.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                                  جلسه 25

  در خدمت عيون الاخبار صفحه 413 ج 1هستيم مأمون از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) مي‌پرسد « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ (43)» [1]«خداوند تو را بخشيد؛ چرا پيش از آنكه راستگويان و دروغگويان را بشناسى، به آنها اجازه دادى؟! (خوب بود صبر مى‏كردى، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!)» این آیه به چه معناست؟ چرا پیامبر(ص) به آنها اجازه داد ؟

مأمون سؤال مي‌كند مگر پيامبر (ص) كاري بدون اجازه خدا انجام مي‌دهد يا به عبارتي ديگر مگر پيامبر(ص) گناه مي‌كند كه خدا به پيامبر مي‌گويد خدا از تو در گذرد امام رضا (ع) ضرب المثل مطر ح مي‌كنند، ما در زبان فارسي ضرب المثلي داريم كه مي‌گوئيم به در بگوئيد تا ديوار بشنود ،

 امام رضا (ع) مي‌گويند در واقع اينكه خدا در بعضي آيات قرآن پيامبرش را خطاب قرار مي‌دهد، يعني «بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَة» به تو مي‌گويم تا همسايه‌ات گوش كند، ظاهراً خداوند سبحان پيامبر(ص) را مورد خطاب قرار مي‌دهد اما در حقيقت ساير مردم مخاطب حضرت حق‌اند

و امام رضا (ع) مي‌فرمايند: شبيه اين آيه، آيات ديگري نيز در قرآن هست مثلاً «وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ (65)»[2]« به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مى‏شود و از زيانكاران خواهى بود!»

«وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَليلاً (74)»[3] « و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‏ساختيم(و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزديك بود به آنان تمايل كنى.»

امام رضا (ع) مي‌فرمايند: «خَاطَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ نَبِيَّهُ ص وَ أَرَادَ بِهِ أُمَّتَه‏» خدا ظاهراً پيامبرش را مورد خطاب قرار داد اما باطناً امتش را مورد خطاب قرار داد در توضيح سخن حضرت مي‌توان گفت يعني اگر تو اي پيامبر مشرك شوي، همه عملكردت حبط مي‌شود و حتماً‌ حتماً در شمار خاسرين جاي مي‌گيري، پيامبر (ص) مشرك نمي‌شود زيرا از سوي حضرت  حق عصمت مطلقه‌ي دارند، لحضه‌اي هم  شرك بر پيامبر (ص) وارد نمي‌شود، منظور از اين آيات امت پيامبر است، اگر امت مشرك شوند همه حسناتشان از بين مي‌رود و جزء‌ ورشكستگان خواهند شد خداوند در آيه74 سوره اسراء‌ به پيامبرش چنين گفته «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَليلاً » «و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‏ساختيم(و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزديك بود به آنان تمايل كنى‏»

اگر خداوند تو را ثابت قدم نمي‌كرد ممكن بود كه تو به سوي كفار متمايل شوي، آيا ممكن است كه پيامبر(ص) به كفار متمايل ‌شود، ابداً‌ چنين چيزي ممكن نيست، ايشان صراط المستقيم‌اند امام رضا (ع) مي‌فرمايند: تمام  آياتي كه با اين مضامين در قرآن آمده‌اند ظاهراً عتابي به پيامبر (ص) است اما امت پيامبر مخاطب حضرت حق‌اند.

روايت ديگري را در عيون الاخبار صفحه 645 جلد 1 بررسي مي‌كنيم ، امام رضا (ع) از پدرشان روايت مي‌كنند وقتي خبر مرگ اسماعيل يعني برادر موسي ابن جعفر فرزند بزرگ امام صادق (ع) را به امام صادق (ع) دادند، حضرت در حال حركت به سمت غذا بودند وقتي خبر را شنيدند، تبسمي كردند و گفتند،‌ غذا را حاضر كنيد، با اطرافيان نشستند « فقَعَدَ مَعَ نُدَمَائِه‏» و بهتر از هر روز غذا خوردند حضرت مي‌گويند:‌ » مَا لِي لَا أَكُونُ كَمَا تَرَوْن‏» چرا من اين گونه كه شما مي‌بينيد نباشم، چرا من اين برخورد را نداشته باشم؟

بعد حضرت مي‌فرمايند در خبر اصدق الصادقين ( يعني پيامبر ) آمده، « أَنِّي مَيِّتٌ وَ إِيَّاكُم‏» من مي‌ميرم و شما هم مي‌ميريد، وقتي قرار است آدم بميرد، يك خبر قطعي است، جاي تأسف خاصی ندارد، حضرت مي‌فرمايند:‌ «إِنَّ قَوْماً عَرَفُوا الْمَوْت‏» يك دسته‌اي مرگ را شناختند«فَجَعَلُوهُ نُصْبَ أَعْيُنِهِم‏» و آن را در مقابل خودشان قرار دادند به عبارتي نصب العين خود كردند، « وَ لَمْ يُنْكِرُوا مَنْ تَخْطَفُهُ الْمَوْتُ مِنْهُم‏» آنان انكار نكردند كساني كه مرگ هر روز آنها را از ميان آنان مي‌برد، مرگ هر روز عده‌اي را با خود مي‌برد،‌ مفهوم سخن حضرت آن است كه مرگي كه هر روز دسته‌اي را با خود مي‌برد به يقين روزي هم عزيزان ما را با خود مي‌برد و يك روز هم خود مرا مي‌برد « وَ سَلَّمُوا لِأَمْرِ خَالِقِهِمْ عَزَّ وَ جَل‏» مرگ امر خداست، اينها تسليم امر خدا شدند وقتي انسان بايد تسليم امر خدا بشود ديگر جايي براي تعجب ديگران باقي نمي‌گذارد، شما نبايد از برخورد من تعجب كنيد.

در ادامه همين روايت صفحه 653 عيون جلد 1 مطلب ديگري امام رضا (ع) از پدرشان نقل مي‌كنند كه ايشان فرمودند:‌ امام صادق(ع) مردي را ديد كه بابت مصيبت فرزندش جزع فراواني مي‌كرد.

« رَأَى الصَّادِقُ ع رَجُلًا قَدِ اشْتَدَّ جَزَعُهُ عَلَى وَلَدِه‏» حضرت يك جمله به او گفتند: «يَا هَذَا جَزِعْتَ لِلْمُصِيبَةِ الصُّغْرَى- وَ غَفَلْتَ عَنِ الْمُصِيبَةِ الْكُبْرَى‏» فلاني بابت مصيبت صغري ( كه از دست دادن فرزند است) اين قدر جزع و فزع مي‌كني، اما از مصيبت كبري غافل شده‌اي؟ بعد مي‌فرمايند:‌ شما مي‌پرسيد مصيبت كبري چيست؟ در ادامه‌ي روايت آمده است مصيبت كبري آن است كه انسان خود را آماده مصيبت نكرده باشد، «وْ كُنْتَ لِمَا صَارَ إِلَيْهِ وَلَدُكَ مُسْتَعِدّا» اگر تو خودت را براي مرگ فرزندت آماده كرده بودي «لَمَا اشْتَدَّ عَلَيْهِ جَزَعُك‏» جزع تو بر اين مصيبت چندين شديد نبود «فَمُصَابُكَ بِتَرْكِكَ الِاسْتِعْدَادَ لَهُ أَعْظَمُ مِنْ مُصَابِكَ بِوَلَدِك‏» حضرت مي‌فرمايند:‌ مصيبت تو آن است كه خود را براي مرگ فرزند آماده نكرده بودي اين مصيبت خيلي بزرگتر از مصيبت مرگ فرزند توست.

از مضمون روايت حضرت چنين استنباط مي‌شود كه مصيبت كبري آن است كه انسان گمان كند هر نعمتي در اختيار اوست باقي و ماندگار است و همه چيز هميشه هست و از بين نمي‌رود. مصيبت كبري است، كه ما فاني را باقي حساب كنيم، حضرت مي‌فرمايند مصيبت فرزند چقدر تو را رنج مي‌دهد، چقدر ناله‌ات را بلند مي‌كند اما حقيقت مصيبت آن است كه انسان فاني را باقي ببيند و تعلقاتش را جاودانه بداند هر آن كس كه وابستگي‌اش به تعلقات زندگي افزون باشد زمان از دست دادنشان پريشان و مضطرب است و گاه به شدت جزع و فزع مي‌كند اما آنكه همه چيز را الا خداوند سبحان فاني مي‌بيند در از دست دادن وابستگي‌هايش جزع و فزع و بي‌تابي نمي‌كند در شرح حال علماي بزرگي كه مصيبت فرزند ديده‌اند مي‌خوانيم كه اين مردان بزرگ مصيبت فرزند را چقدر پسنديده تحمل كرده‌اند در شرح حال صاحب جواهر آمده است كه ايشان در كنار جنازه فرزند‌شان به كار نوشتن خويش ادامه داده‌اند يا در شرح حال بزرگ دیگری داريم كه وقتي خبر فوت فرزند‌شان را شنيدند كلاس درس خود را تعطيل نكردند تاريخ از اين نمونه‌ها فراوان دارد.

اين شيوه برخورد نه به آن جهت است كه چنين مرداني فرزندان خود را دوست نداشته‌اند بلكه خداي خويش را بيش از تعلقاتشان دوست دارند آنان باور دارند تنها آنچه باقي است خداست و همه چيز و همه كس فاني و نابود شدني است. آنان خود را براي اين اتفاقات آماده كرده‌اند و سختي‌ها برايشان سخت نيست.

قبل از آنكه روايت ديگري را مطرح كنيم همچنان كه هميشه عرض كرده‌ايم قصد ما در اين كلاسها روايت خواني نيست بلكه عبرت از روايات است، يك نگاه سالم و سلامت مي‌تواند براي انسان حصاري از الطاف حق ايجاد كند كه هيچ حادثه‌اي حتي از دست دادن فرزند بر او آسيبي وارد نكند اگر از مرگ فرزند بگذريم و كمي بلا را كم‌رنگ تر كنيم مي‌بينیم زندگي بسياري از ما حتی با كم‌ترين و بي‌رنگ‌ترين آزمايشات الهي مي‌تواند تحت شعاع قرار گیرد و ما را دچار افسردگي پريشاني و بي‌سروساماني كند مثلاً آن كس كه بنا به مصلحت‌هاي زندگي مجبور مي‌شوند از برخي نعمات خويش چشم بپوشند و يا آنها را از دست بدهد.

ممكن است كل زندگي او با از دست دادن يك يا چند نعمت تحت الشعاع قرار بگيرد. و گاه چندان حكايت غم انگيز مي‌شود كه فرد دچار افسردگي و از دست دادن زندگي خود مي‌شود اما مردان الهي چنين نيستند بلكه به مرگ نيز به عنوان يك نعمت الهي نگاه مي‌كنند و آن را ورود به زندگي جاودانه مي‌دانند.

نكته ديگري در جلد 1 عيون الاخبار صفحه 111 روزي فردي خدمت پيامبر (ص) نشسته بود امام حسين (ع) وارد مي‌شود به محض ورود ايشان پيامبر مي‌فرمايند:‌«مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ- يَا زَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِين‏» خوش آمدي اي كسي كه آسمانها و زمين زينتشان با تو است، فردي كه نشسته بوده سؤال مي‌كند، يا رسول الله مگر غير از شما هم كسي مي‌تواند زينت آسمانها و زمين باشد، حضرت شروع مي‌كنند به معرفي ابا عبدالله:‌

پيامبر(ص) فرمودند:‌« الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً- إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ فِي السَّمَاءِ أَكْبَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْض‏»

جايگاه حسين در آسمانها خيلي بالاتر از زمين است و ادامه مي‌دهند در طرف راست عرش نوشته شده «مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِينَةُ نَجَاةٍ وَ إِمَامٌ غَيْرُ وَهْن‏» يعني امامي كه هيچ شكستي و هيچ ضعفي بر او عارض نمي‌شود

و مي‌فرمايند اگر كسي مي‌خواهد با حسين در قيامت محشور شود بايد بعد از نماز ش اين دعا را بگويد: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَلِمَاتِكَ وَ مَعَاقِدِ عَرْشِكَ- وَ سُكَّانِ سَمَاوَاتِكَ وَ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ- أَنْ تَسْتَجِيبَ لِي فَقَدْ رَهِقَنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرٌ- فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ- وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي مِنْ عُسْرِي يُسْراً » و اگر مي‌خواهد با فرزندش علي بن الحسين محشور شود اين ذكرها را بايد بگويد :‌ همين طور براي امام باقر (ع) تا به امام رضا (ع) مي‌رسد. «اللَّهُمَّ أَعْطِنِي الْهُدَى وَ ثَبِّتْنِي عَلَيْهِ- وَ احْشُرْنِي عَلَيْهِ آمِناً- أَمْنَ مَنْ لَا خَوْفَ عَلَيْهِ وَ لَا حُزْنَ وَ لَا جَزَعَ- إِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَة»

خدايا به من هدايت بده و مرا بر اين هدايت ثابت قدم بدار و مرا با آن هدايت محشور كن در حالي كه ايمن باشم، ايمن بودن كسي كه نگران نيست و غصه دروني ندارد و هيچ شكايتي ندارد، همانا تو اهل تقوي و مغفرت هستي.



[1] سوره مباركه توبه آيه 43

[2] سوره مباركه زمر آيه 65

[3] سوره مباركه اسراء آيه 74

هدیه به پیشگاه مطهر امام حسن و امام حسین علیهما السلام صلوات