.

 


 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)      جلسه 72( اركانا لتوحيده شهداء علي خلقه)
 

« وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ‏»

معصومين در تمام اعمال صحيح ما نقش آفرينند آنان جلوه كامله حق‌اند.

 روايت مي‌گويد: « عليّ‏ مع‏ الحقّ‏، و الحقّ مع عليّ،»[1] «علي (ع) با حق است، و حق با علي است.»   همچنين اركان عمل موحدانه نيز حضرات معصومين‌اند، حقيقتاً‌ بنياد همه اعمال صحيح و سالم بر پايه وجود حضرات معصومين (ع) است، هر تسبيح و تحميد و ذكر و خضوع و خشوعي به واسطه معصوم است.

همچنين هر يك از اوصاف الهي از جمله صفت تسليم، شكر، رضا، توكل و يقين همه و همه بالاصاله از طريق معصوم محقق مي‌‌شود در واقع حقيقت امور عبادي و صفات حقاني قائم به اين بزرگواران است و اگر اين امور در انسان محقق ‌شود اركانش آنانند، پيامد و نقش واسطه بودن حضرات معصومين (ع) سبب مي‌شود كه همه ما از طريق آنان، آداب و احكام و اسرار عبادات را دريافت كنند.

در روايت آمده است : اگر كسي پنجاه هزار سال بين ركن و مقام روزه بگيرد و شب‌ها را به شب زنده‌داري طي كند امّا ولايت را قبول نداشته باشد عبادتش پذيرفته نمي‌شود، چون عبادت بدون ركن ولايت اصلاً‌ عبادت نيست.

عبادت بدون ولايت نه در معاش مؤثر است و نه در معاد ، قرآن مي‌گويد:‌  «وَ لَقَدْ أُوحِيَ‏ إِلَيْكَ‏ وَ إِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ »[2] «  و قطعاً به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند وحى شده است: «اگر شرك ورزى حتماً كردارت تباه و مسلّماً از زيانكاران خواهى شد.»

در ذيل آيه گفته شده منكر ولايت مشرك بالله است و اگر كسي منكر ولايت شد همه اعمالش حبط مي‌شود البته مخاطب اين آيه رسماً پيامبر (ص) است و حقيقتاً‌ روي خطاب به پيامبر (ص)  است امّا مفسرين مي‌گويند: اگر كسي ولايت را قبول ندارد اعمال او بدون ركن است و باقي نمي‌ماند.

حضرات معصومين (ع) « أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ‏» هستند آنان موحد‌ند و همگان را موحد مي‌خواهند آنان به ما مي‌آموزند همه نعمات از آن خدا‌ست و هيچ نعمت و خيري بالاصاله از ديگري صادر نمي‌شود اگر كسي در انجام امور معتقد است اوّل خدا بعد ديگري، مشرك است مثلاً اگر مي‌گويد:‌‌ اوّل خدا بعد پول، اوّل خدا بعد مقام، اوّل خدا بعد وجود فلان كس.

چنين شخصي براي رفع شرك خويش بايد به سراغ حضرات معصومين (ع) برود بيماري شرك تنها به وساطت آنان مرتفع مي‌شود هر چه ما در خدمت معصوم بيشتر قرار بگيريم بيشتر موحد مي‌شويم. « هُوَ الْأَوَّلُ‏ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن...‏»[3] «‌ اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن...‏»


«‌ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ»

شما بزرگواران شاهد بر خلق‌ايد، روايتي در ذيل آيه 3 سوره مباركه بروج در رابطه با عبارت « وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ»‌ مي‌گويد:  شاهد حضرات معصومين (ع) هستند زيرا آنان شهود كامل دارند و هيچ امري از نظرشان غايب و پنهان نيست حضرات معصومين (ع) فقط شهداء الي الناس نيستند بلكه « شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ» نيز مي‌باشند حاضر و شاهد بر همه مخلوقاتند نه تنها شاهد بر مردم.

همچنين روايت ديگري در ذيل آيه 41 سوره مباركه نساء مي‌فرمايد:‌ «‌ فَكَيْفَ‏ إِذا جِئْنا مِنْ‏ كُلِ‏ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهيدا»  « پس چگونه است [حالشان‏] آنگاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟»‌

چگونه است وضعيت مردم روزي كه براي هر امتي گواهي مي‌آوريم و شاهدي حاضر مي‌كنيم و توي پيامبر را شاهد بر امّت خودت مي‌آوريم.

امام صادق (ع) در ذيل اين آيه مي‌فرمايد:‌ « نَزَلَتْ‏ فِي‏ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص خَاصَّةً فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ ص شَاهِدٌ عَلَيْنَا.»[4] اين آيه درباره امّت پيامبر (ص) نازل شده در هر عصري امامي شاهد بر امّت پيامبر (ص) است و شاهد بر همه حضرات معصومين (ع) وجود مقدس پيامبر (ص) است.

حضرات معصومين (ع) شاهد بر حلال و حرام مردم‌‌اند آنان شاهد بر عمل و مال و دارايي‌هاي مردم‌اند، اينكه آنان بايد از چه اموري منع شوند و چه وظايفي را انجام دهند.

فراز « شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ »‌ از سويي اميدوار كننده و از سوي ديگر مراقبه خاصي را نياز دارد هر يك از ما در زندگي دور از چشم امام نيستيم، حضرات معصومين (ع) شاهد بر نيّات و حالات و اعمال و صفات ما هستند، گاهي ما نيّتي مي‌كنيم كه هيچ كس خبر ندارد امّا اميرالمؤمنين (ع) هم مي‌بيند هم مي‌داند ميزان شهود آنان عجيب و غريب است آنان چيزهايي را مي‌بينند كه از ديد ديگران غايب است.

 اگر ما به اين نكته توجه داشته باشيم همين امر براي ما مراقبه خاصي ايجاد مي‌كند.

در روايتي آمده است ابوبصير مي‌گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم، مولاجان ! فلان كس مي‌گويد اعمال امّت پنج شنبه‌ها بر پيامبر (ص) عرضه مي‌شود، « إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ‏ كُلَ‏ خَمِيس‏ »[5] امام صادق (ع) فرمودند: اين چنين نيست و لكن « وَ لَكِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص تُعْرَضُ عَلَيْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ كُلَّ صَبَاح‏ » اعمال هر صبح عرضه مي‌شود نه تنها پنج‌شنبه‌ها،، اعمال ابرار و نيكان و اعمال فساق و فجار هر روز بر پيامبر (ص) عرضه مي‌شود.

حضرت در ادامه مي‌فرمايد:‌ احتياط كنيد و از مخالفت با پيامبر (ص) پرهيز كنيد. « قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اعْمَلُوا فَسَيَرَى‏ اللَّهُ‏ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏ »‌ خدا مي‌فرمايد: عمل كنيد خدا عمل شما را مي‌بيند و پيامبر (ص) و مؤمنين مي‌بينند.

 مفسرين مي‌گويند: مؤمنين در اين آيه حضرات معصومين (ع) هستند. البته ساير مؤمنين به ميزاني كه به حضرات معصومين (ع) نزديك باشند مي‌بينند.

 در شرح حال مرحوم بهاء‌الديني آمده است يكي از شاگردان ايشان مي‌گويد تابستان مي‌خواستم از قم به شهرم باز گردم. آقا فرمودند:‌ هر روز يك جزء‌ قرآن بخوان. اين شاگرد مي‌گويد:‌ اتفاق عجيبي افتاد هر روز كه بايد هر سوره‌اي را مي‌خواندم چنانچه قرآن را باز مي‌كردم همان سوره باز مي‌شد.

وقتي برگشتم آقاي بهاء الديني گفتند:‌ ديدي ما هر روز وقتي مي‌خواستي قرآن را باز كني جزء خودت را برايت مي‌آورديم.

امام باقر (ع) در باب شب قدر مي‌فرمايد:‌ پيامبر (ص) شاهد بر ما هستند « يشهد محمّد علينا و لنشهد على‏ شيعتنا و ليشهد شيعتنا على النّاس‏ »‌ شهادت به معناي حضور است يعني امري غايب نمي‌ماند، مثلاً‌ وقتي شاهدي به محكمه آورده مي‌شود تا گواهي بدهد. قاضي از او سؤال كند آيا تو شاهد بر ماجرا بوده‌اي كه قدرت بر گواهي دادن داشته باشي اگر شاهد نبوده باشد، حق گواهي دادن ندارد حضرات معصومين (ع) شاهد بر لحظه لحظه زندگي ما هستند و حاضر بر كل زندگي ما هستند.

« فَاشْهَدْ عَلَى‏ مَا أَشْهَدْتُكَ‏ عَلَيْه »

هر يك از ما در اين فراز از حضرات معصومين (ع) درخواست مي‌كنيم شما گواهي بدهيد در زماني كه ما سخت محتاج گواهي دادن شما هستيم ،گواهي بدهيد به آنچه ما شما را بر آنها گواه گرفتيم شهادت بدهيد كه ما گفتيم « أشهد أن‏ لا إله‏ إلّا الله  أشهد أنّ‏ محمّد رسول اللّه‏  اشهد انّ علي وليّ الله » شهادتي كه در زيارت آل يس آمده است همه شهادتهاي ماست ما شما را گواه مي‌گيريم تا در قيامت بر شهادتهاي ما گواهي بدهيد البته ابتدا  بايد در حضور بود و توجه حضرات معصومين (ع) و نگاه نافذ آنان را بر اعمال و صفات و حالات و نيّات خويش ادراك كرد تا آنان در قيامت له ما شهادت بدهند.

امام باقر (ع) در روايتي مي‌فرمايد:‌ «يَا جَابِرُ خُلِقْنَا نَحْنُ وَ مُحِبِّينَا مِنْ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ بَيْضَاءَ نَقِيَّةٍ مِنْ أَعْلَى عِلِّيِّينَ‏ فَخُلِقْنَا »[6] ما و محبينمان از يك گِل آفريده شديم « مِنْ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ بَيْضَاءَ نَقِيَّةٍ»‌ يك گِل سپيد « نَقِيَّةٍ»  ( بدون ناخالصي )، گِل معصوم و گِل آنها يكي است يعني محبين اهل بيت (ع) در ذات هيچ مشكلي ندارد و از هر نوع آلودگي به دور‌اند.

اگر سؤال شود آيا واقعاً هيچ امتيازي ميان خاك محبين و معصومين (ع) و سرشت آنان وجود ندارد.

روايت مي‌گويد: گِل محبين اهل بيت از اسفل (قسمت پايين) همان گِلي است كه حضرات معصومين (ع) از قسمت بالاي آن گِل خلق شده‌‌اند.

خاصيت اين هم گِل بودن چيست ؟ « فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ الْتَفَّتِ‏ الْعُلْيَا بِالسُّفْلَى‏»[7]‌ در قيامت آنان كه در بالا قرار دارند به كساني كه پايين‌‌ترند توجه مي‌كنند، روز قيامت حضرات معصومين (ع) دامان پيامبر (ص) را مي‌گيرند و دوستان آنان دامن الائمه را مي‌گيرند. جابر مي‌گويد:‌ سه بار دست‌‌هايم را بهم زدم وگفتم به خداي كعبه قسم داخل بهشت شديم.

البته لازم به توضيح است گفته شود: « شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ »‌ قواعد و قوانين خاص خود را دارد، مهمترين قاعده تسليم بودن در مقابل نظر و امر آنان است هر كس به ميزان تسليم بودنش از شهادت بيشتري از سوي معصوم برخوردار است مثلاً‌ اگر شما به مكاني وارد ‌شويد كه بزرگتر فكريي در آنجا هست و قصد خوردن چيزي را داريد كه او شما را از خوردن آن به دليل مشتبه بودن و يا سمي بودن باز مي‌دارد شما بدون هيچ توضيحي از خوردن آن دست مي‌كشيد زيرا معتقديد بزرگتر فكري شما از امري مطلع است كه شما اطلاع نداريد و اين ميزان تسليم جايگاه شما را نزد آن بزرگتر فكري تعيين مي‌كند و حال حضرات معصومين (ع) شاهد و گواه بر ما هستند آنان با شهودشان از سويي پرهيز لازم را به ما مي‌دهند و از سوي ديگر به ميزان تسليم ما در قيامت شهادت مي‌دهند.

نور حضور معصوم شفاف سازي مي‌كند و آگاهي‌هاي لازم را براي ما ايجاد مي‌كند از سويي ما نيز نزديكي و قرب به معصوم را بر خود واجب بدانيم. هر كس به ميزان نزديكيش به معصوم نه تنها خود از خطر‌ها و آسيب‌ها در امان مي‌ماند بلكه مي‌تواند نسبت به ديگران نيز روشن‌گريهاي خاصي را داشته باشد كه آنان را از خطر و يا ضرر امور آگاه كند.

بايد دقت داشت هر كس زماني به اين مرحله مي‌رسد كه عدالت را به عنوان اصلي‌ترين ركن شهادت رعايت كند البته محدوده عدالتي كه انسان را تا اين مرحله بالا مي‌برد بسيار باريك است مثلاً‌، اگر من گرفتار بيماري حسد باشم هر چند ظاهراً‌ كسي مرا با اين خصلت مذموم نمي‌شناسد بايد بدانم قرب حقيقي به معصوم نصيب من نمي‌شود زيرا چه اين كه ديگران متوجه شوند و يا متوجه نشوند در هر حال از عدالتي كه مرا به قرب معصوم برساند ساقط هستم.

شرط عدالت براي نزديك شدن به معصوم عدالتي است كه فرد خود را در محضر حق ببيند نه آنكه در ميان مردم از صغيره و كبيره در امان باشد.

در شرح حال سيد رضي آمده است روزي او پشت سر آقا سيد مرتضي نماز خواند در ميانه نماز، نمازش را از جماعت به فرادا تغيير داد سيد مرتضي از  او پرسيد چه شد كه نمازت را تغيير دادي گفت:‌ تو وسط نماز در خون غلطان بودي. گويا در اين زمان سيد مرتضي لحظه‌‌اي به سؤال زني فكر كرد كه در رابطه با خون حيض از ايشان سؤال كرده بود و سيد رضي در عالم معنا شاهد بر افكار سيد مرتضي شده بودند. از نظر سيد رضي در اين زمان سيد مرتضي از عدالت ساقط شدند هر چند كه عامه مردم از حال او آگاه نبودند انسان به ميزان قرب به معصوم به شهود مي‌‌رسد و چون به شهود مي‌رسد اقامه شهادت مي‌كند و عادل محسوب مي‌شود وقتي عادل محسوب شد گواهي مي‌دهد، خدا مي‌‌فرمايد:‌  « وَ ما كانَ‏ اللَّهُ‏ لِيُعَذِّبَهُمْ‏ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ »[8]‌ « و[لى‏] تا تو در ميان آنان هستى، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند، و تا آنان طلب آمرزش مى‏كنند، خدا عذاب‏كننده ايشان نخواهد بود.»   سنت خدا اين نيست كه مردم را تا زماني كه پيامبر در ميان آنان است و تا زماني كه استغفار مي‌كنند عذاب كند وقتي مردم حضور پيامبر و آل پيامبر را « شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ» بدانند عذاب نمي‌شوند.

در واقع گواه بودن حضرات معصومين (ع) در زندگي ما مانع عذاب مي‌شود اين حضور سبب مي‌شود ما پايبند به آداب باشيم و از سيئات اجتناب كنيم و حسنه را به نحو احسن انجام دهيم در اين صورت از عذاب و درد و ناامني ايمن مي‌شويم.

در كتاب بصائر الدرجات، ص 87 روايتي نقل شده، فردي به خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيد حضرت با اصحابشان بودند و سلام كرد و گفت:‌ » أَنَا وَ اللَّهِ‏ أُحِبُّكَ‏ وَ أَتَوَلَّاك‏ »‌ به خدا قسم تو را دوست دارم از تو تبعيت مي‌كنم و حضرت گفتند:‌ « مَا أَنْتَ كَمَا قُلْت‏ »‌ اين كه مي‌گويي نيستي حضرت در توضيح گفتند:‌ « وَيْلَكَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ »‌ خدا دو هزار سال قبل از اين كه جسم افراد را بيافريند روحشان را آفريده بود خدا بر ما محبينمان را عرضه كرد، به خدا قسم روحت را در زمره محبينمان نمي‌بينم، مرد چيزي نگفت و برگشت ، امام باقر (ع) مي‌فرمايد: « إِنَّا لَنَعْرِفُ‏ الرَّجُلَ‏ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ الْإِيمَانِ وَ بِحَقِيقَةِ النِّفَاقِ » ما فرد را مي‌بينيم مي‌شناسيم كه مؤمن حقيقي هست يا منافق حقيقي است.



[1] بحار الأنوار ، ج‏10 ،ص 432

[2] سوره مباركه زمر، آيه 65

[3] سوره مباركه حديد،‌آيه 3

[4] الكافي ، ج‏1 ، ص190

[5] وسائل الشيعة، ج‏16 ،ص 109

[6] بحارالانوار، ج25 ، ص 11

[7] - انوار الساطعه  ج 3 ص 409

[8] سوره مباركه انفال ،‌آيه 33

تعجيل در فرج بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات






محتوای مرتبط