.

 

مسائل درسي و تحصيلي

دوره دبستاني چون اولين دوره تحصيلي كودكان است، در سرنوشت تحصيلي آنها از اهميتي خاصي برخوردار است.

 براي موفقيت درسي و تحصيلي كودكان بايد نكاتي را در نظر گرفت:

1- فرزندان را مدام از شكست در درس و امتحان نبايد ترساند. ترس از شكست مانع موفقيت آنها مي‌شود و جرأت وارد شدن در بحث و پرسش را از آنها مي‌گيرد و به تدريج آنها را از دور درس و كلاس خارج مي‌كند.

2- كودكان بايد ياد بگيرند انسان ممكن است گاهي در رسيدن به هدف با مشكلاتي روبرو شود و به سرعت به هدف نرسد، لذا در صورت شكست بايد تلاش مجددي را آغاز كرده و دچار نا اميدي نشود.

3- والدين بايد زمينه‌هايي را فراهم كنند كه كودكان موفقيت را هر چند در يك زمينه خاص تجربه كنند. دستيابي به موفقيت اعتماد به نفس ايجاد مي‌كند و بر قدرت روحي انسان مي‌افزايد.

4- اگر كودك در يك درس مشكل دارد بايد با همكاري آموزگار به رفع آن مشكل اقدام كرد تا كودك در سراشيبي واپس گرايي قرار نگيرد و روز بروز بر ناتواني او در آن زمينه افزوده نشود.

5- والدين بايد هر روز دقايقي را به طور انفرادي با كودك خود گفتگو كنند و از اوضاع مدرسه و درس او جويا شوند.

6- قبل از آنكه كودك خود را به جهت يك شكست سرزنش كنيم، بايد او را به خاطر يك موفقيت مورد تأييد و تشويق قرار دهيم تا اعتماد به نفس او آسيب نبيند.

7- والدين بايد بر انجام تكاليف كودكان نظارت كنند. نظارت نبايد به صورت پاسخگويي مستقيم به سؤالات باشد بلكه بايد به صورت راهنمايي و ارائه راهكار مناسب در اختيار او قرار گيرد.

8- فراهم كردن محيطي مناسب جهت مطالعه فرزند روشن كردن تلويزيون و راديو موجب از بين رفتن تمركز كودك مي‌گردد.

9- كودكان را نبايد با هم مقايسه كنيم، آنها داراي استعداد‌هاي متفاوتي هستند. اگر كودكي در يك زمينه استعداد كمتري دارد نبايد او را سرزنش كرد بلكه بايد به او كمك كرد تا ضعف‌هاي خود را جبران نمايد.

مقايسه كردن، موفقيت ديگران را به رخ فرزند كشيدن، انتظارات غير واقع بينانه از او داشتن و تفاوتهاي فردي را ناديده گرفتن، خطاهاي تربيتي مهمي به حساب مي‌آيند كه گاهي جبران پذير نمي‌باشد.

 10-اگر در خانواده يك فرزند از موفقيت چشمگيري برخوردار است نبايد فرزندان ديگر را تحت الشعاع او قرار داد و عملاً‌ آنها را انسانهاي درجه 2 به حساب آورد. اين كار به شخصيت آنها لطمه مي‌زند و اعتماد به نفس آنها را از بين مي‌برد.

11-كودكان بايد ياد بگيرند كه دروس را طوطي‌وار حفظ نكنند بلكه بفهمند.

12-اگر كودك از هوش خوبي برخودار است، پيوسته در حضور او و ديگران اين مسأله بازگو و تكرار نشود. اين  كار او را از فعاليت باز مي‌دارد و زمينه خودبرتربيني و غرور را در او به وجود مي‌آورد.

13-اگر كودك از نظر درسي استعداد كمتري دارد، يا علاقه و فعاليت كمتري نشان مي‌دهد ، هرگز اورا با الفاظي چون كودن ، تنبل و امثال آن نخوانيد. به كارگيري اين القاب او را قانع مي‌كند  كه فردي تنبل و كودن است. كودكي از خود چنين برداشتي داشته باشد، قدرت حركت و فعاليت را از دست مي‌دهد و دچار ناكامي مي‌گردد.

14-هرگز كاري نكنيم از اعتماد و احترام و علاقه كودك به معلم و مدرسه كاسته شود زيرا او دچار انزجار از درس و تحصيل مي‌گردد.

اگر معلمي احياناً برخورد نامناسبي با دانش آموزان دارد ، در درجه اول بايد با خود او موضوع را در ميان گذاشت و در صورت حل نشدن  مسئله مي‌توان براي حل مشكل از مديريت مدرسه كمك خواست. ولي در هر حال نبايد فراموش كرد كه معلم در حكم پدر و مادر دوم كودك مي‌باشد و مراعات احترام و بزرگداشت مقام او بر كودك و خانواده او واجب است.

15-اعتماد به نفس كودك را بايد تقويت كرد. اين نكته بسيار اساسي است كه مهمترين عامل عقب ماندگي درسي، از دست دادن اعتماد به نفس در كودك مي‌باشد.

 

 منبع:‌ رفتار والدين با فرزندان           محمد علي سادات

 م .كشتكاران






محتوای مرتبط