.

شرح دعای زمان غیبت

جلسه دوم

به ميزاني كه شناختمان نسبت به حضرت ولي عصر (عج) افزايش يابد، بيشتر مي‌توانيم استعدادهاي ناشناخته خود را شناسايي كنيم.

يكي از توانمنديهاي ما، رسيدن به مقام تسليم است. مقامي كه در دوره غيبت ، در پرتو ارتباط با حضرت ولي عصر (عج) مي‌تواند به اوج خود برسد.

برخي از مؤمنين از اين روحيه بي‌بهره‌ هستند و به خود اجازه مي‌دهند در امور مختلف اعتراض‌ها و شكايت‌هاي متعددي را مطرح كنند.

در زمان غيبت، از طريق معرفتي كه نصيب ما مي‌شود، مي‌توانيم زمينه‌هاي رسيدن به تسليم را فراهم كنيم.

آية الله بهجت (ره) فرمودند: «گاهي كراماتي كه از اولياء الله مي‌شنويم به نظرمان اموري بسيار عجيب مي‌آيد. ولي عجيب‌تر از اين كرامات ، معرفتي است كه خداوند نسبت به خودش نصيب ما فرموده است.

اگر قرار است امري موجب تعجب ما شود، بايد از توان معرفتي‌مان نسبت به خداوند متعجب شويم. معرفتي كه خداي سبحان در اختيار ما مي‌گذارد به مراتب از كرامت اولياي الهي بالاتر است.»

اين شناخت در زندگي ما بركات زيادي دارد كه يكي از آنها صاحب كرامت شدن است.

طبق روايات ، مردم آخر الزمان مي‌توانند مفاهيم و آيات ابتدايي سوره مباركه حديد را درك كنند، اين سخن به اين معناست كه نوع معرفت افراد در آخرالزمان نسبت به مردم ادوار گذشته عمق بيشتري دارد و  از قدرت درك بالاتري برخوردارند. هر چقدر بيشتر در وادي شناخت پيش رويم، بيش از پيش از معرفة الله بهره‌مند مي‌شويم. اين امر موجب مي‌شود كه در برابر خداي سبحان به تسليم بيشتري برسيم و جهت طولاني شدن دوره غيبت هيچ اعتراضي به حضرت حق نداشته باشيم.

* * *

در ادامه، به بررسي فرازهايي ديگر از دعاي زمان غيبت مي‌پردازيم.

·   « أَنْتَ‏ الْعَالِمُ‏ غَيْرُ مُعَلَّمٍ‏ بِالْوَقْتِ الَّذِي فِيهِ صَلَاحُ أَمْرِ وَلِيِّكَ فِي الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ كَشْفِ سِرِّه‏ »‌

« خدايا ! تو همان عالمي هستي كه از كسي آموزش نديده است ( و داراي علم ذاتي هستي ) . تو عالم هستي به زماني كه صلاح است ولي امرت در آن ظهور نمايد. تو عالمي به اينكه چه زماني به او اجازه دهي امر ولايت را اظهار كند،‌ پرده را بالا زند و جلوه‌گري را آغاز كند.»

·       « وَ صَبِّرْنِي‏ عَلَى‏ ذَلِك‏ »‌ « خدايا ! مرا صبور فرما تا منتظر آن زمان بمانم. »

صبور بودن يعني مقاوم و استوار ماندن. از خداوند سبحان درخواست مي‌كنيم تا در دوره غيبت گرفتار ضعف و ترديد نشويم ، و در اعتقاد و عمل نلغزيم.

مي‌خواهيم تا صبورانه چشم انتظار مولايمان باشيم، و بي‌صبرانه انتظار نكشيم.

در صورتي كه صبر پيشه كنيم ، در زمان غيبت از تند باد حوادث آسيب نمي‌بينيم، از صراط مستقيم خارج نمي‌شويم و در عرصه اعتقادات و عملكردهاي صحيح، پايدار مي‌مانيم.

