.

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)                     جلسه 63(المصطفون ...)
 

«الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ الْفَائِزُونَ بِكَرَامَتِهِ اصْطَفَاكُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِه »

پيش از شروع كلاس عرض مي‌كنيم معرفت نسبت به معصوم (ع) ما را به خود گمشده‌مان باز مي‌گرداند اگر به عظمت وجودي معصوم واقف شويم جايگاه خويش را در عالم بيشتر شناسايي مي‌كنيم.

صفت‌هاي تكرار شده اين فراز از جهت دستوري معرفه‌اند (شناخته شده) زيرا صفات حضرات معصومين (ع) براي همه كس شناخته شده و معرفه است. « الْمُصْطَفَوْنَ» زائر شهادت مي‌دهد كه حضرات معصومين (ع)‌ « الْمُصْطَفَوْنَ» هستند شهادت دادن او در ترفيع جايگاه معصوم هيچ تأثيري ندارد. بلكه اين تأثير براي خود زائر ارتقاء آفرين و كمال بخش است. اهل دل مي‌گويند: حديث ولايت و سخن عشق به معصوم بايد ظهور و بروز داشته باشد زيرا حكايت اين عشق پنهان ماندني و در خفا نيست اصلاً پنهان نماندن خاصيت عشق نيست اين سخن از كلمه‌ي اشهد استنباط مي‌شود زيرا فرد بايد ببيند كه بتواند شهادت بدهد.

عبارت « أَشْهَد » (شهادت مي‌دهم) اشاره به اين مطلب دارد كه شناخت زائر نسبت به حضرات معصومين (ع) شناختي پوشيده در خفا و در سويداي قلب پنهان شده نيست بلكه شناختي است كه بايد به همه عالم اعلام شود، زائر در زيارت جامعه خود به تنهايي شهادت مي‌‌دهد و بيان مي‌دارد « أَشْهَد » ( من شهادت مي‌دهم ) اگر هر كس قلب و زبانش به ولايت معصوم شهادت بدهد در نهايت نواي اين قلبها به قلب حقيقي و به قلب عالم امكان وصل مي‌شود. اين شهادت،‌ شهادتي محكم و استوار است هيچ كس نبايد آن را با ترديد و دل‌نگراني بر زبان بياورد بلكه بايد با قاطعيت اعلام كند تنها شما حضرات معصومين (ع) شايستگي صفات حضرت حق را به طور كامل  داريد.

« الْمُصْطَفَوْنَ » از ماده صفوه به معني خالص هر چيز است، خلاصه هر چيز را و آنچه بدون شائبه و كدورت است « الْمُصْطَفَوْنَ » گويند. شما حضرات معصومين (ع) مصطفون و برگزيدگان حق‌ايد زيرا ذره‌اي ناخالصي و كدورت در وجودتان نيست شهادت مي‌دهم در ميان خلق اولين و آخرين و در ميان سكنه‌ي عالم ملك و ملكوت و در ميان سكنه‌ي عرش و فرش و در ميان 124 هزار پيامبر 313 رسول، شما برگزيده و انتخاب شده هستيد، شما در ميان پيامبران اولوالعظم و در ميان همه‌ي خوبان عالم تك و برجسته‌ايد شما در ميان ملائكه عرش نيز برگزيده‌ايد حتي از جبرئيل ، اسرافيل ، ميكائيل و ... برتريد.

هر كس در عالم برگزيده شد و  مي‌شود با انتخاب شماست.

امام حسن عسكري (ع)‌ مي‌فرمايند:‌ « و الكليم‏ ألبس‏ حلّة الاصطفاء لمّا عهدنا منه الوفاء، و روح القدس في جنان الصاقورة  ذاق من حدائقنا الباكورة » «لباس صفوه و برگزيدگي بر تن موسي (ع)‌ بواسطه‌ي وفاداري به ما بود » به عبارتي ديگر حضرت امام حسن عسكري (ع) فرمودند:‌ موسي حق ما اهل بيت را كامل ادا كرد برگزيدگي ما را پذيرفت.

اگر بپرسيد صفوه و برگزيدگي حضرات معصومين (ع)‌ از باب فعل است و يا صفت؟ در پاسخ مي‌گوئيم:‌ صفوه (برگزيدگي) هم در ذات آنهاست هم در صفات و هم در فعل معصوم.

آنان هم در اوصاف خاص‌اند و هم در افعال.

پيامبر اكرم (ص)‌ مي‌فرمايند:‌ «انا و على من شجرة واحدة و سائر الناس من شجر شتى» من و على از يك اصل آفريده شديم و ديگر مردم از اصلهاى مختلفى‏ » بي‌همتايي در صفت و ذات تنها در وجود حضرات معصومين (ع) تجلي مي‌كند و اين جلوه‌‌ها حتي در ابراهيم خليل و موسي كليم و عيسي روح الله و ... خودنمايي نكرد بلكه خاص حضرات معصومين (ع) است.

حضرات معصومين (ع)‌ برگزيده‌اند و دوستداران و عاشقان آنها نيز به تبع برگزيدگي ائمه‌اطهار (ع)‌ برگزيده‌اند. قرآن در روايت اين برگزيدگي را چنين توضيح مي‌‌دهد.

قرآن در آيه‌ي 59 سوره‌ي مباركه‌ي نمل مي‌فرمايد:

« قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى‏ آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ »

« بگو: «حمد مخصوص خداست؛ و سلام بر بندگان برگزيده‏اش!» آيا خداوند بهتر است يا بتهايى كه همتاى او قرار مى‏دهند؟! »

روايت مي‌گويد: «قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الرَّوْحُ وَ الرَّاحَةُ وَ الرَّحْمَةُ وَ النُّصْرَةُ وَ الْيُسْرُ وَ الْيَسَارُ وَ الرِّضَا وَ الرِّضْوَانُ وَ الْمَخْرَجُ وَ الْفَلْجُ  وَ الْقُرْبُ وَ الْمَحَبَّةُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ لِمَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً وَ ائْتَمَّ بِالْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِهِ حَقّاً  عَلَيَّ أَنْ أُدْخِلَهُمْ فِي شَفَاعَتِي وَ حَقٌّ عَلَى رَبِّي أَنْ يَسْتَجِيبَ لِي فِيهِمْ لِأَنَّهُمْ أَتْبَاعِي وَ مَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي مَثَلُ إِبْرَاهِيمَ جَرَى فِيَّ لِأَنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ دِينُهُ دِينِي وَ دِينِي دِينُهُ وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِي وَ سُنَّتِي سُنَّتُهُ وَ فَضْلِي فَضْلُهُ وَ أَنَا أَفْضَلُ مِنْهُ وَ فَضْلِي لَهُ فَضْلٌ وَ ذَلِكَ تَصْدِيقُ قَوْلِ رَبِّي ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»

« [1] كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود روح و راحت رحمت و نصرت فراخى و توانائى خشنودى و رضوان و رهائى و رستگارى و قرب و محبت از جانب خدا و پيامبر اختصاص دارد به كسى كه علي عليه السّلام را دوست داشته باشد و پيرو جانشينان بعد از او باشد بر من لازم است كه آنها را داخل در شفاعت خود نمايم و بر خدا لازم است كه خواسته مرا در باره آنها بپذيرد. زيرا آنها پيروان من‌اند و هر كس پيرو من باشد از من محسوب مى‏شود.

شبيه ابراهيم در من نيز جارى است چون او از من و من از اويم دينش دين من و دين من دين او، سنت او سنت من و از من سنت اوست، فضل من فضل او است ولي من از او برترم و برترى من براى او يك نوع برترى و فضل است و اين تفسير قول خداست:

«ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. »[2] « آنها فرزندان و(دودمانى) بودند كه(از نظر پاكى و تقوا و فضيلت،) بعضى از بعض ديگر گرفته شده بودند؛ و خداوند، شنوا و داناست(و از كوششهاى آنها در مسير رسالت خود، آگاه مى‏باشد).»

در ادامه مي‌گوئيم:

 در شهادت دادن به صفت « المصطفون » به محضر ائمه اطهار (ع)‌ اعتراف مي‌كند شما برگزيدگان و انتخاب‌شدگان عالم خلق و ملكوت هستيد ما در اين شهادت از شما درخواست مي‌كنيم تا به دعاي شما، ما نيز برگزيده و زبده شويم در دعاي كميل آمده است :‌

« وَ اقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، » « و منزلتم را نزد خود نزديكتر از ايشان كن، و رتبه‏ام را  »

هر كس تنها با وساطت « مصطفون » از انواع كدورت‌ها جدا مي‌شود و خلوص و طهارت و قداست به نيّات و اخلاق و اعمالش باز مي‌گردد، اطاعت‌هاي خالصانه يك رو بنا است و  اين رو بنا به زيرساختي محكم و مقاوم نيازمند است، كه خضوع و خشوع قلبي است زيرا هر طاعتي متفرع بر انقياد قلب است.

اگر بپرسيد انقياد و خضوع قلبي چگونه حاصل مي‌شود؟ عرض مي‌كنيم انقياد قلبي فرع بر معرفت الله است ابتدا بايد معرفت الله حاصل شود تا قلب در محضر حق خاضع گردد و در پي خضوع قلب، اعضاء‌ و جوارح متواضع مي‌شوند، به عبارتي ديگر، طاعت فرع بر انقياد و انقياد فرع بر معرفت و معرفت فرع بر رفع ترديد و رفع شك است.

اگر شك و ترديد كنار برود و ايمان فطري ظاهر شود و معرفت زيربناي ايمان قرار گيرد، ايمان يقيني و طاعت خالصانه نمودار مي‌شود طاعت خالصانه ذوالمراتب است حتماً بايد مقدمات قبل از خود را داشته باشد تا حاصل گردد. امّا براي حصولش حتماً بايد به دامن آنانكه در اين عالم اصطفي و برگزيده هستند دست توسل زد.

از ابتداي بحث عرض كرديم كه حضرات معصومين (ع)‌ برگزيدگان حريم حق‌اند، اينان در عالم الست در محضر خداي سبحان آزمايشات و امتحانات فراواني داده‌اند كه برگزيده شده‌اند در سلام به حضرت زهرا (س) مي‌خوانيم :‌»السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَك» « اي كسي كه خداي سبحان قبل از آنكه تو را خلق كند امتحانات فراواني از تو گرفت و تو در همه اين امتحانات سخت سربلند بيرون آمدي و خدا اراده كرد تا شما اهل بيت (ع) را از هر رجس و آلودگي در امان بدارد. » «لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »[3]« خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»

خداوند در علم خويش انواع آزمايشات را از وجود مقدس حضرت زهرا (س) به عمل آورد و چون صابره عالم از اين آزمايشات سربلند بيرون آمدند و برگزيده حق شدند زيرا كمترين سهو، نسيان ، خطا و نقصان و عدول از نظرات حق بر وجود مطهره‌ي عالم عارض شد تنها حظرات معصومين (ع) تحمل علم خداي سبحان را دارند زيرا موارد فراواني در علم خداوند وجود دارد  كه با زندگي و پسند بشر هم سويي و هم خواني ندارد و اگر هر يك از ما از علم حق باخبر شويم، سر ناسازگاري خواهيم داشت امّا وجود مقدس حضرت زهرا امة‌الله است يعني كنيز خداي سبحان است و كنيز كسي است كه در مقابل نظر مولي كمترين اظهار نظري ندارد.

وجود فاطمه (س) ظرف علم خداي سبحان است و هر چه علم بنده نسبت به حق بيشتر شود اطاعتش بيشتر مي‌شود و چون كسي اطاعتش بيشتر شود برگزيده مي‌شود. فاطمه، عالمه است و چون عالمه است برگزيده است.

[ فاطمه (س)‌ چون خداي سبحان يگانه روزگار مي‌شود و اهل بيت يگانه و برگزيده شدند. ]

در ادامه آمده است : « المطيعون الله » حضرات معصومين (ع)‌ مطيع خداي سبحانند يعني آنان بدون هيچ سختي و تكلفي خدا را اطاعت مي‌كنند، اطاعتي عاشقانه و بالذت. طاعت انجامِ فعل با رغبت است آن كس كه عبادت مي‌كند امّا در انجام آن لذت نمي‌برد طاعت ندارد حضرات معصومين (ع)‌ مطيع‌الله‌اند و چون لذت اين اطاعت را چشيده‌اند.

ديگران را مطيع حضرت حق مي‌خواهند زيرا او لذت اطاعت را چشيده است و مي‌خواهد تا ديگران نيز از اين لذت بي‌نصيب نمانند حضرت اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند: «فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا الْآيَةَ قَالَ هَذِهِ الْآيَةُ وَ اللَّهِ خَاصَّةٌ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ع كَانَ أَكْثَرُ دُعَائِهِ يَقُولُ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا يَعْنِي فَاطِمَةَ وَ ذُرِّيَّاتِنا الْحَسَنُ  وَ الْحُسَيْنُ قُرَّةَ أَعْيُنٍ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ اللَّهِ مَا سَأَلْتُ رَبِّي وَلَداً  نَضِيرَ الْوَجْهِ وَ لَا وَلَداً حَسَنَ الْقَامَةِ وَ لَكِنْ سَأَلْتُ رَبِّي وُلْداً مُطِيعِينَ لِلَّهِ خَائِفِينَ وَجِلِينَ مِنْهُ حَتَّى إِذَا نَظَرْتُ إِلَيْهِ وَ هُوَ مُطِيعٌ لِلَّهِ قَرَّتْ بِهِ عَيْنِي قَالَ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً قَالَ نَقْتَدِي بِمَنْ قَبْلَنَا مِنَ الْمُتَّقِينَ فَيَقْتَدِي الْمُتَّقُونَ بِنَا مِنْ بَعْدِنَا وَ قَالَ  أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ع وَ فَاطِمَةَ وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً  خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً »

«مناقب: سعيد بن جبير در باره آيه: وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا گفت اين آيه اختصاص بامير المؤمنين علي عليه السّلام دارد در بيشتر دعاهاى خود ميگفت: رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا يعنى فاطمه زهرا عليها سلام وَ ذُرِّيَّاتِنا حسن و حسين عليهما السّلام «قُرَّةَ أَعْيُنٍ» امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بخدا قسم از خدا فرزند زيبا و خوش قد و قامت نخواستم ولى تقاضا كردم فرزندى مطيع خدا و بيمناك و پرهيزگار عنايت فرمايد تا هر وقت چشمم باو افتاد كه فرمانبردار خدا است خرسند شوم.

گفته است: وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً فرمود پيروى كنيم به پرهيزگاران پيش و پيروى كنند پرهيزگاران بعد از ما بما: أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا پاداش آنها را غرفه‏هاى بهشت قرار داديم براى شكيبائى كه كردند يعنى علي بن ابى طالب و حسن و حسين و فاطمه.

يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً  خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً به آنها تحيت و سلام گفته مى‏شود در بهترين جايگاه و منازل براى هميشه زندگى مى‏كنند.

روح انساني و نفس ناطقه انسان به لحاظ حقيقت اوليه‌اش مقرب عندالله بوده و چون قرب داشته قابليت معرفت وخضوع و اطاعت نيز داشته است گستره‌ي وجودي حضرات معصومين (ع)‌ پس از خلقت چنان وسعت مي‌يابد كه تلاش مي‌كنند هر كس را در سفر قرب الي الله با خود همراه كنند در طول زندگي مادي و خلقتي حضرات معصومين (ع)‌ ذره‌اي شائبه و كدورت بر وجود مقدس آنان عارض نشد و هيچ تعلقي از تعلقات دنيا قدرت نداشته تا  ميان حضرات معصومين (ع) و خداي سبحان فاصله و حجابي ايجاد كند از اين رو آنان در اوج عشق و حضور و خضوع باقي مانده‌اند.

اميرالمؤمنين (ع)‌ مي‌فرمايند:‌»مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏ » « معبودا من تو را از جهت ترس از آتش و يا طمع بهشت عبادت نميكنم فقط چون تو را سزاوار پرستش و عبادت ميدانم عبادت ميكنم و چنين ادعائى از غير اين گونه افراد پذيرفته نميشود »

حضرت اباعبدالله (ع)‌ در جريان كربلا مي‌فرمايند:‌ « رضي بقضائك » « خدايا! من راضي قضا و مقدراتي هستم كه تو تعيين نموده‌‌اي »


[1] تفسير عياشى: ابى كلدة از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد

[2] سوره‌ي مباركه‌ي آل عمران، آيه 34

[3] سوره‌ي مباركه‌ي احزاب، آيه 33

 هدیه به پیشگاه مطهر امام هادی علیه السلام صلوات






محتوای مرتبط