.


 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)        جلسه 68( خلفاء في ارضه )
 

« خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَجاً عَلَى‏ بَرِيَّتِهِ‏ وَ أَنْصَاراً لِدِينِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِه‏»

در ادامه بحث « خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ » به سه نكته اشاره مي‌كنيم:

1-  «خلافت»

2-  «رضيكم»

3-  «في ارضه»

هر انساني به نحوي خليفه خدا در زمين است امّا خلافت تامّه تنها نصيب حضرات معصومين (ع) شده است.

اگر سؤال شود اراذل و اوباش چگونه خليفة الله‌اند؟

در پاسخ گفته مي‌شود: شايد آنها شايستگي خليفة اللهي را در حال حاضر نداشته باشند، امّا اين به معناي آن نيست كه آنان اصلاً‌ خليفة الله نيستند، بلكه آنان نيز از جهت وجود و خلق شدن خليفه خدايند.

از سوي ديگر ممكن است آنها در حال حاضر به شغل يا حرفه‌‌‌اي مشغول باشند كه ثمره و نتيجه‌ي كارشان و ساخت و سازشان به نفع ديگران باشد.

با اين دليل آنان جلوه نام نافع خداي سبحان مي‌شوند. چنين افرادي در همين حد خليفه خداي سبحانند مفيد بودن كارشان ربطي به آنها ندارد اما جلوه‌اي از جلوه‌‌هاي خداي سبحان با ثمره‌ي كارشان جلوه‌گر مي‌شود.

شَر از امور عدمي است از اين رو هيچ كس نمي‌تواند شر محض باشد چون عدم محض‌ مي‌شود و از خداي كامل صدور عدم محال است خداي حكيم كار عبث نمي‌كند به همين دليل:

هيچ كسي نيست كه وجودش در عالم شر محض باشد چون شر عدم   و با وجود تباين كلي دارد و اين دو ضد يكديگرند و يك جا جمع نمي‌شوند.

به يقين در وجود هر فرد شروري نيز نقطه خيري هست و اين نقطه خير همان نقطه‌اي است كه انتساب به خداي سبحان دارد. ظالم‌ترين پادشاهان نيز در اموري تصميم‌گيري كرده‌اند كه خير آن امور به مردم رسيده است اثر همان خيراتي كه از وجود ظالمان و پادشاهان بر جا مانده جلوه خليفة اللهي آنهاست.

بنده هر چه از اين جايگاه بالاتر رود و از نواقص و كاستيهاي خود جدا شود به مقام خليفة اللهي نزديك‌تر مي‌شود. حضرات معصومين (ع)‌ در اوج قله‌ي خوبي و خير و به دور از هر نقص و كاستي جلوه كامل خليفة الله‌اند.

حضرت اميرالمؤمنين (ع) بارها فرموده‌‌اند: «نزّلونا عن‏ الرّبوبيّة و قولوا فينا ما شئتم.

» مرا بنده خدا بدانيد و از مقام ربوبيّت تنزّل دهيد و سپس هر چه مى‏خواهيد بگوييد.»[1] شما معصومين را از مقام ربّ بودن پايين بياورد و بعد از آن هر تعريفي مي‌خواهيد از آنان بكنيد، بكنيد.

در توضيح روايت حضرت مي‌فرمايند: چنانچه ما را از جايگاه ربوبيّت پايين‌تر بياوريد مي‌توانيد هر صفت كماليه‌اي را به ما نسبت بدهيد در اين حالت غلو نكرده‌ايد در حالي كه اگر كسي وجود مقدس اميرالمؤمنين (ع) را بالاستقلال جامع صفات الهي‌ بداند گرفتار غلو شده و مستحق عذاب است اما اگر صفات حضرت را بالتبع بداند بسيار فكر پسنديده و حكيمانه است.

روايات مي‌گويد: ضربه شمشير اميرالمؤمنين (ع) در جنگ خندق از عبادت جن و انس افضل است. « ضربة على‏ يوم‏ الخندق‏ أفضل من عبادة الثقلين‏‏»[2] ولي اين قدرت بنفسه نيست بلكه قدرت الله است كه در شمشير علي (ع) جلوه‌گر مي‌شود.

 خليفة الله بودن حضرات معصومين (ع) سبب مي‌شود تا وجود آنان بر همه عوالم سيطره پيدا كند و همه عوالم تحت فرمان اوامر الهي به واسطه حضرات معصومين (ع) باشند.