·       « حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا أَكْشِف عَمَّا سَتَرْتَه‏»‌

روحيه صبر و مقاومت، پيش از آنكه در عملكرد ما خود را به نمايش بگذارد، در قلب و دل ما اثر مي‌گذارد: « خدايا ! مرا به گونه‌اي مقاوم كن كه دوست نداشته باشم آنچه تو به تأخير مي‌اندازي زودتر واقع شود، و آنچه تو به تعجيل مي‌اندازي به تأخير افتد.

  • خدايا ‌!‌ مرا در عصر غيبت به گونه‌اي صبور كن كه پرده برداري از چيزهايي را كه تو پنهان كرده‌اي درخواست نكنم. »

اين قابليتي بسيار ارزشمند است كه انسان آنچه را خداوند دوست دارد دوست داشته باشد و آنچه او نمي‌خواهد، طلب نكند.

افراد در زمان غيبت مي‌توانند به اين قابليت بزرگ راه پيدا كنند كه اراده‌شان با اراده خداوند هم سو و هم جهت شود.

  • «وَ لَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَه‏ »‌ « خدايا ! نمي‌خواهم چيزهايي كه تو پوشانده‌اي ، جستجو كنم.»

ما قرار است مشغول بندگی باشیم و به آنچه مقرر نموده خشنود گردیده و مقدرات پنهان خویش را جستجو نکنیم.

·       «وَ لَا أُنَازِعَكَ فِي تَدْبِيرِك‏ »‌ « خدايا ! مرا به گونه‌اي قرار بده كه با تو در تدبيرت نزاع نكنم. »

از خداوند درخواست مي‌كنيم تا از برنامه ريزي‌اي كه براي زندگيمان كرده شكايت نداشته باشيم و با او درگير نشويم. اگر خداي متعال را به عنوان ربّ خود قبول داريم، بايد ربوبيتش را در زندگيمان بپذيريم و باور داشته باشيم هر چه مطابق حكمتش براي ما رقم زده براي رشد و كمالمان مناسب است.

خواهان آن هستيم كه نه تنها منازع خداوند نباشيم، بلكه با ولي امرش هم نزاع نكنيم.

همين كه از حضرت ولي عصر (عج) گله كنيم كه چرا در پاسخ اين همه زيارت خواندن و سلام دادن ، جواب سلام مرا نمي‌دهد،،، نزاع با امام زمان (عج) است،‌ نزاعي از سر جهل!

جواب سلام واجب است، و مگر مي‌شود « ولي خدا » امري واجب را فروگذار كند؟

اگر قائل شويم كه حضرت امر واجبي را انجام نداده‌اند، در تصور خود عصمت امام (ع) را خدشه‌دار كرده‌ايم.

در اصل، در عالم معنا ابتدا امام (ع) به ما سلام كرده‌اند و سلام دادن‌هاي ما در حكم جواب سلام حضرت است.

عشق از معشوق اول سر زند                            تا به عاشق جلوه ديگر كند

گاهي الطاف امام زمان (عج) را نسبت به خود كم مي‌بينيم، و با همين روحيه ناسپاسي، مقدمات نزاع با « ولي خدا » را فراهم مي‌كنيم. با ديد مادي خود به مسائل مي‌نگريم و از حضرت گله مي‌كنيم كه چرا پس  از درخواست آن همه حوائج بزرگ و مهم ، تنها گشايش محدودي برايمان صورت گرفت ؟!

توجه نداريم كه قيمت يك توفيق جديد در عبادات ، از ثروت همه عالم بيشتر  است، روحيه تسليم در برابر مشيّت خداوند از تمام دنيا و مافيها ارزشمند‌تر است. نمي‌دانيم كه اگر حضرت ، از سر مهر و محبت به ما نگاهي كنند ، همان نگاه ، تمام گشايش‌هاي زندگي‌مان را به دنبال دارد.

  • « لَا أَقُولَ لِمَ وَ كَيْفَ وَ مَا بَالُ وَلِيِّ الْأَمْر اللَّهِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْر »‌ « خدايا ! مرا به گونه‌اي قرار ده كه نگويم چرا و چگونه، و نگويم با وجود اين كه زمين پر از ظلم و جور است چرا ولي امرت ظهور نمي‌كند.؟ »‌

اگر با خداي سبحان چون و چرا كنيم و نسبت به زمان ظهور اعتراض داشته باشيم، به اين معناست كه نسبت به وضع عالم، خود را از خداوند مطلع‌تر مي‌دانيم! قائل هستيم كه تمام عالم را ظلم فرا گرفته است ، و ستمگري‌ها به حدّي رسيده كه هنگام ظهور منجي فرا رسد، و خداوند به اين امر توجّه ندارد! ( نعوذ بالله )

  • در ابتداي فرازهايي كه بررسي كرديم به خداوند مي‌گوييم : « لَا أُحِبَّ .....لاأُنَازِعَكَ ....َ لَا أَقُول‏». محبّت امري قلبي است، نزاع جنبه عملي دارد و اقوال ما هم مطلبي است كه با زبانمان اظهار مي‌كنيم.

گويا از اين عبارات دعا مي‌آموزيم كه منتظر بايد قلب و دلش با عمل و قولش هماهنگ گردد و با اراده خداي سبحان هم سو و هم جهت باشد عاشق صادق بايد دل ، زبان وعملش صالح باشد، تا بتواند ادعا كند درانتظار مصلح عالم به سر مي‌برد.

  • « أُفَوِّضُ أُمُورِي كُلَّهَا إِلَيْك‏ » « خدايا ! مرا به گونه‌اي قرار ده كه تمام امورم را به تو تفويض كنم. »

تفويض به معناي « ترك تدبير» است . بايد آنقدر به خداوند اعتماد داشته باشيم كه همه برنامه زندگيمان را به او بسپارم. نه اين كه در امور زندگي هيچ تدبيري نداشته باشيم و براي ساماندهي امورمان تدبيري نيانديشيم، بلكه در زندگي مجري برنامه‌هايي مي‌شويم كه خداوند برايمان تعيين كرده‌اند، نه مجري خواسته‌ها و نفسانيات خود.

* * *

شخصي از امام صادق (ع) در مورد آيه 49 سوره مباركه عنكبوت سؤال كرد: « بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في‏ صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الظَّالِمُون‏ »‌ « بلكه قرآن آيات بيّنه ماست كه در سينه اهل علم است. »‌

امام صادق (ع) فرمودند:‌ ما اهل بيت « أُوتُوا الْعِلْمَ »‌ هستيم ( همان كساني كه قرآن در سينه آنهاست ). آن شخص گفت:‌ فدايتان شوم، تا زماني كه « قائم » قيام كند؟

امام صادق فرمودند: همه ما قيام كنندگان به امر خداوند هستيم.

امّا او صاحب السيف ( صاحب شمشير ) است. زماني كه او ظهور كند روزگار روزگار ديگري است. » [1]

در اين دعا آموختيم كه بايد در زمان غيبت محبّت‌هايمان را ساماندهي كنيم. دلمان را تحت نظر خدا قرار دهيم تا فقط آنچه را كه او مي‌پسندد، دوست داشته باشيم.

وقتي قلب و دلي اين گونه شود، محبت خدا ، كلام خدا و « ولي خدا » در آن جاي مي‌گيرد، محبت « أُوتُوا الْعِلْمَ » كه كلام الله در سينه آنهاست.

بايد با همه وجود شاكر اين نعمت باشيم كه خداوند به ما دلي ارزاني داشته كه تجليگاه محبت قرآن ناطق و قرآن صامت  است سپاسگزار حضرت حق باشيم كه ما را محّب حضرت ولي عصر (عج) قرار داده و ما را در جاده انتظار ، به اميد قرب و وصل او رهسپار كرده.

بايد مراقب باشيم همواره صحيفه قلب و صفحه دلمان را پاك نگه داريم تا بتوانيم ادعا كنيم:

دل سراپرده محبّت اوست                                     ديده آيينه دار طلعت اوست

خداي متعال در سوره مباركه فصلت آيه 16 مي‌فرمايد: « لِنُذيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى‏ وَ هُمْ لا يُنْصَرُون‏ »

« حتماً‌ به گروهي در همين دنيا عذاب خواري را مي‌چشانيم، و قطعاً‌ عذاب آخرت خوار كننده‌تر است، و اين گروه ياري نمي‌شود. »

 ابوبصير از امام صادق (ع)‌ سؤال مي‌كند : «‌ عَذابَ الْخِزْيِ »‌در اين دنيا چيست ؟ حضرت مي‌فرمايند:‌ چه عذابي دردنا‌ك‌تر و رسواكننده تر از اين عذاب كه فردي در خانه خودش و در اتاق خودش، و كنار دوستان و همسر خودش باشد، ناگهان خانواده او گريبانشان را پاره كنند و براي او ناله بزنند. مردم بگويند:‌ چه شده ؟ و آنها پاسخ دهند: فلاني مسخ شد ( يعني يك دفعه به يك حيوان تبديل شد ، به شكل غير انساني در آمد ). ابوبصير مي‌پرسد : اين اتفاق قبل از ظهور حضرت مي‌افتد يا بعدش؟ امام صادق (ع)‌ مي‌فرمايند:‌ قبل از ظهور. »[2] آيا افراد واقعاً‌ يك دفعه حيوان مي‌شوند؟

در مسخ لازم نيست حتماً‌ صورت فرد تغيير كند و شكل ظاهري‌‌اش عوض شود. ممكن است فردي سيرتش تغيير كند و از آدميت به حيوانيت برسد.

  • خداي سبحان در آيه 10 سوره مباركه عنكبوت مي‌فرمايد: « وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما في‏ صُدُورِ الْعالَمين‏»‌ « وقتي نصرتي از جانب خدا مي‌رسد دسته‌اي مي‌گويند:‌ ما با شما بوديم. آيا خدا داناتر نيست به آنچه در سينه مردمان است. »

در ذيل آيه مباركه ، روايت آمده است كه :‌ «وَ لَئِنْ‏ جاءَ نَصْرٌ مِنْ‏ رَبِّك‏»‌ [3] منظور از « نَصْرٌ مِنْ‏ رَبِّك » وجود مقدس حضرت مهدي (عج) است. آن هنگام كه وقت ظهور مي‌رسد، گروهي به اهل انتظار مي‌گويند:‌ « ما با شما منتظران بوديم.» و خداوند مي‌فرمايد:‌» آيا من به آنچه در سينه مردم است آگاه‌تر نيستم. »‌؟

پس جاي ولي عصر (عج) در سينه منتظران اوست.

خدايي كه به پيامبرش مي‌فرمايد: «‌ أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ‏ صَدْرَكَ‏ » [4] « آيا براى تو سينه‏ات را نگشاده‏ايم؟ »‌‌ مي‌تواند به تبع پيامبر (ص) ، صدر شما را هم آنقدر وسعت دهد كه بتواند جايگاه امام زمان (عج) باشد.

بر قلب مَنَت منزل و مأواست بيا        بر روي دو ديده‌ام تو را جاست ، بيا        

از بهر خدا، از بر دلداده مر و            اي دلبر من جاي تو اينجاست ،‌بيا


[1] بحارالانوار، ج 23 ، ص 189

[2] بحارالانوار، ج 52 ، ص 242

[3] بحارالانوار، ج 51 ، ص 47

[4] سوره مباركه انشراح ‌،آيه 1

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم