.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                                جلسه 29

در خدمت حضرت علي بن موسي الرضا (ع) به بحث اذان و نماز رسيديم و از لسان مطهر حضرت تعدادي از آيات سوره مباركه حمد را بيان كرديم در اين جلسه آيه «صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّين‏» را از نگاه حضرت بررسي مي‌كنيم.

از محتواي كلام علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) درباره عبارت « صِراطَ» چنين استنباط مي‌شود، كه حضرت تكرار عبارت « صِراطَ » را ، تأكيد درخواست قبلي ذكر كرده‌اند. ايشان براي علت تكرار كلمه صراط از كلمه رغبة استفاده مي‌كنند، به اين معنا كه بنده متمايل به رسيدن به صراط مستقيم است نه آنكه زور و اجباري او را به صراط ‌بكشاند. تنها ميل و رغبت باطني است كه بندگان را در صراط به حركت وا مي‌دارد.

حضرت دليل ديگري را براي اين تكرار بيان مي‌كنند و مي‌فرمايند:‌ «  ذِكْرٌ لِمَا تَقَدَّمَ مِنْ أَيَادِيهِ وَ نِعَمِهِ عَلَى أَوْلِيَائِه‏ » تكرار كلمه‌ي صراط به اين معناست كه مصلي نزد خداوند سبحان به نعمات دوستان حق اقرار مي‌كند و از خداوند سبحان با همين دعا مي‌خواهد تا او نيز مانند اولياء حق از نعمات فراوان برخوردار شود.

مصلي در آيه« صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » مي‌گويد: خدايا مرا مانند دوستانم كه در صراط حركت مي‌كنند در صراط قرار بده، خدايا دوستان من از نعمتهايي بهره‌ مي‌برند كه من مشتاق بهره بردن از آن نعمت ها هستم، البته همين جا عرض كنيم نعمتهاي خداوند سبحان براي اولياء الله تنها نعمتهاي ظاهري و صوري نيست بلكه آنان از نعمتهاي معنوي بيش از نعمتهاي مادي برخوردارند مثلاً در زيارت عاشورا مي‌خوانيم « اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص‏» زائر در اين فراز درخواست مي‌كند خدايا زندگي مرا مانند زندگي پيامبر (ص) و آل پيامبر (ص) قرار بده، اگر كسي سؤال كند زندگي پيامبر و آل پيامبر (ص) كه ظاهراً پر از مشكلات دنيوي بود چگونه تو خواهان همراهي با آنها مي‌شوي تا زندگيت مانند زندگي پيامبر (ص) و آل پيامبر (ص) باشد ؟

در جواب مي‌گوئيم: آنكس كه در دنيا هدف خود را يافته است و معشوق را مي‌شناسد و از الطاف او آگاه است خود را براي رساندن به او به هر سختي مي‌اندازد. البته اين نوع سختي با مفهوم سختي در معناي عام متفاوت است ظاهراً آنچه به چشم مردم مي‌آيد سخت است اما باطن آن براي عاشق رضايت است و خوشي، معرفت است و تسليم، شكر است و سپاس. همه‌ي سختيها در نظر عاشقِ بالله زيبا جلوه مي‌كند همچنان كه بعد از جريان عاشورا حضرت زينب (س) ‌گفتند: « ما رأيت الا جميلا » «خدايا من چيزي نمي‌بينم مگر زيبايي!»

 آيا در كل تاريخ بشريت مصيبتي بالاتر از مصيبت حسين (ع) و اصحاب حسين (ع) هست. آيا مصيبت وارده بر حضرت زينب (س) با مصيبت كل عالم قياس مي‌شود؟ به يقين چنين نيست و مصيبت حسين (ع) و اصحاب او بالاترين و عظيم‌ترين مصيبت است. اما حضرت زينب (س) در اوج اين مصيبت فرموده‌اند:‌ « والله ما رايت الا جميلا به خدا قسم جز زيبايي نديم»  اين نگاه عميق به مشكلات روزگار از آن روست كه اولياء الله پشت سر گذاشتن هر يك از گرفتاريهاي دنيا را پله‌اي براي صعود به سوي خداي سبحان يافته‌اند و هر اهل دلي مي‌داند كه براي وصال معشوق كريم، رحيم، عزيز و غفار و ... بايد مشكلات فرواني را طي كرد.

 شما در زندگي هر يك از اولياء الله دقتي داشته باشيد خواهيد ديد كه آنان براي وصال به معشوق از تعلقات دنيايي فراواني جدا شده‌اند و سختيهاي ظاهري زيادي را پشت سر گذاشته‌اند.

حال با آيه « صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » مصلي از خداوند سبحان طلب مي‌كند خدايا ، مرا در جايگاهي قرار بده كه دوستان من در آن جايگاه‌اند. يعني صراط وصال به معشوق، زيرا تمام آرامشهاي دنيا از اين صراط نشأت مي‌گيرد اين صراط صراطي است كه شايد ظاهراً طي كردن آن آسان نيست اما چون هدف مشخص است و معبود در طول راه همراه مسافر است طي كردن آن هر چند ظاهراً سخت و دشوار است اما حقيقتاً چنين نيست.

حضرت علي بن موسي الرضا (ع) مي‌فرمايند: «  ذِكْرٌ لِمَا تَقَدَّمَ مِنْ أَيَادِيهِ وَ نِعَمِهِ عَلَى أَوْلِيَائِه‏ »

گفتيم به فرموده امام رضا (ع) مصلي خواهان نعمات دوستان حق مي‌شود نعماتي كه از سوي خداوند در اختيار آنان قرار گرفته ‌است.

يكي ديگر از نعمات اولياء الله را مي‌توان پايبندي آنان به واجبات و ترك محرمات دانست هر كس كه دلش در گرو يار است پايبندي به واجبات و ترك محرمات را نامه‌اي از سوي محبوب براي خود مي‌داند، او باور دارد كه خداوند سبحان چون در نظام خلقت جايگاهي فراتر از ساير موجودات براي او قائل است بايد‌ها و نبايد‌هايي را برايش تعيين كرده است تا در اين دنيا بدون هدف و بدون برنامه‌ي مشخص سرگردان و حيران نباشد. انجام هر يك از اين واجبات و محرمات هم محبوب را نزد بنده محبوب‌تر مي‌كند و هم بنده را نزد خداوند سبحان عزيز‌تر مي‌سازد.

مصلي در آيه‌ي « صراط الذين انعمت عليهم» از خداوند مي‌‌خواهد تا مانند دوستان حق از نعمت پايبندي به واجبات و ترك محرمات برخوردار شود. و گاه سخن از اين فراتر مي‌رود و اولياء الله چندان خود را به مستحبات پايبند مي‌بيند كه گويا انجام مستحبات بر آنان واجب است و گاه چندان از مكروهات دوري مي‌كنند كه گويا بر آنان حرام است.

مثلاً آنان به جايي مي‌رسند كه پايبندي به نافله‌ها را بر خود واجب مي‌دانند و نماز شب را در شمار فرايض خويش به حساب مي‌آورند.

در شرح حال اصحاب ابا عبدالله (ع) آمده است كه در ميان آنان فردي بود كه 40 سال با وضويي كه براي نماز مغرب مي‌گرفت نماز صبح خود را اعاده مي‌كرد و اين ميزان بندگي تنها براي كسي ممكن است كه عاشق باشد . مصلي در عبارت « أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » تقاضاي چنين جايگاهي را مي‌كند. او مي‌خواهد چون دوستان حق تا اين اندازه به انجام واجبات و مستحبات پايبند باشد و از ترك محرمات و مكروهات دوري كند كه اين پايبندي خود نعمتي است از سوي خداوند سبحان براي بندگان.

و اما آيه « غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ » را حضرت چنين مي‌فرمايند: « اسْتَعَاذَةٌ مِنْ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُعَانِدِينَ الْكَافِرِينَ الْمُسْتَخِفِّين‏ » 

««غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ»: پناه جستن‏ است بخدا از اينكه مبادا از نافرمانان و كوچك شمرندگان دستورات او و معاندان و آن كسان كه كفر ورزيدند (و حق را نپذيرفتند و مورد خشم و غضب واقع شدند) باشد؛»

مصلي در اين عبارت چنين مي‌گويد: خدايا ، من نمي‌خواهم در طول زندگي وجود تو را سبك و ناديده بينگارم و فرامين تو را كوچك بدانم، بلكه باور دارم تنها كافران و نافرمانان از حق دستورات الهي را خرد و صغير مي‌دانند و همين امر سبب مي‌شود كه آنان گرفتار ترك طاعت و انجام معصيت شوند و مصلي با گفتن غير المغضوب عليهم دوري خود را از آنان اعلام مي‌دارد.

« وَ لَا الضَّالِّينَ‏ اعْتِصَامٌ مِنْ أَنْ يَكُونَ مِنَ الضَّالِّينَ الَّذِينَ ضَلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ مِنْ غَيْرِ مَعْرِفَةٍ وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا »

حضرت مي‌فرمايند : ضالين كساني هستند كه از مسير الهي گم شده‌اند آنان شناخت و معرفتي كافي نسبت به محبوب ندارند گاهي در دنياي ظاهري نيز انسان گم مي‌شود و راه را نمي‌شناسد اما در اين حال به هر كس مي‌رسد آدرس محل مورد نظر را مي‌پرسد، اما حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) درباره ضالين مي‌فرمايند: « ضالين كساني هستند كه در مسير الهي گم شده‌اند و خود را بهتر از ديگران از اين گمراهي آگاهند » ضالين كساني هستند كه « وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا » آنان گمان مي‌كنند كه كارشان درست و احسن است، آنان در گمان غلط خود گم شده‌اند.

مصلي در آيه « غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّين » به خدا مي‌گويد : خدايا من نمي‌خواهم در شمار كساني باشم كه گرفتار چنين خطايي هستند زيرا اينان نسبت به حق بي‌معرفت‌‌اند و در پي همين بي‌معرفتي گمراه شده‌اند آنان تصور مي‌كنند كه در جاده صحيح شريعت حركت مي‌كنند در حالي كه فرسنگها از اين جاده فاصله دارند و نمي‌فهمند، آنان متوجه نيستند كه بيراه را به جاي راه انتخاب كرده‌اند. آنان راه بي‌راه را جاده حقيقت پنداشته‌اند و در آن جا حركت مي‌كنند خدايا من نمي‌خواهم در اين جاده با آنان همراه شوم.

در توضيح ضالين مطلب ديگري هست كه در ابتداي بحث حمد به آن اشاره شد حضرت در آنجا فرمودند: علت آنكه ما سوره حمد را در نمازهايمان قرائت مي‌كنيم آن است كه « فَقَدِ اجْتَمَعَ فِيهِ مِنْ جَوَامِعِ الْخَيْرِ وَ الْحِكْمَة فِي أَمْرِ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْيَا مَا لَا يَجْمَعُهُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الْأَشْيَاء »

 حضرت فرمودند: از جوامع خير و حكمت در امور دنيا و آخرت به اندازه‌اي كه در سوره حمد قرار داده شده در هيچ چيز به اين اندازه قرار داده نشده است در حقيقت عاقبت به خيري دنيا و آخرت افراد منوط به قرائت با معرفت سوره حمد است. به همين جهت در طول روز مصلي چندين بار اين سوره را قرائت مي‌كند اگر كسي با حقيقت اين سوره آشنا باشد دنيا و آخرتش ختم به خير مي‌شود و اگر كسي آن را از روي بي‌توجهي قرائت كند در شمار ضالين است چنين فردي گمان مي‌كند كه از بركات سوره حمد بي‌نصيب نمي‌ماند در حالي كه حقيقتاً‌ او از درك سوره حمد غافل بوده است و به تبع همين غفلت از اثر سوره بي‌نصيب مي‌ماند و سرمايه‌اي كه مي‌توانست دنيا و آخرت او را حفظ كند اثري برايش ندارد.

اجازه بدهيد به ذكر روايتي از علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) بپردازيم و سپس در جلسه بعد مبحث نماز را دنبال كنيم.

از امام رضا (ع) در تحف العقول جلد دوم صفحه 319 روايتي نقل شده كه براي هر يك از ما قابل توجه است.

احمد بن عمر و حسين‌ ابن يزيد مي‌گويند :‌ بر امام رضا (ع) وارد شديم و عرض كرديم « إِنَّا كُنَّا فِي سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ الْعَيْشِ فَتَغَيَّرَتِ الْحَالُ بَعْضَ التَّغَيُّرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ يَرُدَّ ذَلِكَ إِلَيْنَا» ما قبلاً زندگي خيلي خوبي داشتيم، هم رزق وسيع و هم خوشي زياد، اما در حال حاضر جريان زندگي ما تغيير كرده و خوشي‌هاي گذشته و وسعت رزق سابق را نداريم، تو براي ما دعا كن و از خدا بخواه آن روزي وسيع و آن زندگي خوش، به ما برگردانده‌ شود.

حضرت مي‌فرمايند: « أَيَّ شَيْ‏ءٍ تُرِيدُونَ تَكُونُونَ مُلُوكا » چه مي‌خواهيد؟ آيا مي‌خواهيد پادشاه باشيد؟ « أَ يَسُرُّكُمْ أَنْ تَكُونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَة » آيا خوشحال مي‌شديد اگر مثل طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَة بوديد و يا در مال و مقام از آنها بالاتر بوديد « وَ إِنَّكُمْ عَلَى خِلَافِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْه‏ » در حالي كه ولايت ما را قبول نداشتيد زندگي وسيع و خوشي داشتيد اما از ولايت ما بي‌بهره‌ بوديد؟

يكي از آن دو نفر جواب مي‌دهد: « فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ مَا سَرَّنِي أَنَّ لِيَ الدُّنْيَا بِمَا فِيهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّي عَلَى خِلَافِ مَا أَنَا عَلَيْه‏ » گفت نه آقا به خدا قسم اصلاً مرا خوشحال نمي‌كند اگر طلا و نقره كل عالم را به من بدهند در حالي كه من در ولايت شما نباشم.

حضرت اين آيه را تلاوت كردند: « إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُور» [1]«خداي سبحان مي‌فرمايد: اى آل داوود! شكر(اين همه نعمت را) بجا آوريد؛ ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند!»

آنچه در طول روايت قابل توجه است آن است كه حضرت در اين روايت به اصحاب خويش مي‌گويند : شما مانند آل داود هستيد بايد براي خدا كار كنيد و از خدا تشكر كنيد. البته به گفته قرآن تعداد اندكي از بندگان اهل شكرند ، بعد حضرت فرمودند: « ُ أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّه‏» به خدا خوشبين و خوش گمان باشيد، گمان نكنيد اگر تنگ روزي شده‌ايد در پي آن بدبخت و بيچاره خواهيد شد خدايي كه نعمات قبلي را به شما عطا كرده است  هم نعمات شما را در حفظ مي‌كند و هم نعمات جديدي به شما مي‌دهد. « فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ كَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّه‏ » اگر كسي به خدا خوش گمان باشد، خدا همراه گمان خوب اوست ، به اين معنا كه خدا گمان خوب  او را اجرا مي‌كند، و اگر كسي نسبت به خدا بدبين باشد حضور خدا را در كنار خود ناديده گرفته است اين روايت ادامه دارد كه در زمان ديگر به ادامه آن مي‌پردازيم.


[1] سوره مباركه سبأ آيه 13

 


تعجيل در فرج بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات