.

 
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي) جلسه 74(  منارا في بلاده و ادلاء علي صراطه)
 

«مَنَاراً فِي بِلَادِهِ وَ أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ»

حضرات معصومين (ع) «مَنَاراً فِي بِلَادِهِ» هستند،‌ بلاد به معناي سرزمين است كه هم شامل سرزمين‌‌ ظاهري است و هم سرزمين وجودي انسان، حضرات معصومين (ع) در نفوس ما «مَنار»ند، منار نوري است كه در يك مكان مرتفع برافروخته مي‌شود وجود حضرات معصومين (ع)  در اين عالم در جايگاه مرتفعي قرار دارد.

 معصومين (ع) گمراهان را به وسيله نور خويش هدايت مي‌كنند جاهل را عالم و معصيت‌كار را مطيع مي‌كنند، و در نهايت با نور افشاني دائميشان هر خواهاني را متصف به صفات الهي مي‌سازند، به اندازه‌اي كه انسان منار بودن حضرات معصومين (ع) را بپذيرد طيّب مي‌شود حسنات از او بروز مي‌كند و چنانچه كسي خواهان باشد آثار زيبايي اين حسنات در وجود او بر جا مي‌ماند، و به ميزاني كه افراد منار بودن حضرات معصومين (ع) را نپذيرفتند ناپسند مي‌شوند و سيئاتشان بروز مي‌كند و گرفتار اعتقادات سوء مي‌شوند، گويا با نپذيرفتن منار بودن معصومين هر كس خود را به زباله داني تبديل كرده چون هر آنچه دريافت مي‌كنند اثري از حسنات و خيرات ندارد مي‌شود مرتفع ترين جايگاه در اين عالم قلب مؤمن است قلب مؤمن عرش الرحمن است بهترين جايي كه منار بودن معصومين (ع)‌ ملاحظه مي‌شود دل مؤمن است و هر چه تابش اين نور شديد‌تر باشد، درك مؤمن افزون تر مي‌گردد.

 معصوم عقل كل است و به ميزاني كه عقل كل در وجود انسان تجلي كند درك او افزون مي‌شود و چون اين عقل از انسان دور شود فرد كالانعام مي‌گردد و نهايت ادراكش امور مادي مي‌شود و لا غير.

اگر عقل كل تجلي كند عقل معاش و معاد به انسان داده مي‌شود زيرا معاش لازمه امر معاد است.

« وَ أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ » حضرات معصومين (ع)‌ راهنماياني بر صراط خداي سبحانند اين مضمون در فرازهاي ابتدايي زيارت جامعه چنين آمده است « وَ أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ » حضرات معصومين (ع)‌ راهنماياني هستند براي آنچه مرضي خداست.

از كنار هم قرار گرفتن اين دو فراز مشخص مي‌شود صراط همان چيزي است كه مرضي حق است، معصومين (ع)  به صراطي راهنمايي مي‌كنند كه همان رضايت الهي است، در قسمت ديگري از زيارت جامعه آمده است:‌

« أَنْتُمْ‏ السَّبِيلُ‏ الْأَعْظَمُ‏ وَ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم‏ »‌ «‌ شمائيد آن مستقيم‏ترين راه بسوى خدا، و شاهدان سراى فنا، و شفيعان دار بقاء»‌

آيا حضرات معصومين (ع) خود صراط‌اند يا راهنمايي به سوي صراط ؟

ميان اين دو تعارضي نيست، حضرات معصومين (ع) صراط ‌اند امّا مردم را به خود دعوت نمي‌كنند بلكه به سوي خدايي دعوت مي‌كنند كه مقصد و معبود اوست.

صراط چندان واضح و بي‌دست انداز و شفاف است كه خود راه مي‌گويد:‌ » اليّ اليّ »‌ به طرف من بياييد، به طرف من بياييد تا من شما را به سوي مقصود اصلي‌تان راهنمايي كنم. صراط براي عبور است نه توقف.

اگر سؤال شود حضرات معصومين (ع) چگونه ما را به صراط راهنمايي مي‌كنند؟

شارحين خطبه مي‌فرمايند:‌ با علم و عقل و قول و اوصاف خويش ما را به صراط راهنمايي مي‌كنند، آنان بدون هيچ عايق و مانعي ما را به سوي حق فرا مي‌خوانند، با قول و فعل و عملشان بيان مي‌دارند چه اموري مرضي خدا و چه اموري مبغوض حضرت حق است.

 همچنين بيان مي‌دارند كدام يك از رفتارهاي ما با پسند خداوند سبحان تطابق دارد و كدام يك از پسند حق دور است.

در معني « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ‏ » امام صادق (ع)‌ مي‌فرمايند:‌  «‌ أَرْشِدْنَا إِلَى‏ الطَّرِيقِ‏ الْمُسْتَقِيمِ أَرْشِدْنَا لِلُزُومِ الطَّرِيقِ الْمُؤَدِّي إِلَى مَحَبَّتِكَ وَ الْمُبَلِّغِ دِينَكَ وَ الْمَانِعِ مِنْ أَنْ نَتَّبِعَ أَهْوَاءَنَا »

خدايا ! هدايت كن ما را به سوي راه مستقيم به سوي راهي كه ختم به محبت تو مي‌شود و ما را به دين تو مي‌رساند و مانع مي‌شود كه ما از هواي نفسمان تبعيت كنيم.

خدايا!  ما را به سوي راه عاشقي ببر راهي كه ما را به دين تام و كامل مي‌رساند زيرا چنانچه راه، راه عاشقي باشد مانع مي‌گردد تا به سراغ هواي نفس خود برويم، هر كس بايد دقت داشته باشد تا گردو غبار هوي و هوس او را گرفتار تبعيت از هواي نفس نكند زيرا متابعت از هواي نفس سبب مي‌شود رضايت خداي سبحان را ناديده بگيرد.

طريق رضايت خداوند سبحان پيوست به معصوم و توسل به آنهاست اگر كسي مي‌خواهد از حقيقت افعال خود آگاه شود و از باطن اعمالش مطلع گردد بايد ببيند حكم الله براي او چه تعبير كرده، در زيارت آمده است: « مَنْ‏ أَطَاعَكُمْ‏ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّه‏ »[1]‌ «هر كه شما را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده، و هر كه سر از فرمان شما سرپيچي كند خدا را نافرمانى نموده و هر كه شما را دوست بدارد خدا را دوست داشت» اگر كسي مي‌خواهد دريابد افعال او خدا پسندانه هست بايد ببيند حضرات معصومين (ع) او را به اين كار دلالت مي‌كنند يا نه؟

در اين فراز معصومين (ع) به عنوان راهنمايي صراط معرفي شده‌اند و اين معرفي معلوم مي‌كند كه هر كس خود به تنهايي قادر نيست به صراط برسد و دست يابي به آن راهنما مي‌خواهد.

هيچ كس از رضايت خداي سبحان بدون راهنمايي معصوم آگاه نمي‌شود، اين سخن بدان معنا نيست كه دريافت رضايت حق امري پوشيده است بلكه چون عالم دنيا شلوغ است و كدورت در آن فراوان و رضايت حضرت حق ميان امور مختلف مشتبه شده، تشخيص رضايت حق مشكل است.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:‌ » انا صراط المستقيم » حضرت خطبه‌‌اي با عنوان خطبه البيان دارند كه در آن جملات فراواني را براي معرفي خود بيان مي‌كنند اين معرفي نه از آن روست كه حضرت العياذ بالله محتاج به معرفي خويش است بلكه قصد دارد مردم صراط را بشناسند و به بيراه نروند.

اميرالمؤمنين (ع) نيازي ندارند تا مردم به ايشان مراجعه و توجه‌اي داشته باشند بلكه نگران گمراهي مردم است وظيفه صراط معرفي خود است تا مردم در ابتدا و ميانه راه نمانند.

« أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ »

حضرات معصومين (ع) « أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ » هستند ما را به خود راهنمايي مي‌كنند امّا اين راهنمايي در حقيقت راهنمايي به خداي سبحان است، صراط راهي از طرف خلق به سوي خالق است تا خلق آن را طي كنند معصومين (ع) اين راه را به ما مي‌آموزند، معصومين راه حركت از عالم ماده به سوي عالم معنا را آموزش مي‌دهند و مجموعه ارزشهاي اخلاقي را بيان مي‌دارند و همچنين راه ورود از عالم ناسوت به ملكوت را در اختيار بشر قرار مي‌دهند.

آنان آموزش مي‌دهند كه انسان چگونه به قرب حضرت حق نائل مي‌شود و چگونه جنت وصل را كسب مي‌كند آنان مي‌آموزند كه انسان در طريق محبّت چگونه بايد قدم بردارد تا به محبوب برسد.

آنان دليلند و دلالت‌شان از طريق آموزش است.[2]

در امالي شيخ مفيد روايتي از قول امام باقر (ع) نقل شده : فردي به خدمت امام باقر (ع) مشرف شد و عرض كرد: آقا ! ما مخالفين شما را مي‌بينيم در حالي كه عبادت و ذكر و خشوعشان به اندازه ما است. آيا اين براي ايشان فايده‌اي دارد؟

حضرت فرمودند: « مَثَل آن خاندان مَثل خانداني است كه در بني‌اسرائيل بودند، اين خانواده به گونه‌اي بودند كه اگر يكي از آنها چهل شب دعا مي‌كرد حتماً‌ به اجابت مي‌رسيد اما يكي از آنان چهل شب براي حاجتي دعا كرد و خدا پاسخ او را نداد به سوي حضرت عيسي (ع) آمد و از وضع خود شكايت كرد از حضرت عيسي تقاضا كرد تا برايش دعا كند حضرت عيسي (ع) تطهير كردند به غسل و وضو سپس نماز خواندند و دعا كردند.

خداي سبحان فرمود: بنده من به سراغ من آمده از غير آن دري كه به او چيزي پرداخت مي‌شود يعني اين فرد از من درخواست كرد. در حالي كه عيسي را به عنوان ولي خدا نپذيرفته خداوند مي‌گويد: اگر او چندان از من درخواست كند كه انگشتش بشكند و سقوط كند و پخش شود من پاسخ مثبت به او نمي‌دهم.

عيسي (ع) گفت: خداي خود را صدا مي‌زني در حالي كه در دلت پيامبر خدا را قبول نداري؟ او قسم خورد و گفت: به خدا همين است كه تو مي‌گويي بله من از خدا درخواست كردم در حالي كه پيامبري تو را قبول ندارم تو از خدا بخواه شك مرا مرتفع كند.

عيسي (ع) براي او دعا كرد خدا دعاي حضرت عيسي را قبول كرد و او مانند سايرين مستجاب الدعوه شد، امام باقر (ع) مي‌فرمايند:  ما اهل بيت مثل عيسي هستيم خدا عمل هيچ كس را قبول نمي‌كند در حالي كه او در وجود ما شك كند آن كس كه در وجود معصومين (ع) شك كند در حقيقت به ولايت ما اعتقاد ندارد راه رسيدن به خدا ما هستيم. حضرات معصومين (ع) رسانا هستند.


[1] بحارالانوار، ج 99 ، 133

[2][2] قُلْتُ لَهُ إِنَّا نَرَى الرَّجُلَ مِنَ الْمُخَالِفِينَ عَلَيْكُمْ لَهُ عِبَادَةٌ وَ اجْتِهَادٌ وَ خُشُوعٌ فَهَلْ يَنْفَعُهُ ذَلِكَ شَيْئاً فَقَالَ‏ يَا مُحَمَّدُ إِنَّمَا مَثَلُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ مَثَلُ أَهْلِ بَيْتٍ كَانُوا فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ كَانَ لَا يَجْتَهِدُ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً إِلَّا دَعَا فَأُجِيبَ‏ وَ إِنَّ رَجُلًا مِنْهُمُ اجْتَهَدَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ دَعَا فَلَمْ يُسْتَجَبْ لَهُ فَأَتَى عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع يَشْكُو إِلَيْهِ مَا هُوَ فِيهِ وَ يَسْأَلُهُ الدُّعَاءَ لَهُ فَتَطَهَّرَ عِيسَى وَ صَلَّى ثُمَّ دَعَا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ يَا عِيسَى إِنَّ عَبْدِي أَتَانِي مِنْ غَيْرِ الْبَابِ الَّذِي أُوتَى مِنْهُ إِنَّهُ دَعَانِي وَ فِي قَلْبِهِ شَكٌّ مِنْكَ فَلَوْ دَعَانِي حَتَّى يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ وَ تَنْتَشِرَ أَنَامِلُهُ مَا اسْتَجَبْتُ لَهُ فَالْتَفَتَ عِيسَى ع‏ فَقَالَ تَدْعُو رَبَّكَ وَ فِي قَلْبِكَ شَكٌّ مِنْ نَبِيِّهِ فَقَالَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ قَدْ كَانَ وَ اللَّهِ مَا قُلْتَ فَاسْأَلِ اللَّهَ أَنْ يَذْهَبَ بِهِ عَنِّي فَدَعَا لَهُ عِيسَى ع فَتَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ وَ صَارَ فِي حَدِّ أَهْلِ بَيْتِهِ‏ كَذَلِكَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلَ عَبْدٍ وَ هُوَ يَشُكُّ فِينَا.بحارالانوار‌،ج 27 ، ص 191

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم






محتوای مرتبط