.

گزیده ای از کلاس آداب در قرآن ( استاد گرامی خانم زهره بروجردی                         آداب دعا در قرآن(3)

·       فضاي دعا بايد سالم باشد.

1-  در دعا بايد از خدا طلب كرد تا از افراد بي‌اعتقاد و افكار ناسالم در امان بمانيم.

« وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى‏ أَلاَّ أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي‏ شَقِيًّا »[1] «و از شما و [از] آنچه غير از خدا مى‏خوانيد كناره مى‏گيرم و پروردگارم را مى‏خوانم. اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم.» « فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ‏ وَ ما يَعْبُدُونَ‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنا نَبِيًّا »[2] «و چون از آنها و [از] آنچه به جاى خدا مى‏پرستيدند كناره گرفت، اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و همه را پيامبر گردانيديم.»

حضرت ابراهيم (ع) هنگام دعا گفت: از شما مشركين و از معبودهاتان كناره مي‌گيرم و در اين زمان خداي خود را صدا مي‌زنم، زماني كه حضرت ابراهيم از مشركين كناره‌گيري كرد خدا دعاي او را اجابت نمود و اسحاق و يعقوب را به او عنايت فرمود. فضاي دعا نبايد با امواج شرك و وجود مشرك آلوده شود بلكه اين فضاي ملكوتي بايد از كليه امواج منفي به دور باشد.


·       در دعا شرح صدر را طلب كنيد .

«قالَ‏ رَبِ‏ اشْرَحْ‏ لي‏ صَدْري‏»[3] «گفت: «پروردگارا، سينه‏ام را گشاده گردان،» خداوند سبحان با توجه به مصالح بنده همه دعاهاي او را اجابت نمي‌كند گاهي بنده دعا مي‌كند امّا از سوي خدا اجابتي را نمي‌بيند در اين زمان ممكن است دعا كننده مورد ملامت ديگران قرار بگيرد و از شنيدن اين ملامتها اذيت شود به همين دليل بايد قبل از درخواست طلب شرح صدر كرد.

درخواست شرح صدر به  سه علت است:

1-  اگر اجابت دعايش به تأخير افتاد اذيت نشود.

2-  اگر اجابت به سرعت انجام شد طغيان نكند.

3-  دعا كننده در حالي كه خود براي اجابت دعايش به يك سلسله از امور اقدام مي‌كند امّا بايد بداند به هيچ وجه بر آنچه خود انجام مي‌دهد تكيه نكند بلكه خدا مجيب است اوست كه  امور را آسان مي‌كند و تسهيلات را در اختيار بندگان  قرار مي‌دهد.

 « وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري‏ »[4] «و كارم را براى من آسان ساز،» اگر هر كس بخواهد امورش را به تنهايي انجام دهد قطعاً‌ به نتيجه نمي‌رسد امّا اگر خدا را فاعل امور بداند به نتيجه رسيدنش سهل و آسان است زيرا خدا هم مقتضي را ايجاد و هم موانع را رفع مي‌كند.

         

·       غايت دعا چيست؟

4-  « كَيْ‏ نُسَبِّحَكَ‏ كَثيرا »[5] «تا تو را فراوان تسبيح گوييم،» « وَ نَذْكُرَكَ‏ كَثيرا» « و بسيار به ياد تو باشيم،» « إِنَّكَ‏ كُنْتَ‏ بِنا بَصيراً » « زيرا تو همواره به [حال‏] ما بينايى.» غايت در دعا بايد مشخص باشد حضرت موسي (ع) در دعاي خود ذكر كثير را طلب مي‌كند ، ذكر كثير، دائم الحضور بودن در محضر معشوق است غايت و هدف هر درخواستي بايد وصال به خداي سبحان باشد زيرا آرامش و امنيت تنها در تكيه بر او ايجاد مي‌شود .


·       در دعا نشكن باشيد.

5-  در دعا بايد نشكن و مقاوم بود . « قالُوا لَنْ‏ نُؤْثِرَكَ‏ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضي‏ هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا»[6] «  گفتند: «ما هرگز تو را بر معجزاتى كه به سوى ما آمده و [بر] آن كس كه ما را پديد آورده است، ترجيح نخواهيم داد؛ پس هر حكمى مى‏خواهى بكن كه تنها در اين زندگى دنياست كه [تو] حكم مى‏رانى.»

آيه از سحره فرعون سخن مي‌گويد آنان بر خداي سبحان تكيه داشتند و به اجابت خدا اميد بسته بودند. به همين دليل به فرعون مي‌گويند:‌ هر آنچه مي‌‌خواهي انجام بده حكم تو تنها مربوط به عالم ماده است. آنان از تهديدهاي فرعون هراسي به دل راه ندادند زيرا نگاهشان به معشوق مثبت بود و به اين باور دست يافته بودند كه رسيدن به چنين محبوبي بدون تحمل آفات ظاهري و موقتي ممكن نيست امّا تحمل اين آفات آسيبي به اعتقادات آنان وارد نكرد و ذره‌اي عقب نشيني نكردند. خداوند در تحمل هر يك از اين آفات اراده كرده بود مقاومت آنان را امتحان كند.

اگر در دعا نشكن باشيم از مشكلات و آسيب‌هاي جسمي هراسي نداريم و نگاهمان چون سحره فرعون به آينده‌اي است كه فراتر از دنياي مادي است و بهشتي است كه وعده وصل به معشوق در آن محقق مي‌شود.


·       براي خدا جايگزيني قرار ندهيد .

6-  « إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏»[7] « ما به پروردگارمان ايمان آورديم، تا گناهان ما و آن سحرى كه ما را بدان واداشتى بر ما ببخشايد، و خدا بهتر و پايدارتر است.»

سحره فرعون معبود خود را پايدارتر و محكم‌تر از هر قدرت دنيايي يافتند و حاضر به جايگزيني خداي سبحان با هيچ چيز نشدند وصال معشوق را با پول، قدرت، عزت دنيايي و ... هيچ و هيچ معامله نكردند.


·       بندگي طلب كنيد نه بزرگي تا بزرگ شويد .

7-  « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ‏ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدين‏»[8] «و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.» چون حضور در محضر معشوق براي شما ممكن شد بزرگي طلب نكنيد بلكه بندگي طلب كنيد پيامبر (ص) در معراج از خداي سبحان بندگي را درخواست كرد امّا گروهي از مردم چون در خدمت حضرات معصومين (ع) و يا اولياء ديني حاضر شوند از آنها طلب بزرگي در جمع مردم را دارند و مي‌خواهند تا مورد احترام و محبت ديگران واقع شوند ، ديگران آنان را دوست بدارند و مطلوب و محبوب باشند ، امّا گروهي فقط خواهان يك امر‌ند آنان اهليت در دعا را طلب مي‌كنند و اعلام نياز به محضر معشوق دارند اگر كسي نيازش را تنها به در ِخانه حبيب ببرد حتماً‌ به مقام خاصي راه مي‌يابد چندانكه گاهي مانند آيه تا مرحله جلوداري به پيش مي‌رود اگر ما بندگي را طلب كنيم خدا بزرگي را عطا مي‌كند .


·       در آزمايشات الهي شما اولين نفر نيستيد .

8- « وَ أَيُّوبَ‏ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ»[9] «و ايوب را [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه: «به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان.»

چنانچه در مسير كمالات موانعي خاطر شما را آزرده مي‌كند آنها را اغراق‌ آميز بيان نكنيد زيرا شما تنها كسي نيستيد كه در مرحله آزمايش قرار گرفته‌ايد.

 قرآن مي‌گويد: ايوب پيامبر در آزمايشات‌ الهي صدمه‌هاي سختي را متحمل شد مصيبت هم جسم او را آزرد و هم مالش را نابود كرد و هم فرزندانش را در معرض آسيب قرار داد امّا او هرگز شكايتي نكرد بلكه گفت:‌ خدايا ! ضرر و گرفتاري با من تماس سطحي گرفته « مَسَّنِيَ الضُّرُّ»  به گرفتاريهاي دنيوي نبايد بيش از اندازه توجه كرد چون دنيا در حال گذر است و هيچ يك از مشكلات آن ماندني و باقي نيست.


·       چه كسي عامل گرفتاريهاي ماست.

9-   ما بايد خود را عامل گرفتاري‌هايمان بدانيم و خداوند سبحان هيچ نقشي در آنها ندارد بايد ديد چه كرده‌ايم كه گرفتار شده‌ايم قرآن مي‌فرمايد:‌ « وَ أَيُّوبَ‏ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ»[10] «و ايوب را [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه: «به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان.»

 مرحوم سيد بن طاووس شبي براي نماز شب برخاست و چون خواست آفتابه را بردارد تا وضو بگيرد كسي از دست او آن را مي‌گيرد و اجازه نمي‌دهد از آب آن استفاده كند چون اين اتفاق افتاد، سيد بن طاووس با خود گفت به يقين خود مشكلي داشته كه توفيق وضوي نماز شب از او سلب شده چون فكر كرد و به ياد آورد امروز پيكي به سراغ او آمده بود تا يكي از پيامهاي حضرت ولي عصر (عج) را به او برساند و سيد بن طاووس تكريم لازم را نسبت به او اجرا نكرده ،‌ تكريم اندك پيك حضرت سبب شد سيد بن طاووس توفيق وضوي نماز شب را از دست بدهد .


  • عصباني نباشيد تا دعايتان مستجاب شود .

10-  وَ ذَا النُّونِ‏ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ»[11] « و «ذو النون» را [ياد كن‏] آنگاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او قدرتى نداريم، تا در [دل‏] تاريكيها ندا درداد كه: «معبودى جز تو نيست، منزّهى تو، راستى كه من از ستمكاران بودم.» خلق بايد از آسيب ما در امان بمانند اين بدرفتاري از سويي سبب آزار آنان مي‌گردد و از سوي ديگر توفيق دعا را از ما سلب مي‌كند. حضرت يونس پيامبر قومي غير متدين بود امّا خداي سبحان حتي به يونس اجازه نداد با قوم غير متدين خويش با عصبانيت و به گفته قرآن مغاضباً برخورد كند حضرت حق او را به جهت عصبانيت گرفتار شكم ماهي شود.


·       فقط خدا را صدا كنيد .

11- در هر تنگنايي فقط خدا را صدا بزنيد او تنها پاسخ‌گوي شماست. « فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ» [12]

امّا در اين صدا زدن خدايتان را از هر عيبي مبرا بدانيد. «‌ سُبْحانَكَ»

 كم‌كاري و تقصيرات را با قاطعيت به خود نسبت دهيد نه به خدا. « إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ»


·       براي اجابت دعايتان در انجام خوبيها سبقت بجوييد .

12- « فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‏ وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعينَ»[13] « پس [دعاى‏] او را اجابت نموديم، و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل‏] كرديم، زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‏نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‏خواندند و در برابر ما فروتن بودند.»

آنان كه دعاي مستجاب دارند پيشتاز در خيرات‌اند و به سرعت براي انجام خوبي‌ها اقدام مي‌كنند. « إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ»


·       غلبه اميد بر ترس

13- « وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً»[14] « در حال بيم و اميد ما را مى‏خواندند»  ادب دعا اين است كه اميد بر ترس مقدم گردد و بنده راغب به خداي سبحان باشد در حالي كه ترسان از تقصير و كوتاهي خويش است امّا اميد به لطف معشوق دارد .


·       حل مشكل فعلي منوط به تسكين مشكل قبلي است .

14- در هر دعا ابتدا بايد به جهت رهايي از مشكلات سابق خدا را شاكر باشيم و سپس براي مشكل فعلي دعا كنيم و نبايد نگاه بر روي مشكل فعلي متمركز شود. « فَإِذَا اسْتَوَيْتَ‏ أَنْتَ‏ وَ مَنْ‏ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ»[15] « و چون تو با آنان كه همراه تواند بر كشتى نشستى بگو: «ستايش خدايى را كه ما را از [چنگ‏] گروه ظالمان رهانيد.» آيه از كشتي نوح و قرار گرفتن آن بر كوه جودي سخن مي‌گويد خداي سبحان در همين حال به نوح اعلام كرد چنانچه درخواستي داري ابتدا ثناگويي حق را بر درخواست مقدم كن.


·       ابتر دعا نكنيد .

15- « وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْني‏ مُنْزَلاً مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلين‏»[16] « و بگو: «پروردگارا، مرا در جايى پربركت فرود آور [كه‏] تو نيكترين مهمان‏نوازانى.»

ما گاهي ناقص دعا مي‌كنيم و عامل بسياري از ابتلائات ما ابتر بودن دعاهايمان است مثلاً‌ اگر براي طي كردن مراحل سير و سلوك و رسيدن به مقام قرب قيد عاقبت به خيري و عافيت را به دعايمان اضافه نكنيم ممكن است با هرسختي و مشقتي و با امتحانات سخت به اين مقام نائل آئيم امّا اين مقام براي ما بركت و عاقبت به خيري نخواهد داشت امّا اگر كسي همين مقام را با قيد عافيت طلب كند اولاً سهل الوصول به آن مي‌رسد ثانياً براي او بركات خاصي را در پي دارد درخواستها و نيّتهاي ما تعيين كننده و جهت بخش زندگي ما است.


·       دعا نبايد لقلقه زبان باشد .

16- « حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ‏ الْمَوْتُ‏ قالَ رَبِّ ارْجِعُون‏»[17] «  تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد، مى‏گويد: «پروردگارا، مرا بازگردانيد» « لَعَلِّي‏ أَعْمَلُ‏ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ »[18] « شايد من در آنچه وانهاده‏ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است، اين سخنى است كه او گوينده آن است و پيشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.» بعضي از درخواستها در جايگاه خود نيست و صرفاً لقلقه زبان است و خواستگاه باطني ندارد به همين جهت اجابت نمي‌شود. دعاي مخاطبين آيه لقلقه زبان است آنان مي‌گويند: خدايا ! ما را برگردان شايد عمل صالح انجام دهيم، امّا هر درخواستي ظرف زماني مخصوص به خود دارد زمان مرگ، زمان درخواست بازگشت و انجام عمل صالح نيست زيرا پرونده عمل بسته شده.

درخواست‌ها بايد محكم و بي‌ترديد بيان شود امّا مخاطبين آيه تقاضاي خود را با حرف « لعل » همراه كردند و اين نشانگر ترديد و شك آنها در طلبشان بود.


·       براي تشفي خاطر دعا نكنيد .

17- « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ‏ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما»[19] « و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند؛ و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند.»

دعانباید براي تشفي خاطر و انتقام‌گيري باشد بلكه بايد براي رشد و ارتقاي خود و ديگران انجام شود و اين ارتقاء و رشد با عافيت و عاقبت بخيري باشد. شيوه متقين اين است كه براي جُهال دعا مي‌كنند تا خداي سبحان با عاقبت بخيري و عافيت آنها را از جهلشان برهاند و از عيوب رهايشان سازد چنين دعايي براي تشفي‌خاطر و انتقام‌گيري نيست بلكه خير رساني به ديگران است. «قالوا سلاماً»


·       ذي الحقوق به دعاي خير محتاج ترند.

18- « وَ الَّذينَ يَقُولُونَ‏ رَبَّنا هَبْ‏ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما»[20]« و كسانى‏اند كه مى‏گويند: «پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنىِ چشمان [ما] باشد، و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.»

سفره دعا براي ذوي القربي بيش از ديگران بايد گسترده باشد در دعا اقربا و نزديكان نبايد به فراموشي سپرده شوند گاهي ما در دعاهايمان چندان به سراغ غريبه‌ها مي‌رويم كه از نزديكانمان  غافل مي‌شويم درحاليكه دعاي خالصانه براي نزديكان مي‌‌تواند گروهي را از انحراف و كجي برهاند. ممكن است ثمره دعاي والدين براي فرزندان تا جايي باشد كه آنان نه تنها خودسازي داشته باشند بلكه ديگرسازي نيز داشته باشند همچنان كه دعاي حضرت ابراهيم (ع) در حق فرزندانش سبب شد آنان امام و جلودار ديگران شوند « وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما» حضرت ابراهيم (ع) با اين دعا مسئوليت سنگيني را براي نزديكان خود طلب كرد امّا اجابت اين دعا نه تنها فرزندان او را عاقبت به خير كرد بلكه بواسطه اولاد او افراد فراواني رستگار شدند.  


·       قبل از اجابت دعا توفيق شكر طلب كنيم .

19- اگر كسي درخواست مي‌كند تا به جمع صالحين و خوبان بپيونديد قبل از اين درخواست ادب اقتضا مي‌كند توفيق شكر حضور در جمع صالحين را از خدا طلب كند. « فَتَبَسَّم‏ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني‏ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ‏ الَّتي‏ أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني‏ بِرَحْمَتِكَ في‏ عِبادِكَ الصَّالِحين‏»[21] « [سليمان‏] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت: «پروردگارا، در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس بگزارم، و به كار شايسته‏اى كه آن را مى‏پسندى بپردازم، و مرا به رحمت خويش در ميان بندگان شايسته‏ات داخل كن.» حضرت سليمان مي‌گويد:‌ خدايا ! من استحقاق ورود به جمع خوبان را ندارم امّا محتاج مشتاق ورود به جمع صالحينم مرا با رحمت خود در ميان آنان وارد كن. هر چه انسان نسبت به نعماتش شاكرتر باشد خوبان عالم او را در جمع خود راحت تر مي‌پذيرند. حضرت سليمان ابتدا از خدا درخواست شكر و عمل صالح را كرد و سپس ورود به جمع صالحين و خوبان را تقاضا نمود.



[1] سوره مباركه مريم، آيه 48

[2] سوره مباركه مريم، آيه 49

[3] سوره مباركه طه ، آيه 25

[4] سوره مباركه طه، آيه 26

[5] سوره مباركه طه ،‌ آيات 33 الي 35

[6] سوره مباركه طه، آيه 72

[7] سوره مباركه طه، آيه 73

[8] سوره مباركه انبياء ، آيه 73

[9] سوره مباركه انبياء‌،‌ آيه 83

[10] سوره مباركه انبياء‌،‌ آيه 83

[11] سوره مباركه انبياء‌،‌ آيه 87

[12] سوره مباركه انبياء‌، آيه 87

[13] سوره مباركه انبياء ، آيه 90

[14] سوره مباركه انبياء ، آيه 90

[15] سوره مباركه مؤمنون،‌آيه 28

[16] سوره مباركه مؤمنون، آيه 29

[17] سوره مباركه مؤمنون ،‌آيه 99

[18] سوره مباركه مؤمنون ، آيه 100

[19] سوره مباركه فرقان، آيه 63

[20] سوره مباركه فرقان،‌آيه 74

[21] سوره مباركه نمل،‌آيه 19

تعجیل در فرج بقیۀ‌الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات