.

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)               جلسه 65(واختارکم لسره ...)
 

«وَ اخْتَارَكُمْ‏ لِسِرِّه‏ »

خداي سبحان شما حضرات معصومين (ع) را در جايگاه خاصي قرار داده، وجود شما ظرف سرّ خداست و حضرت حق شما را از اموري آگاه كرده كه حتي ملائك و سكنه‌ي عالم قدس و كروبيان از آن مطلع نيستند اگر اين توضيح را در كنار روايت امام باقر (ع) قرار دهيم كه مي‌فرمايند: اگر بنده‌اي ما را دوست داشته باشد و دوستي او نسبت به ما رو به افزايش باشد چنانچه سؤال خاصي بر او عارض شود ما در باطن جواب آن سؤال را به او القاء مي‌كنيم.

از مفهوم روايت استنباط مي‌شود به ميزاني كه محبّت ميان ما و معصومين (ع)‌ افزايش يابد به اذن حق اجازه مطلع شدن از اسرار الهي براي ما صادر مي‌شود نكته قابل توجه اين است كه آن سر در باطن ما قرار دارد، گويا باطن ظرفي است كه اسرار الهي بي‌واسطه به آن القاء مي‌شود.

وجود معصوم ظرف سّر  الله است و محّب به ميزان محبّتش به اهل بيت (ع)‌ حامل اسرار الهي  است.

ولايت حضرات معصومين (ع)‌ خود يك سّر است، اين سّر را تنها شيعه مي‌تواند حمل كند. ظرف وجودي شيعه و محّب به گونه‌اي است كه بدون تأمل و با سهولت سرّ ولايت را حمل مي‌كند.

در روايتي از وجود مقدس حضرت زهرا (س) آمده است كه حضرت فرموده‌اند:‌ «خِيَارُكُمْ أَلْيَنُكُمْ مَنَاكِباً فِي الصَّلَاة» « بهترين شما كسي است كه بار نماز را آسان‌تر و نرم‌تر حمل مي‌كند هر چه بار نماز به نظر ما سنگين جلوه كند اهل خير نيستيم و هر چه آن را  آسان حمل كنيم در شمار اهل خير جاي مي‌گيريم. امير المؤمنين (ع) در روايتي مي‌فرمايند: « انا الصلاة » « من نماز هستم» حقيقت نماز روح ولايت است، آنكس كه بار ولايت را آسان‌تر بر مي‌‌دارد از ديد فاطمه (س) « خيركم » و بهترين است.

«وَ اجْتَبَاكُمْ‏ بِقُدْرَتِه‏»

اصل (جباية) جمع آوري است؛ آنچه در حوضي جمع مي‌شود عرب به آن (جبوة)‌ مي‌گويد. وقتي به حضرات معصومين (ع) عرض مي‌كنيم « وَ اجْتَبَاكُمْ‏ بِقُدْرَتِه » اين عبارت دو معني دارد:‌

1- خداي سبحان همه قدرت خود را در وجود شما حضرات معصومين (ع) جمع كرده و شما حوض قدرت و عرصه قدرت خداوند سبحانيد. اگر سؤال شود همه اين قدرت در كجا به يكباره جمع شده است مي‌گويند:‌ در وجود فاطمه (س) زيرا در حديث كساء آمده است « هم فاطمه ‌و ابوها و بعلها و بنوها » « اينان فاطمه و پدرش، فاطمه و همسرش و فاطمه و فرزندانش هستند» پيامبر اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع)‌ در زير كساي فاطمي جاي مي‌گيرند فاطمه جامع قدرت است. خدا همه قدرت خويش را در ظرف وجودي معصومين (ع)‌ جاي داده است.

2- خدا همه كمالات را در ظرف وجودي حضرات معصومين (ع)‌ جاي داده است « إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم‏»

وجود ائمه اطهار (ع)‌ جايگاه قدرت و كمالات خداي سبحان است امّا اين قدرت و كمالات براي انسان خاكي قابل ادراك نيست زيرا حضرات معصومين (ع)‌ جلو‌ه‌ي تامّه خداي سبحانند و چون قدرت و كمال خداوند سبحان از حد درك و فهم بشري خارج است قدرت و كمال حضرات معصومين (ع) نيز چنين است. قرآن مي‌فرمايد : « وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ»[1]« و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟» اي پيامبر تو در اين عالم خاكي قدرت درك ليلة‌ القدر را نداري اگر به گفته‌ي امام صادق (ع)‌ ليلة‌القدر را فاطمه (س) بدانيم خداوند سبحان به وجود مقدس پيامبر (ص) مي‌گويد:‌ حتي توي پيامبر در اين عالم  قدرت شناخت حقيقت فاطمي را نداري، فاطمه (س) وجودي نيست كه در عالم خاكي قابل شناخت باشد انوار تجليات اين گوهر در قيامت آشكار خواهد شد.

در ادامه توضيح فراز مي‌گوييم:‌ « اخْتَارَكُمْ لِسِرِّه‏ » اگر « ل » اضافه شده به سّر را لام غايت بدانيم بايد بگوييم:‌ خداي سبحان شما معصومين را بر همه‌ي امور قادر كرده است و شما در انجام اين وظايف كمترين نقصان و كاستي را روا نمي‌داريد هيچ عجز و ناتواني در انجام امور بر شما غالب نمي‌شود.

البته قدرت آنان استقلالي نيست بلكه در طول قدرت حضرت حق قرار دارد چنين نيست كه معصومين (ع)‌ در انجام امور قدرتي را جداگانه اراده كنند بلكه آنان در همه امور تسليم محض خداي سبحانند.

در زيارت حضرت زهرا (س)‌ آمده است « يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ‏ صَابِرَة»  وجود مقدس حضرت زهرا (س) تسليم محض حضرت حقند، اين فراز زيارت تأكيدي است بر اين كه خداوند سبحان حضرت زهرا (س) را قبل از خلقت آزمايش و امتحان نموده و ايشان در تمام امتحانات الهي صابر و راضي به رضاي حق بوده‌اند.

همه‌ي حضرات معصومين (ع)‌ همين ميزان تسليم را در مقابل حضرت حق دارند مثلاً امام رضا (ع)‌ در زمان ولايت عهدي و اجبار به پذيرش آن مي‌توانستند با قدرت ولايي از اين ولايت سرباز زنند امّا چون امر خداوند سبحان بر پذيرش ولايت عهدي ايشان  بود حضرت در پذيرش آن در والاترين ميزان تسليم بودند.

توضيحاتي كه گذشت از آن رو بود كه عرض كنيم : وجود حضرات معصومين (ع)‌ از باب تسليم در برابر حضرت حق جايگاه سّر خداوند سبحان است. وجودي كه جايگاه اسرار الهي است از دو ولايت برخوردار است :

1- ولايت تشريعي

2- ولايت تكويني

آنان هم بر كل نظام خلقت ولايت دارند و هم بر احكام شريعت، امّا با اين قدرت كمترين تخطئي از فرامين الهي را روا نمي‌دارند.

 فعل « اخْتَارَكُمْ » به باب افتعال رفته و يكي از معاني باب افتعال پذيرش است به اين معني كه حضرات معصومين (ع)‌ پذيرش دريافت كمالات و قدرت حضرت حق را دارند.

« وَ أَعَزَّكُمْ‏ بِهُدَاه‏ »

خدا شما حضرات معصومين (ع)‌ را به وسيله هدايت خاصه‌اش عزيز كرده است در اين فراز دو واژه بايد بررسي شود:‌

1- عزّت به معناي ، محكم بودن است؛ خدا سرشت شما را با هدايت خاصه خود محكم كرده هيچ انحرافي در شما راه نمي‌يابد.

2- تقويت ، خدا قوتي را كه به شما عطا كرده به وسيله هدايت خاصه خويش بوده است.

3- غلبه، خداي سبحان شما را به وسيله هدايت خاصه‌اش بر همه مخلوقات غالب كرده است.

4- محترم بودن، خدا در اين عالم به وسيله هدايت خاصه‌اش براي شما حرمت خاصي را در نظر گرفته است.

5- نفوذ ناپذيري، خدا شما را نفوذ ناپذير قرار داده به اين معنا كه هيچ اراده سوء و فكر ناسالمي در شما نفوذ نمي‌كند.

6- هدايت، در اولين معني به معناي :

1-دلالت و راهنمايي است قرآن مي‌فرمايد:‌ « أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدي كَيْدَ الْخائِنين‏»[2] « و خداوند مكر خائنان را هدايت نمى‏كند»

2-بيان و توضيح يك امر

3-امضا و پايان يك چيز

4-طريقه، « فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه‏ » يعني طريقه پيشينيان را دنبال كردن.

5- توفيق و كمال ، قرآن مي‌فرمايد:‌ « إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ »[3] « تو نمى‏توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى‏»

خدا شما را عزيز و نفوذ ناپذير كرده است خداي سبحان شما را بر همه چيز غلبه داده است و حساب و كتاب همه مخلوقات با شماست.

در قرآن آمده است:

« إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ»[4] « به يقين بازگشت(همه) آنان به سوى ماست،»

« ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُم‏» « و مسلّماً حسابشان(نيز) با ماست!»

راوي از معصوم امام رضا (ع)‌ معني اين آيه را سؤال مي‌كند امام معصوم در جواب به خود اشاره مي‌كند كه رجوع همه خلق به ماست و حساب آنها نيز با ماست رواي مي‌گويد:  با سخن شما كار بندگان راحت مي‌شود زيرا شما اصل كرامتيد. اگر پاسخ امام را در كنار روايتي از امام رضا (ع)‌ قرار دهيم كه حضرت مي‌فرمايند:‌ « لَنَا أَعْيُنٌ لَا تُشْبِهُ أَعْيُنَ النَّاس‏...» [5]« ما چشماني داريم كه شبيه چشمان مردم نيست»

مي‌توانيم چنين بگوييم:‌ كه كرامت حضرات معصومين (ع)‌ شبيه كرامت هيچ كس نيست زيرا آنان با چشمان كريمانه به مردم نگاه مي‌كنند كه خدمات و خيرات اندك آنان را كثير و بديهايشان را قليل مي‌بينند. افق نگاه امام به دور است در حالي كه چشمان مردم هر آنچه را مي‌بينند كه به آنان نزديك است چشمان معصومين بر ريزترين و كوچكترين خيرات بسته نيست امّا مردم حتي از ديدن خيرات كثير و عظيم ناتوانند.

خداوند سبحان به معصومين (ع)‌ عزّت داده و آنها را غالب بر زندگي افراد قرار داده تا حدي كه امضا يا مهر رد و تأييد اعمال توسط آنان زده مي‌شود. امضاي پاياني زندگي با معصومين (ع)‌ است.

حضرات معصومين (ع)‌ رحمة‌ الله الواسعه‌اند رحمت آنان با جلوه‌ي ولايت تكويني، زندگي هر محّب و شيعه‌اي را در بر مي‌گيرد به عنوان مثال سيد حِميَري شيعه نبوده امّا بعد از شناخت اميرالمؤمنين (ع)‌ شيعه مي‌شود،‌ خانواده‌‌ي حمير او را نسبت به تغيير در اعتقاداتش مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهند حمير مدتي در مسجد زندگي مي‌كرد و در انتها شاعر اهل بيت (ع)‌ شد.

 زمان مرگش اهل و خانواده‌اش بالاي سر او حضور داشتند آنها مي‌ديدند كه صورت حمير رو به سياهي گراييده و كم كم در حال سياه شدن است، حمير در همان حال احتضار قصيده‌اي را براي اميرالمؤمنين (ع)‌ سرود و در لابلاي اشعار چنين گفت:‌ يا مولايم! من در گذشته روسياه بوده‌ام امّا چنين پنداشتم كه محّبت شما اجازه نمي‌دهد كه روسياه از دنيا بروم، خانواده‌‌ام در حال استهزاء و مسخره كردن من هستند آنان به حمير مي‌گفتند: اي حمير! خانواده‌اي كه تو در وصف آنان شعر مي‌گفتي نتوانستد كاري براي تو انجام دهند، سخنان آنان دل حمير را به درد مي‌آورد امّا در همين احوال رنگ صورت حمير از سياهي رو به سپيدي نهاد و حمير همچنان به شعر گفتن ادامه داد و گفت:‌ من مي‌دانستم وعده شما حق است ، وعده شما آن است كه از احوال دوستان خويش بي‌خبر نباشيد.

«أَعَزَّكُمْ‏ بِهُدَاه‏»

خدا شما را با هدايت خاصه از كل مخلوقات ممتاز كرده و عزّت بخشيد.

يكي از معناي «أَعَزّ» محكم كردن است خدا شما را با هدايت خاصه محكم كرده و تقويت نموده ما در بيشتر جلسات زيارت جامعه عرض كرده‌ايم هر فرازي كه در خدمت آن قرار مي‌گيريم نشانگر نياز و درخواست ما از حضرات معصومين (ع)‌ است دراين فراز چون فرازهاي پيشين نياز ما همان چيزي است كه قرائت مي‌كنيم اگر هدايت خاصه نصيب ما شود از ضعف و تزلزل در مسائل اعتقادي ، اخلاقي و ... نجات مي‌يابيم درخواست هدايت الهي با وساطت معصوم (ع)‌ در زندگي بنده قوّت و قدرتي عجيب و خارق العاده‌اي ايجاد مي‌كند و همين قدرت سبب مي‌شود تا براي رسيدن به كمال از تير ملامت ديگران نمي‌هراسيم و از انجام هيچ امر خيري خسته و ناتوان نشويم.

اين جلسه آخرين جلسه امام شناسي سال 1391 بود آنچه گفتيم و شنيديم، نوشتيم و خوانديم گذشت ، گروهي از ما معرفت الامام را يافتيم و ديديم، و گروهي بر دلهامان اين معرفت حك شد و باور كرديم، آنچه را آموختيم. گروهي ديگر شنيده‌ هامان به يقين بدل شد، امّا با اين همه نمي‌دانيم با چه زباني بايد از امام هادي (ع)‌ تشكر كنيم به جهت ميزان لطفي كه به هر يك از ما دارند و ما را در كنار سفره خاص زيارت جامعه كبيره قرار مي‌دهند با چه زباني مي‌توان از ساير معصومين (ع)‌ تشكر كرد كه با ما اجازه معرفت خود را مي‌دهند.

امّا عاجزانه از امام هادي (ع)‌ طلب مي‌كنيم كه دعايمان كنند كه سخت مسكين و محتاج و فقيريم. هر يك از ما فقير معرفت آنانيم و مسكين شناختشان مي‌باشيم هر چه عمر ما بيشتر سپري مي‌شود كمبود يك امر را بيشتر احساس مي‌كنيم.

روز  و شب   با  تو  بودنم  هوس است

چون كاروان عمر به پيش مي‌رود در مي‌يابيم به ميزاني كه با اين خانواده بيشتر ارتباط برقرار مي‌كنيم ميل به افزايش ارتباطمان بيشتر مي‌شود زيرا اين ارتباط و اين ميزان معرفت براي ما كم است.

هيچ  مگو   ما    را   بر   اين  در   بار  نيست                                   با   كريمان   كارها    دشوار   نيست

 


[1] سوره مباركه‌ي قدر ، آيه 2

[2] سوره مباركه‌ي يوسف ، آيه 52

[3] سوره مباركه‌ي قصص ، آيه 56

[4] سوره مباركه‌ي غاشيه ، آيات 25 و 26

[5] بحارالانوار ،ج 24، صفحه 126

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات






محتوای مرتبط