.


 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)           جلسه 70(حفظةلسره، خزنة لعلمه...)

دو فراز « حَفَظَةً لِسِرِّهِ » و « خَزَنَةً لِعِلْمِهِ » در فرازهاي قبل بررسي شده است.

تفسير فراز « حَفَظَةً لِسِرِّهِ » قبلاً در عبارت «‌ حَفَظَةً لِسِرِّهِ الله » گذشت.

 توضيح كوتاه در رابطه با «مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏» عرض مي‌كنيم قرآن مي‌فرمايد:‌  « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ‏ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً »‌[1] « خدا به هر كس بخواهد حكمت را عطا مي‌كند و به هر كس حكمت عطا كند كوثر به داده شده . »

خداوند سبحان حكمت را به حضرات معصومين (ع) داده است گاه در ادعيه از آنان به عنوان معدن حكمت ياد مي‌كنيم و گاه مي‌گوييم «‌ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏ » اگر كسي در پي يافتن حكمت است بايد به معصوم مراجعه كند و قول حكيمانه و فعل حكيمانه و انديشه حكيمانه و به تعبيري عقل نظري را از معصوم دريافت كند.

در همين جا لازم است ذكر شود اگر در ابتداي زيارت جامعه هر زائر مؤظف است 100 مرتبه الله اكبر بگويد از آن روست كه گرفتار غلو نشود كه گمان كند العياذ‌بالله معصوم خدا است همچنين در فرازهايي كه زائر به حضرات معصومین (ع) به عنوان معدن حكمت سلام می‌دهد گمان كند حكمت مستقلاً در اختيار معصوم قرار گرفته و حضرات معصومين (ع)‌ به خداوند سبحان برای دريافت حكمت نيازي ندارند چون آنان معادن حكمت‌اند و معدن جايي است كه چيزي در آن اقامت دائم دارد و محل نشو و نماي آن است پس حضرات معصومين (ع) العياذ بالله خدا هستند كه معدن و اصل حكمت‌اند.

با ذكر فراز «‌‌ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏ »‌ اين شبهه مرتفع مي‌شود زيرا اين فراز بيان مي‌‌دارد كه حكمت به عنوان وديعه در اختيار حضرات معصومين (ع) قرار گرفته بلكه حكمت امانت خداي سبحان در دست معصوم است.

وقتي حكمت امانت باشد نقش معصوم امانت‌داري است حكمت از آن خداست و امانت دار معصوم، هر كس را خدا اذن دهد حضرات معصومين (ع)‌ حكمت در اختيارش قرار مي‌دهند و هر كس را خدا اجازه ندهد از دريافت حكمت بي‌بهره‌ و از دريافت آن محروم است.

در فراز «‌ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏ » معصوم مالك نيست امين حكمت‌ها است، معصوم قبل از اين كه هر صفتي را داشته باشد عبد است و عبد صرفاً زير نظر مولي كار مي‌كند امّا عبوديت او اقتضا مي‌كند كه از انواع حكمت‌ها و معارف بهره‌مند شود، تا در مقابل ربوبيت خدا، حقِ عبوديت را ادا كند.

حضرات معصومين (ع)‌ چون در اوج قله عبوديت قرار دارند خدا همه حكمت‌ها را در اختيار آنان قرار داده ، دارا بودن اين همه حكمت آنان را در اوج بندگی قرار می‌دهد هر چه بنده حکیم‌تر باشد بندگي صحيح‌تر انجام مي‌شود. خداي سبحان حضرات معصومين (ع)‌ را به عنوان ظرف حكمت انتخاب كرده و حكمت را وثيقه و امانت آنان قرار داده و در اين زمان مجوز بذل حكمت را به آنها داده است، اگر كسي در زندگي خويش به انديشيدن درست نيازمند است بايد سراغ « ‌مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏» برود آنان چگونه انديشيدن را به هر خواهاني مي‌آموزند ظرف حكمت آنان هستند و توزيع حكمت از خانه ولايت است ، آنان رفتار درست و گفتار صحيح را به بندگان مي‌آموزند.

يكي از مفسرين در رابطه «‌ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏» مي‌گويد:‌ حكمت، كوثر است، كوثر همان ولايت است «‌ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ‏ »‌ يعني ولايت الله به عنوان وديعه در اختيار حضرات معصومين (ع)‌ قرار گرفته است، ولايت يعني قدرت تصرف در هر چيز به اذن حق، حضرات معصومين (ع) امانت‌دار ولايت هستند.« فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ‏ يَرَاكَ‏ قَتِيلا»‌ معصومين ابداً‌ در مقابل نظر خدا نظري ندارند، در آيه 257 سوره مباركه بقره آمده است: «‌اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» خدا ولي مؤمنين است و حضرت حق، مؤمن را به دليل ولايت مداريش از ظلمت به طرف نور و از جهل به طرف علم و از معصيت به طرف طاعت و از هر رذيله‌اي به طرف هر فضيلت حركت مي‌دهد همچنين حركت كمالي بندگان چنين است كه خدا بواسطه معصومين (ع)‌ آنها را از ظلمت به سوي نور مي‌برد.

خدا ما را تحت ولايت معصوم قرار داده و پيوست ما به معصوم سبب مي‌شود تا حضرات معصومين (ع) در وجود ما تصرف كنند وقتي تصرف صورت گيرد مبدأ ميل ما عوض مي‌شود از جهالت رضايتي ندارم و از رذيله وعقب‌گرد و معصيت متنفرم، با اين تصرف مبدأ ميل ما تغيير مي‌کند اين تصرف ما را به سوي طاعت و عزت و نورانيت و علم مي‌برد.

اگر حكمت را ولايت معنا كنيم بايد بگوييم : حضرات معصومين (ع)‌ اين وديعه الهي را در اختيار نااهل و خائن ، مخالف و منكر قرار نمي‌‌دهد هر كس كه اين وديعه به او داده مي‌شود بايد با آن آشنا باشد مثلاً مأمون جلسات عملي فراواني در محضر علي بن موسي الرضا (ع) بود امّا از حكمت حضرت بهره‌مند نشد.  بزنطي مسيحي است امّا به دليل بهره‌منديش از حكمت امام به جايي مي‌رسد كه نامش در شمار روات ثقه مطرح است هر جا نام بزنطي هست روايت‌ها قابل اعتماد است و خدشه اي به آن وارد نمي‌شود او از محضر معصوم (ع)‌ دريافت حكمت داشته‌ است.

« تَرَاجِمَةً لِوَحْيِه‏ » قرار است با زيارت جامعه زندگي كنيم زيارت جامعه نقش معصوم را در گوشه گوشه زندگي به ما نشان مي‌‌دهد، در اين قسمت از زيارت حضرات معصومين (ع)‌ را به عنوان مترجم وحي مي‌شناسيم يعني كساني كه با بيان واضح كلام را تبيين مي‌كنند آنان كلمات و الفاظ را چنان معنا مي‌كنند كه مخاطبشان آن را درك كنند.

وقتي كسي با اين عنوان به حضرات معصومين (ع) سلام مي‌‌دهد در حقيقت بيان مي‌دارد بايد قرآن با حضرات معصومين (ع) خوانده شود تا آنان ترجمه و تفسير كنند بدون حضور معصوم بهره‌مندي از قرآن ممكن نيست حضرات معصومين (ع) قرآن را براي ما قابل فهم مي‌كنند آنان مترجم و مبين و مفسر قرآنند و از آن پرده‌برداري مي‌كنند از راز و رموز قرآن خبر مي‌‌دهند آنان ترجمه كنندگان الهي‌اند.

وحي چند معنا دارد :

معناي اول: هر چيزي است كه به ديگري القا شود اعم از كلام يا غير كلام ممكن است. گاهي اين القاء از طريق گفتار است و گاه گواهي است كه دل فرد به او مي‌‌دهد در حالي كه هيچ گفتاري در ميان نيست. قرآن مي‌گويد:‌ « وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي‏ وَ لا تَحْزَني‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلين‏»[2]‌ « و به مادر موسى وحى كرديم كه: «او را شير ده، و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز، و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمى‏گردانيم و از [زمره‏] پيمبرانش قرار مى‏دهيم.» 

در روايات آمده است الهامات الهي است اين دريافت بواسطه حضرات معصومين (ع) صورت مي‌گيرد. هر چه عقربه دل مؤمن به حضرات معصومين (ع) نزديكتر باشد دريافت الهامات قلبي او صحيح‌تر است.

يكي از مفسرين بيان مي‌دارد اولاً علت اين كه معصومين مترجم وحي هستند چون اشراف كامل به وحي دارند يعني هر آنچه بر دل پيامبر (ص)‌ وارد شده از چشم ساير حضرات معصومين (ع)‌ دور نيست چون معصوم كلام الله ناطق است هيچ قسمتي از قرآن براي معصوم مبهم نيست آنها همه رمز و راز قرآن را مي‌‌دانند امّا اگر قرار باشد ما به حقيقت قرآن عالم شويم بايد در خدمت معصوم قرار بگيريم، از امام صادق (ع) سؤال شد چرا به اميرالمؤمنين (ع) گفته مي‌شود حضرت فرمودند: « لِمَ سُمِّيَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ لِأَنَّهُ‏ يَمِيرُهُمْ‏ الْعِلْمَ‏ أَ مَا سَمِعْتَ فِي كِتَابِ اللَّهِ- وَ نَمِيرُ أَهْلَنا.‌ » چون اميرالمؤمنين (ع)‌ غذاي علمي مؤمنين را در اختيار آنان قرار مي‌‌‌دهد، و حضرت فرمودند: « أَ مَا سَمِعْتَ فِي كِتَابِ اللَّهِ- وَ نَمِيرُ أَهْلَنا»‌

آيا اين آيه قرآن را نخواندي كه مي‌گويد: « رُدَّتْ إِلَيْنا وَ نَميرُ أَهْلَنا »[3] خانواده‌مان را اطعام مي‌كنيم.

در روايتي از پيامبر (ص) ذكر شده كه ايشان مي‌فرمايند: طوبي نام درختي در بهشت است اصلش در خانه من و فرعش در خانه تمام اهل بهشت است و حضرت چند روز بعد مجدداً فرموده‌اند: طوبي درختي است كه اصلش در خانه علي و شاخه‌هايش در خانه همه اهل بهشت است همه گفتند:‌ شما چند روز پيش فرموديد: طوبي اصلش در خانه من و شاخه‌هايش در خانه بقيه اهل بهشت است. و امروز مي‌گوييد: اصلش در خانه علي و شاخه‌هايش در خانه اهل بهشت است.

حضرت فرمودند: مگر خانه من و علي در بهشت فرق مي‌كند خانه ما يكي است ايشان با ذكر اين روايت بيان مي‌دارند علم در اختيار ماست اهل علم را خدا به ما عطا كرده و شاخه‌هايش در خانه مسلمين است.

در حقيقت اصل وحي را حضرات معصومين (ع) درك مي‌كنند امّا راضي نمي‌شوند كه فقط خود آنها لذت آن را ببرند و ديگران بي‌بهره‌ باشند.

هر وقت ما به حضرات معصومين (ع) به عنوان مترجمان وحي سلام مي‌دهيم در حقيقت از آنان مي خواهيم تا از حقيقت وحي براي ما پرده‌برداري كنند.

البته بايد دقت داشت اين پرده‌برداري زماني ثمر دارد كه من خواهان آن باشم بخواهم كه از وحي براي من پرده‌برداري شود زيرا در عالم اصلاً تاريكي و ظلمت محض نيست هر كس به قدر درخواستش از وحي بهره‌ مي‌برد.

در محضر معصوم قرآن براي ما معني دار مي‌شود در زيارت جامعه گدايي رسمي نيست ولي تلويحي و ضمني است وقتي به حضرات معصومین به عنوان تراجمه وحيه سلام مي‌دهم يعني هر روز مي‌گويم آقا هر روز يك آيه قرآن براي ما باز كن در دراز مدت ما از رمز و رموز قرآن مطلع مي‌شويم.


[1] سوره مباركه بقره،‌آيه 269

[2] سوره مباركه قصص ، آيه 7

[3] سوره مباركه يوسف ، آيه 65

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم






محتوای مرتبط