسْمُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ الْأَحَدُ كِنَايَةٌ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الْإِثْنَيْنِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع وَ الثَّلَاثَاءُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ الْأَرْبِعَاءُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ أَنَا وَ الْخَمِيسُ ابْنِيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ الْجُمُعَةُ ابْنُ ابْنِي وَ إِلَيْهِ يَجْتَمِعُ عِصَابَةُ الْحَقِّ وَ هُوَ الَّذِي يَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَهَذَا مَعْنَى الْأَيَّامِ فَلَا تُعَادُوهُمْ فِي الدُّنْيَا يُعَادُوكُمْ فِي الْآخِرَة»[1]

سيدبن طاووس در كتاب جمال الاسبوع روايت مي‌كند از قول صقربن ابي دولف كه مي‌گويد:‌ روزي خدمت امام هادي (ع) مشرف شدم ديدم ايشان در حبس هستند وقتي خدمت حضرت رفتم، حضرت فرمودند:‌ كاري داري؟ گفتم: آمده‌ام تا با شما كمي بنشينم و صحبت كنم، گريه كردم حضرت را ديدم كه در حبس هستند حضرت گفتند: نگران نباش اينها نمي‌توانند به من آسيبي برسانند به ايشان گفتم: روايتي از پيامبر (ص) شنيده‌ام كه معني آن را متوجه نمي‌شوم پيامبر (ص) فرموده‌اند: با روزها دشمني نكنيد چون روزها با شما دشمني مي‌كنند.

دشمني با روز و اين كه روز دشمن ما مي‌شود به چه معناست؟

حضرت فرمودند: ايام ما [اهل بيت] هستيم، شنبه اسم پيامبر و يكشنبه اميرالمؤمنين و دوشنبه حسنين و سه شنبه‌ امام سجاد و امام باقر و امام صادق و چهارشنبه ... و جمعه فرزند فرزندم و بعد فرمودند: با معصومين (ع) در دنيا دشمني نكنيد تا مورد دشمني معصومين در آخرت قرار نگيريد، بر همين اساس است كه هر روز به خواندن زيارت ائمه (ع) سفارش شده‌ايم مثلاً شنبه زيارت پيامبر و يكشنبه زيارت اميرالمؤمنين و حضرت زهرا (س) و ... را سفارش شده.

اصل روايت از پيامبر (ص) است و توضيح آن از وجود مقدس امام هادي (ع) است اينكه شما هر روز هفته با معصومي ارتباط داريد. هر يك از ما در زندگي روزمره خويش دائم به گونه‌اي با امام هادي (ع) در تماس هستيم ايشان هدايت مي‌كنند كه ما هر روز بر سر سفره كداميك از اهل بيت مي‌نشينيم.

امام هادي (ع) در روايت ديگري مي‌فرمايد: « عَنْ سَيِّدِنَا الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِمَّا حَدَّثَنِي بِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُطَهَّرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ سَيِّدِنَا الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي كُلِّ شَهْرٍ فَأَعْرِضُهُ عَلَيْكَ. فَقَالَ لِي:

افْعَلْ‏، فَلَمَّا عَرَضْتُهُ‏ عَلَيْهِ‏ وَ صَحَّحْتُهُ‏، قُلْتُ‏ لَهُ: يَا سَيِّدِي، فِي أَكْثَرِ هَذِهِ الْأَيَّامِ قَوَاطِعُ عَنِ الْمَقَاصِدِ لِمَا ذُكِرَ فِيهَا مِنَ النَّحْسِ وَ الْمَخَاوِفِ، فَتَدُلُّنِي عَلَى الِاحْتِرَازِ مِنَ الْمَخَاوِفِ فِيهَا، فَإِنَّمَا تَدْعُونِي الضَّرُورَةُ إِلَى التَّوَجُّهِ فِي الْحَوَائِجِ فِيهَا.

فَقَالَ لِي: يَا سَهْلُ، إِنَّ لِشِيعَتِنَا بِوَلَايَتِنَا عِصْمَةً، لَوْ سَلَكُوا بِهَا فِي لُجَّةِ الْبِحَارِ الْغَامِرَةِ وَ سَبَاسِبِ الْبَيْدَاءِ الْغَائِرَةِ، بَيْنَ سِبَاعٍ وَ ذِئَابٍ، وَ أَعَادِي الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، لَأَمِنُوا مِنْ مَخَاوِفِهِمْ بِوَلَايَتِهِمْ لَنَا، فَثِقْ بِاللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ أَخْلِصْ فِي الْوَلَاءِ لِأَئِمَّتِكَ الطَّاهِرِينَ، وَ تَوَجَّهْ حَيْثُ شِئْتَ، وَ اقْصِدْ مَا شِئْتَ» [2]

فردي به نام ابو نواس مؤذن مي‌گويد: ابونواس لقبي است كه خود امام هادي (ع) به اين فرد داده‌اند دليل اين لقب آن بود كه او به راحتي با مردم مأنوس مي‌شد، بعضي از مردم مانند آب هستند به راحتي و آساني با ديگران مخلوط مي‌شوند امّا بعضي مانند ديوار محكمي هستند كه اصلاً‌ آب در آنها نفوذ نمي‌كند.

ابونواس مي‌گويد: روزي درباره نحسي و خوبي روزها از امام هادي (ع) سؤال كردم او مي‌گويد:  من به حضرت گفتم: شنيده‌ايم كه بعضي از روزها نحوستي دارد و بعضي روزها ميمون و مبارك است نظر شما در مورد سعد ويا نحس بودن روزها چيست؟

ضمناً‌ با واسطه از جدتان امام صادق (ع) شنيدم كه بعضي روزها نحس است از سفر كردن و انجام امور مهم در آن روزها پرهيز كنيد نظر شما چيست آيا اين روايت واقعيت دارد. اگر هم روزهايي نحس باشد امّا ما مجبور به سفر در آن روزها هستيم بايد چه كنيم؟

حضرت مي‌فرمايند: « يَا سَهْلُ، إِنَّ لِشِيعَتِنَا بِوَلَايَتِنَا عِصْمَةً» يعني شيعيان ما به دليل اين كه ولايت ما را پذيرفته‌اند از بسياري آسيب‌ها محفوظ مي‌مانند، « سَهْلُ، إِنَّ لِشِيعَتِنَا بِوَلَايَتِنَا عِصْمَةً، لَوْ سَلَكُوا بِهَا فِي لُجَّةِ الْبِحَارِ الْغَامِرَةِ وَ سَبَاسِبِ الْبَيْدَاءِ الْغَائِرَةِ، بَيْنَ سِبَاعٍ وَ ذِئَابٍ، وَ أَعَادِي الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، لَأَمِنُوا مِنْ مَخَاوِفِهِمْ بِوَلَايَتِهِمْ لَنَا،»

حضرت مي‌فرمايند: پذيرش ولايت ما [حضرات معصومين (ع) ] عصمت و مصونيت از آفت مي‌آورد اگر با ولايت ما شيعيانمان در امواج دريا و بيابان‌هاي خيلي دور و دره‌هاي عميق فرو روند و بين درندگان و گرگان و دشمنان جن و انس قرار بگيرند حتماً از خوف آنها در امان مي‌مانند به دليل اين كه ما ولي آنها هستيم، و مراقب و مواظب آنها هستيم و اجازه نمي‌دهيم آسيبي به آنان برسد، « فَثِقْ بِاللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)» پس به خدا اعتماد كن و دوستيت را با ائمه خالصانه كن و « حَيْثُ شِئْتَ، وَ اقْصِدْ مَا شِئْتَ» و پس از آن هر كجا مي‌خواهي برو و هر چه مي‌خواهي انجام بده ، يعني وقتي تحت ولايت ما باشي ديگر نحوست روز  به تو آسيبي نمي‌رساند حضرت نفرمودند روايت غلط است و يا نحس بودن ايام را رد نمي‌كنند بلكه مي‌گويند ما در آن روزها مراقب شما هستيم البته بعضي از روز و شبها هم سعد است مثل ايام ولادت حضرات معصومين (ع) مانند شب قدر، روز عرفه و ...

