.

گزیده ای از کلاس آداب در قرآن ( استاد گرامی خانم زهره بروجردی                               آداب ضيافت

ادب ميزبان

1-اكرام مهمان:

«هَلْ أَتاكَ حَديثُ‏ ضَيْفِ‏ إِبْراهيمَ‏ الْمُكْرَمين‏»[1] « آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد؟»  اكرام به چند نوع است:‌

  • گشاده رو بودن ميزبان در مقابل مهمان.
  • اجلاس مهمان در جايگاه خاص نه در ورودي مجلس.
  • معطل نشدن مهمان براي پذيرايي.
  • ميزبان خود مهمان را پذيرايي كند و اين كار را به خدمه نسپارد مگر تعداد افراد چندان زياد باشد كه براي ميزبان پذيرايي امر سختي باشد.

2-  بايد سلام و كلام ميزبان بار مثبت بيشتري نسبت به سلام و كلام مهمان در بدو ورود داشته باشد. «مهمانان گفتند: فَقالُوا سَلاماً» « و حضرت ابراهيم گفت: قالَ‏ سَلام‏»[2]  سلام مهمانها در جمله فعليه است و جواب حضرت ابراهيم (ع) با جمله اسميه است « قالَ‏ سَلام» جمله اسميه تأكيد بيشتري نسبت به جمله فعليه دارد، يعني مهمان به هر اندازه براي صاحب خانه طلب سلامتي كند و انرژي مثبت براي او ايجاد كند امّا صاحب خانه بايد با تأكيد بيشتري جواب مهمان را بدهد، جمله اسميه تأكيد و استمرار و دوام دارد.

3-  پرو پيمان پذيرايي كردن مهمان: « فَراغَ إِلى‏ أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ‏ سَمين‏»[3] « حضرت ابراهيم آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‏اى فربه [و بريان‏] آورد.» بايد غذاي مهمان متفاوت از غذاي هميشگي صاحب خانه باشد و غذاي مهمان پرو و پيمان باشد. حضرت ابراهيم (ع) براي دو نفر يك گوساله چاق را بريان كرد. ميزبان بايد « أُوفِي‏ الْكَيْلَ‏ »  باشد پرو پيمان پذيرايي كند و بايد سعي كند بهترين ضيافت را براي مهمان خود تدارك ببيند. « أَنِّي‏ أُوفِي‏ الْكَيْلَ‏ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلين‏»[4] «  من پيمانه را تمام مى‏دهم و من بهترين ميزبانانم؟» در پذيرايي نبايد تكلفي در كار باشد تا مهمان از خوردن غذاب لذّت ببرد و به اصطلاح به او بچسبد.

4-    مهمان بايد به سرعت و مخفيانه پذيرايي شود: « فَراغَ‏ إِلى‏ أَهْلِهِ‏ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمينٍ»[5] « پس آهسته به سوى همسرش رفت و گوساله‏اى فربه [و بريان‏] آورد.»  صاحب‌خانه بايد قبل از آمدن مهمان كارهاي مربوط به مهماني را تمام كند و حتي كمي استراحت كند تا چهره‌اش خسته نباشد و مهماني براي مهمان شيرين باشد، شايسته نيست صاحب خانه از زحماتي كه براي مهمان كشيده در مقابل مهمان سخن بگويد تا او شرمنده شود.

5-  « فَقَرَّبَهُ‏ إِلَيْهِمْ‏ قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ »‌[6] « بايد غذا را به نزديكشان برد [و] گفت: «مگر نمى‏خوريد؟» ما بايد سفره را نزد مهمان ببريم و غذا را در اختيار او قرار دهيم نه اين كه مهمان براي دست يافتن به غذا حركت كند و قدم بردارد.« فَقَرَّبَهُ‏ إِلَيْهِمْ» « آن را به نزديكشان برد.» مگر اين كه تعداد مهمانان زياد باشد و امكان پذيرايي براي صاحب خانه به اين شكل ميسر نباشد با توجه به اين قسمت از آيه پذيرايي به شكل سلف سرويس پذيرايي اسلامي نيست.

6-  تعارف صاحب خانه به مهمان از سر تكلف نباشد « َقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قالَ أَ لا تَأْكُلُون‏»[7] « آن را به نزديكشان برد [و] گفت: «مگر نمى‏خوريد؟» حضرت ابراهيم (ع) نگفتند:‌ بايد بفرماييد بلكه گفتند:‌ آيا نمي‌فرماييد؟ نبايد مهمان به زحمت بيافتد ، اگر مهمان چيزي نخورد،نسبت به آن بي‌تفاوت نباشيم شايد از ما ناراحت باشد.

7-  ميزبان متقاضي طولاني شدن مهماني باشد: « قالَ فَما خَطْبُكُمْ‏ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ‏ » [8]«[ابراهيم‏] گفت: «اى فرستادگان! مأموريّت شما چيست؟» اگر مهمان خواست زود برود ميزبان عكس العمل نشان دهد تا مهمان فكر نكند آمدنش فايده‌‌اي نداشته .

8-  مهماني هم براي فقرا باشد هم براي اغنياء:‌ « وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ‏ وَ الْمُعْتَرَّ »[9] « و به تنگدست [سائل‏] و به بينوا[ى غير سائل‏] بخورانيد.» نگوييم وضع فلاني خوب است و از من انتظار دعوت ندارد، شايد همان كسي كه ما گمان مي‌كنيم از ما انتظار نداشته دوست دارد به مهماني دعوت شود ولي سخني نمي‌گويد.

9-  مهمان براي ميزبان عزّت خاصي داشته باشد « أَكْرِمي‏ مَثْواه‏»[10] « نيكش بدار» مهمان را بايد دوست داشته باشيم و او براي ما عزّت داشته باشد نه ذلت و خواري.

10-         ميزبان اگر در توانش هست مهمان را دست خالي نفرستد بلكه براي اهل او هم چيزي همراه مهمان كند. « وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ‏ بِجَهازِهِمْ‏ قالَ ائْتُوني‏ بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبيكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلين‏»[11] « و چون آنان را به خوار و بارشان مجهّز كرد، گفت: «برادر پدرى خود را نزد من آوريد. مگر نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و من بهترين ميزبانانم؟»  

11-    ميزبان با احترام از مهمان جا مانده ياد كند و تقاضا كند او را با خود بياورند«ائْتُوني‏ بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبيكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي‏ الْكَيْلَ‏ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلين‏»[12] «برادر پدرى خود را نزد من آوريد. مگر نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و من بهترين ميزبانانم؟»‌ حضرت يوسف (ع) بدون گله و شكايت خواستار آمدن بنيامين شدند.

12-    ميزبان خود را مستغني از هديه مهمان نبيند و نگذارد او احساس شرمندگي كند و اگر مهمان فرد نيازمندي است به طريقي كه او ناراحت نشود احسان او را جبران كند. « وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ‏ رُدَّتْ‏ إِلَيْهِمْ‏ قالُوا يا أَبانا ما نَبْغي‏ هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا وَ نَميرُ أَهْلَنا وَ نَحْفَظُ أَخانا وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعيرٍ ذلِكَ كَيْلٌ يَسيرٌ »[13] « و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند، دريافتند كه سرمايه‏شان بدانها بازگردانيده شده است. گفتند: «اى پدر، [ديگر] چه مى‏خواهيم؟ اين سرمايه ماست كه به ما بازگردانيده شده است. قوت خانواده خود را فراهم، و برادرمان را نگهبانى مى‏كنيم، و [با بردن او] يك بار شتر مى‏افزاييم، و اين [پيمانه اضافى نزد عزيز] پيمانه‏اى ناچيز است.» ميزبان شرطي عمل نكند و به ميزان هديه مهمان از او پذيرايي نكند بلكه بيشتر و پرو پيمان مهمان را پذيراي كند.

13-    صاحب خانه به نياز‌هاي مهمانان توجه داشته باشد و در بين آنها با توجه به نيازشان و در عين تكريم و احترام تبعيض قائل شود. « وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى‏ يُوسُفَ‏ آوى‏ إِلَيْهِ أَخاهُ قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُون‏»[14] « و هنگامى كه بر يوسف وارد شدند، برادرش [بنيامين‏] را نزد خود جاى داد [و] گفت: «من برادر تو هستم.» بنابراين، از آنچه [برادران‏] مى‏كردند، غمگين مباش.» برادران يوسف دوست داشتند از جهت مادي خوب پذيرايي شوند امّا بنيامين دوست داشت تا در كنار يوسف بماند و يوسف براي هر يك از آنها بر اساس نيازشان پذيرايي كرد.

14-     ميزبان اگر از قبل مورد بي‌مهري مهمان‌ها قرار گرفته بود در مهماني به فكر جبران كم‌لطفي‌ها و مقابله به مثل با مهمان نباشد. « إِنَّا نَراكَ‏ مِنَ‏ الْمُحْسِنين‏»[15] « ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم.»‌ حضرت يوسف مورد بي‌مهري برادرانش قرار گرفته بود ولي به گونه‌اي پذيرايي كرد كه برادرها اصلاً‌ يوسف را نشناختند چندانكه برادرهاي يوسف به او مي‌گويند:‌ تو را در شمار خوبان مي‌بينيم و از تو رفتار نامناسبي نديده‌ايم وقتي كسي به من كم‌لطفي كرده اگر من در مهماني مقابل به مثل نكنم بعداً هم دلم نمي‌آيد جبران نمايم و او را عفو مي‌كنم، عفو بهتر از جبران است.

15-     هرگاه جلو مهمان چيزي براي پذيرايي مي‌گذاريد فرصت بدهيد مدتي تنها باشد تا براي خوردن راحت باشد. « فَراغَ‏ إِلى‏ أَهْلِهِ‏ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمين‏»‌[16] « پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‏اى فربه [و بريان‏] آورد.»  « فَقَرَّبَهُ‏ إِلَيْهِمْ‏ قالَ أَ لا تَأْكُلُون‏»[17] « آن را به نزديكشان برد [و] گفت: «مگر نمى‏خوريد؟» حضرت ابراهيم (ع) چون گوساله را در مقابل مهمان خود قرار داد از آنها براي مدتي فاصله گرفت.

16-     مهمان به دليل مهمان بودن قابليت سرزنش ندارد.« قالَ‏ لا تَثْريبَ‏ عَلَيْكُمُ‏ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ »[18] «[يوسف‏] گفت: «امروز بر شما سرزنشى نيست. خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربانترين مهربانان است.» زيرا مهماني جاي سرزنش نيست، مهمان به جهت مهمان بودنش قابليت سرزنش را ندارد و ميزبان به دليل ميزبان بودن حق سرزنش را ندارد.

17-     با بعضي از مهمان‌ها بايد اختصاصي برخورد كرد. «‌ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى‏ يُوسُفَ‏ آوى‏ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنين‏»[19] «پس چون بر يوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را در كنار خويش گرفت و گفت: «ان شاء اللّه، با [امن و] امان داخل مصر شويد.»

18-     مهمان اختصاصي بايد داشته باشيم، يوسف پدر و مادر خود را متفاوت از برادرانش پذيرايي كرد. « وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ‏ هذا تَأْويلُ‏ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بي‏ إِذْ أَخْرَجَني‏ مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْني‏ وَ بَيْنَ إِخْوَتي‏ إِنَّ رَبِّي لَطيفٌ لِما يَشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيمُ » [20]« و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد، و [همه آنان‏] پيش او به سجده درافتادند، و [يوسف‏] گفت: «اى پدر، اين است تعبير خواب پيشين من، به يقين، پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد -پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد- بى‏گمان، پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است، زيرا كه او داناى حكيم است.»پدر و مادرش را تخت نشين كرد يعني جداي از جاي برادرانش به آنها جا داد اين تفاوت اشكالي ندارد چون مهمان‌ها به دليل فضائلي كه دارند بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرند گاهي مهمان بزرگتر است و گاه كوچكتر و گاه عالم و گاه غير عالم است. صاحب‌خانه در حالي كه براي همه مهمانان احترام قائل است امّا براي كهن سالان بايد احترام بيشتري قائل شود.

19-      براي مهمانتان درد دل مهمان‌هاي ديگر را نكنيد كه خاطر مهمان شما مكدر ‌مي‌شود حضرت يوسف وقتي به يعقوب رسيد ابداً گزارشات ناراحت كننده نداد بلكه هر چه گفت:‌ خوشايند بود، در حالي كه يوسف مي‌توانست تمام دوره سختي خود را بر يعقوب عرضه كند. قرآن در آيه 100 سوره مباركه يوسف، مي‌گويد:‌» وَ قَدْ أَحْسَنَ بي‏ إِذْ أَخْرَجَني‏ مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْني‏ وَ بَيْنَ إِخْوَتي‏ إِنَّ رَبِّي لَطيفٌ لِما يَشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيمُ » « به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد -پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد- بى‏گمان، پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است، زيرا كه او داناى حكيم است.» يوسف در اين توضيح الطاف خدا را بر شمرد و گفت: خدا به من بسيار لطف كرده مرا از زندان خارج كرد و شما را به من برگرداند، او حتي از برادرانش شكايت نكرد و نگفت:‌ برادرها در حق من كم‌لطفي كرده‌اند بلكه گفت: شيطان ميان ما فاصله ايجاد كرد ، او گله برادرها را نزد يعقوب نمي‌كند زيرا نبايد خاطر مهمان مكدر شود و از مهماني به مهمان ديگر گله و شكايت كرد اگر كجي و ناراستي در ميان هست آن را حاصل عملكرد شيطان بدانيم نه اينكه آن را به مهمان نسبت بدهيم. يوسف مي‌گويد:‌ شيطان ميان من و برادرانم فاصله انداخت نه اين كه برادرانم در دوري من از پدرم دخيل باشند.

20-     يوسف از كساني كه به او جفا كرده‌اند با عنوان زيبا نام مي‌برد نه با عنوان نازيبا « بَيْني‏ وَ بَيْنَ‏ إِخْوَتي‏»[21] « ميان من و برادرانم»‌ يوسف برادران خود را اخوه معرفي كرد و نگفت اينها ظالميني هستند كه عامل فراق من از يعقوب شده‌‌اند.

21-       اگر ميزبان مي‌داند مهمان او به چه چيزي نياز دارد بيش از آنكه مهمان درخواست كند در اختيارش بگذارد. « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيد»[22] « هر چه بخواهند در آنجا دارند، و پيش ما فزونتر [هم‏] هست.»

 

*

ادب مهمان

1-  مهمان بايد به محض ورود كلامش حاكي از حسن و سلامتي و بدون نقص و شكايت باشد. « فَقالُوا سَلاما» [23] « سلام گفتند»  اگر به خانه‌اي به عنوان مهمان وارد شديد قبل از سلام و عليك و احوالپرسي نگويد: واي چقدر هوا گرم است، چقدر مسيرتان طولاني بود و ... هريك از اين شكايت‌ها انرژي منفي دارد و مهمان بايد از همان لحظه ورود با احساس خوشايند وارد فضاي مهماني ‌شود.

2-      خوشحالي صاحب خانه اين است كه مهمان از آنچه براي او مي‌آورند بخورد، و اگر نخورد صاحب خانه اذيت مي‌شود « فَأَوْجَسَ‏ مِنْهُمْ‏ خيفَة»« [در دلش‏] از آنان احساس ترسى كرد.»

3-        وقتي مهمان به هر دليلي نمي‌‌تواند بخورد يا كم مي‌خورد حتماً‌ به ميزبان توضيح دهد. « فَأَوْجَسَ‏ مِنْهُمْ‏ خيفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَليمٍ » «و [در دلش‏] از آنان احساس ترسى كرد. گفتند: «مترس.» و او را به پسرى دانا مژده دادند.» مثلاً‌ مهمان بگويد: ببخشيد معده درد دارم نمي‌توانم بخورم اين توضيح نگراني ميزبان را كم مي‌كند تا او گمان نكند چون غذا بي‌مزه است يا مالش شبه‌ناك است مهمان نمي‌خورد، بهتر است مهمان مشكل خود را با خوشي و خنده واگو كند كه صاحب خانه احساس نگراني بابت بيماري او نداشته باشد. در آيه مذكور به مجرد اين كه ابراهيم احساس نگراني كرد مهمانان علت نخوردن خود را اعلام كردند.

4-       مهمان نبايد دست خالي برود او هر چيزي را به عنوان كادو و هديه مي‌برد نبايد در نظرش بزرگ جلوه كند بلكه بايد به خود ياد‌آوري كند در مقابل لطف صاحب‌خانه هديه او هيچ است. برادران يوسف مي‌گويند: « وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاة» [24]«  و سرمايه‏اى ناچيز آورده‏ايم‏.» ادب اين سخن آن است كه ما كار و هديه خود را كوچك ببينيم امّا بايد نسبت به لطف ديگران توجه خاص داشته باشيم و اگر خيري از ديگران به ما مي‌رسد بايد در نظر ما زياد جلوه كند.

5-        اگر مهمان مجبور شد كه دست خالي برود خبر خوش يا دعاي خير براي ميزبان داشته باشد. « وَ بَشَّرُوهُ‏ بِغُلامٍ‏ عَليم‏»[25] « و او را به پسرى دانا مژده دادند.» مهمان براي ميزبان دعاي خوب و خير داشته باشد تا ميزبان خوشحال شود حتي اگر خبر خوبي نداشت مي‌تواند از الطاف ميزبان به خوبي تعريف كند. « قالُوا أَ تَعْجَبينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ‏ عَلَيْكُمْ‏ أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ إِنَّهُ حَميدٌ مَجيد»[26] «گفتند: «آيا از كار خدا تعجّب مى‏كنى؟ رحمت خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت‏] باد. بى‏گمان، او ستوده‏اى بزرگوار است.» مثلاً مهمان بگويد:‌ خدا الحمدلله به شما خانواده لطف فراواني كرده و شما سپاسگذار الطاف حق بوده‌ايد، نعمت سپاسگزاري شما را همگان ندارند صاحب خانه در اين زمان احساس مي‌كند مهمان نگاه مثبتي نسبت به او دارد كاري‌هاي خوب ميزبان را به او يادآوري كنيد و كم‌كاري‌هايش را پوشيده نگه داريد.

6-        مهمان بعد از اذن و دعوت صاحب خانه بايد وارد شود و خودش خودش را دعوت نكند. « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ‏ النَّبِيِ‏ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ »[27] «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد.» ظاهراً‌ آيه درباره ورود به خانه پيامبر (ص) است امّا مي‌‌توان آن را تعميم داد. ما گاهي اذن ورود را به زور از صاحب‌خانه مي‌گيريم و مي‌گويم: قطعاً‌ فلاني از خاطرش رفته مرا دعوت كند. يا اينكه قبل از مهماني اگر ميزبان در جاي ديگري باشد خود مال را در مقابل چشم او قرار مي‌دهيم تا مجبور شود دعوتمان كند در حكم فقهي آمده است: « الماخوذ كالحيا كالغصب » هر امكاناتي كه با رودربايستي به ما داده شود غصبي است و سهم ما نيست، ادب اين است كه مجوز ورود مهمان از سوي صاحب‌خانه صادر شود.

7-       مهمان نبايد منتظر غذا بماند بلكه صاحب‌خانه به سرعت امكانات پذيرايي او را بايد فراهم كند.«  إِلى‏ طَعامٍ‏ غَيْرَ ناظِرينَ‏ إِناه‏»[28] « براى [خوردنِ‏] طعامى به شما اجازه داده شود.»

8-        اگر به عنوان مهمان دعوت شديد آن مهماني را غنيمت بشماريد و قبول كنيد. « إِذا دُعيتُمْ‏ فَادْخُلُوا» «هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد.» مهمان حق ناز كردن و به تأخير انداختن مهماني را ندارد حتي مهمان‌هايي كه آخر وقت به مهماني مي‌روند كارشان با آداب مهماني سازگار نيست مهمان نبايد چندان زود برود كه صاحب‌خانه آماده نباشد و نه چندان با تأخير برود كه با آداب مهماني سازگار نباشد.

9-        مهمان بعد از صرف غذا سريع مهماني را ترك كند. « فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا»[29] «و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد.»  بسياري از حرف‌هاي نامناسب براي طولاني شدن مهماني است در حالي كه اگر مهمانان بعد از پذيرايي، فضاي مهماني را ترك كنند فرصت براي گفتن سخنان بي‌فايده و بي‌ثمر فراهم نمي‌شود.

10-      وقتي مهمان مي‌خواهد وارد خانه‌اي شود بايد مطمئن باشد كه با اهل خانه مأنوس است.«‌ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »[30] «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خانه‏هايى كه خانه‏هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد.»

11-     مهماني از گزند مهمان بايد سالم باشد. « تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»[31] «تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد.»‌ ظاهرا ً‌ سلام است ولي باطناً  طلب سلامتي نيز هست، مهمان با ورودش هم مي‌تواند آرامش بياورد و هم مي‌تواند خسارت به بار آورد مهمان بايد با نگاهي مثبت وارد خانه ميزبان شود چنانكه دعا گوي آنها باشد و از ناحيه مهمان هيچ آسيب و خسارتي به ميزبان نرسد.

12-      اگر به مهمان اجازه ورود داده نشد برگردد. « فَإِنْ لَمْ‏ تَجِدُوا فيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى‏ لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ »[32] «و اگر كسى را در آن نيافتيد، پس داخلِ آن مشويد تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر به شما گفته شد: «برگرديد» برگرديد، كه آن براى شما سزاوارتر است، و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد داناست.» اگر به شما اجازه ورود داده نشد حق نداريد وارد شويد نگوييد ما با صاحب‌خانه خودي هستيم، مهمان نبايد با صاحب خانه براحتي احساس صاحب‌خانگي كند و با مجوز صاحب خانه وارد شود، اصلاً  خانه شما نيست خانه صاحب خانه است و خانه ديگري حريم دارد بدون اجازه حق ورود نداريد، از سوي ديگر چرا ما گمان مي‌كنيم اگر براي ورود اجازه گرفتيم صاحب خانه بايد حتماً‌ اجازه ورود بدهد چنين نيست، گاهي مشكلاتي هست كه صاحب خانه از پذيرايي مهمان معذور است.

قرآن مي‌گويد: « فَارْجِعُوا» فوراً برگرديد، معطل نكنيد تا شايد در تصميم صاحب خانه تغييري حاصل شود، «‌ هُوَ أَزْكى‏ لَكُمْ» اين كار براي رشد و محبوبيت شما بهتر است مهمان بايد موجه و با حرمت نزد ميزبان حاضر شود اگر صاحب خانه بخواهد به زور مهمان را پذيرايي كند عملش با شرع سازگار نيست «‌ أَكْرِمِ‏ الضَّيْفَ‏ وَ لَوْ كَانَ كَافِراً »[33] مهمان را اكرام كنيد هر چند كافر باشد.

13-       مهمان درخواست خود را رسمي مطرح نكند. « دَعْواهُمْ‏ فيها سُبْحانَكَ‏ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ »[34] «نيايش آنان در آنجا سبحانك اللّهم [=خدايا! تو پاك و منزّهى‏] و درودشان در آنجا سلام است، و پايان نيايش آنان اين است كه: الحمد لله رب العالمين [=ستايش ويژه پروردگار جهانيان است‏].» بهشتي‌ها وقتي وارد بهشت مي‌شوند درخواست خود را رسماً‌ مطرح نمي‌كنند.

14-     مهمان‌ پشت‌سر ميزبان حرف نزند. «‌ مُتَّكِئينَ عَلَيْها مُتَقابِلين‏»[35] «كه روبروى هم بر آنها تكيه داده‏اند.»



[1] سوره مباركه ذاريات ، آيه 24

[2] سوره مباركه ذاريات ، آيه 25

[3] سوره مباركه ذاريات ، آيه 26

[4] سوره مباركه يوسف ،‌آيه 59

[5] سوره مباركه ذاريات، آيه 26

[6] سوره مباركه ذاريات ،‌آيه 27

[7] سوره مباركه ذاريات ، آيه 27

[8] سوره مباركه ذاريات ،‌آيه 31

[9] سوره مباركه حج،‌آيه 36

[10] سوره مباركه يوسف ،‌آيه 21

[11] سوره مباركه يوسف ،‌ آيه 59

[12] سوره مباركه يوسف ،‌آيه 59

[13] سوره مباركه يوسف ،‌ آيه 65

[14] سوره مباركه يوسف ،‌آيه 69

[15] سوره مباركه يوسف ،‌‌آيه 36

[16] سوره مباركه ذاريات ، آيه 26

[17] سوره مباركه ذاريات ،  آيه 27

[18] سوره مباركه يوسف ،‌آيه 92

[19] سوره مباركه يوسف ، آيه 99

[20] سوره مباركه يوسف ،‌‌ آيه 100

[21] سوره مباركه يوسف ،‌ آيه 100

[22] سوره مباركه ق،‌‌ آيه 35

[23] سوره مباركه ذاريات ،‌آيه 25

[24] سوره مباركه يوسف ،‌آيه 88

[25] سوره مباركه ذاريات ، آيه 28

[26] سوره مباركه هود، آيه 73

[27] سوره مباركه احزاب ،‌ آيه 53

[28] سوره مباركه احزاب،‌آيه 53

[29] سوره مباركه احزاب ،‌آيه 53

[30] سوره مباركه نور،‌آيه 27

[31] سوره مباركه نور،‌آيه 27

[32] سوره مباركه نور،‌آيه 28

[33] جامع الاخبار، ص84

[34] سوره مباركه يونس، آيه 10

[35] سوره مباركه واقعه،‌ آيه 16

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم