.

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)        جلسه 71( و اركانا لتوحيده)

« وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ‏ »

در اين فراز به حضرات معصومين (ع) گفته مي‌شود:‌ خداي سبحان شما را ستون و پايه‌هاي توحيد قرار داده است.

 ركن به معني پايه بسياري قوي است

و توحيد از باب «تفعيل» به معني نسبت يگانگي به خداي سبحان دادن است.

 توحيد به دو درجه علمي و عيني تقسيم مي‌شود.

توحيد علمي از نسبت يگانگي به خداي سبحان دادن سخن مي‌گويد و توحيد عيني به اين معناست كه در كل عالم يك وجود بيشتر نيست، و همه موجودات آيه، نشانه و جلوه او هستند.

در توحيد علمي از طريق دليل و برهان اثبات يگانگي خداي سبحان مي‌شود و اين اثبات با نزديكي به ولايت حضرات معصومين (ع) ميسر مي‌گردد.

در نظام عالم هر اثري نشان از مؤثري دارد و خود به خود ايجاد نشده كل عالم نشان مي‌دهد كه يك مؤثر و يك موجب هست، آن عرب بيابان نشيني كه مي‌گويد: «الْبَعْرَةُ تَدُلُ‏ عَلَى‏ الْبَعِير وَ آثَارَ الْقَدَمِ تَدُلُّ عَلَى الْمَسِير»  پشكل گوسفند علامت اين است كه گوسفندي از اينجا رد شده است  آثار قدم گوسفند دلیل گذشتن گوسفند از این مسیر است.

 در محضر پيامبر (ص) شاگردي نكرده ولي در حد خود استدلال اثبات توحيد دارد در توحيد علمي از طريق حضرات معصومين (ع) با اَدله و براهين با يگانگي حق آشنا مي‌شويم، ولي توحيد عيني به پاكسازي وجودي نياز دارد. بايد از رذائل دور شد و با پيوست به مقام ولايت حضرات معصومين (ع) يگانگي خدا را در كل عالم مشاهده كرد.

به دريا بنگرم دريا تو بينم                                                 به صحرا بنگرم صحرا تو بينم

به دريا و درو و كوه و در و دشت                                          به هرجا بنگرم تنها تو بينم

اهل فن توحيد علمي را به چند مرحله تقسيم كرده‌اند:

مرحله اول: تصور، اين مرحله توحيد ذهن است و در خارج اثري ندارد. در مرحله تصور با وساطت معصوم (ع) تصور مي‌شود كه كل عالم يك خالق، يا يك رب و يك رزاق و... دارد.

اين مرحله همان مرحله فطرت  است قرآن مي‌فرمايد:‌ « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »[1]« اين فطرتى است كه خداوند،انسانها را بر آن آفريده‏،» همه مردم اين مرحله از توحيد را دارا هستند.

مرحله دوم : تصديق است يعني اعتراف‌ به آنچه تصور مي‌كنيم كه در نظام عالم يك خالق و يك رزاق و يك مدّبر و يك ... است، قرآن مي‌فرمايد:‌« أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏» [2] «آيا در خدا شكّ است؟! خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده؛» خدا از كفار اين تصديق را طلب مي‌كند، آيا در وجود خدا  شك داريد؟ خدايي كه آفريننده آسمان‌ها و زمين است. اول تصور معبود و بعد اعتراف به حضور او و در مرحله سوم نسبت يگانگي دادن به معبود است.

« أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِد» [3]« معبود شما خداى يگانه است‏.»

«لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»[4] « اگر در آسمان و زمين، جز«اللَّه» خدايان ديگرى بود، فاسد مى‏شدند. »

نزاع بر سر خواسته‌هاي بشر است يكي خواهان برف و باران و ديگري خشكي مي‌خواهد، يكي خواهان سرما و ديگري گرماطلب است.

در مرحله سوم: توحيد بشر به جايي مي‌رسد كه باور مي‌كند در كل سماوات و ارض يك وجود بيشتر حاكم نيست و تنها به او نسبت يگانگي مي‌دهد.

مرحله چهارم : توحيد عملي است اين مرحله مبرا دانستن معبود از همه نواقص است، خدا صمد است و نيازي به احدي ندارد. نياز نقص است و خدا از نقص به دور است،  « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ»[5] « (هرگز) نزاد، و زاده نشد،» چون در هر دو حالت نقص است سبحان  الله منزه  است از هر نقصي كه تصور شود معبود به هيچ چيز نيازمند نيست او حتي به بندگي، بندگان نيز محتاج نيست.

در مرحله پنجم: صفات الهي عين ذات مي‌شود و ذات از صفات جدا نمي‌گردد در جوشن كبير هزار صفت ذكر مي‌شود كه هر يك عين ذات است و جداي از يكديگر نيستند حتي خود صفات نيز از يكديگر جدا نيست اگر خدا با صفت رزاقيت پذيرفته مي‌شود ساير صفات او پشت همين صفت پنهان است اين گونه نيست صفت شافي بودن او از ساير اوصافش جدا باشد هر چند كه انسان براي هر امري يك قسمت از آن صفات را مشاهده مي‌كند.

در اين فراز گفته مي‌شود: « وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ » شناخت معصومين (ع) در توحيد علمي انسان نقش اساسي و تعيين كننده دارد. حضرات معصومين (ع) مرحله تصور و تصديق و يكي دانستن ذات و صفات را به هر خواهاني مي‌آموزند. معصومين (ع) پايگاه‌هاي توحيد در عالم هستند و هر كس كه به اين بزرگواران نزديك شود از توحيد علمي بهره كافي مي‌برد.

و امّا توحيد عيني مرحله‌‌‌اي است كه هر كسي به آن دست نمي‌يابد زيرا اين توحيد به پيش نياز‌هاي تزكيه و تهذيب و پيرايش و دفع رذيله محتاج است. هيچ كس به اين مرحله نمي‌رسد مگر با وساطت معصوم (ع).

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:‌ « ما رايت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله و بعده‏ » من چيزي را نديدم مگر اين كه قبل از آن چيز و با آن چيز و بعد از آن چيز خدا را ديدم،‌ يعني در عالم خدا را دائماً‌ و بي‌پرده مشاهده كردن و اينكه اشياء مانع ديد حق نشوند دست يابي به اين توحيد نيز با وساطت معصوم (ع) به دست مي‌آيد.

اما تقسيم بندي توحيد به توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي.

توحيد ذات: بودن يك وجود در عالم است و وجودي بدون در نظر گرفتن اوصاف او، او واجب الوجود است (هو) عاري از هر صفتي « لا اله الا هو» هيچ صفتي براي حضرت حق در نظر گرفته نمي‌شود در «هو»‌ سخن از ذات است.

توحيد ذاتي افق بالايي است كه تنها خدا خود نسبت يگانگي به خود مي‌دهد. «‌ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» [6] « خداوند، (با ايجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى،) گواهى مى‏دهد كه معبودى جز او نيست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونه‏اى بر اين مطلب،) گواهى مى‏دهند؛ در حالى كه(خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد؛ معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.»

همچنين به پيامبرش مي‌گويد:  نسبت يگانگي به خداي سبحان بده ، « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»[7] « بگو: خداوند، يكتا و يگانه است؛» « هو» ذات يگانه و واجب الوجود است.

فردي مي‌گويد: مدتي عبادت‌ها و مراقبه‌هاي خاص داشتم كه حضرت خضر را خواب ديدم ايشان به من گفتند:‌ « يا هو يا من لا هو الا هو » از خدا خالص خدا را بخواه،‌ البته چون كه صد آمد نود هم پيش ما است و قطعاً‌ خداي ذات همان خداي ‌صفات است امّا در توحيد ذات بايد وصال به ذات خدا را درخواست كرد و چشم به اوصاف او نداشت.  

و اما توحيد صفاتي آن است كه خداوند را مستجمع جميع صفات دانست، الله ذاتي است كه مستجمع جميع صفات جلاليه ، جماليه است. توحيد صفاتي عين ذات و جداي از ذات نيست امّا در مرحله صفات جلوه‌گري حق مشاهده مي‌شود، جلوه‌گري رأفت و قدرت و علم و حكمت و ... گفته مي‌شود خداوند با اوصاف خويش قائم به موصوف است امّا در توحيد صفات چندان صفات تجلي دارند كه توحيد ذات حضرت حق در پي تجلي صفات او پنهان است.

اگر كسي به اين مرحله از توحيد ذات دست يابد صفات كماليه را در عالم فقط يك وجود مي‌بيند صفات علي‌رغم تعدد ظاهري تعدد حقيقي ندارند،‌ چون صفت عين ذات است و از ذات جدا نيست.

البته دريافت اين مباحث و ادراك اين مطالب بدون وساطت معصوم (ع) بي‌معناست مثلاً‌ آن كه باور دارد خدا رزاق است يعني كثير روزي مي‌دهد نه قليل، او هم رزق روح را مي‌دهد و هم رزق جسم را ، هم رزق اين  عالم را و هم رزق آن عالم و هم رزق ظاهر و هم رزق باطن را مي‌دهد اين خداي رازق بصير و  عليم و حكيم و ... هم هست.

گاهي انسان در اوصاف حضرت حق قائل به تجزي مي‌شود و اوصاف او را از هم تفكيك مي‌كند خدا را رزاق مي‌‌داند امّا بصير نمي‌داند او را حي مي‌داند امّا حليم نمي‌داند.

دست يابي به درك يكپارچگي اوصاف حضرت حق فقط با وساطت معصوم (ع) انجام مي‌شود. همه صفات خداوند سبحان در وجود مقدس همه حضرات معصومين (ع) به تمامه جلوه‌گر است،‌ يعني همه صفات خدا در پيامبر (ص) به طور كامل جلوه‌گر است و پيامبر (ص) آيينه تمام نماي حق است و همه معصومين (ع) به تبع رسول الله (ص) آينه كامل حضرت حق‌اند. « أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّد»

و امّا توحيد افعالي  : هر فعل حَسني كه در عالم اتفاق مي‌افتد، فعل خداي سبحان است. يك فاعل براي ايجاد حسن در عالم بيشتر نيست و آن خدا است رسيدن به توحيد افعالي بنده را به جايي مي‌رساند كه او هيچ يك از حسنات خود را از خويش نمي‌داند بلكه همه را لطف حضرت حق مي‌‌داند.

هر كس در خيرات قبل از آنكه فاعليت خويش را ببيند باید فاعليت حضرت حق را ببيند و نباید براي خود وجود استقلالي قائل باشد بلكه همه‌ی خيرات به يك اصل و ريشه منتهي مي‌شود و از يك آبشخور آبياري مي‌شود.

اركان اين توحيد نيز حضرات معصومين (ع) هستند هر چه به حضرات معصومين (ع) نزديكتر شويم فاعليت خدا را در همه امور وجودي مي‌بينيم البته بايد ذكر شود كه اثر خداوند سبحان فقط در حسنات متجلي مي‌گردد زيرا سيئه نبود و عدم حّسنه است و حضرت حق از آن رو كه واجب الوجود است عدم و نيستي با او سازگاري ندارد.

مثلاً بداخلاقي عدم خوش اخلاقي است، اصل حسن خلق است بداخلاقي عدم خوش اخلاقي است خداي سبحان نعمت خوش اخلاقي را به بنده عطا مي‌كند و بد اخلاقي امري عدمي است پس هر كجا رذيله و نقصي هست در آنجا خدا نيست و فاعليت حضرت حق نقشي ندارد بلكه منيت‌ها خودنمايي مي‌كند رسيدن به هر يك از اين مراحل توحيد فقط با وساطت معصوم (ع) صورت مي‌گيرد.

در ادعيه ماه رجب دعايي داريم : «فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا أَنْت‏ »‌ خدايا !‌ همه آسمان‌ها و زمين‌ها را به واسطه معصومين (ع) پر كردي آنها كل عوالم را پر كرده‌اند تا بواسطه آنها يك چيز ظاهر شود و آنهم يگانگي خداي سبحان است. تمام عوالم پر از جايگاه حقيقي معصومين (ع) است و معصومين به اذن حق در عالم اين نقش را بر عهده دارند. « لا اله الا انت » اگر اينها را از حد عوالم ظاهري فراتر ببريم خواهيم گفت:‌ حضرت حق اراده كرده تا آسمان و زمين و قلب و روح و وجود و جسم از توحيد پر شود و توحيد در آن ظهور كند و يگانگي‌اش آشكار شود كه همه آن بواسطه معصوم (ع)‌ است.

« وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ‏ »‌ ستون توحيد معصوم است كارهاي توحيدي ما روي ساختمان ولايت پايه گذاري مي‌شود، در كارهاي خالصانه‌ فاعليتي براي خود منظور نمي‌كنيم بلكه در ابتداي كار بسم الله و در انتهاي آن « اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم» مي‌گوييم چون پايه توحيد ما بر ساختمان ولايت بنا شده اگر ستون محكم ولايت نباشد ما حتي يك كار خالصانه در پرونده اعمالمان نداريم.

« رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَة»[8] «‌ «پروردگارا! به ما در دنيا(*نيكى*) عطا كن‏.»‌ گفته شده حسنه در اين دعا ولايت اميرالمؤمنين (ع) است كه در دنيا به افراد عطا شده چون در پي پذيرش ولايت حضرت و توسل به وجود ايشان مي‌توان كار خالصانه انجام داد زيرا منِ پذيرش بندگي را پر رنگ مي‌كند. اتصاف به صفت عبوديت با وساطت معصوم (ع) صورت مي‌گيرد ، عبد وقتي عبد است كه واقعاً‌ موحد باشد، تمام موحد شدن ما با وساطت حضرات معصومين (ع) صورت مي‌گيرد پس تمام عبادات صحیح ما با عنايت معصومين (ع) صورت مي‌گيرد. ولايت بي‌توحيد واقعاً‌ ولايت نيست و توحيد بي‌ولايت توحيد نيست.


[1] سوره مباركه روم،‌آيه 30

[2] سوره مباركه ابراهيم ،‌آيه 10

[3] سوره مباركه انبياء‌،‌آيه 108

[4] سوره مباركه انبياء ، آيه 22

[5] سوره مباركه ا خلاص ‌،‌آيه 3

[6] سوره مباركه آل عمران، آيه 18

[7] سوره مباركه اخلاص ،‌آيه 1

[8] سوره مباركه بقره ، آيه 201

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم






محتوای مرتبط