بعضي از وقتها زمان سعد نيست و امور با سهولت در آن زمان به پیش نمی رود امّا هر گاه توجه به معصوم داشته باشيم نور ولايت بر نار نحوست ايام غالب است، در محضر امام هادي (ع) آموزش مي‌گيريم كه اگر دوستي‌تان را با ما اهل بيت (ع) صميمانه و خالصانه كنيد در اين صورت ديگر نگران هيچ امري نباشيد، حتي نگران درندگان زيرا نمي‌توانند به من آسيبي وارد كند.

روايت مي‌گويد: « لحوم العلماء علي السباع حرام » درنده با همه درندگي گوشت عالم را نمي‌تواند بخورد، امام هادي (ع) آموزش مي‌دهند ولايت عصمت مي‌آورد و هر چه تمسك به ولايت قويتر باشد نگراني‌ها از نحوست‌هاي احتمالي كمتر مي‌شود.

در مفاتيح آمده است براي در امان ماندن از آسيب‌هاي روز و شب اين دعا را تكرار كنيد «اصبحت في امان و امسيت في جوار الله.»

در جاي ديگر در ادامه همين روايت ص 444 آمده است اگر مي‌خواهي كاري انجام دهي و نگران آسيب‌هاي احتمالي آن هستي قبل از اين كه متوجه آن كار شوي سوره‌هاي حمد و معوذتين و آية‌الكرسي و سوره قدر و آيه اخر آل عمران را بخوان با دعايي كه ذكر شده است.

« اللَّهُمَ‏ بِكَ‏ يَصُولُ‏ الصَّائِلُ‏، وَ بِقُدْرَتِكَ‏ يَطُولُ الطَّائِلُ، وَ لَا حَوْلَ لِكُلِّ ذِي حَوْلٍ إِلَّا بِكَ، وَ لَا قُوَّةَ يَمْتَازُهَا ذُو قُوَّةٍ إِلَّا مِنْكَ، بِصَفْوَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ خِيَرَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ، مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ، وَ عِتْرَتِهِ وَ سُلَالَتِهِ (عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) صَلِّ عَلَيْهِمْ، وَ اكْفِنِي شَرَّ هَذَا الْيَوْمِ وَ ضَرَرَهُ، وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ يُمْنَهُ، وَ اقْضِ لِي فِي مُتَصَرَّفَاتِي بِحُسْنِ الْعَاقِبَةِ وَ بُلُوغِ الْمَحَبَّةِ، وَ الظَّفَرِ بِالْأُمْنِيَّةِ، وَ كِفَايَةِ الطَّاغِيَةِ الْغَوِيَّةِ، وَ كُلَّ ذِي قُدْرَةٍ لِي عَلَى أَذِيَّةٍ، حَتَّى أَكُونَ فِي جُنَّةٍ وَ عِصْمَةٍ مِنْ كُلِّ بَلَاءٍ وَ نِقْمَةٍ، وَ أَبْدِلْنِي مِنَ الْمَخَاوِفِ فِيهِ أَمْناً، وَ مِنَ الْعَوَائِقِ فِيهِ يُسْراً، حَتَّى لَا يَصُدَّنِي صَادٌّ عَنِ الْمُرَادِ، وَ لَا يَحُلَّ بِي طَارِقٌ مِنْ أَذَى الْعِبَادِ، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ، وَ الْأُمُورُ إِلَيْكَ تَصِيرُ، يَا مَنْ‏ «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»[3]

  • راهكاري جهت گشايش

«قال: فوجّهت‏ بأولادي‏ و جميع‏ أسبابي‏ الى‏ أصدقائي‏ و اخواني يعرفونهم الخبر و يسألونهم السعي في خلاصي و كتبت بعد ذلك بخبري الى أبي الحسن عليه السّلام فوقع إليّ: لا و اللّه لا يكون الفرج حتى تعلم ان الأمر للّه وحده.

قال: فأرسلت الى جميع من كنت راسلته و سألته السعي في أمري أسأله أن لا يتكلّم و لا يسعى في أمري، و أمرت أسبابي ألا يعرفوا خبري و لا يسيروا الى زاير منهم.

فلما كان بعد تسعة أيام فتحت الأبواب عني ليلا فحملت فأخرجت بقيودي فادخلت الى عبيد اللّه بن يحيى فقال لي و هو مستبشر: ورد علي الساعة توقيع أمير المؤمنين يأمرني بتخلية سبيلك.

فقلت له: اني لا أحب أن يحل قيودي حتى تكتب إليه تسأله عن السبب في إطلاقي.» [4]

يكي از اصحاب حضرت در زمان متوكل زنداني شد به حضرت پيغام داد دعا كنيد آزاد شوم حضرت براي او نامه‌اي نوشتند: « لا و اللّه لا يكون الفرج حتى تعلم ان الأمر للّه وحده.» به خدا گشايش برايت حاصل نمي‌شود مگر اين كه به جايي برسي بداني كه كار فقط به دست خدا‌ست.

بسياري از گرفتاري‌هاي زندگي ما براي آن است كه بر اسباب تكيه مي‌كنيم امّا اگر بر مسبب الاسباب تكيه كنيم يقيناً‌ به نتيجه مي‌رسيم اگر ما در زندگي به سراغ حضرات معصومين (ع) مي‌رويم از آن روست كه آنان فاصله ميان ما و مسبب  الاسباب را مرتفع مي‌كنند و فيض خداي سبحان را به ما مي‌رسانند.

در اين روايت آمده است اين زنداني به افراد زيادي نامه نوشته بود كه براي آزادي‌اش كاري بكنيد امّا بعد از نامه امام هادي (ع) او به همه نامه نوشت كه براي آزادي من كاري نكنيد در همين جا متذكر مي‌شويم حتي در گرفتاري‌ها لازم نيست ما از مردم خواهش كنيم كه براي حل مشكل‌ ما دعا كنند و اگر در اوج گرفتاري از خدا بخواهيم كه ما را به ياد ديگران بياورد تا آنها براي ما دعا كنند اين امر صحیح تر خواهد بود.

روای می گوید بعد چند روز که در زندان ماندم شبی دَرِ زندان براي من باز شد زنجيرها از من برداشته شد با عزت و احترام به سراغ خانواده‌ام رفتم، آنچه از اين روايت به ما كمك مي‌‌كند آن است كه ما براي رفع گرفتاري و حل مشكل خود بر هيچ چيز تكيه نكنيم و به اصطلاح حساب باز نكنيم زيرا فرج نمي‌شود مگر آنكه بدانيم فرج كننده خداي سبحان است و فرج به دست اوست.


  • بهشت منتظر شماست

در روايتي در جلد 17 ، بحار الانوار ، ص 328 آمده است:

امام هادي (ع) جريان ستون حنانه را بيان مي‌كنند و مي‌فرمايند: پيامبر (ص) هرگاه در مدينه سخنراني مي‌كردند به تنه درخت خرمايي تكيه مي‌دادند بعضي از اصحاب به پيامبر عرض مي‌كردند كه تعداد مردم زياد شده و همه دوست دارند شما را هنگام سخنراني ببينند ، اي كاش به ما اجازه بدهيد منبري برايتان بسازيم تا شما بالا بنشينيد و ما شما را کاملتر ببينيم، منبري ساخته شد و روز جمعه پيامبر قرار شد روي آن بنشيند و سخنراني كند چون پيامبر (ص) در آن روز از كنار تنه درخت عبور كرد و به منبر رسيد و  بالا رفت تنه درخت مانند زن جوان مرده يا زن آبستني كه درد زايمان مي‌كشد شروع به ناله كرد، گريه كرد و ناله و ضجه زد مردم با درخت بلند گريه مي‌كردند و صداي گريه و ناله درخت بلندتر از صداي گريه مردم بود.

صداي ناله و گريه درخت با همه مردم فرق داشت. همين كه پيامبر اين صحنه را ديدند از منبر فرود آمدند و تنه درخت را در آغوش گرفتند و آن را مسح كردند و مرتب دست مباركشان را بر آن مي‌كشيدند و گفتند:‌ ساكت باش آرام بگير رسول خدا (ص) از تو عبور نكرده تا حرمتي براي تو قائل نباشد بلكه به مصلحت عباد چنين كرده است و امّا امتياز تو همچنان باقي است چون پيامبر (ص) به تو تكيه كرده درخت در بغل پيامبر آرام گرفت.

پيامبر (ص) بالاي منبر تشريف بردند و فرمودند:‌ اين تنه درخت نزد پيامبر ناله مي‌كند و غصه دار است كه پيامبر از او دور شده امّا در بين مردم كساني هستند كه اصلاً‌ براي آنها فرقي نمي‌كند كه پيامبر به آنان نزديك است يا دور، اين درخت دريافت كه من از او دور شد‌ه‌ام به همين دليل ناله‌اش بلند شد امّا در بين بندگان كساني هستند كه به خودشان ظلم مي‌كنند و براي آنها مهم نيست من به آنان نزديكم يا دور ... اگر من اين درخت را در بغل نمي‌گرفتم و دستم را بر آن نمي‌كشيدم تا قيامت گريه مي‌كرد.

البته در ميان مؤمنين زنان و مردان هستند كه از دوري پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين (ع) مثل ناله همين درخت ناله مي‌كنند.

حضرت فرمودند:‌ براي مؤمن همين كافي است كه دلش مملو از موالات پيامبر و آل پيامبر است و همه لايه‌هاي باطني‌اش بر اين عشق پيچيده شده. ديديد اين درخت چقدر گريه كرد وقتي من او را در بغل گرفتم چگونه آرام شد، همه گفتند:‌ بله يا رسول الله! حضرت مي‌فرمايند: قسم به خدايي كه مرا به پيامبري برانگيخت خزانه داران بهشت و حورالعين بهشت و قصرهاي بهشت و منازل بهشت همين كه دوستان آل پيامبر از آنها دور مي‌شوند شروع به گريه مي‌كنند و چون به آنها نزديك ‌شوند آرام مي‌گيرند، حور و غلمان و خازن بهشت همه دوست دارند به دوست آل پيامبر نزديك شوند همين كه مي‌بينند آنان به سراغ معصيت مي‌روند ناله‌شان بلند مي‌شود و چون توبه مي‌كنند خوشحال مي‌شوند آنچه ناله آنها را آرام مي‌كند چند امر است:

اول: صلوات بر پيامبر (ص) و آل پيامبر است.

دوم: انجام نوافل و سوم:‌ روزه‌ گرفتن.

و چهارم:  صدقه‌‌اي كه در راه خدا پرداخت شود يكي از بزرگترين اموري كه ناله بهشتيان را آرام مي‌كند، هر خيري است كه از سوي ما به شيعه مي‌رسد و يا هر كمكي است كه بواسطه ما به شيعيان مي‌رسد تا آنها روزگارشان را به راحتي سپري كنند حور و غلمان بهشت به يكديگر مي‌گويند:  « لَا تَسْتَعْجِلُوا صَاحِبَكُم‏» عجله نكنيد براي رسيدن كسي كه منتظر او هستيد او كاري انجام مي‌دهد كه موجب افزوني درجه‌اش مي‌گردد و با آن كار ارتقاء مقام پيدا مي‌كند او در حال خير رساني به برادر مؤمنش است اجازه بدهيد اين خيررساني را داشته باشد.

در ادامه روايت آمده است: خداي سبحان به همه بهشت و حور و قصر و منازل بهشتي اعلام مي‌كند اگر ورود مؤمنين را به شما تأخير انداختم به جهت بخل نيست بلكه به اين جهت است كه سهم آنها در دنيا كامل شود و به داد برادران مؤمنشان برسند و به غصه‌ دارن كمك كنند گشايشي براي آنها ايجاد كنند وقتي كراماتشان كامل شد آنها را به سراغ شما مي‌آورم در اين زمان حور و غلمان و قصور بهشتي در آنجا آرام مي‌گيرند و منتظر مي‌مانند تا وصال نصيبشان شود انشاالله.



[1] روضة الواعظين و بصيرة المتعظين  ،ج‏2 ، ص 392

[2] الأمالي ، ص 277

[3] الأمالي (للطوسي)،  ص278

[4] اثبات الوصية ، ص 241

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم