.

گزیده ای از کلاس آداب در قرآن ( استاد گرامی خانم زهره بروجردی                       آداب شنیدن

1.     پرهیز از شنیدن حرف لغو:

 «لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا»[1]  « بهشتيان در آنجا سخن بيهوده‏اى نمى‏شنوند، جز درود. و روزى‏شان صبح و شام در آنجا [آماده‏] است.‏» اگر در شنیده‌هايمان آداب شنيدن را به کار گیریم، رزق معرفتیمان افزون می‌شود و اگر توفیقات معنوی ما کاهش يافته به دلیل شنیدن سخنان نامناسب است.

 حرف لغو حرفی است که منفعت عقلایی و فایده دنیوی و اخروی ندارد، بهشتی‌ها چون حرف لغو نمی‌شنوند صبح و شب از روزيهای خاص بهره‌مندند. ارتباط جدی بین شنیده‌های ما و مرزوق شدن‌مان وجود دارد. حرف بی‌ربط می‌تواند سیاسی باشد يا اجتماعی و یا حتی خانوادگی.


2.     نشان دادن اعراض از لغو:

«وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ » [2]  « بهشتيان چون لغوى بشنوند از آن روى برمى‏تابند»  ادب شنیدن این است که نه تنها حرف لغو نشنویم بلکه علت گوش ندادنمان را به دیگران اعلام کنیم و جهت گیری مناسبی در رابطه با حرف لغو داشته باشیم، باید اعراض از لغو را در شنیده‌ها اعلام کرد و بی توجه و بدون اعلام احساسات نباید از آنها گذشت.

3.     پرهیز از شنیدن حرف نادرست :

 «لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ»[3] « صداى آن را نمى‏شنوند، و آنان در ميان آنچه دلهايشان بخواهد جاودانند.»  بهشتيان صدای جهنم را نمی‌شنوند، «حسیس» صدای هار هار آتش نیست بلكه صدای آهسته و آرام است.

مفسرين مي‌گويند: بهشتيان حتي كمترين صدایي از شکایت و ناله و فریادهای جهنميان را نمي‌شنوند، در اين حكايت نيز همین است مؤمنان صدای اهل معصیت و خلافكاران را نمي‌شنوند آنان از بغض و طغیان و نافرمانی و ناله اهل خلاف و درخواست‌های نامناسب آنان در امانند، هر كس بايد به اذن حق فضا سازي كند، تا حد امکان در فضای معصيت قرار نگيرد، شنیدن ناشکری دیگران ما را ناشکر می‌کند نبايد اجازه بدهيم تا ناشكري آنان به گوش ما برسد مثلاً چنانچه کسی بخواهد از زندگیش شكايت و گلایه‌اي کند بلافاصله الطاف حق را به او متذکر شويم تا باب ناشکری او بسته شود، اگر جلوی ناشکری دیگران گرفته نشود، ممکن است آنان احساس خوبی داشته باشند اما شنونده مکدر می‌شود «علیکم انفسکم.»

4.     احساس رضایت و دلدادگی خود را نسبت به شنیده‌های مثبت اعلام کنیم :

«رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ» « پروردگارا، ما شنيديم كه دعوت‌گرى به ايمان فرا مى‏خواند كه: «به پروردگار خود ايمان آوريد»، پس ايمان آورديم. پروردگارا، گناهان ما را بيامرز، و بديهاى ما را بزداى و ما را در زمره نيكان بميران.»[4]  چند ادب در این آیه است:

1-  وقتی حقیقتی را می‌شنویم دلدادگيمان را اعلام کنیم.

2-   ادب شنیدن این است که نسبت به شنيده‌ها فوراً عکس العمل نشان دهیم و دلدادگی خود را نسبت به حرفی که شنیده‌ایم اعلام کنیم، همچنان که اگر شما خوردنی خوش مزه‌ای را بخورید خوش مزه بودن آن را اعلام می‌کنید و عکس العمل نشان می‌دهید، شنیدن حرف خوب چنین است، گوش راه فوری غذای قلب است عکس العمل باید فوری نشان داده شود، اگر اعتراف با تأخیر صورت گیرد، از ذائقه قلب فراموش می‌شود، حرف خوب آن است که فوراً به خوبی آن اعتراف شود، اعتراف شکری است که نسبت به شنیده‌های گوش داریم.

5.     ترک کردن گروه یا جمعی که حقیقت را کتمان مي‌كنند، یا آن را به سُخره مي‌گيرند.

«أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا  جَمِيعًا.» « و البتّه [خدا] در كتاب [قرآن‏] بر شما نازل كرده كه: هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد، با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند، چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد.»[5]

اگر گروهی مقدسات را مورد استهزاء قرار می‌دهند بايد آن جمع را ترک کرد و در میان جمع آنان ننشست و اين ترك كردن تا زمانی ادامه داشته باشد که نوع گفتار آنان عوض شود به عبارتی با خروج از آن مکان پرده گوشمان را مي‌كشيم.

 فردی به یکی از علما گفت: چگونه ممکن است تشرف خدمت حضرت نصیبمان شود ایشان گفتند: توصیه این است که حضرت را اذیت نکنید، گفتند: اذیت نمی‌کنیم، گفتند: در مجالسی که حضرت اذیت می‌شوند نشینید، گفتند: در کدام مجلس ؟ گفتند: مجلسی که در آن به ولی خدا (مراجع تقلید) توهین شده و شما در آن مجلس می‌نشینید.

6.     هنگام شنیدن حرف درست، احساس را در خدمت گوشمان قرار دهیم :

«وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» « و چون آنچه را به سوى اين پيامبر نازل شده، بشنوند، مى‏بينى بر اثر آن حقيقتى كه شناخته‏اند، اشك از چشمهايشان سرازير مى‏شود. مى‏گويند: پروردگارا، ما ايمان آورده‏ايم؛ پس ما را در زمره گواهان بنويس.»[6] خداوند در تعریف عده‌ای از مسیحیان بیان می‌دارد که وقتی پیام‌های قرآنی را می‌شنوند بلافاصله از چشمانشان اشک شوق و معرفت سرازير مي‌شود آنان به شکرانه معرفت، اشک را به میدان می‌آورند، ادب شنیدن آن است که وقتی گوش چیزی را مي‌شنود كه از آن لذت می‌برد بقیّه حواس را درگیر کند و گوش تنها خوری نداشته باشد و خودش به تنهایی لذت نبرد.    

7.     تحریف و تبدیل در شنیده‌ها ایجاد نکنیم :«فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» « پس هر كس آن [وصيت‏] را بعد از شنيدنش تغيير دهد، گناهش تنها بر [گردن‏] كسانى است كه آن را تغيير مى‏دهند. آرى، خدا شنواى داناست.»[7] بحث و موضوع بر سر وصیت است، قرآن می‌گوید: اگر کسی چیزی را که شنید به چیز دیگری تبدیل کرد و شنیده‌ها را جابجا نمود گناه بزرگی مرتکب شده است، ادب این است که چیزی را که می‌شنویم درست بشنویم و مطالب را جابجا نکنیم، تبدیل یعنی چیزی را به جای چیز دیگر گذاشتن، جایگزين یک جمله و يا یک کلمه، جمله يا كلمه دیگري بگذاريم. «مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلًا»[8] « برخى از آنان كه يهودى‏اند، كلمات را از جاهاى خود برمى‏گردانند، و با پيچانيدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دين [اسلام، با درآميختن عبرى به عربى‏] مى‏گويند: «شنيديم و نافرمانى كرديم؛ و بشنو [كه كاش‏] ناشنوا گردى.» و [نيز از روى استهزا مى‏گويند:] «راعنا» [كه در عربى يعنى: به ما التفات كن، ولى در عبرى يعنى: خبيث ما،] و اگر آنان مى‏گفتند: «شنيديم و فرمان برديم، و بشنو و به ما بنگر»، قطعاً براى آنان بهتر و درست‏تر بود، ولى خدا آنان را به علّت كفرشان لعنت كرد، در نتيجه جز [گروهى‏] اندك ايمان نمى‏آورند.» . برخى از آنان كه يهودى‏اند كلمات را از جاي خود برمى‏گردانند و با پيچانيدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دين [اسلام با درآميختن عبرى به عربى] مى‏گويند شنيديم و نافرمانى كرديم و بشنو [كه كاش] ناشنوا گردى و [نيز از روى استهزاء مى‏گويند] راعنا [كه در عربى يعنى به ما التفات كن ولى در عبرى يعنى خبيث ما] و اگر آنان مى‏گفتند: شنيديم و فرمان برديم و بشنو و به ما بنگر قطعاً براى آنان بهتر و درست‏تر بود ولى خدا آنان را به علت كفرشان لعنت كرد در نتيجه جز [گروهى] اندك ايمان نمى‏آورند . تحریف چند معنا دارد:

معنای اول: تغییر است يعني بالا و پایین كردن كلمات در اين حالت كلمات تغییر اساسی پيدا نمي‌كند امّا جا به جا مي‌شود. قرآن می‌فرماید: یهوديان چنین می‌کردند، تحریف جدي در مطالب به میل خود ايجاد مي‌كردند مثلاً،  اگر کسی بخواهد حرفی را در خانه بزند و قسمتی از آن را سانسور کند و یا قسمتی از آن سخن را که به نفع او نمي‌باشد حذف می‌کند، یا قسمتی را که آسیب احتمالی دارد بیان نكند، به شيوه يهود عمل كرده است دنياطلبان از ميان سخناني كه مي‌شنود تنها مطلبي را به گوش می‌گیرند که منفعت دنیوی دارد يعني جزئي از آن را مي‌گيرند و جزء ديگر را رها مي‌كنند.

معناي دوم: تحريف آن است كه به شنيده‌هاي خود جامعه عمل نپوشانند و آن را در حد حرف نگه‌دارند مي‌شنوند امّا اجرا نمي‌كنند.  

8- پرهیز از شنیدن دروغ : «سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» « پذيرا و شنواى دروغ هستند [و] بسيار مال حرام مى‏خورند. پس اگر نزد تو آمدند، [يا] ميان آنان داورى كن، يا از ايشان روى برتاب. و اگر از آنان روى برتابى هرگز زيانى به تو نخواهند رسانيد. و اگر داورى مى‏كنى، پس به عدالت در ميانشان حكم كن كه خداوند دادگران را دوست مى‏دارد.»[9]  پذيرا و شنواى دروغ هستند [و] بسيار مال حرام مى‏خورند پس اگر نزد تو آمدند [يا] ميان آنان داورى كن يا از ايشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زيانى به تو نخواهند رسانيد و اگر داورى مى‏كنى پس به عدالت در ميانشان حكم كن كه خداوند دادگران را دوست مى‏دارد.» سماع صیغه مبالغه است یهود به دروغ زیاد گوش مي‌دهد، آنها مطالب بی‌اساس را زياد می‌شنوند، باید دقت داشت هرچه به گوشمان می‌رسد قطعاً در دلم اثرگذار مي‌گذارد  و ممکن است دلم را ویران و مکدر می‌کند. گاهی از رادیو بیگانه  فلان سخنرانی پخش مي‌شود كه هیچ پایگاه دینی و شرعی ندارد اگر گوشم را به آن بسپارم، شنيده‌ها در دلم اثر دارد، باید  قانونم این باشد كه حقیقت به گوشم برسد نه باطل و دروغ ، وقتی شنیده‌های گوش مشکل دارد دل مشکل‌دار می‌شود . مثلا ً حتی اگر روضه دروغ بشنويم دلمان گرفتار كدورت مي‌شود.

8.     پرهیز از توجه به شایعات : «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ » « چرا هنگامى كه آن [بهتان‏] را شنيديد، مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند: «اين بهتانى آشكار است»؟»[10]  نادرست را نشنوید، جملاتی مانند "گفتند و یا به نظرمی‌آید" را نشنوید وقتی هیچ دلیل عقلانی و شرعی و محکمه پسند نداریم، به حرفهاي بي‌اساس بها ندهيم و گوش نسپاريم چرا گوشمان را به شنیده‌های این چنینی مي‌‌سپاریم؟ چرا وقتی گمان نادرست را می‌شنوید می‌پذیرید و واکنش درست نشان نمی‌دهید و رد گمانه زنی نمی‌کنید؟ به مجرد این که گمانه‌زنی‌ای به گوشم مي‌رسد که پایگاه عقلی و شرعی ندارد رد کنم و بر مبنای شواهد و قرائن صحیح نظر بدهم.

قرآن می‌گوید: «وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ» « و [گر نه‏] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد: «براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع‏] سخن گوييم. [خداوندا،] تو منزّهى، اين بهتانى بزرگ است.»[11] چرا وقتی شایعه‌ای را شنیدید نگفتید ما هرگز پخشش نمی‌کنیم و وقتی شنیدید گفتید: می‌گویند و شما هم گفتید همین گونه شایعه در سطح جامعه پخش و پراکنده می‌شود. گوش ما باید به یقینیات و به شواهد بارز و واضح سپرده شود.

9.      پرهیز از شنیدن و پیگیری مطالب غیر عالمانه : «وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا» « و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.»[12]   چیزهایی را که به آن ها یقین ندارید پیگیری نکنید، در قیامت گوش مورد بازخواست قرار می‌گیرد که چرا زمان برای پیگیری امور ناصحیح گذاشته است، آنقدر ما یقینیات و بدیهیات داریم که بخواهیم به سراغ آنها برویم که دیگر زمانی برای شنیدن امور مشکوک و مذموم نيست، ما نباید پیگیری امور غیر عالمانه را داشته باشم بلکه باید به اموری گوش بسپارم که مبنای شرعی صحیح و درست دارد.

10. هنگام شنیدن مطالب عکس العمل لازم نشان بدهیم: «قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا» « رفيقش -در حالى كه با او گفت و گو مى‏‌كرد- به او گفت: «آيا به آن كسى كه تو را از خاك، سپس از نطفه آفريد، آنگاه تو را [به صورت‏] مردى درآورد، كافر شدى؟»[13] داستان قرآن چنين است كه دو دوست بودند که وضع مالي یکی خوب بود و می‌گفت: گمان نمی‌کنم این باغ از بین برود بلکه همیشه برای من باقي خواهد ماند، دوستش که سخن او را شنید گفت: آيا نعمت خدایی که تو را از خاک آفرید و انسان مستوی القامه قرار داد ندیده می‌گیری؟

ادب شنیدن این است اگر کسی از نزدیکان من حرف بی‌ربط می‌زند؛ حرف درست را به او یادآوری کنم و اتمام حجت بر او داشته باشم ، اگر کسی اهل غلو است و کارها را نابسامان می‌کند و گاهی امور را به یکدیگر می‌پیچاند و حرف بی‌ربط می‌زند باید اشتباهش را متذکر شد.

پرهیز از شنيدن جدال و مراء : «قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا» « به زودى خواهند گفت: «سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود.» و مى‏گويند: «پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود.» تير در تاريكى مى‏اندازند. و [عده‏اى‏] مى‏گويند: «هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است، جز اندكى [كسى شماره‏] آنها را نمى‏داند.» پس درباره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مكن و در مورد آنها از هيچ كس جويا مشو.»[14]

11.  داستان اصحاب کهف است که قرآن می‌فرماید: عدد و رقم را رها کن، خداوند تعداد آن ها را بهتر می‌داند اگر چیزی به گوشمان می‌رسد که نمی‌توانیم آن را اثبات کنیم برای اثباتش جدل نکنیم، نسبت به اموری که تعیین کننده نیستند سخت گیری نکینم مثلاً، تاریخ امری اگر تعیین کننده نیست رها کنیم و نسبت به تاریخ کنکاش و نقاش  و خورده گیری نکنیم و اصل را بگیریم و عدد را رها کنیم.

12.از پذیرش سریع کلام خودداری کنیم : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» « اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد.»[15] اگر فردی که گرفتار سوء سابقه است برای ما خبری مي‌آورد در آن تفحص کنیم؛ خبر عادل واحد نيز چون به حد تواتر نرسیده به راحتی قبول نکنیم، مثلاً بعضی از افراد گاه با وسوسه‌هاي شیطان به سراغ طالع بین و يا فال بین می‌روند و او می‌گوید: مثلاً فردی از نزدیکان شما برای شما توطئه کرده و شما می‌بینید آن فرد از فاميل شما مرد متقی‌اي است، اگر شما هم متقی نباشيد گرفتار حرف‌های بی‌ربط فال بین و طالع بین می‌شويد و نسبت ناروا به آن فامیل خود مي‌‌دهيد و نسبت به او بدبین می‌شويد و رابطه‌تان را با او کم می‌کنيد، خبر طالعه ‌بين سبب مي‌شود روابط میان افراد خراب ‌شود اين افتراق کار شیطان است.

13.پرهیز از استراق سمع : «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» « به سخن گوش فرا مى‏دهند و بهترين آن را پيروى مى‏‌كنند؛ اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان.»[16] آیه اولی الالباب را معرفی می‌کند، كه گوششان را به بهترين سخن‌ها مي‌سپارند ما نيز باید کلام را بسنجيم و ببینيم از شنیده‌ها کدام  كلام بهترین است همان را بشنويم و اجرا کنيم .

14.پرهیز از قبول هر عذر و بهانه: «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» « برجاى‏ماندگانِ باديه‏نشين به زودى به تو خواهند گفت: «اموال ما و كسانمان ما را گرفتار كردند، براى ما آمرزش بخواه.» چيزى را كه در دلهايشان نيست بر زبان خويش مى‏رانند. بگو: «اگر خدا بخواهد به شما زيانى يا سودى برساند چه كسى در برابر او براى شما اختيار چيزى را دارد؟ بلكه [اين‏] خداست كه به آنچه مى‏كنيد همواره آگاه است.»[17]  خدا به پیامبر(ص) می‌گوید: عده‌ای از تو معذرت خواهی می‌کنند و می‌گویند گرفتاری‌های روزانه اجازه نمی‌دهد با تو به جنگ بیاییم این‌ها دروغ می‌گویند، حرفهایشان بی‌ربط است ، ای پیامبر تو به هر حرفی بها نده ، تعریف و تکذیب این گروه را جدی نگیر ، به این ها بگو نفع و ضرر دست خدا است اگر خدا بخواهد ضرری به زندگی شما وارد شود حضور شما در آن زمان هیچ تاثیری ندارد و اگر بخواهد نفعی به شما و خانواده‌تان برسد باز هم بودنتان تعیین کننده نیست چنین پاسخگویی از سوی پیامبر (ص) دلیل آن است که این گروه بفهمند پیامبر (ص) از بهانه تراشی‌های بی دلیل آنان آگاه است، اگر بدانیم طرف مقابل نسبت به آنچه می‌گوییم آگاه است دروغ گویی و سخنان بی‌ربط را کنار می‌گذاریم.




[1] سوره مباركه مريم، آيه 62

[2] سوره مباركه قصص ،‌آيه 55

[3] سوره مباركه انبياء ، آيه 102

[4] سوره مباركه آل عمران، آيه 193

[5] سوره مباركه نساء‌‌، آيه 140

[6] سوره مباركه مائده ،‌آيه 83

[7] سوره مباركه بقره، آيه 181

[8] سوره مباركه نساء‌، آيه 46

[9] سوره مباركه مائده، آيه 42

[10]سوره مباركه نور،‌آيه 12

[11] سوره مباركه نور، آيه 16

[12] سوره مباركه اسراء،‌ آيه 26

[13] سوره مباركه كهف ، آيه 27

[14] سوره مباركه كهف ،‌ آيه 22

[15] سوره مباركه حجر،‌آيه 6

[16] سوره مباركه زمر،‌آيه 18

[17] سوره مباركه فتح، آيه 11

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم