.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                                جلسه 26

ازقول امام رضا (ع) از كتاب جوامع الحكم صفحه 323 حديث 308 آمده است :«مَنْ جَلَسَ مَجْلِسا» اگر كسي در جلسه‌اي بنشيند « يَحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ الْخَبَر» قلب او  نمي‌ميرد روزي كه همه‌ي قلوب مي‌ميرند.

روزي كه آدمها نوعاً دل مرده‌اند و نشاط و شادابي لازم و تحرك حقيقي ندارند، شركت كننده در مجالس اهل بيت(ع) از شادابي و نشاط خاصي برخوردار است و سير الي الله را ادامه مي‌دهد.

حضرت مي‌فرمايند:‌» مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى زِيَارَتِنَا » اگر كسي قدرت زيارت ما را ندارد [‌هر نوع قدرتي، چه مالي ، چه وقتي ، ....]‌» فَلْيَزُرْ صَالِحِي مَوَالِينَا » بايد دوستان صالح ما را زيارت كند، دوستان صالح حضرات معصومين (ع) اعم از زندگان و مردگانند، مثلاً اگر كسي قدرت زيارت امام رضا (ع) را ندارد ولي مي‌تواند شيخ صدوق را زيارت كند، ايشان را زيارت كند، اگر براي او ميسر است سر قبر فلان عالم برود،‌ او را زيارت كند سخن حضرت عام است و از ممات و حيات دوستانش حرفي نزده‌اند بنابراين دوستان حضرت تعميم مي‌يابند به مرده و زنده.

زيارت دوستان حضرت به يقين معرفتي خاص نصيب زائر مي‌كند كه حضرت دوستداران زيارت خود را به زيارت دوستانشان دعوت مي‌كنند.

روايت از قول موسي ابن جعفر (ع) است كه حضرت مي‌فرمايند اگر كسي قبر فرزند مرا زيارت كند برابر با 70 حج خالص براي او ثبت مي‌شود ، كسي مي‌پرسد 70 حج ؟ حضرت مي‌فرمايند : بله، نه هفتاد ، هفتاد هزار حج، بعد حضرت مي‌فرمايند: « َ رُبَّ حَجَّةٍ لَا تُقْبَل‏ » چه بسا حجي كه قبول نشود، اما حضرت موسي بن جعفر ملاك سخن خود را حج مقبوله دانسته‌اند و فرموده‌اند :‌ هفتاد هزار حج مقبول ،

و ادامه مي‌دهند :‌ « مَنْ زَارَهُ أَوْ بَاتَ عِنْدَهُ لَيْلَة » اگر كسي او را زيارت كند و يا يك شب را در مرقد او صبح كند « كَانَ كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه‏»‌ مثل كسي است كه زائر خود خدا در عرش است، اين سخن براي راوي خيلي عجيب بود سؤال مي‌كند‌» كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه‏»‌ مثل كسي كه زائر خدا در عرش است؟

حضرت مي‌فرمايند بله و ادامه مي‌دهند « إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ كَانَ عَلَى عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ أَرْبَعَةٌ مِنَ الْآخِرِين‏»‌ روز قيامت كه بر پا شود در عرش خدا 8 نفر هستند، چهار نفر از اولين و چهار نفر از آخرين، « فَأَمَّا الْأَوَّلُونَ فَنُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى‏» اولين اين چهار نفر نوح ، ابراهيم ، موسي و عيسي (ع) است « وَ أَمَّا الْأَرْبَعَةُ الْآخِرُون‏ » چهار نفر ديگر كه جزء‌ آخرين هستند « َ فَمُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ثُمَّ يُمَدُّ الْمِطْمَر»‌ سپس حصاري دور عرش كشيده مي‌شود « فَيَقْعُدُ مَعَنَا زُوَّارُ قُبُورِ الْأَئِمَّة»‌ زائرين ائمه در آن حصار با ائمه مي‌نشيند « ِ أَلَا إِنَّ أَعْلَاهَا دَرَجَةً وَ أَقْرَبَهُمْ حَبْوَةً زُوَّارُ قَبْرِ وَلَدِي عَلِيٍّ ع‏»‌ بالاترين درجه را در ميان كساني كه در عرش نشسته‌اند [‌غير از حضرات معصومين (ع) ]‌ به زائرين قبر فرزندم علي بن موسي (ع) تعلق دارد.

در توضيح عبارت « أَقْرَبَهُمْ حَبْوَةً » بايد بگوئيم حبوة‌ عطاي اختصاصي است مثلاً پدري كه از دنيا مي‌رود تعدادي از لوازم اختصاصي خود را براي پسرش اختصاص مي‌دهد، مثل عصا، انگشتر و اگر مرد جنگ باشد شمشير خود را به ارث مي‌گذارد ، اينها عطاي اختصاصي پدر به پسر است و در شمار ارث به حساب مي‌آيد بلكه لوازمي مخصوص پسر بزرگ است. در عرب به يك چنين عطاهايي « حَبْوَةً » مي‌گويند.

 موسي بن جعفر مي‌گويند:‌ نزديكترين كسي كه در ميان زائرين حضرات معصومين هديه خاصي دريافت مي‌كند زائرين قبر فرزندم علي بن موسي الرضا (ع) هستند، سخن موسي بن جفعر سخن عجيبي است يعني زائر امام رضا (ع)‌ به جائي مي‌رسد كه موقعيتش از موقعيت همه زوار اهل بيت (ع) بالاتر مي‌رود،

اگر شما سؤال كنيد در كتاب كامل الزياره براي زوار قبر امام حسين (ع) درجاتي را ذكر كرده‌اند كه از حد فهم بشري خارج است حال چگونه زوار امام رضا (ع) درجاتش از آن افزون است در آن كتاب خوانده‌ايم، زائر امام حسين (ع) گويا در عرش طواف مي‌كند يا هفتاد هزار ملك بر گرد زائر ابا عبدالله طواف مي‌كنند و از اين قبيل روايات فراوان خوانده‌ايم ما در جواب همان سخن هميشگي را تكرار كنيم كه زوار قبر امام حسين (ع) از خواص شيعه نيستند بلكه فرقه‌هاي چون زيديه ، اسماعيليه ،‌ و ... حضرت را زيارت مي‌كنند اما زوار امام رضا (ع)  از خواص شيعه هستند هر كس ولايت امام رضا (ع) را بپذيرد شيعه دوازده امامي است.

روايت مذكور به دقت و تأملي خاص نياز دارد كه اگر زيارت امام رضا (ع) براي هر يك از ما آسان و سهل ميسر مي‌شود فضلي از سوي خود حضرت است از اين رو بر هر يك از ما واجب است كه به زيارت‌هاي امام رضا(ع) به شكل تحفه‌اي الهي و فضيلتي خاص بنگريم و شكر آن را به جا آوريم.

در صفحه 215 جلد 2 عيون الاخبار، حضرت مي‌فرمايند: اگر سائلي از من سؤال كند كه چرا دستور به اذان داده شده من مي‌گويم به چند دليل، يك « أَنْ يَكُونَ تَذْكِيراً لِلسَّاهِي »‌ اذان يادآوري است براي آن كس كه وقت نماز را فراموش كرده است. « وَ تَنْبِيهاً لِلْغَافِل‏ » اذان وضع شده تا اهل غفلت را بيدار كند حَيّ علي الصلوة‌ ، حي علي الفلاح ، يعني  با اذان ديگر كسي نمي‌تواند خواب باشد، و خودش را به خواب بزند و غافل باشد، با اذان متوجه و بيدار مي‌شود،  « ِ وَ تَعْرِيفاً لِمَنْ جَهِلَ الْوَقْت‏ » اذان وضع شده براي كسي كه زمان را نمي‌داند [‌ در قديم وقت با اذان مشخص  مي‌شد، مي‌گفتند يك ساعت قبل از اذان، يا دو ساعت بعد از اذان ] اذان هشداري براي همگان است تا از زمان غافل نشوند

و حضرت مي‌فرمايند : « ِ وَ لِيَكُونَ ذَلِكَ دَاعِياً إِلَى عِبَادَةِ الْخَالِق‏ » و در عين حال اذان دعوت كننده‌اي است به سوي حق  دعوت كننده بندگان به بندگي خالق « مُرَغِّباً فِيهَا » اذان افراد را به بندگي خالق تشويق و ترغيب مي‌كند،

در ادامه روايت آمده است « مُقِرّاً لَهُ بِالتَّوْحِيد » يعني بندگان به وسيله اذان اقرار به توحيد مي‌كنند « مُجَاهِراً بِالْإِيمَان‏ »‌آشكار كننده ايمان بندگان است به عبارتي ديگر اذان كدي است كه بنده اعتقاداتش را علني كند نبايد اعتقادات افراد پنهان بماند، ايمان بايد جهري و آشكار باشد، همه بايد از ايمان من آگاه شوند.  در روايت آمده است اذان گفتن در خانه مستحب است زيرا اعتقادات  اهل خانه بايد علني و واضح بيان شود « مُعْلِناً بِالْإِسْلَام‏ » اسلام بايد علني و آشكار شود « مُؤَذِّناً لِمَنْ يَنْسَاهَا » اذان اعلامي است بر همه كسانيكه عبادت را فراموش كرده‌اند، اذان يعني اعلام حضرت مي‌فرمايند: به همين جهت به اذان‌گو مي‌گويند « مُؤَذِّن‏»‌، يعني اعلام كننده ، بعد حضرت مي‌فرمايند اگر كسي از سؤال كند چرا در ابتداي اذان اول تكبيرگفته مي‌شود در حاليكه مي‌توان  لا اله الا الله گفت زيرا ذكر لا اله الا الله  نشانگر اعتقادات بنده است ، حضرت مي‌فرمايند:‌ دليلش آن است كه خداوند سبحان اراده كرده اولين جمله اذان با اسم خود او آغاز شود و آخرين جمله آن با همان اسم پايان يابد.

الله اكبر در ابتدا و لا اله الا الله در انتها اذان به اين معناست كه شروع و پايان هر حركتي بايد با اسم خدا باشد،

 حضرت در ادامه مي‌گويند: اگر سؤال شود كه چرا عبارتهاي اذان دو تا دوتا تكرار مي‌شود؟ حضرت مي‌فرمايند : براي آنكه تأكيدي بر گوش مستمع باشد كه اگر بار اول نشنيد ، بار دوم بشنود بعد حضرت ادامه مي‌دهند اصل نماز هم دو ركعت، دو تشهد بر مبناي آن دو ركعت است، يعني هر شهادتي براي يك يك ركعت منظور شده

اگر سؤال شود كه چرا تكبير اول اذان چهارتاست ؟‌ ولي در اقامه دو تاست؟‌ حضرت مي‌فرمايند: اذان وقتي گفته مي‌شود كه مستمع خالي الذهن است،‌ ذكري است كه غفلتاً آغاز مي‌شود از اين رو چهار بار تكرار مي‌شود، اما اقامه وقتي گفته مي‌شود كه مستمع اذان را شنيده آمادگي پيدا كرده است. 

 اگر بپرسند چرا بعد از تكبير شهادتين گفته مي‌شود ؟ حضرت مي‌گويد به آن دليل كه اول ايمان اقرار به وحدانيت خداي سبحان است و در مرحله دوم اقرار به رسالت رسول است و اصل ايمان همين دو شهادت است، و وقتي اذان‌گو اين دو اقرار را بيان مي‌كند گويا كل ايمان را بيان كرده چون اصل ايمان پذيرش وحدانيت خدا و شهادت به رسالت پيامبر (ص) است.

اگر سؤال شود كه چرا حي علي الصلوة‌ گفته شده، مي‌فرمايند « لِأَنَّ الْأَذَانَ إِنَّمَا وُضِعَ لِمَوْضِعِ الصَّلَاة » زيرا وضع اذان در حقيقت براي جائي است كه در آنجا نماز خوانده مي‌شود به همين جهت [‌چهار جمله قبل از آن است و چهار جمله بعد از آن است ]‌يعني قبل از حي علي الصلوة‌ دو بار تكبير گفته شده [‌ هر تكبير دو بار‌]‌ و شهادتين گفته شده [‌تكبيرتين و شهادتين ]‌ چهار جمله است و سپس بعد از آن چهار جمله گفته، حي علي الفلاح ، حي علي خير العمل ، الله اكبر ، لااله الا الله ، موقعيت حي علي الصلوة‌ وسط اذان است.

گفتيم اذان اعلام نماز است « حي علي الصلوة » ( بشتابيد به سوي نماز‌) در وسط اذكار اذان قرار گرفته تا بر استحكام نماز تأكيد بيشتري شود و اگر كسي از اول و آخر اذان غافل شود به يقين فرازهاي وسط را مي‌شنود « حي علي الصلوة‌‌ »‌ در وسط اذان است تا كسي از شنيدن آن شانه خالي نكند. جايگاه « حي علي الصلوة » در وسط اذان بر اينكه نماز بايد اقامه شود و چون بنده نماز خالصانه را اقامه كند به سوي كار خير حركت مي‌كند. «حي علي الفلاح» خيرات گسترده بايد از نمازگزار صادر شود. و بعد اذان نمازگزار را حي علي خيرالعمل  فرا مي‌خواند نمازگزار به بهترين عمل اداء‌ نماز دعوت مي‌كند بعد تكبير را اعلام مي‌كند و تهليل را [‌لا اله الا الله ]‌ تا كلام را با ذكر خداي سبحان به پايان ببرد،

 سپس حضرت مي‌گويند اگر سؤال كنيد چرا آخر اذان مثل اول اذان نيست، همان طور كه اولش با الله اكبر شروع مي‌شود آخرش با الله اكبر تمام شود؟‌ مي‌فرمايند :‌ خداي سبحان دوست دارد كه كلام با ذكر خودش شروع شود و با ذكر خودش تمام شود و اگر الله اكبر آخر اذان بود كلام با اكبر تمام مي‌شد ولي با لااله الا الله اذان با اسم الله تمام مي‌شود.

سپس مي‌گويند اگر سؤال كنيد چرا به جاي لااله الا الله آخر اذان عبارت سبحان الله ذكر شده، مي‌گوئيم بدليل اينكه لااله الا الله عظيم‌تر از سبحان الله و الحمد الله است، چون اقرار به ايمان با سبحان الله و الحمدالله نيست، با لااله‌الا الله است [‌ لا اله الا الله ذكر حق است و اعظم اذكار است، در لااله‌الا‌الله خَلع الانداد است، يعني تمام شركاء‌ را دور مي‌اندازيد ]

هديه به پيشگاه مطهر امام رضا عليه السلام صلوات