.

گزیده ای از کلاس آداب در قرآن ( استاد گرامی خانم زهره بروجردی                            آداب دعا (1)

1-  دعا را ضروري زندگي بدانيم نه جزء امور مازاد و فضيلت.

« قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ‏ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ‏ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً»[1] « بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‏كند. در حقيقت شما به تكذيب پرداخته‏ايد و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.»

درخواستهايمان از خدا بايد در شمار نيازمندي جدي زندگي ما باشد نه فوق برنامه و اضافه، ما نيازمنديم مورد توجه خدا قرار بگيريم و مورد توجه حضرت حق قرار گرفتن صرفاً با دعا صورت مي‌گيرد و اگر دعا نكنيم عقوبت مي‌شويم به همين جهت دعا در زندگي نقش اساسي دارد و از ضروريات زندگي است.


2-  توان خود را در دعا گسترده ببينيم.

«لا يُكَلِّفُ‏ اللَّهُ‏ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرين‏»[2]«  خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏اش تكليف نمى‏كند. آنچه [از خوبى‏] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى‏] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير، پروردگارا، هيچ بار گرانى بر [دوش‏] ما مگذار؛ همچنانكه بر [دوشِ‏] كسانى كه پيش از ما بودند نهادى. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداريم بر ما تحميل مكن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تويى؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز كن‏»

توان را در دعا بايد گسترده ديد، گمان نكنيم چون ميزان توانمان محدود است پس بايد ميزان درخواست‌هايمان اندك باشد، پيامبر (ص) روزي در بياباني بودند و چوپاني گوسفندي براي ايشان ذبح كرد و پيامبر (ص) فرمود: از ما چيزي بخواه. گفت: چند شتر و گوسفند مي‌خواستم به او عطا كردند و پيامبر (ص) فرمود: كاش كمتر از پيرزن بني‌اسرائيل نبودي. پيرمرد پرسيد:‌ حكايت پيرزن بني‌اسرائيل چيست؟ پيامبر (ص) فرمود:‌ بعد از مرگ يوسف مردم هر محله‌اي مي‌گفتند يوسف بايد در محله ما دفن شود در انتها تصميم بر آن شد جنازه يوسف را در تابوتي بگذارند و آن را روي رود نيل قرار دهند تا خير يوسف به همه برسد.

زمان حضرت موسي (ع) قرار شد تابوت او را از دريا بيرون بياورند و در خشكي جا دهند، فقط اين پيرزن حكايت آن را مي‌دانست، گفت: به شرطي مي‌گويم كه براي من چهار كار انجام دهي:

اول: آنكه جوانيم را برگرداني.

دوم: بينايم كني.

سوم : مرا به همسري خودت در بياوري.

چهارم: در بهشت هم با خودت قرارم دهي.

موسي (ع) خواست امتناع كند ولي خداوند فرمود بپذير. پيامبر (ص) فرمودند: كاش مرد چوپان كمتر از پيرزن بني اسرائيل نبود، هر يك از ما بايد ياد بگيريم هنگام دعا كردن توانمان را وسيع ببينيم و نگوييم ما قابليت نداريم.


3-  دعا را كاسبي بدانيم.

«  لَها ما كَسَبَتْ‏ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَت‏»[3] «  آنچه [از خوبى‏] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى‏] به دست آورده به زيان اوست‏.»

هر چيزي كه از خدا كسب مي‌كنيد مي‌تواند به نفعتان باشد و درخواست‌هايتان كسب شما‌ست و مي‌تواند اين كسب نافع باشد يا مضر.


4-  وقتي خوبان را مشاهده مي‌كنيم ادب اقتضا مي‌كند دعا كنيم تا ما نيز مانند خوبان باشيم.

« هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ‏ رَبِ‏ هَبْ‏ لي‏ مِنْ‏ لَدُنْكَ‏ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ»[4] « آنجا [بود كه‏] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن، كه تو شنونده دعايى.»

حضرت زكريا با مشاهده حضرت مريم دعا كرد فرزندي مانند مريم خدا به او عطا كند، به عوض آنكه زكريا آه بكشد و افسوس بخورد با ديدن مريم دعا كرد و خدا دعاي او را اجابت كرد.


5-  استجابت دعا را حتمي بدانيم. «  فَنادَتْهُ‏ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحين‏»[5] «‌ پس در حالى كه وى ايستاده [و] در محراب [خود] دعا مى‏كرد، فرشتگان، او را ندا دردادند كه: خداوند تو را به [ولادت‏] يحيى -كه تصديق كننده [حقانيت‏] كلمة الله [=عيسى‏] است، و بزرگوار و خويشتندار [=پرهيزنده از زنان‏] و پيامبرى از شايستگان است- مژده مى‏دهد.»

استجابت دعا را حتمي بدانيم، بدانيم يقيناً وقتي خدا اجازه دعا را داده استجابت هم نصيبمان مي‌شود همچنانكه زكريا بلافاصله بعد از دعا استجابت را يافت، « هُوَ قائِمٌ‏ يُصَلِّي‏ فِي‏ الْمِحْراب‏» همان طور كه با ما آموزش داده شده بعد از نمازهايمان دعا كنيم.


6-  هيچ امري را از خدا بعيد ندانيم.

« قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‏ غُلامٌ‏ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ‏ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتي‏ عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاء» « گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود؟ در حالى كه پيرىِ من بالا گرفته است و زنم «نازا»ست! [فرشته‏] گفت:« [كار پروردگار] چنين است. خدا هر چه بخواهد مى‏كند.»

در دعا باور كنيم به لطف حضرت حق امور عجيب و غيب صورت مي‌گيرد ، خدا هر كاري بخواهد مي‌تواند انجام دهد « كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاء» اعتقاد داشته باشيم از خدا هيچ امري بعيد نيست.


7-  دعا بايد با ذكر و فكر باشد.

« الَّذينَ‏ يَذْكُرُونَ‏ اللَّهَ‏ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ» « همانان كه خدا را [در همه احوال‏] ايستاده و نشسته، و به پهلو آرميده ياد مى‏كنند، و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏انديشند [كه:] پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريده‏اى؛ منزهى تو! پس ما را از عذابِ آتش دوزخ در امان بدار.»

دعا بعد از ذكر و فكر استجابت دارد هر دعايي پيش نيازي دارد كه آن توجه خاص به خداي سبحان و حركت باطني به سوي حق است كه اين حركت همان فكر است. « وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اگر ما به عالم وسيع نگاه كنيم و جزئي و سطحي‌نگر نباشيم و نگاهمان به دنيا گسترده باشد سطح دعايمان گسترده‌تر مي‌شود هر چه قدر گستردگي عوالم را بيشتر ملاحظه كنيم ناچيزي و حقارت و خضوع خود را در مقابل خداوند سبحان بيشتر مي‌بينيم و اوج لطف خدا را نسبت به خود دريافت مي‌كنيم خداوند سبحان با اين عظمت به بنده ناچيزي چون من توجه خاص دارد.


8-  قبل از طرح دعا حتماً‌ تسبيح داشته باشيم.

« سُبْحانَكَ‏ فَقِنا عَذابَ‏ النَّار»[6] « پس ما را از عذابِ آتش دوزخ در امان بدار.»  

تسبيح يعني هيچ نقصي در كار خدا نبينيم خدا منزه از هر عيب و نقصي است. يعني اگر خدا دعاي مرا اجابت نكند و يا اجابت آن را به تأخير بيندازد عيب و نقصي بر خداوند سبحان نيست با گفتن سبحان الله به خود يادآوري مي‌كنيم قطعاً‌ خير و كمال من در تأخير و يا اجابت نشدن اين دعا است و هيچ نقصي بر خدا نيست.


9-  انسان براي استجابت دعا بايد خود اقدامي بكند نمي‌توان فقط با زبان دعا كرد و هيچ اقدامي عملي نداشت. در اجابت دعا اقداماتي مربوط به انسان است و اقداماتي مربوط به خدا است.

«‌ قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ‏ الْبابَ‏ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»[7] «  دو مرد از [زمره‏] كسانى كه [از خدا] مى‏ترسيدند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: «از آن دروازه بر ايشان [بتازيد و] وارد شويد؛ كه اگر از آن، درآمديد قطعاً پيروز خواهيد شد، و اگر مؤمنيد، به خدا توكّل كنيد.»

جريان آيه مربوط به گروهي است كه به موسي (ع) گفتند:‌ ما وارد نمي‌شويم اينجا ظالمين هستند،‌ امّا دو نفر از آنها گفتند:‌ وارد مي‌شويم شايد كار درست شود. ما براي هر مشكلي ابتدا بايد دعا كنيم و همراه دعا وارد عرصه عمل شويم امكان ندارد فقط با دعا كردن عالم شويم در حالي كه به كتاب دفتر و كلاس نزديك نشويم، اگر براي استجابت دعا وارد حريمي شويم كه دشواري در آن است به مجرد ورود غلبه با ماست.


10-   وقتي دعا مي‌كنيم بر دعاي خود توكل نكنيم بلكه بر خدايي خدا توكل كنيم كه توفيق دعا را به ما داده است.

« وَ عَلَى‏ اللَّهِ‏ فَتَوَكَّلُوا »[8] « به خدا توكّل كنيد.»

گاهي مردم مي‌گويند: ما خيلي دعا كرديم امّا اجابت نشد شايد يكي از عوامل اجابت نشدن آن است كه روي دعاي خود حساب باز كرده‌اند. بايد باور كنيم حال كه خدا حال دعا را به ما داده قطعاً‌ مي‌خواهد دعايمان را اجابت كند.


11-    در دعا بايد هدف مشخص باشد، مثلاً يكي مي‌خواهد مشكل معرفتي فرزندش حل شود امّا بايد بداند بعد از حل مشكل چه هدفي را در پيش دارد به قول طلاب « ثم ماذا» بعد چه اتفاقي مي‌افتد.

« قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ‏ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ»[9] « عيسى پسر مريم گفت: «بار الها، پروردگارا، از آسمان، خوانى بر ما فرو فرست تا عيدى براى اوّل و آخر ما باشد و نشانه‏اى از جانب تو. و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى‏دهندگانى.»

وقتي حضرت عيسي (ع) دعا مي‌كنند كه خدايا ! مائده‌اي از آسمان براي ما نازل كن كه آن مائده موجب عود و بازگشت بسوي تو باشد. هر يك از ما انواع نيازمندي‌ها را داريم مثلاً‌ همسري مي‌خواهيم كه دينمان را كامل كند و ذريه‌اي طلب مي‌كنيم تا كمالاتي را كه خداي سبحان به ما عطا كرده در آنها جاري شود يا سرمايه‌‌اي مي‌خواهيم كه در خدمت حق باشد.


12-سفره دعا بايد گسترده باشد.

« لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا»[10] « براى اوّل و آخر ما باشد»

همين كه درخواست مي‌كنيم هم براي خودمان و هم براي گذشتگان و آيندگانمان، سفره دعا را خيلي بزرگ كنيم هم قبلي‌ها از بركت‌ دعاي ما بهره‌مند شوند هم تا قيامت آيندگان از آن سود ببرند.


13-براي دعا كننده‌ها احترام خاصي قائل شويم.

« وَ لا تَطْرُدِ الَّذينَ‏ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمينَ»[11] « و كسانى را كه پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مى‏خوانند -در حالى كه خشنودى او را مى‏خواهند- مران. از حساب آنان چيزى بر عهده تو نيست، و از حساب تو [نيز] چيزى بر عهده آنان نيست، تا ايشان را برانى و از ستمكاران باشى.»  

پيامبر !  كساني را كه شبانه روز دعا و بندگي مي‌كنند طرد مكن و از خود مران. از آداب دعا اين است كه ما براي كساني كه اهل دعا هستند اكرام خاص قائل شويم فرق است بين كسي كه دائم با خدا ارتباط دارد و كسي كه صرفاً در امور سخت به خدا مراجعه مي‌كند.


14-  در دعا فرافكني نداشته باشيم مشكل را تقصير ديگران نياندازيم.

« قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ‏ لَمْ‏ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ »[12] «‌ گفتند: «پروردگارا، ما بر خويشتن ستم كرديم، و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زيانكاران خواهيم بود.»

آدم در دعاي خود گفت: خدايا ! به نفس خود ظلم كرده‌ بوديم.


[1] سوره مباركه فرقان ، آيه 77

[2] سوره مباركه بقره ، آيه 286

[3] سوره مباركه بقره ، آيه 286

[4] سوره مباركه آل عمران، آيه 38

[5] سوره مباركه آل عمران، آيه 39

[6] سوره مباركه آل عمران،‌ آيه 191

[7] سوره مباركه مائده ، آيه 23

[8] سوره مباركه مائده، آيه 23

[9] سوره مباركه مائده،‌ آيه 114

[10] سوره مباركه مائده، آيه 114

[11] سوره مباركه انعام، آيه 52

[12] سوره مباركه اعراف ، آيه 23

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم