.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                                جلسه 28

در جلسات گذشته به روايتي در باب اذان و نماز اشاره شد كه در اين جلسه به ادامه آن مي‌پردازيم و مسائل مختلف مربوط به نماز را ادامه مي‌دهيم.

در جلسات قبل گفته شد علت قرائت سوره‌ي حمد در نماز آن است كه اين سوره جوامع الخير و الحكمة‌است. بحث را در اين جلسه با توضيح همين عبارت آغاز مي‌كنيم.

حضرت مي‌فرمايند: هنگامي كه مصلي مي‌گويد:‌ « الْحَمْدُ لِلَّه‏ »  در واقع يك امر واجبي را كه خداوند سبحان بر بندگان واجب كرده است ادا مي‌كند، سائل مي‌پرسد واجب كدام است ؟ حضرت مي‌فرمايند: شكر، خداوند شكر را بربندگانش واجب كرده و بنده با گفتن «الْحَمْدُ لِلَّه‏» در ابتداي اين سوره به واجب عمل مي‌كند. نمازگزار شكري را كه بايد جهت عبادت معبود انجام دهد در ابتداي سوره حمد بيان مي‌كند.

هنگامي كه او «رَبِّ الْعالَمينَ » را مي‌گويد يعني : «تَمْجِيدٌ لَهُ وَ تَحْمِيدٌ وَ إِقْرَار » مصلي با كلمه‌ي « رَبِّ الْعالَمينَ » ستايش خدا را انجام مي‌دهد و به ربوبيت خداي سبحان اقرار مي‌كند آيه « رَبِّ الْعالَمينَ » بزرگداشت خداي سبحان است تا بنده در هر حالي اعلام كند كه مربوب او‌ست. ( لازم به ذكر است كه ربّ معناي مختلفي دارد و حضرت علي بن موسي الرضا (ع)‌در اينجا ربّ را به عنوان مالك به كار برده‌اند. )‌ ايشان مي‌گويند بنده اقرار مي‌كند كه خداي سبحان خالق و مالك همه‌ي موجودات است و همه‌ي موجودات در ملك او هستند، يعني هيچ موجودي در اين عالم بي‌صاحب نيست. خدا هم صاحب بندگان است و هم صاحب همه‌ي موجودات اگر ربّ را مالك معنا كنيم  مي توانيم بگوئيم  هيچ كس بدون اذن خداوند سبحان اجازه‌ي تصرف در وجود خود را ندارد زيرا براي انجام هر تصرفي در موجودات بايد از مالك آن اجازه گرفت و هر تصرفي بدون اذن مالك تصرف غاصبانه است.

به عنوان مثال مي‌توان گفت :‌ هيچ مادري اجازه ندارد تا فرزندش را مطابق ميل خود تربيت كند بلكه بايد ببيند خداوند به عنوان مالك فرزند او براي تربيت ملك خود چه تدبيري را اتخاذ كرده است. مالكِ حكيمِ، ملكِ خود را بدون برنامه‌ريزي و هدف رها نمي‌كند، زيرا برنامه‌ريزي لازمه حكمت حكيم است وقتي مصلي مي‌گويد :‌ «الرَّحْمنِ الرَّحيمِ » « الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ اسْتِعْطَاف‏ » يعني انسان عطوفت خدا را نسبت به خود طلب مي‌كند.

 بنده با ذكر عبارت « الرَّحْمنِ الرَّحيمِ » خدايي خدا را به رخ او مي‌كشد و از خدا مي‌خواهد نسبت به بنده رحمت خود را افاضه كند. استعطاف يعني طلب عطوفت ، طلب پيوست.

« ذِكْرٌ لِآلَائِهِ وَ نَعْمَائِهِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِه‏ » خداوند سبحان انواع نعمات را با دو عبارت رحمان و رحيم به سوي بندگان سرازير مي‌كند.

با عبارت الرحمن :‌ نعمت وجود را در اختيار همه‌ي مخلوقات قرار مي‌دهد.

با صفت الرحيم‌: همه‌ي مخلوقات را به كمال مي‌‌رساند. انسان با ذكر « الرَّحْمنِ الرَّحيمِ » اولاً‌ در پي جلب رضايت محبوب است. ثانياً‌ بنده بايد به ياد داشته باشد كه خداي سبحان همه‌ چيز را در اختيار او قرار داده است، در حقيقت اگر مصلي حقيقت رحمانيت و رحيميت خداي سبحان را در نماز ادارك كند به فرموده‌ي علي بن موسي الرضا (ع) ، احساس غناء مي‌كند يعني جميع آلاء‌ و نعمات در اختيارش قرار مي‌گيرد.

نكته‌ي قابل توجه آن است كه با اين ديدگاه ديگر بنده از خدا شكايتي نخواهد داشت ونسبت به نعمات و آلايي كه در اختيارش قرار مي‌گيرد هيچ اعتراضي ندارد بلكه باور دارد كه خدا با جلوه‌ي نام رحمان و رحيم نعمات خود را به سوي موجودات سرازير مي‌كند.

« رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ء » [1] رحمت خدا همه چيز را فرا گرفته است و با توجه به فرمايش حضرت علي بن موسي الرضا (ع)‌ همه‌ي موجودات مرحوم هستند يعني در سايه‌ي رحمت خداي سبحان قرار دارند.

وقتي مي‌گوييم: « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏- إِقْرَارٌ لَهُ بِالْبَعْثِ وَ الْحِسَابِ وَ الْمُجَازَاة »‌

« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » يعني بنده در مقابل خداي سبحان اقرار مي‌كند كه قيامتي وجود دارد و از قبر خارج شدني‌ هست حساب و كتابي براي هر يك از بندگان نيز وجود دارد و همه‌ي بندگان با جزاء‌ عمل خود روبه‌رو مي‌شوند، هر عملي را كه انجام مي‌دهند جزاي آن را خواهند ديد. انسان با ذكر « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » هم قيامت را احساس مي‌كند و هم اقرار مي‌كند كه حتي كوچكترين اعمال و حركات و سخنانش در نظر خداوند سبحان ناديده گرفته نمي‌شود. مصلي مي‌داند خدايي كه مالك قيامت اوست مالك دنياي او نيز خواهد بود و نه تنها به اعمال و حركات او رسيدگي مي‌كند كه نيات خير و سوء او از نظر خداوند پنهان نمي‌‌ماند.

 در شرح حال يكي از علماء‌ آمده است كه چون آن عالم از دنيا رفت ، عالم ديگري پسر آن مرحوم را در راهي ديد و به او گفت :‌آيا شما نمي‌خواهيد براي پدرتان خيرات و مبّراتي داشته باشيد؟ پسر گفت چرا ،قصد دارم  چنين كاري را بكنم در حال تعدادي حواله‌‌ي كفش در دست پسر بود آن تعداد حواله را به آن عالم داد و گفت :‌ اگر براي شما زحمتي نيست اين حواله‌ها را براي پدرم خيرات بدهيد . نفر سومي كه از اين ماجرا كاملاً بي‌اطلاع بود شب عالم پيشنهاد دهنده را در خواب ديد كه به راحتي از صراط قيامت عبور كرد، فردا به نزد او آمد و پرسيد چه كار خيري سبب شده  تا تو در قيامت به راحتي از صراط عبور كني‌؟ عالم گفت :‌پيشنهاد خيراتي كه به فلاني كرد‌ه‌ام سبب شده تا به راحتي از صراط عبور كنم. اين مثال از آن رو بيان شد كه بدانيم حتي يك فكر خوب يك پيشنهاد سالم مي‌تواند بنده را از صراط قيامت عبور دهد ، ذكر اين مطلب حكايت مي‌كند كه هيچ خيري حتي اندك نزد « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » پنهان نمي‌ماند.

از سويي ديگر گاهي تنها يك جمله نمامي و سخن چيني مي‌تواند براي بنده قعر جهنم را رقم بزند. حضرت در ادامه‌ي عبارت « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ  »‌ مي‌گويند :‌ « وَ إِيجَابٌ لَهُ مُلْكَ الْآخِرَةِ كَمَا أَوْجَبَ لَهُ مُلْكَ الدُّنْيَا » در مالك يوم الدين اقرار مي‌كنم كه خدايا همان گونه كه در دنيا سلطنت از آن توست در آخرت نيز سلطنت از آن توست، به عبارتي ديگر همان گونه كه در دنيا حرف اول، حرف خداست در آخرت نيز حكايت چنين است.

اول و آخر هر چيزي و هر كاري ، نظر خداست « إِيَّاكَ نَعْبُدُ رَغْبَةً وَ تَقَرُّباً إِلَى اللَّهِ وَ إِخْلَاصاً بِالْعَمَلِ لَهُ دُونَ غَيْرِهِ » بنده با عبارت « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » رغبتش را در بندگي اعلام مي‌كند اين رغبت از آن روست كه بندگي با زور و اجبار ممكن نيست بلكه ديدار معشوق، دلِ آماده‌ي عاشق را مي‌طلبد دلي كه مشتاق معشوق باشد.

 دومين مطلب در « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » اين است كه هدف مصلي رسيدن به قرب محبوب است بنده در ذكر عبارت « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » مي‌گويد خدا من عبادت تو را طلب مي‌كنم و در پي‌پاداش دنيا و آخرت نيستم.

نكته‌ي سوم عبارت «‌ إِيَّاكَ نَعْبُدُ » اين است كه بنده اراده مي‌كند تا عبادت خالصانه انجام دهد به گفته‌ي امام رضا (ع)‌»إِخْلَاصٌ بِالْعَمَلِ له »‌ بنده  دست به  كاري نمي‌زند  تا نزد ديگران مشهور شود يا از محبوبيت ديگران برخوردار گردد. « إِيَّاكَ نَعْبُدُ  » يعني تلاش براي اعمال خالصانه‌اي كه در آن شك ، ريا و شرك نباشد.

« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏ اسْتِزَادَةً مِنْ تَوْفِيقِهِ وَ عِبَادَتِه‏ » يعني اي خدايي كه بندگي به من عطا كرده‌اي اين توفيق را افزون كن. « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » يعني بنده از حضرت حق زياده‌ي بندگي مي‌طلبد اين زيادي سبب مي‌شود تا قرب مصلي به حق افزايش يابد به عبارتي ساده‌تر آن است كه بگوئيم « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » يعني خدايا موجودي‌ام در بندگي كم است تو آن را افزون كن موجودي‌ام براي قرب به تو اندك است تو آن را افزايش بده ،خدايا اخلاصم در بندگي هيچ است تو آن را به من ببخش. او در هر بار تكرار « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » از خداوند تقاضا مي‌كند تا در معنويات زياده‌خواه باشد.

 نكته ديگري كه حضرت به آن اشاره مي‌كنند آن است كه « ِ وَ اسْتِدَامَةً لِمَا أَنْعَمَ عَلَيْه‏ » از خداي سبحان طلب دوام نعمات را مي‌كند، در جلسات قبل از لسان مطهر امام رضا (ع)‌ شنيدم كه مي‌فرمايند‌: « أَحْسِنُوا جِوَارَ النِّعَمِ فَإِنَّهَا وَحْشِيَّة » سعي كنيد از نعمت‌هايي كه در كنارتان قرار مي‌گيرد خوب نگه داري كنيد زيرا همه‌ي نعمت‌ها فراري هستند سعي كنيد از همه آنها خوب استفاده كنيد. تا براي شما دائمي بماند « مَا نَأَتْ عَنْ قَوْمٍ فَعَادَتْ إِلَيْهِم‏ » چنين نيست اگر نعمتي از كسي دور شود مجدداً‌ به او باز مي‌گردد. اگر نعمات از دست برود مشخص نيست ديگر باز گردد. روايتي مي گويد :‌ نعمت‌ها وحشي هستند. چنانچه فرار كنند باز نمي‌گردند.

اين تفكر اشتباه در ميان مردم جاي گرفته كه اگر نعمتي به آنها برسد براي هميشه در دستشان باقي مي‌ماند در حالي كه چنين نيست. اگر هر يك از ما فقط لحظه‌اي به اين قسمت از فرمايشات حضرت فكر كنيم به يقين براي نگه‌ داري از نعمات خويش دست به كار خواهيم شد و از خداوند درخواست مي‌كنيم تا توفيق شكر ما را نسبت به نعماتي كه در اختيار‌مان قرار داده  افزايش دهد كه ماندگاري نعمت در گرو شكر و سپاسگذاري صاحب نعمت است.

 اگر امروز ما از نعمت آسايش در خانواده برخورداريم يا از توفيقات معنوي فراواني بهره‌ مي‌بريم اگر نعمت هدايت بر سر راه زندگي مان قرار گرفته، اگر همسر، فرزند، و دوستان و آشناياني دارم هيچ يك ماندگار و هميشگي نيستند، بلكه ممكن است هر يك از آنها در زمان  كوتاهي  براي هميشه از من دور شوند و هيچ گاه باز نگردند، از اين رو مصلي در عبارت « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » به خداوند سبحان اعلام مي‌كند خدايا من توان نگه‌داري نعمات خود را ندارم آنها را  تو براي من حفظ كن. حضرت مي‌فرمايند: « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » « َ اسْتِدَامَةً لِمَا أَنْعَمَ عَلَيْه‏ » دوام نعمت را از خدا طلب كنيد از اين رو مصلي در « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » به خداوند سبحان اعلام مي‌دارد خدايا من براي دوام نعمت‌هايم  هيچ يك بر توانايي‌هاي خويش تكيه نمي‌كنم.