اول عالَم ناسوت و بعد از اين عالَم ملكوت است كه عالَم ملكوت بالاتر از ناسوت است. در عالَم ملكوت ماده وجود ندارد در اين عالم صورت هست اما ماده نيست ( مانند عالم خواب كه در خواب همه چيز صورت دارد امّا ماده ندارد )

بعد از عالَم ملكوت عالَم ديگري به نام عالَم جبروت، است جبروت عالَم امور عقلاني است.

خداي سبحان بر همه عوالم احاطه دارد مقام خليفة اللهي حضرات معصومين (ع) نيز سبب مي‌شود تا آنان نيز بر همه عوالم احاطه يابند، ابوعبدالله مي‌فرمايند:‌ « ‏ الحجة قبل‏ الخلق و مع الخلق و بعد الخلق‏ يعني أنها تكون قبل الخلق و بعدهم كما تكون معهم و لهذا  بدأ اللَّه تعالى‏ أولا بخلق الخليفة ثم خلق الخليقة كما قال عز و جل‏ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً. »[3] اگر خليفه تامّه خدا نبود هيچ مخلوقي موجود نمي‌شد، اين روايت برابر با حديث قدسي است. كه خدا به پيامبرش گفت: « لو لاك لما خلقت‏ الأفلاك،»[4] اگر تو نبودي هيچ فلكي را نمي‌آفريدم و هيچ عالَمي خلق نمي‌شد.

اگر خليفه نبود آسمان، زمين و آدم و حوايي و جن و انس و طيور و وحوش زمين و زماني و ... نبودند يعني هيچ موجودي در نظام عالم نبود، اين كه خداوند سبحان در حديث قدسي به پيامبر (ص) گفت: « لو لاك لما خلقت‏ الأفلاك‏» و ما در زيارت جامعه مي‌گوييم: « خليفة الله في ارضه» به چه معناست ؟

در پاسخ گفته مي‌شود؟ در نهايت حضرات معصومين (ع) جانشين خداي سبحان در زمين‌اند قدرت‌هاي مختلف مي‌آيند و مي‌روند ولي « وَعَدَ اللَّهُ‏ الَّذينَ‏ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ »[5]« خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛»

در رأس « لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» حضرات معصومين (ع) قرار دارند.

خداي سبحان فرمود: « إِنِّي‏ جاعِلٌ‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ خَليفَة »[6]  «من در زمين جانشينى خواهم گماشت‏» و حضرات معصومين (ع) را به عنوان بالاترين خليفه خود در زمين قرار داد و پس پيامبران خليفه خدا در زمين‌اند حضرت آدم يكي از جلوه‌هاي خليفة اللهي خداي سبحان است آنگاه كه ملائكه مأمور به سجده در مقابل حضرت آدم به عنوان خليفة الله شدند .

البته قبل از ادامه بحث لازم است متذكر شويم وجود همه مخلوقات طفيل وجود حضرات معصومين (ع) است و خداوند از اضافه گِل آنها به خلقت انسان پرداخت از اين رو حتي وجود حضرت آدم نيز وابسته به خلقت حضرات معصومين (ع) است و خليفة اللهي او نيز به تبع خليفة‌  اللهي حضرات معصومين (ع) است يعني در حقيقت ملائك در مقابل خلقت حضرات معصومين (ع) سجده كردند.

ملك    در سجده‌ي آدم زمين بوس تو نيت كرد

«رَضِيَكُمْ‏ خُلَفَاء» به معصومين عرض مي‌كنيم: همه شما جانشين پيامبر (ص) هستيد، پيامبر (ص) بالاترين وجود عالم است و شما در نزد خداي سبحان به عنوان جانشينان پيامبر پسنديدني هستيد.

« وَ أَشْهَدُ أَنَ‏ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه‏ » شما جانشين پيامبر (ص) در جايگاه عبوديت‌ايد تمام امتيازاتي كه خداي سبحان به شما عنايت كرده عبوديت شما را جلو‌ه‌گرتر كرده است خدا شما را بر همه كس فضيلت داده اما با اين فضيلت‌ها شما همچنان در جايگاه بندگي خويش مانده‌ايد.

اگر سؤال كنيد رضايت خداي سبحان در چيست؟

در پاسخ عرض مي‌كنيم: امام صادق (ع) مي‌فرمايند:  « الرَّاضِي حَقِيقَةً هُوَ الْمَرْضِيُّ عَنْه‏ »[7] « و هر كه به مرتبه رضا رسيد و به كرده و داده خدا راضى شد، بلا شكّ چنين كسى مرضىّ خدا است و خدا از او راضى است. »

 همچنين در مصباح الشريعه روايتي از قول علي بن موسي الرضا (ع) آمده حضرت در آنجا مي‌فرمايند:‌ خداي سبحان كسي را مي‌پسندد كه او كاملاً‌ خدا را پسنديده باشد يعني در حقيقت خداي سبحان كسي را مي‌پسندد كه آن شخص زيباترين پسند را داشته باشد زيبا‌ترين پسند، خداپسندي است، خدا در واقع خود را مي‌پسندد اگر خدا چنين بنده‌اي را مي‌پسندد از آن روست كه اين بنده خدا پسند است نه خود پسند.

اگر مي‌گوييم: خدا شما حضرات معصومين (ع)  را به عنوان خليفه پسنديده است چون اول شما خدا را به طور كامل به عنوان رب و اله پسنديد‌ه‌ايد و همه صفات و افعال الهي را برگزيده‌ايد و مي‌پسنديد.

خداي سبحان در پي انتخاب شماست،‌ در شرايط عادي اگر كسي بخواهد ديگري را بپسندد كسي را مي‌پسندد كه آن شخص هم او را بپسندد و اگر شخص مورد نظر از آن فرد نفوري داشته باشد پسند او امر عُقلايي نيست و انتخاب كننده با انتخابش زير سوال مي‌رود  ولي اگر كسي را بپسندد كه با او هم عقيده و هم سليقه باشد پسندش درست و نيكو است.

خداي سبحان حضرات معصومين (ع) را پسنديد چون آنها آراسته به صفات الهي بودند رفتار و گفتارشان الهي است در واقع خدا گفتار و رفتار و صفات خود را پسنديده است و بعد گفتار و فعل و صفات حضرات معصومين (ع)‌ را.

وقتي ما خلافت حضرات معصومين (ع) را مي‌پذيريم از آن روست كه رضايت خداي سبحان در پذيرش ماست يعني اگر ما مي‌خواهيم به مقام رضا برسيم يعني به جايي برسيم كه خدا از ما راضي باشد بايد اين حضرات معصومين (ع) را به عنوان خليفة الله پسنديده باشيم تا خدا ما را بپسندد، اگر مي‌خواهيم ما مورد پسند خدا قرار بگيريم بايد خلفاء الله را بپسنديم تا پسنديدني شويم.

اما اگر رضايت را به معناي پاداش معنا كنيم عبارت «رَضِيَكُمْ‏ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِه‏ »‌ يعني خداي سبحان به واسطه خلافتي كه در اختيار شما معصومين (ع)‌ قرار داده به شما پاداش خاصي عنايت كرده بالاترين پاداش خداي سبحان مقام خلافت كبري است كه در اختيار‌ شما قرار داده است، پاداشي كه بالاتر از اين پاداش، پاداشي متصور نيست.

اگر سؤال شود خداي سبحان چرا چنين پاداش عظيمي را قبل از خلقت در اختيار حضرات معصومين (ع)‌ قرار داده است. آيا كسي به جهت كاري كه نكرده و خيري كه انجام نداده پاداشي مي‌گيرد؟

در پاسخ گفته مي‌شود: جايگاه حضرات معصومين (ع) اصلاً در اين عالم نبوده همين كه آنان قبول كرده‌اند از عالم بالا به اين عالم سفلي بيايند خدا بالاترين پاداش را به آنها مي‌دهد، امام خميني (ره) در آداب الصلاة فرموده است: پيامبر كبوتر مطوقه يعني كبوتر نشان‌ دار است كه جاي ايشان در عوالم اعلي است و اگر به اين عالم نازل مي‌شود از آن روست تا كبوتران اسير شده در عالم ماده را  از اسارت نجات دهد كار پيامبر اُطراق در اين عالم نيست بلكه مي‌آيد كه كبوترها را آزاد كند به همين دليل به او وظيفه «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُم‏»[8]داده شده تا مردم را تعليم دهند كه از تعلقات رها شوند و خود را از وابستگي‌هاي عالم ماده پيراسته كنند.

امّا در رابطه با رضايت:

رضا به معناي اقرار است و اقرار هميشه به معناي اعتراف نيست بلكه گاهي به معني قرار دادن و تثبيت كردن است، «رَضِيَكُمْ‏ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِه‏ » يعني خدا شما معصومين (ع) را در جايگاه ولايت مستقر و تثبيت نمود اگر همه عالم جمع شوند تا خدشه‌اي به ولايت اميرالمؤمنين (ع) وارد كنند هرگز نمي‌توانند، تاريخ مي‌گويد: بعد از رحلت پيامبر (ص) تنها هفت نفر از شريعت حقه جدا نشدند در حالي كه همه به جهالتهايشان رجعت كردند مردم در جامعه آن روز هجوم بردند تا ولايت را از اميرالمؤمنين (ع) سلب كنند اما نتوانستند «رَضِيَكُمْ‏ خُلَفَاء» خداوند سبحان حضرات معصومين (ع) را مستقر و محكم و تثبيت در جايگاه خليفة اللهي قرار داده در حال حاضر نيز همه مردم عالم، ولي عصر (عج) را به عنوان ولي الله نمي‌شناسند عده فراواني از آنان سرگرم مشغوليت‌هاي خويش‌اند امّا خدا حضرت حجت (عج) را به عنوان ولي الله مستقر كرده و هيچ كس نمي‌تواند صدمه به جايگاه ولايتي ايشان وارد كند.

امّا اگر رضايت در معناي اذن باشد «رَضِيَكُمْ‏ خُلَفَاءَ» يعني خدا مقام خلافة اللهي شما را اجازه داده، خدا اجازه داده كه شما جانشين او باشيد و شما در اين مقام كمترين خلافي مرتكب نشده‌ايد و فقط نظر حق را اجرا كرده‌ايد زيرا شما چشم و گوش خداي سبحان‌ايد.

امام حسن (ع) به اميرالمؤمنين (ع) عرض كرد:‌ سليمان بن داود انگشتري داشت كه به واسطه‌ي آن خاتم هيچ كس قدرت سرپيچي از سليمان را نداشت شما چه چيزي داريد؟ اميرالمؤمنين (ع) در جواب فرمودند:‌ « أَنَا عَيْنُ‏ اللَّهِ‏ فِي‏ أَرْضِهِ‏ أَنَا لِسَانُ اللَّهِ النَّاطِقُ فِي خَلْقِهِ أَنَا نُورُ اللَّهِ الَّذِي لَا يُطْفَأُ أَنَا بَابُ اللَّهِ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ»[9] ‌ من نماد بصيرت خداوند سبحان معرفي مي‌كند و مي‌گويد: همه امور در مقابل چشمان من است، اميرالمؤمنين (ع) مي‌گويد:‌ من پيام رسان در ميان خلق‌ام من نوري هستم كه خاموش شدني نيست من دري هستم كه از طريق من به مخلوقات همه چيز داده مي‌شود و همه عطايا از طريق من است.

من چشم خدا در زمينم چگونه براي اينكه خدا بخواهد چيزي را ببيند مانعي وجود ندارد و چيزي از چشم او دور نمي‌ماند من همان چشمم كه چيزي در زمين از من پنهان نيست.

امام صادق (ع) مي‌فرمايند: سليمان اسمي را داشت « إذا سئل به أعطي و إذا دعي أجاب »[10] سليمان اسم اعظم را مي‌دانست كه وقتي با آن اسم سؤال مي‌كرد حتماً‌ به درخواست او پاسخ داده مي‌شد، حضرت مي‌فرمايند:  «و لو كان‏ اليوم‏ احتاج إلينا اگر امروز سليمان بود با همه جايگاه و مقامش محتاج ما بود زيرا او خليفه تامه نبود امّا ما خليفه تامه هستيم.

و اگر رضايت در معناي اختيار كردن باشد گفته مي‌شود: شما وقتي به چيزي راضي هستيد يعني آن را اختيار مي‌كنيد «رَضِيَكُمْ‏ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ» يعني خدا در بين همه مخلوقات شما حضرات معصومين (ع) را به عنوان خليفه كامل اختيار كرده، خدا شما را به عنوان بهترين خلق براي قبول خلافت و اجراي خلافت انتخاب كرده و اختيار نموده.

اگر سؤال شود چرا قيد مكان في الارض به رضيكم الله اضافه شده ؟ در حالي كه بايد معصومين در همه عوالم خليفه باشند در عالَم جبروت و ملكوت هم خليفه باشند پس چرا كلمه ارضه به كار رفته است؟

در پاسخ گفته مي‌شود:‌ چون در عوالم ديگر طغياني مشاهده نمي‌شود زمين تنها عالمي است كه در آن طغيان صورت مي‌گيرد و در عوالم ديگر هر چه هست اطاعت است و هيچ طغياني نيست، خداي سبحان حضرات معصومين (ع) را در زمين كه ظرف طغيان خلق است خليفه قرار داده حضرات معصومين (ع)‌ در همه عوالم خليفه هستند ولي در زمين كه بسياري از مردم در مقابل خداي سبحان قد علم مي‌كنند معصومين جلوه‌گريشان بيشتر به ظهور مي‌رسد البته بايد گفته شود آنان جلوه كامله‌‍ي خداي سبحانند و طغيان مردم صدمه‌اي به مقام خلافة اللهي آنان وارد نمي‌كند.

مثلاً، فرد حليمي اگر در جمعي قرار بگيرد كه همه پرخاشگرند بعد از مدتي پرخاشگري سايرين به او سرايت مي‌كند اما وجود حضرات معصومين (ع) ذره‌ي از طغيان مردم اثر نمي‌پذيرند خداي سبحان آنان را در زميني قرار داده كه اكثريت مردمش طاغي و فاسدند. قرآن مي‌فرمايد:‌ « قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ‏ الشَّكُور»[11] خداوند حضرات معصومين (ع) را در زمين به عنوان خليفه كامل خود قرار داده بدون آن كه كوچكتري اثري از طغيان در وجود آنان مشاهده شود.

گفتيم ائمه اطهار (ع) خليفه مردم در زمين‌اند دليل اول اين حضور طغيان اهل زمين در مقابل مولي است و دليل دوم آنكه مردم در زمين محتاج به حركت به سوي خداي سبحانند و تنها حضرات معصومين (ع) با جايگاه خليفة‌ اللهي خويش مي‌توانند اين امكان را براي بندگان ميسر كنند آنها مي‌توانند با مقام خليفة‌ الهي خود انسان خاكي را از خاك تا افلاك پرواز دهند از سوي ديگر زمين به خودي خود مكدر است و مانع جلوه‌گري خلافة اللهي حضرات معصومين (ع) است، امّا نور خلافت آنان آنچنان درخشان است كه حتي در زمين كه قابليت جلوه‌گري آنان به طور كامل نيست باز هم حضرات معصومين (ع)  جلوه‌ي كامل حضرت حق‌اند اين سخن بدان معناست كه آنان در ساير عوالم به طريق اولي جلوه‌گري‌هايي دارند.

اگر سؤال شود وقتي حضرات معصومين (ع)‌ در زمين خليفه باشند چه اتفاقي روي مي‌دهد ؟

پاسخ مي‌دهند: ديگران ظلم مي‌كنند حضرات معصومين (ع) عدل را بر پا مي‌دارند  از ديگران ضعف و  از آنها قوت نشان داده مي‌شود، از ديگران رذيله و از آنان فضيلت نمايش داده مي‌شود، مردم در پي اجراي اوامر نفساني‌‌اند و آنان مجري اوامر ربّاني. وقتي آنان خليفه خدا در زمين شدند دين خدا به واسطه آنان تثبيت و برقرار شد.

اگر گفته شود كاربرد اين فراز در وجود ما چيست ؟

 در پاسخ گفته مي‌شود: خداوند سبحان حضرات معصومين (ع) را در زمين وجودي ما خليفه قرار داده تا زمين وجود ما محل جريان عدل خدا گردد و محل افاضه فيوضات الهي شود و محلي براي بندگي مدام حضرت حق باشد اگر اين بزرگواران خليفه زمين وجودي ما باشند نفس ما حاكم نمي‌شود زيرا آنان همه كاره وجود ما مي‌شوند و آن را را احياء‌ مي‌كنند.

همانگونه اگر سلطان عادلي در زميني باشد بركات بر آن زمين مي‌‌بارد خداوند سبحان، حضرات معصومين را خليفه وجود ما قرار داده  تا بركات ما افزون شود و وجود‌مان مبارك گردد و از همه امتيازات و فضايل با دعاي اين بزرگواران بهره‌مند شويم.



[1] منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح، مقدمه‏2، ص: 33

[2] شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)، ج‏12، ص: 393

[3] الوافي ، ج‏2 ، 62 ،بيان ..... 

[4] عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال ،ج 11، ص44

[5] سوره مباركه نور، آيه 55

[6] سوره مباركه بقره، آيه 30

[7] مصباح الشريعه، ص 182

[8] سوره مباركه آل عمران‌، آيه 164

[9] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏27 / 34 / باب 14 أنهم عليهم السلام سخر لهم السحاب و يسر لهم الأسباب .....  ص : 32

[10] تفسير الصافي / ج‏4 / 63 / [سورة النمل(27): آية 19] .....  ص : 62

[11] سوره مباركه سبأ ، آيه 13

 تعجيل در فرج بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات
 






محتوای مرتبط