.


 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)        جلسه 66( و خصّكم ببرهانه ...)

«وَ خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ وَ انْتَجَبَكُمْ بِنُورِهِ وَ أَيَّدَكُمْ بِرُوحِهِ وَ رَضِيَكُمْ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَجاً عَلَى بَرِيَّتِهِ وَ أَنْصَاراً لِدِينِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِه‏»

در اين فراز به قسمتي مي‌رسيم كه حضرات معصومين (ع)‌ را مخاطب قرار مي‌دهيم و از غيبت بيرون مي‌آئيم «كُمْ» در « خَصَّكُمْ» ضمير مخاطب است در همين ابتدا مي‌گوئيم:

جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي                                تو خود حجاب خودي  حافظ  از ميان برخيز

سير اين زيارت مانند زندگي ماست يعني ما در ابتداي زندگي در حضور بوده‌ايم و مدتي به دليل اشتقالات مختلف غايب شده‌ايم امّا چون دوست رشته‌اي بر گردنمان افكند به آنجا مي‌رويم كه خاطر خواه اوست. دوره‌ي غيبت و فاصله ميان ما و معصوم به پايان رسيده است.

« وَ خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ» به حضرات معصومين (ع)‌ عرض مي‌كنيم:‌

خداي سبحان شما را براي برهان خويش اختصاص داده است اگر سؤال شود برهان چيست؟ كه به معصوم اختصاص دارد؟ محدوده اين اختصاص چنان است كه حتي ملائك و مرسلين هم در آن جاي نمي‌گيرند. خداوند شما معصومين را براي چيزي اختصاص داده كه حتي ابراهيم خليل الله و عيسي روح الله و جبرئيل امين از آن محروم‌اند.

مفسرين زيارت مي‌گويند:‌ برهان همان قرآن است كه خداوند علم آن را در اختيار معصوم قرار داده و قوام آن را منوط به آنان كرده، علمي كه قرآن ناطق - حضرات معصومين- نسبت به قرآن صامت دارد در اختيار هيچ نبّي و ملكي نيست تنها شما عالم به كتاب الله‌ايد و از تمام رموز و اسرار آن باخبريد.

اميرالمومنين(ع) مي‌فرمايند:[1] انَّ القرآن صامتٌ فلابدَّ من رجالٍ يترجمونه و هم هم» « قرآن ساكت است بايد مرداني باشند كه آن را ترجمه كنند و آنان ائمه هستند» ائمه مترجميني هستند كه از همه‌ي رمز و راز و سر و باطن قرآن آگاهند.

امام صادق (ع) در ذيل اين آيه « أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ‏»[2]  «خداوند، گواه ميان من و شماست؛ و(بهترين دليل آن اين است كه) اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم(و از مخالفت فرمان خدا بترسانم)» به من وحي شده شما را با قرآن انذار كنم حضرت مي‌فرمايند:‌ عبارت « مَنْ بَلَغ» ( كساني كه قرآن را ابلاغ كنند ) معصومينند.

همان گونه كه پيامبر (ص)‌ با قرآن انذار مي‌كردند ائمه نيز با قرآن انذار مي‌كنند.

چرا قرآن برهان است؟

علماي شيعه براي برهان بودن قرآن چند وجه ذكر كرده‌اند كه به تعدادي اشاره مي‌شود آنها مي‌گويند:‌ الفاظ قرآن خود برهان است زيرا در طول تاريخ هيچ كس نتوانسته مشابه اين كتاب، كتاب ديگري بياورد پيامبر (ص) بارها‌ فرموده‌اند:‌ اگر مي‌توانيد سوره و يا حتي آيه‌اي مثل قرآن بياوريد اين تحدي پيامبر (ص) نسبت به دشمنان از آن‌روست تا آنان اذعان كنند اصلاً نمي‌تواند كلامي مثل كلام الله بياورند.

با اين توضيح در مي‌يابيم: كه لفظ قرآن به دليل بلاغت و فصاحت و هماهنگي و رواني خود برهان است همچنين علماي شيعه علوم باطنيه قرآن را برهان دانسته‌اند وگفته‌اند: كه علوم و اسراري در قرآن نهفته است كه تا كنون ذره‌اي از آنها كشف شده، اين اسرار نماد برهان بودن قرآن است.

دليل سومي كه آنان بيان مي‌كنند آن است كه دلايل مختلفي كه به امت‌هاي گذشته رسيده است در قرآن به طور جامع بيان شده كه اين خود دليلي بر برهان بودن قرآن است همه اين علوم نزد حضرات معصومين (ع) است.

معناي ديگر برهان معجزات خاص است و خداوند اين معجزات را تنها در اختيار معصوم (ع)‌ قرار داده اين معجزات به هيچ پيامبري داده نشده مثلاً ( سنگريزه را به صدا در آوردن و درخت را به حركت در آوردن و رد الشمس كردن ) اگر كسي در خدمت معصوم (ع) قرار بگيرد براي او از اين معجزات پرده برداري مي‌شود معجزاتي كه هيچ پيامبري نمونه‌اي از آنها را ندانسته است.

معناي ديگر برهان اسم اعظم خداوند است به اين معنا كه اسم اعظم خداوند سبحان در اختيار معصومين (ع)‌ قرار دارد در اين فراز به حضرات معصومين (ع) عرض مي‌كنيم:‌

شما معصومين اسمي داريد كه ابراهيم خليل نداشت هر چند كه ابراهيم (ع)‌ مورد عنايت خاص حضرت حق قرار گرفته و نسبت بت شكن در تاريخ به او داده شده امّا از داشتن اسم اعظم محروم است، همچنين موسي كليم الله و عيسي روح الله از نعمت چنين اسمي بي‌بهره‌اند.

حضرت موسي (ع) معجزات فراواني داشت عصايش به مار تبديل شد و دستش از پيراهن نوراني بيرون آمد و عنوان يد بيضاء را گرفت امّا اسم اعظم از آنِ او نبود همچنين عيسي مرده زنده مي‌كرد ولي از داشتن اسم اعظم محروم بود.

معناي ديگر برهان، نوري است كه خداوند سبحان در اختيار معصومين (ع)‌ قرار داده اين نور اختصاص به آن بزرگواران دارد همه پيامبران از اين نور بي‌بهره‌اند اين نور از شما حضرات معصومين (ع) است يعني حقيقت امام، حقيقت نوريه‌اي است كه ذره‌اي كدورت در آن حقيقت راه ندارد، در زندگي هر يك از انبياء‌ مرسل، ترك اوليايي هر چند ريز و مختصر ديده مي‌شود امّا در زندگي حضرات معصومين (ع)‌ چنين نيست آنان عصمت از گناه و اشتباه داشته‌اند و كمترين ترك اوليايي حتي از آن ديده نشد. اگر مقام شفاعت از رسول الهي سلب شده به دليل همان ترك اولي است.

اگر سؤال كنيد ترك اولي چيست؟

عرض مي‌كنيم: نوح با همه تلاشي كه براي نجات قوم خويش كرد و شيخ الانبياء‌ نام گرفت امّا يك زمان قومش را نفرين كرد قرآن مي‌فرمايد:‌ حضرت نوح درباره قوم خويش گفت:‌  « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً»[3] «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار» اين نفرين براي نوح ترك اولي است چون پيامبر است و براي تربيت بشر فرستاده شد و تربيت رابطه‌‌‌اي با نفرين ندارد. به همين جهت است كه در روايت گفته شده خداوند به نوح گفت: تعدادي كوزه بساز و بعد از آنكه نوح آنها را ساخت خداوند به او فرمان داد  اي نوح! آن كوزها را بشكن. نوح در جواب خداوند سبحان گفت:‌ من براي اين كوزه‌ها زحمت كشيده بودم چرا بايد آنها را بشكنم.

خداوند به نوح خطاب كرد تو حاضر به شكستن كوزهاي گِلي نيستي چگونه دعا مي‌كني تا من بنده‌هايم را نابود كنم در حالي كه ممكن است در اعقاب و نسل‌هاي آينده اين افراد مؤمنيني قرار داشته باشند.

 به همين جهت است كه پيامبران قبل از رسول الله (ص)‌ در قيامت مقام شفاعت ندارند مردم در آن روز به حضرت نوح براي شفاعت مراجعه مي‌كنند امّا حضرت نوح در اين مقام نيست.

قرآن درباره عصمت حضرات معصومين (ع)‌ و حقيقت نوراني آنان مي‌فرمايد:

« إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[4]

« و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»

درباره علم خاص حضرات معصومين (ع) مي‌توان گفت:‌ كه وجود مقدس آنان از جهالت به دور بوده هيچ امري در خلقت بر آنان پوشيده نيست از ظاهر و باطن افراد آگاهند هيچ كس نمي‌تواند سرير و باطن خويش را از آنان پنهان كند زيرا جلوه‌ تاّمه صفت عالم خداي سبحانند و در علم خداي سبحان ظاهر و باطن هيچ چيز فرقي ندارد و آنان نيز چنين‌اند.

همينجا به نكته‌اي اشاره مي‌كنيم كه خالي از لطف نيست و نكته اين است كه در متن زيارت جامعه درخواست‌هاي رسمي و ظاهري زيادي به چشم نمي‌خورد شايد اين موضوع اشاره به اين بيت دارد كه :

جام جهان نماست ضمير منير دوست                                                   اظهار احتياج خود آنجا چه حاجت است

حضرات معصومين (ع) از همه‌ي درخواست‌هاي ما آگاهند و شايد نيازي به تكرار و گفتن مجددشان نباشد.

« خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ» شما نور خاصي داريد كه با آن هيچ امري بر شما پوشيده نيست سابقه و لاحقه همگان براي شما معلوم است گفته‌اند:‌ فردي به خدمت اميرالمؤمنين (ع) مي‌رسد و مي‌گويد: خيلي شما را دوست دارم. حضرت فرمودند:‌ اسم شما را در ميان محبّين خود نمي‌بينم، بعد از سالياني همين مرد در شمار خوارج جاي مي‌گيرد.

همچنين امام صادق (ع) به مردي كه بر ايشان وارد شد فرمودند: « يَا ابَا بَكْرٍ مَا يَخْفَى عَلَيَّ شَيْ‏ءٌ مِنْ بِلَادِكُم‏»[5] « يا ابا بكر چيزى از اتفاقات شهرهاى شما بر من مخفى نيست.»

و همچنين امام صادق (ع) فرموده‌اند: « إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ الْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ النِّفَاق‏ »[6] «ما چون مردمى را ديديم خوب او را مى‏شناسيم كه داراى حقيقت ايمان است يا واقعاً منافق است.»

وقتي ما كسي را مي‌بينيم نه تنها ظاهرش را مي‌بينيم بلكه كُنه و ذات او را مي‌بينيم اگر مؤمن است حقيقت ايمانش را مي‌بينيم و اگر منافق است پشت پرده او را مي‌بينيم همان باطني كه از ديگران مستور است.

پيش از آنكه فراز بعدي را پيگري كنيم هميشه عرض كرده‌‌ايم:

هر يك از فرازهاي زيارت جامعه علاوه بر آنكه سلامي به حضرات معصومين (ع) است از سوي ديگر نشانگر درخواست و طلب خواننده است.

« خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ» خدا شما را به علم القرآن اختصاص داد. در همين فراز از حضرات معصومين طلب مي‌كنيم: ما را دعا كنيد تا لايق همراهي قرآن شويم دعاي شما رموز و اسرار قرآن را بر ما هويدا مي‌سازد اگر شما اذن فراگيري اين رموز را به ما عطا كنيد به واسطه فراگيري آنان توفيق نزديك شدن و قرب به شما نصيبمان مي‌گردد.

همچنين اگر اين فراز را معجزات معصومين (ع)‌ معنا كنيم از آنان درخواست مي‌كنيم تنها با معجزه شما براي ما ميسر مي‌شود تا از رذايل اخلاقي‌‌مان دور شويم و خود را قابل اصلاح ببينم:

به ذره گر نظر لطف پور بو‌تراب كند                                                             به آسمان رود و كار آفتاب كند

« خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ» خداوند به شما مقام شفاعت را عطا كرده در اين فراز از شما طلب مي‌كنيم تا در اين دنيا چندان ما را هم‌رنگ شريعت كنيد تا در قيامت از شفاعتتان بهره‌مند شوم.

« خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ» خداوند شما را به واسطه عصمت بر همگان اختصاص داده است تنها دعاي شما ما را از هر لغزشي در امان مي‌‌دارد.

« خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ » خداوند علم اولين و آخرين را به شما اختصاص داده در اين فراز دعا مي‌كنيم كه تنها دعاي شما ظرف وجودي ما را از جهالت پاك مي‌كند و نور علم را در آن جاي مي‌دهد آن را از ما دريغ نكنيد.

« وَ انْتَجَبَكُمْ بِنُورِهِ »

انتجاب، به معني برگزيدن و انتخاب كردن، شما معصومين منتجب خداي سبحان‌ايد. از ميان تمام موجودات خداوند سبحان شما را با علم خود انتخاب كرده است. « باء در عبارت بِنُورِهِ ، باء سببيت است.» خداوند سبحان شما را به سبب نور خويش برگزيده است.

خداي سبحان علم كامل به تمام مخلوقات دارد و بر اساس همين علم كامل شما حضرات معصومين (ع)‌ را انتخاب كرده، حضرت حق لحظه‌اي از اين انتخاب پشيمان نمي‌شود زيرا او به ميزان عبوديت و سرسپردگي شما در مقابل خود عالم است.

مفسرين مي‌گويند:‌

« انْتَجَبَكُمْ بِنُورِهِ» يعني « انْتَجَبَكُمْ بِعِلْمِه‏ » خدا شما را عالمانه براي امامت برگزيده است و كمترين شبه‌اي در اين گزينش نيست.

همچنين مفسرين گفته‌اند: خداي سبحان شما را به سبب حقيقت نورانيتي كه در وجودتان به وديعه گذاشته انتخاب كرده اين انتخاب به دليل خود شماست نه به سبب علم حضرت حق وجود مقدس ائمه اطهار (ع) يك خلقت ظاهري در عالم خلق دارند و يك خلقت نوري.

خلقت ظاهري پيامبر (ص) حدود 1400سال پيش روي داده. به جهت جنبه خلقي تولد و وفات چهاره معصوم در عالم از يكديگر جداست زماني اباعبدالله (ع) به دنيا مي‌آيند و زمان ديگري موسي بن جعفر (ع) و يك زمان وجود مقدس صاحب الزمان و فاصله تولد اين بزرگواران در محدوده زمان قرار مي‌گيرد.

امّا خلقت نوري آنان از تمام محدوديتهاي عالم خلق جداست آنان در خلقت نوري حقيقت واحدند كه هزاران سال قبل از خلقت خلق شده‌اند.

زماني كه زمين و زمان و خورشيد و ماه و ملك و فلكي نبود معصومين (ع) خلقت نوري داشته‌اند.

روايت مي‌گويد:‌  « إِنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّه‏ » اولين مخلوق در نظام عالم وجود معصوم است،‌ در خلقت نوري بحث از هيچ يك از آنان به طور جدا جدا و فرادا نيست بلكه همه يكي مي‌شوند و گفته مي‌شود : « أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّد »

جالب اينجاست كه در خلقت نوري كمترين نازيبايي و كدورتي وجود ندارد هر چه هست درخشش است و درخشش جمال نوراني حضرت حق در وجود معصوم به نمايش گذاشته مي‌شود.



[1] - انوار الساطع ج 3

[2] سوره مباركه انعام، آيه 19

[3] سوره مباركه نوح، آيه 26

[4] سوره مباركه احزاب ،‌آيه 33

[5] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ، ج‏26  ص 136  

[6] بحارالانوار، ج 26، ص627

هديه به پيشگاه مطهر امام هادي عليه السلام صلوات






محتوای مرتبط