.

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)                     جلسه 61(المقربون ...)
 

در خدمت زيارت جامعه كبيره به عبارت « الْمُقَرَّبُون‏ »‌ رسيديم. به حضرات معصومين (ع)‌ عرض مي‌كنيم شما همه در اوج قرب در محضر حق قرار داريد، قرب به معني نزديكي به چيزي است قرآن در رابطه با خداوند سبحان چنين مي‌گويد: «نحن أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»[1] [ خدا از رگ گردن به بنده نزديكتر است ] از آن‌روست كه رگ گردن به انسان نزديك است نزديكي خدا به ما بيشتر از رگ گردن است و يا در ادعيه مي‌گوئيم « يا من هو في علوه قريب »  اي خداي كه در اوج برتري به بنده نزديكي.

 نزديكي خدا به بندگان امري است كه همگان به اين نزديكي واقف‌اند. زيارت از نزديكي حضرات معصومين (ع) نسبت به خدا سخن مي‌گويد يعني از جايگاه قرب عبد نسبت به حق نشان مي‌دهد نه جايگاه قرب حق نسبت به عبد.

حضرات معصومين (ع) در اوج نزديكي با حق‌اند و هيچ حاجب و مانعي ميان آنان و خداوند سبحان وجود ندارد.

معمولاً قرب‌ها اعتباري هستند يعني وقتي گفته مي‌شود فلاني جزء مقربين فلاني است به اين معنا‌ست كه او نزد فلاني جايگاه خاصي دارد مثلاً مي‌گوئيم: وزير جزء نزديكان سلطان است يعني جايگاه خاصي در محضر سلطان دارد و از سوي سلطان عنايت ويژه شامل حال او مي‌شود.

قرب حضرات معصومين (ع) نسبت به حق از اين قانون مستثني نيست آنان نيز در محضر سلطان  از قرب خاصي برخوردارند زيرا وجود آنها در اوج بندگي است هر چه بندگي فردي در محضر حق بيشتر باشد اعتبار‌ش بيشتر است و نزديكي‌اش به خداي سبحان بيشتر.

قرب ائمه اطهار (ع) نسبت به حق به دليل آن است كه آنان در مسير بندگي بيشترين ميزان بندگي را به نمايش مي‌گذارند آنان در انجام عمل صالح و اخلاص در اوج‌اند و همه لحظات زندگي خود را در حضور حق سپري مي‌كنند از اين رو جا دارد كه در محضر خداي سبحان از بالاترين اكرام و عنايات بهره‌مند شوند زيرا آنها به اذن حق خود اسباب و لوازم قرب به حق را ايجاد كرده‌اند.

براي دست‌يابي به قرب بايد از تمام موانع قرب دوري كرد مثلاً: عامل جهل از مهمترين عواملي است كه مانع دست‌يابي بنده به قرب حق مي‌شود. جهل حجاب است هر چه شناخت بنده نسبت به خداوند سبحان كمتر باشد امكان دست‌يابي به قرب تقليل و كاهش مي‌يابد و گاه تا جايي به پيش مي‌رود كه سبب ايجاد شك و ترديد مي‌شود و در نهايت به انكار حق ختم مي‌شود در حالي كه حضرات معصومين (ع) مزين به‌ معرفت الله‌اند آنان جلوه تام نام عليم و خبير خداوند سبحان هستند خداي خويش را مي‌شناسند و در اين شناخت به فناي محض رسيده‌اند.

مهمترين عامل دوري انسان از خدا ناشي از منيّت اوست به ميزاني كه بنده از خدا چشم بپوشد و به خواسته‌هاي خود توجه كند به همان ميزان از قرب به حق دور مي‌شود. اما حضرات معصومين (ع) چون در محضر حق خودي براي خويش قائل نيستند و  به مقام فنا رسيده‌اند از اين مقام هم بالاتر رفته‌‌اند و به گفته اهل دل آنان به بقاي بعد از فنا دست يافته‌اند از هر منيتي‌ مصون و محفوظ‌اند آنها عصمت مطلق دارند.

ائمه اطهار هويتي به غير از هويت حقاني ندارند همه وجودشان فقط تابش انوار الهي است و لاغير، يعني همه اسماء جمال و جلال حق درآيينه وجود آنها جلوه‌گر است اين جلوه‌گري نه تنها به جهت شدت تابندگي انوار حق است بلكه به دليل شدت صيقلي بودن حضرات معصومين (ع) است وجود آنان چنان صيقلي و صاف است كه همه صفات و اسماء خداوند در آنان هويدا است و به عبارتي جلوه تامه حق‌اند.

حضرات معصومين (ع)  به اذن حق مقرب‌اند آنان چنين در اين قرب ذوب شده‌اند كه تمام اسماء و صفات حق در آنان به طور كامل به ظهور رسيده است.

 در مثالي مي‌توان اين موضوع را چنين توضيح داد: آهني كه در آتش قرار مي‌گيرد و گرم مي‌شود از جنس آتش نيست اما اگر همين آهن براي مدت طولاني در درون آتش باشد خاصيت سوزاندن آتش را مي‌يابد و كار به جايي مي‌رسد كه اين آهن به اندازه آتش مي‌سوزاند شدت نزديكي آهن و آتش سبب مي‌شود تا آهن از آهن بودن خود خارج شود و به آتش تبديل شود در واقع اين آهن آتش نيست اما همان نقش آتش را ايجاد مي‌كند.

حضرات معصومين (ع)  في الواقع خدا نيستند ولي به دليل شدت قرب‌شان به حق جلوه تام اويند و همه صفات الهي از طريق آنان به عالم منتقل مي‌شود قرآن مي‌گويد:

«وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏»[2] « و اين تو نبودى(اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها) انداختى؛ بلكه خدا انداخت! »

تير را پيامبر(ص) پرتاب مي‌كند اما گويا دست خداست كه به وسيله پيامبر(ص) تير را به هدف مي‌رساند. قرب به حق سبب مي‌شود تا بنده هيچ موجوديتي به جهت بندگي در محضر حق نداشته باشد. در جايي ديگر مي‌گويد:

«أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُول‏»[3]« اطاعت خدا و اطاعت پيامبر كنيد! » اطاعت پيامبر(ص)‌ عطف به اطاعت خداست كه اين دو جدا نشدني و لاينفك از يكديگرند. البته قرآن در آيه‌اي ديگر به عكس اين اطاعت نيز اشاره مي‌كند و مي‌گويد:

« اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم‏ »[4]« دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد! »

قرآن مي‌گويد:‌ وقتي پيامبر (ص) شما را صدا مي‌زند جواب او را بدهيد جواب پيامبر (ص) همان جواب خداست. چون به گفته مفسرين پيامبر(ص) هيچ موجوديت غير حقاني ندارد هر چه از پيامبر (ص) در عالم ظهور دارد ذل عبوديت در برابر عز ربوبيت است.

روايتي [5] از قول امام باقر (ع) وارد شده كه حضرت مي‌گويند: اولين مخلوق وجود مقدس پيامبر(ص) و خدا پيامبر (ص) را از نور عظمتش آفريده است... بعد حضرات معصمومين (ع)‌ را آفريد و به پيامبر (ص) و حضرات معصومين (ع) گفت: «فَكُلُّ شَيْ‏ءٍ هَالِكٌ‏ إِلَّا وَجْهِي‏ وَ أَنْتُمْ وَجْهِي‏  لَا تَبِيدُونَ وَ لَا تَهْلِكُونَ وَ لَا يَبِيدُ وَ لَا يَهْلِكُ مَنْ تَوَلَّاكُمْ وَ مَنِ اسْتَقْبَلَنِي‏  بِغَيْرِكُمْ فَقَدْ ضَلَّ وَ هَوَى وَ أَنْتُمْ خِيَارُ خَلْقِي وَ حَمَلَةُ سِرِّي وَ خُزَّانُ عِلْمِي وَ سَادَةُ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ ‏»[6] « هر چيز نابودشونده است بجز وجهم و شما وجه منيد كه نابود نميشويد و هلاك نميگرديد و هر كه شما را دوست بدارد نابود نميشود» هر كس هم شما را ولي قرار دهد از بين نمي‌رود، هر كس ولايت شما را بپذيرد فاني نمي‌شود.

در خصال شيخ صدوق نيز آمده است  « قال رسول اللّه صلى اللّه عليه (و آله) و سلم: من مات على حب آل محمد مات شهيدا »[7] «كسى كه بميرد در حاليكه محبت آل محمّد در دل اوست، شهيد مرده است»

براي نائل شدن به شهادت حضور در جبهه‌هاي جنگ لازم نيست بلكه كافي است بر محبت پيامبر (ص) و آل پيامبر (ص) باقي بمانيم زيرا چون پيامبر (ص) و اهل بيت فاني و از بين رفتني نيستند و محب آنان نيز فاني نمي‌شود بلكه باقي و ماندگار است قرب به خدا حضرات معصومين (ع)‌ را ماندگار كرده و قرب ما نسبت به معصومين ما را ماندگار مي‌كند.

در ادامه روايت آمده است: همان گونه كه ميان شعاع خورشيد و خورشيد فاصله‌اي نيست و آن دو چسبيده‌اند و انقطاعي ندارند ميان خدا و معصومين (ع)  نيز فاصله و انقطاعي نيست.

خداوند سبحان نور حضرات معصومين (ع) را اين گونه در عالم جلوه‌گر كرده است زيرا دست‌يابي و دست‌رسي به خورشيد ممكن نيست به اين معنا كه قرب به خداوند سبحان براي بندگان به تنهايي و بدون بَلَد و راهنما ميسر نيست  بلكه بايد با شعاع خورشيد تا خورشيد رفت البته لازم است بيان داريم شعاع خورشيد، از خورشيد انقطاع و فاصله‌اي ندارد. يعني حضرات معصومين (ع)‌ از خداوند سبحان فاصله و انقطاعي ندارند بلكه در اوج قدرت و نزديكي‌اند.

اين روايت مي‌گويد: « انّ للَّه تعالى شرابا لأوليائه اذا شربوا » خدا نوشيدني‌اي براي دوستانش قرار داده كه وقتي آن را مي‌نوشند مست مي‌شوند و از هر نوع تعلقي فارغ مي‌شوند گويا دنياي آنها عوض مي‌شود، «اذا شربوا (منه) سكروا، و إذا سكروا طربوا» وقتي مست شدند از انواع خباثت‌‌ها و رذائل پيراسته و طيب مي‌شوند يعني در اوج لذت قرار مي‌گيرند اين اوج لذت همان قرب به حق است.

«و إذا طابوا ذابوا » وقتي طيب شدند ذوب مي‌شوند و هيچ منيت و موجودي برايشان باقي نمي‌ماند در محضر حق به خضوع كامل مي‌رسند، « و إذا ذابوا خلصوا » وقتي ذوب شدند خود را از هر غير خدايي خالص مي‌كنند «و إذا خلصوا طلبوا » وقتي خود را از غير خدا خالص كردند خدا را طلب مي‌كنند، « و إذا طلبوا وجدوا » وقتي خدا را طلب كند حتماً او را مي‌يابند « و إذا وجدوا وصلوا » وقتي خدا را يافتند به خدا وصل مي‌شوند « و إذا وصلوا اتّصلوا » وقتي وصل شدند مقام قرب به حق را مي‌پذيرند يعني [ چنين نيست كه در اين قرب عرصه بر آنان تنگ شوند و بخواهند از مقام وصل به محبوب كناره گيرند ] « و إذا اتّصلوا لا فرق بينهم و بين حبيبهم‏ » وقتي آنان مقام قرب و اتصال به حق را پذيرفتند بين آنها و بين حبيبشان فرقي نيست اين همان مقام قرب است در ادعيه شيعه نيز به جايگاه قرب حضرات معصومين (ع) نسبت به حق اشاره دارد در دعاي ماه رجب آمده است « لا فرق بينك و بينها‏ » خدايا بين تو و ائمه اطهار فرقي نيست « الّا أنّهم عبادك و خلقك‏»‌ الا اينكه عبد و مخلوق تو هستند.

هميشه عرض كرده‌ايم در هر فراز زيارت جامعه درخواستي از سوي زائر نهفته است وقتي عرض مي‌كند شما حضرات معصومين (ع)‌ عند الله مقرب هستيد مي‌خواهد عاجزانه استدعا كند تا آنان وساطتي كنند تا موانع و حجب بين زائر و حضرات معصومين (ع)‌ و شما و خدا مرتفع شود و زائر هم از محجوريت و تبعيدها رها شود او اقرار مي‌كند ائمه اطهار مقربين‌اند و هر كس به آنان نزديك شود از مقربين است آنان در اوج مقام قرب‌اند هر كس به ميزاني كه از ولايت حضرات معصومين (ع)‌ بهره‌مند شود از تبعيدي بودن در عالم خاك خارج مي‌شود و قرب عندالله نصيبش مي‌شود.

دوري بندگان از خداوند از آن روست كه نتوانسته به خوبي با مقرب‌ترين افراد عالم ارتباط برقرار كند هر چه اين ارتباط تنگاتنگ‌تر شود قرب به حق افزون‌تر مي‌شود.

اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: « انّ للَّه تعالى شرابا لأوليائه‏ » خدا نوشيدني براي دوستان خود دارد هر كس از دوستان حق باشد شراب قرب در دستش قرار مي‌گيرد فقط كافي است گوارا بودن اين نوشيدني از سوي ما درك شود خداوند سبحان مقام قرب را به تك تك شيعه در زمان خلقت عطا كرده است به عبارتي چون ناف ما را بر محبت اهل بيت بريده‌اند گويا در همان ابتداي خلقت شراب قرب را به ما نوشانده‌‌اند اما لازم است هر گاه نوشيدني محبت و قرب به حق را نوشيدم توجه‌‌ام نسبت به محبوب بيشتر شود ساقي حقيقي در عالم الست اين نوشيدني را به ما نوشانده است فقط كافي است چون قدم در اين عالم مي‌گذارم در پي نوشيدنيهاي ديگر حركت نكنم و ميلم به شراب ديگري به غير از محبت و قرب به اهل بيت و به خدا به چيز ديگري متمايل نشود.

اگر خدا شراب حب اهل بيت را به كسي بچشاند و او را مشتاق اين شراب سازد او را باقي كرده است و قرب قطعي نصيبش ساخته او به پشتوانه شراب محبت اهل بيت هرگز از آستان بندگي اخراج و دور نمي‌شود زيرا پيوست به معصوم ما را از حجاب ظلمت و ظلم و انكار و جهل و وسوسه و نفاق و انواع موانع دور نگه مي‌دارد نزديكي و قرب نسبت به هر يك از حضرات معصومين (ع‌) هم قرب به حق را به دنبال دارد و هم بنده را به اوصاف خاص آن معصوم نزديك مي‌كند.

مثلاً آن كس كه به آستان قدسي امام رضا (ع) نزديك است سريع الرضا مي‌شود و بنده‌اي كه به آستان قدسي باقرالعلوم نزديك شده و از علم حضرت بهره‌مند مي‌شود و قرب به آستان جواد الائمه (ع) جود خاص مي‌باشد و نزديكي به امام كاظم (ع ) كظم غيظ به همراه دارد و آستان امام حسن عسكري‌(ع) هيبت خاصي به بنده عطا مي‌كند و ... با نزديك شدن به آستان قدسي هر يك از حضرات معصومين (ع)‌ اسمي از اسماء خدا در فرد تجلي مي‌كند و با تجلي اين اسماء منيت‌هايش ذوب مي‌شود و آلودگي‌هايش از ميان مي‌رود. فواصل بين او و معصوم روز به روز كم‌تر و تنگ‌تر مي‌گردد.

و گاه اين گره چنان محكم مي‌شود كه بنده عارف هيچ دري به غير از در بيت ولايت را نمي‌كوبد و به هيچ دامني به غير از دامن ائمه‌اطهار (ع) متوسل نمي‌شود او مي‌داند هر آنچه از قرب و وصل و تقرب و نزديكي به حق طلب مي‌كند همه از اين در توزيع و پخش مي‌شود چندان بر اين در مي‌ماند كه دست خالي باز نگردد.


[1] - سوره مباركه ق آيه 16

[2] سوره مباركه‌ي انفال ، آيه 17

[3] سوره مباركه‌ي مائده، آيه 92

[4] سوره مباركه‌ي انفال ، آيه 24

[5] انوار الساطعه ، ج3 ، صفحه 256

[6] بحارالانوار ، ج 25 ، صفحه 19

[7] فضائل خمسه ، ج 2، صفحه 78

تعجيل در فرج بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات






محتوای مرتبط