.

 
چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)  جلسه 73( اعلاما لعباده و منارا في بلاده)
 

«وَ أَعْلَاماً لِعِبَادِهِ‏ وَ مَنَاراً فِي بِلَادِهِ »

« و نشانه‌هاي راهنما براي بندگان، و نورافكن‌ها در شهرها، و راهنمايان بصراط خود قرار داده است. او شما را از لغزشها مصون داشته، و از دستبرد فتنه‌ها ايمني بخشيده، و از پليديها پاك ساخته، و ناپاكي را از ساحت قدستان اي اهل بيت دور گردانده، و شما را بي‌نهايت پاكيزه داشته.»

* * *

حضرات معصومين (ع)  عَلَم و پرچم‌هايي براي بندگان هستند، اعلام جمع «عَلَم» و عَلَم به معني كوه، پرچم، علامت و نشانه آمده است.

حضرات معصومين (ع) بر مبناي اين سه معنا ظهور دارند، آنان هرگز پنهان نيستند، چه اينكه كوه باشند و يا پرچم و يا هر علامت ديگري، مهم پنهان نبودن آنهاست ائمه اطهار (ع) ظاهر و بارزند زيارت مي‌گويد: « أَعْلَاماً لِعِبَادِهِ‏ »‌ هستند.

اگر علم به معناي كوه باشد، كوه در زمين چند نقش دارد:

1-كوهها ميخ زمين هستند و مايه تثبيت آن. با توجه به اين معنا، حضرات معصومين (ع)  مايه تثبيت كمالات و موجب تثبيت خيرات در وجود ما هستند، به ميزاني كه وجود معصوم بر ما جلوه‌گر شود به همان ميزان از تزلزل و انحراف اعتقادي و اخلاقي مصون مي‌مانيم، حضرات معصومين (ع) جبالي براي بندگان هستند، جبل بودنشان به معناي آن است كه به چشم همگان مي‌آيند همچنان كه كوه قابل استتار نيست معصومين نيز رفيع المقام و مرتفع‌اند.

2- در دل كوه معادني وجود دارد كه فقط با شناخت كوه برداشت از آن معادن امكان‌پذير است يعني هر چه ما به شناخت حضرات معصومين (ع) نزديك‌تر شويم و آنان را بيشتر بشناسيم از معارف وجود معصوم بيشتر بهر‌ه‌مند مي‌شويم.

3- در اين عالم بارش‌ها بواسطه كوه به زمين مي‌رسد برف و باران از كوه جاري مي‌شود يعني ابتدا مرتفع‌ترين مكان‌ها باران را دريافت مي‌كنند سپس مردم از آن بهره‌‌مند مي‌شوند وجود معصوم چنان است كه ابتدا خيرات از ناحيه حق به حضرات معصومين (ع) مي‌رسد و سپس با وساطت معصوم خيرات بر ما جاري مي‌گردد.

4- جلالت كوه از دور قابل مشاهده است هر چه به آن نزديكتر شويم جمال آن را بيشتر مشاهده مي‌كنيم، حضرات معصومين (ع) نيز چنين‌اند هر چه از آنها دورتر باشيم هيبتشان چشم ما را به خود معطوف مي‌كند و چون به آنها نزديك شويم رأفت و رحمتشان را دريافت مي‌كنيم.

5- بالا رفتن از كوه امر سختي است شناخت حضرات معصومين (ع) نيز امر آساني نيست، اصلاً حق شناخت آنان متصور نيست، امّا هر چه از كوه بالاتر برويم تنفس راحت‌تر مي‌شود، و لذت خاصي نصيبمان مي‌شود هر چه به معصوم نزديكتر شويم لذت خاصي بر ما حاكم مي‌شود.

6- با حركت در كوه ، دغدغه عالم ماده از ما دور مي‌شود هر چه به وجود مقدس معصوم نزديك شويم از تعلقات عالم ماده رها‌ مي‌شويم و قربمان به حضرت حق افزايش مي‌يابد، اگر جايگاه معصوم را كوه بگيريم بايد بگويم حقيقت وجود معصوم قابل شناخت و ادراك نيست ولي دسترسي به آنها محال نمي‌باشد دسترسي به آنها ممكن و ميسر است‌، بايد بدانيم براي شناخت كوه بايد به سراغ آن رفت كوه ظاهراً حركتي ندارد اما در ابتدا چنين به نظر مي‌رسد اول بايد ما خواهان شناخت امام باشيم تا در غيبت معرفت نسبت به آنان در ما نمودار شود. بايد وارد بر امام شد يعني ما بايد خواستار شناخت امام باشيم زيرا حضرات معصومين (ع) به مكاني وارد نمي‌شوند كه صاحب خانه خواهان آمدن آنها نباشد جايگاه قدوم امام قلب است آنان زماني بر ما وارد مي‌شوند كه قلب‌مان آمادگي لازم را براي ورودشان داشته باشد.

اگر كوه نباشد زمين دچار زلزله مي‌شود روايت مي‌گويد:  «‌ لو لا الحجة لساخت‏ الارض‏ باهلها» اگر در زمين امام نباشد زمين اهل خود را مي‌بلعد ، حضرات معصومين (ع) مايه تثبيت زمين‌اند. قرآن مي‌فرمايد:‌ « ‌ يُثَبِّتُ‏ اللَّهُ‏ الَّذينَ‏ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ  »[1] « خدا كسانى را كه ايمان آورده‏اند، در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏گرداند.»

در ذيل اين آيه روايتي آمده كه بيان مي‌دارد موضوع آيه اعتقاد به ولايت است، اعتقاد به ولايت موجب تثبيت اعمال درست و اعتقادات ما مي‌شود، اعتقاد به ولايت خوبي‌ها را استوار و ماندني مي‌كند.

حضرات معصومين (ع) در وجود ما مانند كوهي هستند كه انواع خيرات از آنها نازل مي‌شود و آنان هستند كه اذن صعود بشر را به عالم معنا صادر مي‌كنند،  صعود افراد از عالم ماده به عالم معنا علامت موفقيت آنهاست البته بايد دانست همه كس قدرت صعود ندارد چون همگان كوه نورد نيستند كوه نوردي به  قدرت و توان خاصي نياز دارد.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد:‌ « حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ خَشِنٌ‏ مَخْشُوشٌ‏ فَانْبِذُوا إِلَى النَّاسِ نَبْذاً فَمَنْ عَرَفَ فَزِيدُوهُ وَ مَنْ أَنْكَرَ فَأَمْسِكُوا لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا ثَلَاثٌ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ.»‌[2]

كلام ما سخت است و اصلاً‌ خواسته‌ شده است كه چنين باشد « نبذ » رها كردن ، مقداري از سخنان ما را به مردم بگوييد، اگر كسي فهميد اضافه كنيد هر كس ما را شناخت سخنان را براي او بيشتر كنيد و اگر كسي به نظرش سخن ما عجيب و غريب و ناشناخته آمد و قصد پذيرفتن نداشت از گفتن سخنان ما امتناع كنيد.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد:‌ سخن ما را سه گروه درك مي‌كنند:‌

1- ملك مقرب ، ساير ملائكه از دريافت سخن حضرات معصومين (ع) ناتوانند بلكه فقط ملك مقرب قدرك درك آن را دارند.

2- نبي مرسل نه تمام انبياء ، در توضيح اين قسمت بايد گفت: «علماء امتى‏ أفضل‏ من‏ انبياء بني إسرائيل‏»‌[3] بسياري از انبياي بني اسرائيل نيز نمي‌توانستند حرف‌هاي اميرالمؤمنين (ع) را درك كنند.

3- گروه سوم « عَبْدٌ مُؤْمِنٌ‏ امْتَحَنَ‏ اللَّهُ‏ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ »‌[4] عبد مؤمني كه خدا دلش را براي قبول ولايت ما آزموده است، آزموني كه بسياري از انبياء و ملائكه از حضور در آن محرومند زيرا اصلاً اجازه ورود به اين حضور را نداشتند خداوند سبحان حضور براي آنها صادر نكرده. اگر سؤال كنيد چرا چنين است؟

در پاسخ گفته مي‌شود:‌ حقيقت كلام معصوم از جنس عالم ماده و دنيا نيست به همين دليل بسياري مردم از دريافت و درك آن عاجزند كلام آنان دون كلام خالق و فوق كلام المخلوق است از كلام خالق پايين‌تر و از كلام بقيه مخلوقات بالاتر است.

« أَعْلَاماً لِعِبَادِهِ‏ »

يعني جايگاه كوه را دشت و دره و تپه‌ها ندارد و جايگاه كوه جايگاه ويژه‌اي است « آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ‏ أَحَداً مِنَ‏ الْعالَمينَ‏ » [5] «‌ و آنچه را كه به هيچ كس از جهانيان نداده بود، به شما داد.» خدا به حضرات معصومين (ع)  جايگاهي داده كه به هيچ كس آن جايگاه عطا نشده است.

در معناي دوم به معني پرچم است ، حضرات معصومين (ع) پرچم‌اند آنان در نظام عالم جايگاه رفيعي دارند كه هر خواهاني مي‌تواند از دور آنها را ببيند ، برافراشته بودن پرچم كشوري نشان از برپايي و استواري آن كشور است حضرات معصومين (ع) پرچم استواري هستند كه همه خلاق به واسطه آنها به خداي سبحان دعوت مي‌شوند.

پرچم نماد هر كشوري است حضرات معصومين (ع)‌ جلوه تامّه خداي سبحان‌اند هيچ گاه معصومين (ع) مردم را به سوي خود دعوت نمي‌كنند ، حتي دعوت پيامبران نيز در طول تاريخ با پرچم وجود معصوم بوده است.

مفضل از قول امام صادق (ع)‌ نقل مي‌كند كه حضرت مي‌فرمايند:‌ « أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ‏ رَسُولَ‏ اللَّهِ‏ ص وَ هُوَ رُوحٌ إِلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ هُمْ أَرْوَاحٌ قَبْلَ خَلْقِ الْخَلْقِ بِأَلْفَيْ عَامٍ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ دَعَاهُمْ إِلَى تَوْحِيد »[6]

خداي سبحان پيامبر را در زماني كه روح بود در ميان انبياء مبعوث كرد در آن زمان انبياء‌ نيز روح بودند، پيامبر (ص) آنان را به توحيد دعوت كرد هر هدايتي به وسيله حضرات معصومين (ع)‌ صورت مي‌گيرد، حتي هدايت انبياء پيامبران در مقام نوري در پرتو نور پيامبراند « أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ.»

روايت مي‌گويد:  « و روى صاحب بستان الكرامة أن النبي صلّى اللّه عليه و آله كان جالسا و عنده جبرائيل عليه السّلام فدخل علي عليه السّلام فقام له جبرائيل عليه السّلام.» [7]

روزي جبرئيل بر پيامبر (ص) وارد شد بعد از مدتي اميرالمؤمنين (ع) بر پيامبر (ص) وارد شد جبرئيل مقابل اميرالمؤمنين (ع) قيام كرد و پيامبر (ص) به جبرئيل مي‌گويد:‌ تو با اين مقام در برابر جواني بر مي‌خيزي ، جبرئيل گفت:‌ حق تعليم بر عهده من دارد چون وقتي خدا مرا خلق كرد خدا از من جبرئيل سؤال كرد تو چه كسي هستي؟ اسمت چيست ؟

و در ادامه پرسيد منِ خدا چه كسي هستم اسم من چيست ؟

و من در جواب سرگردان بودم اين جوان در عالم نور بر من حاضر شد و به من جواب را آموخت او به من گفت:‌ به خدا بگو تو ربّ جليل هستي و نام تو جميل  است و من عبد ذليل هستم و نامم جبرئيل است، پيامبر فرمودند:‌ چند سال داري جبرئيل ؟

جبرييل گفت: يا رسول الله ستاره‌اي است كه هر سي هزار سال يك بار طلوع مي‌كند و من طلوع اين ستاره را سي‌هزار بار ديده‌ام ،

تا صورت پيوند جهان بود علي بود                                    تا نقش زمين بود و زمان بود علي بود

اين روايت شاهد مثال اين مدعا بود كه اعلام جمع علم  و علم پرچمي است كه براي هدايت خلق نصب شده حتي جبرئيل به جهت هدايت و كسب معرفت الربّ به وجود اميرالمؤمنين (ع)‌ متوسل شد.

امّا اگر علم به معناي علامت باشد بايد بدانيم اين علامت با هر علامت ديگري متفاوت است حضرات معصومين علاماتي هستند كه هيچ گاه در گذر زمان كهنه و مندرس نمي‌شود، ممكن است علاماتي مانند علامات راهنمايي رانندگي در گذر زمان مندرس شود امّا وجود مقدس حضرات معصومين (ع)‌ و آموزش‌هاي آنان هرگز كهنه و مندرس نمي‌شود اين آموزش‌هاي شرعي علاماتي هستند كه معصومين (ع) براي پايبندي بشر و امر و نهي الهي صادر كرده‌اند و بيان و كنترل احكام شرعي توسط معصوم صورت مي‌گيرد. توقف در جاده شريعت امكان‌پذير نيست احكام دين و شرع از طريق معصوم علامت گزاري شده حركت در جاده شريعت بدون علامت معصوم ممكن نيست بلكه اين علامات در گوشه گوشه جاده شريعت به وضوح پيداست.

اگر سؤال شود با وجود اين همه  رفعت و پرچم وعلامات چرا گروهي از حضرات معصومين (ع) غافلند و با آنان ارتباطي برقرار نمي‌كنند به عبارتي بر آنان بندگي نمي‌كنند؟

در جواب گفته مي‌شود زيرا اين گروه خود قصد رهايي از جهالتشان را ندارند چندان گرفتار تعلقات عالم ماده شده‌اند كه چشم‌شان پرچم و كوه و هيچ علامت ديگري را نمي‌بيند و اگر چنين نبود هر كس به ميزان بندگي كردنش از عَلم بودن حضرات معصومين (ع) مطلع مي‌شد و هر يك از ما به ميزان معرفتمان نسبت به معصوم بندگي مي‌كرديم.

«‌ مَنَاراً فِي بِلَادِهِ »

منار چراغ روشني است كه در بلندايي قرار گرفته ، گروهي مي‌گويند:  جايي كه چراغ روي آن قرار مي‌گيرد منار است، در عرب رسم چنين بود كه در مكان‌هاي مرتفع چراغ روشن مي‌كردند تا نور ديده شود و مسافر بداند آنجا محل طبخ غذا است تا در جاده گم نشود و احساس غربت و  وحشت نكند، در هر دو صورت به جايي كه در آن آتش و يا چراغ روشن مي‌كنند يا خود نور را منار گفته‌اند، حضرات معصومين (ع) در اين جايگاه‌هاي مرتفع قرار دارند خدا نور قرآن را در وجود آنها قرار داده خداوند سبحان كلام خود را از لسان حضرات معصومين (ع) به نمايش گذاشته تا در اين عالم كسي گم نشود و با پيوست به معصوم وحشت نكند و بدون تغذيه معنوي نماند.

حضرات معصومين (ع) محل نور‌ هستند و نور دائم از طريق آنان ساطع مي‌شود.

نزديكي ما به حضرات مصومين (ع) نور علم به همراه مي‌آورد، هر كس با نزديك شدن به معصوم از نور علم و معرفت آنان بهره‌مند مي‌شود و از گمراهي و سرگرداني نجات مي‌يابد.

در بعضي روايات تصريح شده سلوك صحيح با پيوست به منار بودن حضرات معصومين (ع) صورت مي‌گيرد اگر بخواهم در اين دنيا براي زندگي شيوه درستي را پيش رو بگيريم بايد پيوست به معصوم داشته باشيم.

«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ‏ فِي‏ جَوْفِهِ‏ أُذُنٌ‏ يَنْفُثُ‏ فِيهَا الْوَسْوَاسُ‏ الْخَنَّاسُ‏ وَ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ‏ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه‏»‌[8]

هيچ مؤمني نيست مگر اين كه در قلب او دو گوش است، اين دو گوش در باطن است و ديده نمي‌شود گوشي كه وسوسه خناس در او دميده مي‌شود و يا شيطان در آن زمزمه و وسوسه مي‌كند وگوش ديگر گوشي است كه ملك در آن مي‌دمد هر كس كه ولايت اهل بيت را داشته باشد با گوش ملكي تقويت مي‌شود و خداي سبحان او را توانا مي‌كند عامل آنكه گوش راست مؤمن فعال است و پيام‌هاي ملك را دريافت مي‌كند پذيرش ولايت اوست، چون مؤمن ولايت معصوم را حتي در جزئيات زندگي‌‌اش قبول دارد و مي‌پذيرد گوشِ ملكي مؤمن تقويت مي‌شود تا صداي شيطان را نشنيده بگيرد.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد:‌

« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَيَّدَ الْمُؤْمِنَ‏ بِرُوحٍ‏ مِنْهُ‏ تَحْضُرُهُ‏ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُحْسِنُ فِيهِ وَ يَتَّقِي وَ تَغِيبُ عَنْهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُذْنِبُ فِيهِ وَ يَعْتَدِي فَهِيَ مَعَهُ تَهْتَزُّ سُرُوراً عِنْدَ إِحْسَانِهِ وَ تَسِيخُ فِي الثَّرَى عِنْدَ إِسَاءَتِهِ فَتَعَاهَدُوا عِبَادَ اللَّهِ نِعَمَهُ بِإِصْلَاحِكُمْ أَنْفُسَكُمْ تَزْدَادُوا يَقِيناً وَ تَرْبَحُوا نَفِيساً ثَمِيناً رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً هَمَّ بِخَيْرٍ فَعَمِلَهُ أَوْ هَمَّ بِشَرٍّ فَارْتَدَعَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ نَحْنُ نُؤَيِّدُ الرُّوحَ بِالطَّاعَةِ لِلَّهِ وَ الْعَمَلِ لَهُ»

خداوند متعال مؤمن را به روح خود مؤيد ساخته است، هر گاه مؤمن كار نيكي انجام دهد و از خداوند بترسد و تقوي داشته باشد آن نفس حضور پيدا مي‌كند. امّا هر گاه كار بدي از وي سرزند و يا مرتكب گناهي شود و از حد خود تجاوز كند از او دور مي‌شود، روح در هنگام احسان مؤمن خوشحال مي‌شود و در هنگام بدي و گناه در زمين فرو مي‌شود و خود را از وي پنهان مي‌كند.

ما گاهي نمي‌دانيم چرا حال خيلي خوشي داريم فقط مي‌‌دانيم كه از شدت خوشحالي از سر از پا نمي‌شناسيم.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد: مؤمن با روحي كه بر او حاضر مي‌شود تقويت مي‌گردد « نَحْنُ‏ نُؤَيِّدُ الرُّوحَ‏ بِالطَّاعَةِ لِلَّهِ وَ الْعَمَلِ لَهُ. »‌ اميرالمؤمنين (ع)‌ مي‌فرمايد:  هر گاه توفيق طاعت پيدا مي‌كند روح بر شما وارد مي‌شود معصومين مي‌گويند: ما آن روح را تقويت مي‌كنيم كه انسان مي‌تواند طاعت خدا و عمل خالصانه داشته باشد. پيوست به معصوم پيوست به منار است كه ما را از ضلالت و وحشت و جهالت دور نگه مي‌دارد و سبب مي‌شود تا در اين دنيا احساس غربت نكنيم بلكه به پشتوانه معصوم تكيه كنيم. 

 __________________________

 [1] سوره مباركه ابراهيم، آيه 27

[2] بحارالانوار، ج 2 ، ص 193

[3] بحارالانوار‌،ج 35 ، ص 304

[4] بحارالانوار، ج 2 ، ص 193

[5] سوره مباركه مائده ، آيه 20

[6] بحارالانوار، ج 39 ، ص 195

[7] مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين (ع) فقال النبي صلّى اللّه عليه و آله: «أتقوم لهذا الفتى؟».

فقال له عليه السّلام: نعم إنّ له عليّ حق التعليم.

فقال النبي صلّى اللّه عليه و آله: كيف ذلك التعليم يا جبرائيل؟

فقال: لمّا خلقني اللّه تعالى سألني من أنت و ما اسمك و من أنا و ما اسمي؟

فتحيّرت‏ في‏ الجواب‏ و بقيت ساكتا، ثم حضر هذا الشاب في عالم الأنوار و علّمني الجواب، فقال: «قل: أنت ربّي الجليل و اسمك الجليل و أنا العبد الذليل و اسمي جبرائيل».

و لهذا قمت له و عظمته.»

[8] كافي ، ج 2 ، ص 267

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم






محتوای مرتبط