.

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)                     جلسه 64(المصطفون ...)
 

«الْفَائِزُونَ بِكَرَامَتِهِ اصْطَفَاكُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِهِ وَ اخْتَارَكُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَبَاكُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ أَعَزَّكُمْ بِهُدَاه»

« الْفَائِزُونَ بِكَرَامَتِهِ »

الْفَائِزُونَ (رستگاران) ائمه‌اطهار (ع)‌ به موفقيت و نجات دائم رسيده‌اند، « بِكَرَامَتِهِ » اين رستگاري به سبب كرامت خداي سبحان است.

 گروهي از اهل فن باء را در « بِكَرَامَتِهِ » باء سببيت دانسته‌اند و گروه ديگر آن را «با» غايت و  با توجه به «با» غايت عبارت را چنين معنا كرده‌اند: حضرات معصومين (ع) به غايت و نهايت فوز و رستگاري خداوند سبحان دست يافته‌اند. اين مرحله از رستگاري و نجات تنها از آنِ حضرات معصومين (ع) است و كسي از بندگان به اين مرحله نائل نمي‌شود، اين جايگاه فوزي از سوي خداوند سبحان براي حضرات معصومين (ع)‌ است، ميزان فوز و فلاح و نجات و موفقيت و كمال حضرات معصومين (ع) در حريم قرب و وصال و حضور با هيچ مخلوقي قابل مقايسه نيست.

چنين جايگاه عظيمي به سبب پذيرش و تسليم ائمه اطهار (ع) در مقابل كرامت خداوند سبحان است، زيرا همه مخلوقين در مقابل كرامت حق تسليم نمي‌شوند تنها گروه اندكي سر تسليم فرود مي‌آورند. كرامت خداوند سبحان بر همه خلق عرضه شده امّا فقط حضرات معصومين (ع) در اوج خضوع و خشوع تسليم اين كرامت هستند و گروهی از شیعیان خاص آنان.

روايت مي‌گويد:‌ « عَلِيٌ‏ وَ شِيعَتُهُ‏ هُمُ‏ الْفَائِزُون‏ » اميرالمؤمنين (ع) و شيعيان علي(ع) فائز و موفق هستند. به ميزاني كه بندگان به ساحت قدسي اولياء الله نزديك ‌شوند به همان ميزان مُقيم حريم كبريايي حق مي‌شوند و اقامت در مسير حق موجب كاميابي و كامروايي آنان مي‌گردد.

« اصْطَفَاكُمْ بِعِلْمِهِ »‌ ( نظير اين عبارت در المصطفون گذشت ) امّا در توضيح مختصر آن مي‌گوئيم:‌

حضرات معصومين (ع)‌ برگزيدگاني هستند كه خداي سبحان با علم بي‌نهايت خود آنها را برگزيده است خداوند عالم علي الطلاق است او مي‌داند كه اين برگزيدگي برازنده قامت ائمه است تنها همين چند نفر در كل عالم امكان به صفت برگزيدگي دست يافته‌اند.

همچنين در تفسير اين عبارت آمده است كه خداوند سبحان ائمه‌اطهار (ع) را انتخاب كرده و برگزيد تا صندوق علم او باشند، بالاترين صفت خداوند سبحان علم اوست زيرا تمام مخلوقات در علم حق جاي دارند باري تعالي حضرات معصومين (ع)‌ را با رمز و كُد علم انتخاب كرده است.

و والاترين صفت خود را در آنان متجلي ساخته، در عالم ظاهر نيز علم و عالم با هيچ ويژگي‌اي قابل مقايسه نيست اين عبارت يادآوري مي‌كند حضرات معصومين (ع) هم در علم خدا والاترين جايگاه را دارند و هم والاترين صفت كه علم خداست به آنها سپرده شده است.

حضرات معصومين (ع)‌ مرآت كامل علم خداوند و ظرف بي‌نهايت علوم ربانّي هستند، كاربرد اين سخن از آن روست كه هر لطف و عنايتي و هر علم و معرفتي كه از جانب حضرات معصومين (ع)‌ به بندگان مي‌رسد، علم خود خداي سبحان است كه از لسان معصوم بيان مي‌شود به عبارتي ديگر لسان ائمه، لسان الله است همچنان كه چشمانشان عين الله است.

قرآن در وصف پيامبر (ص) مي‌فرمايند:‌ « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ »[1]« از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد» زيرا علم خداست كه از لسان پيامبر جريان يافته است. گاه در عالم تكوين و گاه در عالم تشريع. بايد‌ها و نبايدهاي شرعي از طريق حضرات معصومين (ع) اعلام مي‌شود.

« ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِهِ » خدا شما را پسنديد براي علم غيبي كه جز او كسي نمي‌تواند به آن راه يابد. اهل فن براي غيب دو حالت در نظر گرفته‌اند غيب اضافي و غيب مطلق.

غيب اضافي: غيبي است كه نسبت به پاره‌اي از چيزها و در بعضي‌ جاها غيب است امّا نسبت به بعضي موارد شهادت محسوب مي‌شود، خيال هر كس نسبت به خود او شهود و نسبت به ديگران غيب است.

 امّا غيب حقيقي كه آن را غيب مطلق گويند غيبي است كه جز خدا بر همگان پنهان است. [2]« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً »[3] « داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد،»

حضرات معصومين (ع)‌ چون جلوه‌ي كامل و علي الطلاق خداي سبحان هستند ذات و حقيقت آنها پسنديدني است، ذات آنان غيب است و هيچ كس به غير از خداي سبحان از آن آگاه نيست.

خداوند سبحان ذات حضرات معصومين (ع)‌ را انتخاب كرده و برگزيده تا وجود خود را به طور کامل در ذات آنان جلوه‌گر کند.

عبارت « ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِهِ » به اين معنا است كه چون خداوند سبحان، ائمه‌اطهار (ع)‌ را پسنديد و برگزيد خواست تا آنان را به طور كامل از غيب و پشت پرده‌هاي حكمت‌هاي الهي باخبر سازد و عدم اطلاع از كوچكترين ذره‌ را بر ائمه‌اطهار (ع) نپسنديد.

اخبار غيب در اختيار كساني قرار مي‌گيرد كه حضرت حق از آنان رضايت كامل دارد. اگر اذن خداي سبحان نبود حتي حضرات معصومين (ع)‌ نيز از غيب مطلع نمي‌شدند و اخبار غيب در دست آنان قرار نمي‌گرفت.

اگر سؤال شود غيب چيست؟ خواهيم گفت:‌ غيب چيزي است كه در آيه سوم سوره‌ي مباركه‌ي بقره تلاوت مي‌شود.

« الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»

« (پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب‏[ آنچه از حس پوشيده و پنهان است‏] ايمان مى‏آورند؛ و نماز را برپا مى‏دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.»

قرآن مي‌گويد:‌ مؤمنين كساني هستند كه به غيب ايمان دارند، اهل معنا براي غيب چندين معني ذكر كرده‌اند گروهي آن را ولايت حضرات معصومين (ع) و گروهي قيامت دانسته‌اند حقيقت و عمق هر يك از اين دو معنا بر مردم پوشيده و پنهان است معصومين از آن جهت كه جلوه‌ي تام خداي سبحان هستند قابل شناخت نيستند و قيامت به دليل اينكه همه چيز در آن جا ظهور كامل مي‌يابد و حقيقتش هويدا مي‌گردد در محدوده‌ي عالم دنيا جاي نمي‌گيرد و بر مردم پوشيده است.

و گروه ديگر همچنين غيب را مقام غيب الغيوبي حضرت حق معنا كرده‌اند و چنين گفته‌اند: «هو» همان مقام غيب الغيوبي است كه در حقيقت ذات خداست كه بندگان از درك آن عاجز و ناتوانند.

امّا حقيقت هيچ يك از اين معاني بر ائمه‌اطهار (ع) پوشيده نيست آنان چون جلوه‌ي كامل علم خدا هستند هم از حقيقت نوري خويش مطلع‌اند و هم از قيامت و هم به اذن حق از توحيد ذات.

در شرح دعای سحر حضرت امام خمینی(ره) نام مستأثر ذکر شده و اسم مستأثر اسمی است که کسی از آنان آگاه نیست.

 امام باقر(ع)[4] می‌فرمایند: اسم اعظم خداوند 73 حرف دارد و نزد آصف حرفی از آن بود که بدان تکلم کرد و تخت بلقیس را در چشم بر هم زدنی حاضر ساخت و نزد اهل بیت علیهم السلام 72 حرف آن هست و حرفی از آن نزد خدا، در علم غیب، مستأثر است.

امام خمینی(ره) حرف هفتاد و سوم را اسم مستأثر می‌دانند

ملاصدار غيب را در اين آيه به معني قلب دانسته كه اگر غيب در اين معنا باشد بايد بگوئيم: خداي سبحان حضرات معصومين (ع)‌ را بر قلوب مردم اشراف و آگاهي داده يعني در نظر معصوم قلب و لسان مردم هيچ فرقي نمي‌كند.

 در روايت آمده است: مردي به خدمت اميرالمؤمنين (ع)‌ آمد و عرض كرد من به شما ارادت دارم حضرت فرمودند: «تو را نمي‌بينم» به عبارت ديگر تو را در شمار اصحاب و نزديكان خود نمي‌بينم اين فرد لسانش لسان محبت و ارادت بود امّا قلبش عاري از هر نوع حبّي نسبت به ولّي زمان خود بود. حضرات معصومين (ع)‌ از سِر و علن بندگان مطلع‌اند آنان آشكار و پنهان را مي‌دانند.

قرآن در آيه 59 سوره‌ي مباركه‌ي انعام مي‌فرمايد:

« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبين‏»

« كليدهاى غيب، تنها نزد اوست؛ و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند؛ هيچ برگى(از درختى) نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است؛ و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار[ در كتاب علم خدا] ثبت است.»

بالاصاله خدا كليد‌دار غيب و پنهاني‌هاست و حضرات معصومين بالتبع اين كليد‌داري را بر عهده دارند خداوند سبحان اين بزرگواران را كليد‌دار عالم غيب و شهود نموده است.

حضرات معصومين (ع)  امين الله‌اند آنان امين و راز‌دار خداي سبحانند و خدا آنان را از پشت پرده عالم و از ملكوت با خبر ساخته است.

اين ميزان اطلاع از غيب فقط مخصوص حضرات معصومين (ع)‌ است و هيچ يك از پيامبران الهي از چنين ويژگي برخوردار نيستند حضرت آدم، نوح، موسي و عيسي (ع)‌ از غيب حق به ميزاني كه حضرات معصومين (ع) اطلاع دارند، آگاه نيستند ميزان غيبي كه خدا در اختيار معصوم قرار داده با هيچ يك از اولياء الله قابل مقايسه نيست.

حضرات معصومين (ع) ظرف مطلق علم خدا هستند آنان در مقابل حق كمترين اراده‌اي ندارند، در حالي كه ساير اولياء الله چنين نيستند در روايات آمده است كه همه پيامبران بني‌اسرائيل ترك اولايي را داشته‌اند امّا حضرات معصومين (ع) از هر گونه خطا و اشتباهي مصون‌اند و عصمت مطلقه‌اند آنان حتي در فكر و گمان خويش به غفلت نيانديشيده‌اند.

«اخْتَارَكُمْ لِسِرِّه‏ » « و براى پاسدارى سرّ خود انتخاب كرده‏»

اين فراز را تأكيد فراز «  ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِه‏ » دانسته‌اند ولي ما معتقديم هر فراز براي خود حكمتي جداگانه است.

سّر ولايت سرّي است كه به جز معصومين (ع)‌ هيچ كس توانايي تحمل و پذيرش آن را ندارد در معناي سر الهي سخن زياد آمده است يكي از معاني سر ظرفي است كه آثار ربوبيت خدا در آن ظهور مي‌كند.

امام صادق (ع)‌ در روايتي مي‌فرمايند: «  إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ » «حديث ما سخت است و ناهموار آن را نمی‌پذیرد جز فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده‏اى كه خدا دلش را با ايمان آزموده ».

تنها سه گروه توانايي عمل به كلام ولايت را دارند: ملك مقرب نه هر ملكي، پيامبر مرسل نه هر يك از 124 هزار پيامبر و بنده‌اي كه خدا قلبش را با ايمان آزمايش كرده باشد.

تنها معصوم حامل ولايت مطلقه كليه الهيه و سرالله است تنها حضرات معصومين (ع) توانايي تحمل اسرار الله را دارند تنها آنها مي‌دانند كه در باطن و ضمير بندگان چه مي‌گذرد.

«سماعه مي‌گويد: نزد امام صادق (ع) بودم رعد و برقي شد امام صادق (ع) فرمودند:‌ اين رعد و برق از طرف صاحب شما بود، گفتم صاحب ما چه كسي است حضرت گفتند: اميرالمؤمنين (ع).» در اين روايت تصريح مي‌شود كه تمام عوالم با ولي الله آشناست و خداي سبحان ولي الله را براي نمايش سرّ خود انتخاب كرد است.

 در ميان حضرات معصومين (ع)  « سرّ » وجود مقدس حضرت بقية الله الاعظم است اين سّر در وجود مقدس فاطمه سلام الله عليها به وديعه گذاشته شده بود در صلواتي كه مربوط به حضرت زهرا (س)‌ چنين آمده است:« اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و سر المستوع فيها» سرّ مستودع ( سر به وديعه گذاشته شده ) وجود مقدس حضرت حجت بقية الله (عج) است.

حضرات معصومين (ع) به ميزان توانايي و ظرف وجودي بندگان آنها را از اسرار الله آگاه مي‌كنند و قطره‌‌اي از سرّ الله را در اختيارشان مي‌گذارند مثلاً جابربن يزيد جُعفي 70 هزار يا 90 هزار حديث مگو مي‌دانست كه اجازه بيان كردن آنها را ندانست.

امام صادق (ع) به جابر گفته بود چون دلت از بار اين حديث‌‌ها سنگين شد و دل تنگ شدي سر در چاه كن و با چاه در دل كن.



[1] سوره‌ي مباركه‌ي نجم ، آيه 3

[2] شرح زيارت جامعه كبيره، سيد محمد جواد طبسي حائري

[3] سوره‌ي مباركه‌ي جن،‌آيه26

[4] - اصول کافی ج 1 ص 23

 هدیه به پیشگاه مطهر امام هادی علیه السلام صلوات






محتوای مرتبط