« اسْتِرْشَاداً لِأَدَبِه‏ »‌ همچنين مصلي با عبارت « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ  »از خدا طلب ارشاد مي‌كند تا ادب حضور در محضر خداي سبحان را رعايت كند او مي‌خواهد آداب بندگي را رعايت كند تا در صراط مستقيم  حركت كند صراطي كه محل بندگي حقيقي است.

ادب بندگي آدابي دارد كه به آساني  حاصل نمي‌شود بلكه بندگان براي به دست آوردنش بايد خود را به زحمت بياندازند. امام رضا (ع)‌ در تحف العقول صفحه 319 به ابو جعفر هاشمي ‌مي‌فرمايند:‌« َا أَبَا هَاشِمٍ الْعَقْلُ حِبَاءٌ مِنَ اللَّهِ » عقل عطيه‌اي است كه خداوند به آدم عطا مي‌كند . «وَ الْأَدَبُ كُلْفَة » و براي دست يافتن به ادب بايد به زحمت بيافتد اين روايت به اين معناست كه ادب نعمتي بي‌زحمت نيست، بلكه هر كس مي‌خواهد مؤدب باشد بايد سختي‌هايي را در تربيت خويش متحمل شود. حضرت در ادامه مي‌گويند: « فَمَنْ تَكَلَّفَ الْأَدَبَ قَدَرَ عَلَيه »‌ اگر بنده  براي مؤدب شدن زحمتي را متحمل شود حتماً‌ بر ادب قدرت مي‌يابد به اين معنا كه ادب با تحمل زحمت ، حتماً‌ به دست مي‌آيد، اما حضرت در باره عقل مي‌فرمايند:‌ « وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ يَزْدَدْ بِذَلِكَ إِلَّا جَهْلا » در مورد عقل حكايت زحمت كشيدن نيست كه با تلاش به دست آيد. بلكه عقل عطيه‌اي از سوي حق است كه به بنده عطا مي‌شود حضرت در ادامه‌ي عبارت « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم‏ » مي‌‌گويند :‌ « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم‏ » يعني به ريسمان الهي چنگ زدنيد.

ما در جلسات قبل عرض كرديم حلقه اتصال بنده با خداوند سبحان حضرات معصومين هستند يعني واسطه‌ي ميان خالق و مخلوق معصومين هستند. در كلاس امام شناسي گفتيم حقيقت صراط المستقيم وجود مقدس اميرالمؤمنين است وقتي مصلي مي‌گويد «‌ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم‏ » يعني خدايا به من اجازه بده تا به ريسمان ولايت اميرالمؤمنين (ع)‌ پناهنده بشوم. همچنين حضرت مي‌گويند : « وَ اسْتِزَادَةٌ فِي الْمَعْرِفَةِ بِرَبِّه‏ » بنده با عبارت « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم »‌ مي‌گويد خدايا شناخت من نسبت به تو اندك است تو آن را افزون كن ، او زيادي معرفت نسبت به ربوبيت خداي سبحان را طلب مي‌كند: « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم » يعني ربَّ زدني علماً

بعظمته: خداي سبحان عظيم است براي دريافت عظمت حضرت حق كافي است يك چشم به آسمان بياندازيم تا متوجه عظمت و بزرگي او شويم . « يا من السماء‌ عظمته »

بكبريائه : « اللَّهُ أَكْبَر مِنْ أَنْ يُوصَف‏ » خدا بزرگتر از آن است كه توصيف شود.

مفسرين مي‌گويند: « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم » دعايي است كه مسلمانان هر روز چندين بار بر زبان مي‌آورند ايشان مي‌فرمايند : چقدر اين دعا كامل است هر خيري را كه انسان طلب مي‌كند در حقيقت صراط المستقيم نهفته است به گفته‌ي امام رضا (ع) « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم » يعني زياده‌ي معرفت، زياده‌ي ادراك عظمت خداوند سبحان زيادي معرفت به ربوبيت و اعتصام به ريسمان الهي و همه‌ي اينها سبب مي‌شود انسان رشد كند به كمال برسد و در محضر مولي ادب حضور را رعايت كند.

اجازه بدهيد بقيه‌ي سوره را در جلسه بعد ادامه دهيم.



[1] سوره‌ي اعراف آيه‌‌ي 154

هديه به پيشگاه مطهر بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات