.

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)        جلسه 60(المعصومون المکرمون ...)
 

اشهد انکم الائمة المعصومون ... زائر در حضور معصوم گواهي مي‌دهد و اعتراف مي‌كند كه شما معصوم هستيد، (عصمت به معناي منع است.) خداوند در قرآن خطاب به پيامبر (ص) مي‌گويد: «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏»[1] يعني « اي پيامبر ! خداوند تو را منع مي‌كند از اين كه ديگران به تو آسيبي وارد كنند.» وقتي خدا به كسي  عصمت عطا مي‌كند گويا او را ممنوع المعصيه كرده است و او را از انواع معاصي در امان نگه مي‌دارد. شيعه درباره هر يك از حضرات معصومين (ع) قائل به عصمت كامله است.

 در كتاب معاني الاخبار موسي بن جعفر (ع)‌ روايتي ذكر شده كه سند آن به امام سجاد (ع) مي‌رسد ايشان مي‌فرمايند: « الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَيْسَتِ الْعِصْمَةُ فِي ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَيُعْرَفَ بِهَا فَلِذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى الْمَعْصُومِ؟ فَقَالَ: هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلُ اللَّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لَا يَفْتَرِقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ الْإِمَامُ يَهْدِي إِلَى الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ يَهْدِي إِلَى الْإِمَامِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَم. »‏

« عبّاس كحّال غلام زيد بن علىّ گويد: پدرم برايم گفت: حضرت موسى ابن جعفر به نقل از پدرش از نيايش از امام سجّاد عليهم السلام فرمود: از ما خاندان جز معصوم، شخص ديگرى نمى‏تواند امام باشد، و عصمت صفتى نيست كه در ظاهر بدن باشد تا با چشم ديده شده و شناخته گردد، و به همين جهت امكان ندارد معصوم بودن كسى را بدست آورد مگر خدا به وسيله پيغمبرش آن را صريحاً فرموده باشد. شخصى عرض كرد: اى فرزند گرامى رسول خدا معنى معصوم چيست؟ فرمود: معصوم شخصى است كه به واسطه چنگ زدنش به ريسمان الهى و جدا نشدنش از آن هرگز به گناهى آلوده نگردد، و رشته محكم خدا قرآن است كه آن دو تا روز قيامت از يك ديگر جدا نگردند، و تا رستاخيز امام هدايت مى‏كند به قرآن، و قرآن راهنمائى مى‏نمايد به امام، و اين است فرموده خدا: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ (همانا اين قرآن مردم را به راست‏ترين و استوارترين طريقه هدايت مى‏كند- اسرا 17: 9).»[2]

در توضيح مي‌گوئيم:‌ امامي كه از ما اهل بيت است معصوم است و عصمت امري نيست كه در ظاهر ديده و شناخته شود و معلوم گردد؛ به همين دليل بايد نص و تصريحي براي امامت، امام وجود داشته باشد. فردي از امام سجاد (ع) سؤال كرد معناي معصوم چيست؟ كه شما مي‌گوئيد، همه ائمه معصوم هستند؟ حضرت جواب مي‌دهند: معصوم كسي است كه به حبل و ريسمان خدا چنگ زند «وَ حَبْلُ اللَّهِ  [هُوَ الْقُرْآنُ ] » قرآن ريسمان خداست ، معصوم تا قيامت از قرآن جدا نمي‌شود، امام مردم را به سوي قرآن هدايت مي‌كند و قرآن آنها را به سوي امام هدايت مي‌كند قرآن صامت بندگان را به سوي قرآن باطني (وجود معصوم) هدايت مي‌كند و معصوم بندگان را به قرآن صامت راهنمايي مي‌كند. قرآن سخن خداي عزوجل است بدرستي كه اين قرآن هدايت مي‌كند.

در همان معاني الاخبار هشام ابن حكم مي‌گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم معناي معصوم چيست؟ حضرت فرمودند: « الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم‏ »

 « معصوم كسي است كه بوسيله خدا از جميع محرمات محروم شده. اگر كسي به وسيله خدا از محرمات ممنوع شود در صراط مستقيم قرار مي‌گيرد.»

سليم بن قيس مي‌گويد: در خصال شيخ صدوق و در علل الشرايع است - از اميرالمؤمنين (ع) شنيدم «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أُمِرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُون‏» « طاعت مخصوص خدا و پيامبر (ص) و اولي الامر است، علت اين كه بندگان به طاعت اولي الامر دستور داده شده‌اند اين است كه « لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُون‏ » آنان معصوم هستند از گناه منع شده‌اند.

معصوم ممنوع الاثم و ممنوع الذنب و ممنوع الحرام و ممنوع المخالفه است، عصمت لطفي از جانب خداي سبحان به بعضي از بندگان است و بنده با اين لطف از همه محرمات به دور مي‌ماند و حتي فكر به محرمات نيز در ذهن او خطور نمي‌كند.

قرآن مي‌گويد: « لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْس‏»[3] « خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند » خداوند سبحان اراده كرده تا هر گونه مخالفت و فكر مخالف را از وجود ائمه اطهار (ع) دور كند و آنان علي الدوام مطهر بمانند.

اگر سؤال كنيد آيا نعمت عصمت در ميان پيامبران بني‌اسرائيل بوده يا فقط مختص به اهل بيت است؟ در جواب مي‌گوئيم: عصمت حضرات معصومين (ع) با عصمت انبياء تفاوت دارد زيرا تاريخ انبياء از ترك اولي پيامبران بني‌اسرائيل حتي پيامبران اولي العزم خبر مي‌دهد الا تنها پيامبر اسلام (ص) كه عصمت مطلقه دارند و حضرات معصومين چون در خلقت نوري با پيامبر (ص) مشتركند از خطا در امانند در روايت آمده است: ‌خداي سبحان روح القدس را با چهارده معصوم همراه كرده تا آنان را از هر نوع آلودگي و خطايي در امان بدارد.

خداوند سبحان اراده كرده تا در سرشت و خلقت نوري حضرات معصومين (ع) عصمتي ايجاد كند كه آنان هرگز به غير رضاي حق به چيزي فكر نكنند و به آن عمل نيز ننمايند اين سخن بدان معناست كه حضرات معصومين (ع) نه تنها در عمل از خطا و اشتباه مصون‌اند بلكه فكرشان نيز مصونيت دارد.

اگر سؤال كنيد چرا اين لطف خاص خداوند سبحان شامل امام شده است؟ در جواب مي‌گوئيم: اگر امام عصمت نداشت، مردم نمي‌توانستند به قول و فعل و وعده و وعيد او اطمينان كنند در اين زمان امام جايگاه وثوق مردم نبود، همچنين اگر امام معصوم نبود مرتباً از سوي مردم مورد عتاب  قرار مي‌گرفت و يا عقاب خداي سبحان او را در بر مي‌گرفت قرآن مي‌گويد:

« أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْن‏ »[4] « آيا مردم را به نيكى(و ايمان به پيامبرى كه صفات او آشكارا در تورات آمده) دعوت مى‏كنيد، اما خودتان را فراموش مى‏نماييد؛ »

اگر امام معصوم نبود مصداق اين آيه مي‌شد كه مردم را به چيزي دعوت مي‌كرد كه خود از انجام آن كار خودداري مي‌كرد. زيرا امام به معناي پيشوا و راهنما در ميان مردم زندگي مي‌كند و آنان را به سوي حق هدايت مي‌كند و به رستگاري دعوت‌شان مي‌نمايد آيه مي‌گويد: آيا مردم را به خوبي فرا مي‌خوانيد در حالي كه خود را فراموش مي‌كنيد.

 اين آيه تهديد و تحذيري است براي كساني كه راهنمايي و هدايت انسان را بر عهده دارند.

خداي سبحان حكيم است و شايسته حكيم نيست تا فردي را جلودار مردم كند كه از خطا و اشتباه مصون نباشد چون مردم تابع جلوداران خويش‌اند و چنانچه آنان برصلاح باشند مردم بر صلاح‌اند و چون آنان خطا كنند مردم گرفتار خطا مي‌شوند و خطا شايسته ائمه نيست. از سوي ديگر اگر امام معصوم نباشد و خلافي از او سر بزند مي‌بايست مانند ساير مردم (العياذ‌ بالله) بر او حد جاري شود و اگر بر كسي حد جاري شود مورد نفرت ديگران قرار مي‌گيرد و ديگران از او مي‌گريزند و او از محبوبيت مردمي برخوردار نخواهد بود، زيرا هيچ كس به سوي خلافكاري گرايشي ندارد. زيرا خلافكاري با فطرت بشر ناسازگار است.

كسي كه گرفتار معصيتي شود پايگاه اجتماعي خود را به چالش كشانده و بر آن آسيبي وارد نموده و گاه آن را براي هميشه از دست مي‌دهد امام مصون از اين معصيت است، بايد بگوئيم: معصيت لازم نيست حتماً‌ در ملاء عام صورت گيرد بلكه اگر در خفا صورت گيرد تأثير خود را بر زندگي فرد نشان مي‌دهد به عنوان مثال اگر كسي در تنهايي خويش مرتكب معصيتي شود چون از انجام آن فارغ شود و خدا را ناظر بر اعمال و رفتارش ببيند گرفتار نوعي عذاب وجدان مي‌شود گاهي او از درون چون كوره‌‌اي مي‌سوزد و گاه گوشه عزلت مي‌گيرد در هر دو حالت از وضع طبيعي خارج شده، عذاب وجدان آن گناه همواره با اوست و اثرات آن گناه در برخوردهاي اجتماعي‌اش نمايان مي‌گردد اگر اين امر چندين بار تكرار شود كم كم شخص محبوبيت اجتماعي خود را از دست مي‌دهد. و سبب نفور و دوري افراد از يكديگر مي‌گردد.

 معصيت چه قلبي باشد و چه قالبي در هر حال سبب نفرت افراد از يكديگر مي‌شود، در حالي كه امام بايد محبوب القلوب باشد چون مردم مطيع محض سخنان و كلام وي هستند.

البته لازم است در همين جا ذكر كنيم كه علما و بزرگان معرفتي نيز به اذن حق تا مرحله عصمت به پيش مي‌روند اما مرحله عصمت آنان با عصمت ائمه اطهار (ع)‌ متفاوت است يكي از علما در شرح حال آية الله خوانساري مي‌گويد: من در طول سي‌ سال كه با حضرت آية الله خوانساري مراوده و رفت و آمد داشتم از ايشان نه گناهي ديدم و نه مكروهي. در زندگي بزرگان معرفتي اين موارد كم نيست.

در ادامه مي‌گوئيم: اگر سؤال كنيد با آن كه پيامبر (ص) معصوم هستند چرا در آيه 2سوره مباركه‌ي فتح آمده است: « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّر»[5] « تا خداوند گناهان گذشته و آينده‏اى را كه به تو نسبت مى‏دادند ببخشد » در پاسخ مي‌گوئيم: ما اين سؤال را در كلاس در محضر علي بن موسي الرضا (ع) از لسان مطهر حضرت جواب داديم در اينجا به قسمتي از آن پاسخ اشاره مي‌كنيم.

1- پيامبر(ص) به دليل ارتباط تنگاتنگي كه با امت دارند گناه و تقصير و كم كاري‌هاي آنان را به دوش مي‌كشند گناهاني كه امت قبل از بعثت پيامبر (ص) مرتكب شده‌اند و گناهاني كه بعد از مبعث ايشان انجام داده‌اند اين گناه مربوط به پيامبر (ص) نيست اما چون پيامبر (ص) جلودار دلسوز و مهرباني براي امت است براي رهايي امت از عذاب بسيار به درگاه حضرت حق تضرع دارند.‌ ايشان براي هدايت بشر چندان خود را به اذيت مي‌افكند كه آيه نازل مي‌شود «طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏»[6]«ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى!»

خداوند سبحان از گناهان امت به بركت وجود پيامبر(ص) درگذرد آيه نازل مي‌شود كه ما براي پيامبر فتح المبين ايجاد كرديم و گناهان امت را اگر به عنوان امت تو باشد در قيامت بر آنها مي‌بخشيم در همين جا عرض مي‌كنم كه در كلام الهي نكته قابل توجهي وجود دارد، آن كه خداي سبحان مي‌گويد: اگر امت تو به عنوان امت تو محشور شوند و مسلمان باشند، در قيامت بخشيده مي‌شوند از مفهوم مخالف اين سخن استباط مي‌شود كه يقيناً تعدادي از مسلمانان به صورت مسلمان از دنيا نمي‌روند كه خداوند سبحان بخشيدن امت پيامبر (ص) را مشروط به مسلمان ماندن آنها مي‌كند. [ موضوع از بحث خارج است ]

خداي سبحان مي‌دانست كه امت پيامبر (ص) گناهان زيادي مرتكب مي‌شوند و مورد غضب قرار مي‌گيرند از اين رو پيامبر (ص) خود را سپر بلاي امت مي‌كند پيامبر (ص) به خداي خود مي‌گويد: خدايا من از اين امت جدا نيستم اگر بر اينها غضب كني بر من غضب كرده‌اي. خدا براي نجات پيامبرش از اين بار گران نگاه امت آيه 2 سوره مباركه‌ي فتح را نازل مي‌كند و مي‌گويد: به اعتبار تو گناه همه امت را بخشيدم.

 البته  نگراني پيامبر نسبت به گناه امت طبيعي است زيرا اميرالمؤمنين (ع)‌ و پيامبر (ص) [ پدران ] اين امت‌اند پيامبر در روايت مي‌گويد: « انا و عليٌ ابوا هذه الامه »

در عالم ظاهر چنانچه فرزندي خطايي مرتكب شود پدر ضامن خطاي اوست در عالم معنا نيز حكايت چنين است وجود مقدس پيامبر (ص) پدر امت‌اند و گناه امت را بر دوش مي‌گيرند و خود را ضامن خطاي آنان مي‌داند.

شايد سؤال كنيد كه چرا خداوند سبحان به بنده اجازه گناه و خطا را داده تا وجود مقدس پيامبر (ص) مجبور شوند گناه آنان را بر دوش گيرند؟ در حالي كه اين امكان براي حضرت حق وجود دارد كه انسان را ذاتاً ممنوع خطا خلق كند؟ در جواب مي‌گوئيم:‌

اولاً: در چنين حالتي اختيار براي انسان معنا ندارد.

ثانيا: انسان گرفتار عجب و خود خواهي خواهد شد.

در توضيح اختيار مي‌گوئيم: اگر اختيار از بندگان سلب شود ديگر رشد و كمال و حركتي به سوي كمال و خوبي براي او وجود ندارد و دوري از بدي‌ها برايش بي‌معناست در اين زمان تلاش افراد با نتيجه عملشان هماهنگ نيست بنده تلاش مي‌كند اما به نتيجه نمي‌رسد [ اگر اين بحث را ادامه دهيم از موضوع خارج مي‌شويم ]

در توضيح عُجب مي‌گوئيم: نوعاً انسان چنان است كه اگر كار خيري انجام دهد گرفتار كار خير خود مي‌شود و آن كار را ثمره تلاش و زحمت خود مي‌داند او با اين نگاه گرفتار خودبيني مي‌شود و از خدا غافل مي‌گردد. [ توضيح بيشتر اين موضوع نيز ما را از بحث خارج مي‌كند ]

اگر بگوئيد: براي حضرات معصومين (ع)‌ اصلاً امكان ارتكاب گناه نيست پس صفت عصمت نبايد براي آنان حسنه‌اي به شمار آيد؟ در جواب مي‌گوئيم: چنين نيست اين بزرگواران در عالم نوري در محضر خداي سبحان امتحان خود را پس داده‌اند، در زيارت حضرت زهرا (س) آمده است كه خداوند مي‌گويد:

« يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَه»

خداوند سبحان به حضرت زهرا (س) گفته است: اي كسي كه خدا قبل از خلقت تو را امتحان كرده و او تو را در اين امتحانات صابر يافته است  ( براي امتحانات حضرت زهرا مي‌توان به جريان هتك حرمت به وجود مقدس مطهره عالم بعد از رحلت پيامبر (ص) اشاره كرد و يا جريان واقعه كربلا را ياد‌‌آوري نمود و ...)

وجود مقدس حضرت زهرا (س) در هر يك از اين امتحانات در خلقت نوري سربلند بيرون آمده‌اند حضرات معصومين (ع) نيز براي دست يابي به مقام عصمت در محضر حق امتحانات فراواني پس داده‌اند، عصمت ائمه اطهار اثر و نتيجه انتخاب و اراده خود آنهاست، آنان در عالم الست چنان امتحان خود را به خوبي داده‌اند كه اثر آن در دنيا جريان دارد و تا آخرت ادامه خواهد داشت.

اگر بگوئيد:‌ ما مي‌خواهيم از خطا و اشتباه در امان باشيم براي حصول اين امنيت بايد چه كنيم؟ در جواب مي‌گوئيم:  امام صادق (ع) در روايتي ترس از خداوند سبحان را عاملي براي دوري از گناه بيان مي‌كند و مي‌گويند:

«مَنْ جَاءَنَا يَلْتَمِسُ الْفِقْهَ وَ الْقُرْآنَ وَ التَّفْسِيرَ فَدَعُوهُ وَ مَنْ جَاءَنَا يُبْدِي عَوْرَةً قَدْ سَتَرَهَا اللَّهُ فَنَحُّوهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَذْكُرُ حَالِي لَكَ قَالَ إِنْ شِئْتَ قَالَ وَ اللَّهِ إِنِّي لَمُقِيمٌ عَلَى ذَنْبٍ مُنْذُ دَهْرٍ أُرِيدُ أَنْ أَتَحَوَّلَ مِنْهُ إِلَى غَيْرِهِ فَمَا أَقْدِرُ عَلَيْهِ قَالَ لَهُ إِنْ تَكُنْ صَادِقاً فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّكَ وَ مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الِانْتِقَالِ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَخَافَه‏»

«هر كس نزد ما مى‏آيد و مى‏خواهد از ما فقه و قرآن و تفسير ياد بگيرد بگذاريد بيايد و هر چه مى‏خواهد بپرسد، ولى كسانى كه مى‏آيند و در اين جا از مردم صحبت مى‏كنند و از اسرار مردم سخن مى‏گويند آنها را راه ندهيد.

در اين هنگام مردى گفت: قربانت گردم اجازه مى‏فرمائيد حال خود را براى شما بيان كنم، فرمودند: اگر مى‏خواهيد، بگوئيد، گفت: من مدتى است گرفتار يك گناه شده‏ام، هر چه مى‏خواهم از آن دست بردارم توانائى ندارم، امام فرمود: اگر راست مى‏گوئى خداوند تو را دوست مى‏دارد، پس چرا از خداوند نمى‏ترسى و دست از آن گناه برنمى‏دارى».

به گفته امام صادق (ع)‌ ترس از عقوبت‌هاي دنيايي و اخروي از جانب حق سبب دوري از گناه مي‌شود همچنين اگر بنده به جايگاه آن كس كه در محضر او گناهي را مرتكب مي‌شود توجه كند به يقين از انجام آن باز مي‌ماند، دو عامل ترس از خدا و توجه به عظمت و بزرگي حضرت حق مي‌تواند عواملي براي دوري از گناه باشد اگر بندگان به عز ربوبيت حضرت حق توجه داشته باشند هيچ گاه گرفتار كمترين خطايي نمي‌شوند ادعيه ما دليل بر اين نكته است كه حضرات معصومين (ع)‌ بيشترين توجه را به امر عظمت خداوند سبحان داشته‌اند.

بسياري از دعاهاي صحيفه سجاديه، دعاي ابوحمزه ثمالي و دعاي كميل و ... همه حاكي از اين مطلبند كه انسان در مقابل عظمت خداي سبحان جايي براي نقصان و كم كاري ندارد زيرا اگر بنده پر و پيمان هم بندگي كند باز در محضر حق بندگي‌اش، ناچيز و كم است و به اصطلاح اهل دل او هميشه در محضر ربوبي صفر اليد است.

اگر سؤال كنيد آيا مقام عصمت براي ما حاصل مي‌شود؟ در جواب عرض مي‌كنيم، بله عصمت و دوري از گناه اكتسابي است هر كس مي‌تواند خود را به جايي برساند كه از گناه در امان باشد  حضرت آية الله بهجت مي‌فرمايند: بنده با انجام واجبات و ترك محرمات  از گناه دوري مي‌كند اما مقام پاكي و طهارت بندگان به يقين شبيه عصمت حضرات معصومين (ع)‌ نيست بلكه شعاعي از آن خورشيد است زيرا حضرات معصومين (ع) در محضر حق فاني از خويش‌اند و عبد مطلق‌اند در حالي كه نوعاً‌ هر يك از ما براي خود، وجودي قائليم و با آن وجود گرفتار تعينات و تعلقات دنيا مي‌شويم كه اين تعلقات امكان دسترسي ما را به عصمت ناممكن مي‌سازد البته در همين جا عرض مي‌كنيم به فرموده امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه ثمالي بسياري از خطاهاي ما صرفاً‌ به دليل بي‌توجهي‌هاي ماست و تعمدي بر انجام خطا نداريم خطاهاي ما ريشه در اعتقادات ما ندارد و ناشي از ناديده گرفتن ربوبيت حضرت حق نيست بلكه تنها غفلت و بي‌توجهي است.

  حضرت در دعاي ابوحمزه ثمالي مي‌فرمايند:« اِلهى لَمْ اَعْصِكَ حينَ عَصَيْتُكَ وَاَنَا بِرُبوُبِيَّتِكَ جاحِدٌ وَلا بِاَمْرِكَ مُسْتَخِفُّ وَلا لِعُقوُبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَلا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ لكِنْ خَطَّيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لى نَفْسى وَغَلَبَنى هَواىَ...» « خدايا! در هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بى ارزش فرض كردم بلکه عصیانم خطایی بود که عارض شد و نفسم بر شبهه انداخت و هوی و هوس غلبه کرد... »

هر معصيتي كه از ما صادر مي شود با سوء انتخاب خود ما است سبحان الله كه خداوند سبحان كسي را وادار به معصيت كند و يا او را به سوي معصيت سوق دهد. خداوند سبحان نه تنها بندگان را به گناه ترغيب و تشويق نمي‌كند بلكه شرايط گناه را هم فراهم نمي‌نمايد ، معصيت‌ها با سوء انتخاب خود انسان است.

قرآن مي‌گويد:‌» إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»[7] « ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد(و پذيرا گردد) يا ناسپاس! » خداوند سبحان راه هدايت را براي نوع بشر آشكار كرده است خواه خود كفر ورزند و يا شكر كنند خواه در راه قرار گيرند و يا به بيراه روند.

خداوند سبحان نه تنها اجازه و امكان معصيت را فراهم نمي‌كند بلكه در سر هر دو راهي محرك و تقويت كنندهاي فراواني براي ورود به صراط قرار مي‌دهد و اگر بنده با خواست خويش بيراه را بر راه ترجيح دهد باز هم حضرت حق او را رها نمي‌كند بلكه امكان توبه و استغفار را برايش ميسر مي‌سازد تا از بازگشت به سوي حق نااميد نگردد و امكان تطهير و پاكي براي او هميشه باشد و گاه چندان لطف خود را افزايش مي‌دهد كه گناهان آن کس که توبه کند به حسنات بدل مي‌كند قرآن مي‌گويد: «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »[8] « خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند؛» زيرا به گفته قرآن: « انَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ »[9] « خداوند، توبه‏كنندگان را دوست دارد، و پاكان را(نيز) دوست دارد. »  بنده پاك شده از گناه تا جايي به پيش مي‌رود كه محبوب حضرت حق مي‌شود.

 


[1] سوره مباركه مائده آيه 67

[2] معالي الاخبار ، صفحه 132

[3] سوره مباركه‌ي احزاب آيه 33

[4] سوره مباركه‌ي بقره آيه 44

[5] سوره مباركه فتح آيه 2

[6] سوره مباركه‌ي طه آيه 1الي 2

[7] سوره مباركه‌ي انسان آيه 3

[8] سوره مباركه‌ي فرقان آيه 70

[9] سوره مباركه‌ي بقره آيه 222

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات






محتوای مرتبط