.

 
در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                               جلسه 24

در ادامه بحث حدیثی در باب وجه الله مطرح میکنيم، روایتی است در صفحه 229 عیون اخبار الرضا(ع) که حدود 5 صفحه است به بعضی از قسمتهای روایت اشاره میکنيم.

فردی است به نام عبدالسلام ابن صالح هروی، خدمت امام رضا (ع) مشرف میشود و به امام عرض میکند که: "يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي الْحَدِيثِ الَّذِي يَرْوِيهِ أَهْلُ الْحَدِيثِ" نظر شما در مورد این حدیثی که اهل حدیث نقل میکنند چیست؟ "أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ" اهل حدیث میگویند مؤمنین خدا را زیارت میکند در منازلی که در بهشت دارند،

آیا مؤمنین میتوانند در بهشت زائر خدا باشند؟ حضرت جواب مي‌دهند که خدای سبحان یک جایگاه خاصی برای پیامبرش قرار داده که اطاعت پیامبر، اطاعت اوست، بیعت با پيامبر (ص) بيعت با خداست، بعد خود پیامبر میفرمایند اگر کسی مرا در حیاتم یا بعد از مرگم زیارت کند، خدا را زیارت کرده، "مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ" پس اهل بهشت به گفته ی حدیث در بهشت پیامبر را زیارت میکنند، بعد امام رضا (ع) میفرمایند: اگر کسی پیامبر را در درجهای که خدا به او داده، در بهشت زیارت کند، زائر خود خدا شده است.

حالا شما میفرمائید درجهای که خدا به پیغمبرعطا كرده چيست؟ این که زائر در زیارتها‌يش عرض میکنید: "أَتَيْتُكَ زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّك‏" به پیامبر و حضرات معصومین اعلام میکند، من به سوي تو آمدهام در حالیکه معرفت به حق دارم، درجهای که خدا نصیب پیامبرش کرده چیست؟ میفرمایند: همان درجهای که متابعتش واجب است، بیعت با پيامبردقیقاً بیعت با خدا حساب میشود و (برتری) تفضیل او را بر همه موجودات عالم قبول داشته باشد.

در ادامه روایت که حضرت امام رضا (ع) از پیامبر نقل میکنند که ایشان فرمودند: "مَنْ أَبْغَضَ أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي لَمْ يَرَنِي وَ لَمْ أَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة" اگر کسی اهل بیت مرا دشمن بدارد، من او را نمیبینم و او هم مرا نمیبیند در روز قیامت، سپس فرمودند: "إِنَّ فِيكُمْ" در بین شما کسانی هستند "مَنْ لَا يَرَانِي بَعْدَ أَنْ يُفَارِقَنِي‏" بعد از موت دیگر هیچوقت مرا نمیبینند.

طبق صريح فرمايشات امام رضا (ع) اگر زيارت پيامبر(ص) زيارت خود خدا به حساب مي‌آيد و توجه به عترت پيامبر توجه به خود خداست پس در واقع مردم حتي در دنيا نيز از ديدار خدا محروم نيستيد زيرا در بسياري از روايت‌ها پيامبر فرموده‌اند هر كس فرزندم حسين را زيارت كند گويا مرا زيارت كرده است و يا در روايت ديگري مي‌گويند: آنكس كه فرزندم رضا را در مشهد زيارت كند مرا زيارت كرده و چون هر يك از ما توفيق زيارت ائمه اطهار در همين عالم نصيبمان شود گويا پيامبر را زيارت كرده‌ايم و زيارت پيامبر به گفته روايت مطرح شده زيارت خداست يعني هر زائري در همين عالم زائر خود خداست. گويا زائر در زيارات نظر به خود خدا مي‌كند حتي من عرض مي‌كنم لازم نيست تنها به زيارت ائمه اطهار مشرف شويم هر گاه در روضه ابا عبدالله مي‌شينیم و يا از راه دور دلمان را روانه حرم مطهر ائمه اطهار مي‌كنيم از آن رو كه بعد مكان و زمان براي حضرات معصومين (ع) از ميان برداشته است پس در حال در گوشه خانه مي‌توانيم زائر خدا شويم يعني در همين عالم خاكي همان شهودي كه روايت براي بهشت به آن وعده مي‌دهد نصيب افراد مي‌شود.

فقط كافي است هر يك از ما قدر اين لحظات را بدانيم و آنها را به راحتي از دست ندهيم امام رضا (ع) در روايتي مجالس ذكر ائمه اطهار را جنت مي‌دانند پس در هر مجلسي كه ذكر ائمه باشد بهشت همان جاست و ديدار خدا قلباً‌ براي انسان ميسر است.

روایتی در باب عصمت انبیاء بود که هر بار به قسمتی از آن میپردازیم امروز آیاتی از صفحه 410 جلد 1 عیون است مأمون از امام رضا (ع) سؤال میکند دربارهی آیه 110 سوره مبارکه یوسف:

"حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا" ظاهر آیه اينگونه معنی میشود وقتی پیامبران مأیوس شدند و گمان کردند که به آنها دروغ گفته شده، کمک ما به سراغ آنها میآید» مأمون میپرسد مگر پیامبران مأیوس می شوند، مگر پیامبر میتواند تصور کند که به او دروغ گفته شده اگر کسی تصور کند خدا به او وعده دروغ داده که نمیتواند پیامبر باشد در حالیکه صریح آیهی قرآن  به همين مطلب اشاره دارد.  مأمون در اين سؤال قصد دارد بيان كند که پیامبران نیز دچار يأس و تردید می شوند، دروغی را به خدا نسبت می‌دهند در این زمان کمک خدا بر آنها وارد مي‌شود.

حضرت جواب می دهد که معنی آیه این نیست، "حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ مِنْ قَوْمِهِمْ وَ ظَنَّ قَوْمُهُمْ"(این جمله حضرت است) زمانیکه پیامبران از قومشان مأیوس شدند و «ظنّوا » قومشان گمان کردند "ظَنَّ قَوْمُهُمْأَنَّ الرُّسُلَ قَدْ كُذِبُوا" که به پیامبرانشان وعدهی دروغ داده شده ، در این صورت نصرت خدا بر آن پیامبر وارد میشود. پس عبارت "إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ" يأس پيامبر(ص) از خداي سبحان نيست بلكه يأس آنان نسبت به قومشان مي‌باشد، و بدگمانی به خدا نيز از جانب پیامبران نيست بلكه قوم  نسبت به پیامبران بدگمانند اگر قومي دچار بدگماني به خدا شوند  و پیامبران هم باور کنند که این قوم دیگر هدایتپذیر نیستند در آن صورت نصرت الهی به كمك پيامبران مي‌آيد. هیچ پیامبری هيچ گاه از خداوند سبحان مأيوس نمي‌شود چون یأس گناه کبیره‌اي است. مأمون گفت:‌" لِلَّهِ دَرُّك‏" خدا به تو خیر بدهد.

مامون می‌گوید:حال جمله‌ای دیگر را هم جواب بدهید، آیهای است در قرآن درباره پیامبر: "إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّر" مگر پیامبر از قبل گناهی مرتکب شدند که خدا آن را می‌بخشد یا مگر پیامبر بعداً گناهی مرتكب مي‌شوند که خداوند آنرا ببخشد چرا آیه رسما میگوید ما برای تو فتح المبین ایجاد کردیم، تا گناهان قبل و بعدت بخشیده شود؟

حضرت علي بن موسي الرضا (ع) بسيار تخصصي و دقیق پاسخ مي‌دهند اين جواب هم تفسير بسيار خاصي است و هم جنبه روان شناسي خاصي دارد حضرت در صفحه 411 مي‌فرمايد:‌ به نظر مشرکین در مکه احدی گناهکارتر از پیامبر نبود، چرا؟ چون آنها 360 بت را عبادت میکردند و پیامبر به آنها گفت: "قولوا لاالهالاالله" یعنی 360 بت را كنار بگذاريد، این امر به نظر اعراب حكايت عجیبی بود ، به همین جهت گفتند "أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً" گفتند پیامبر همه این 360 بت را به يك بت بدل كرده  تا ما به عوض این همه معبود یکی را عبادت کنیم؟ "إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عُجاب‏" این خیلی عجیب است که او  ما از پرستش 360 بت به يك بت برساند، ادامه آیه این است که "وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُم‏" اشراف آنها راه گفتند "أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِكُمْ" حرفهای پيامبر (ص) را قبول نکنید و روی معبودهای خودتان پافشاری کنید. "إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ يُرادُ" آنچه که از ما خواسته شده پافشاری بر روی معبودهایمان است نه توجه کردن به پیامبر، به دليل سخنان نو و جديد پيامبر او گناهکارترین فرد مکه نزد عرب به حساب مي‌آمد است ، پس از فتح مکه، خدای سبحان آیه نازل کرد، " إِنَّا فَتَحْنا لَكَ مَكَّةَ فَتْحاً مُبِيناً ما برای تو فتح المبین کردیم، "لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ عِنْدَ مُشْرِكِي أَهْلِ مَكَّةَ"  تا خدا ببخشد گناهان قبل و بعدی تو را، گناه قبلی اين پيامبر نزد مشركان چيست؟ اینکه پیامبر به آنها مي‌گفت :‌ از پرستش بتها دست بردارید، این گناه قبلي پيامبر است و اما گناه بعد از توي پيامبر نزد مشركان چيست؟ اينكه پیامبر در آينده نیز آنها را به خدا پرستي دعوت می‌کند، حضرت می‌گوید: این گناه را توی پیامبر بعداً هم خواهی داشت، چون بعداً هم پیام توحیدی سر میدهی، قبل از فتح مکه پيام پيامبر توحید بود، بعد از فتح مکه نيز همين پيام، پیام او بود پیام توحیدی از نظر مشرکین گناه است، خدای سبحان در اين آيه میگوید: همان گناهی که به نظر مشركين گناه بود من بخشیدم، و گرنه پيامبر اكرم (ص) عصمت مطلقه دارند و گرفتار هيچ خطايي نمي‌شوند.

بعد حضرت ادامه میدهند " لِأَنَّ مُشْرِكِي مَكَّةَ أَسْلَمَ بَعْضُهُمْ وَ خَرَجَ بَعْضُهُمْ عَنْ مَكَّةَ وَ مَنْ بَقِيَ مِنْهُمْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى إِنْكَارِ التَّوْحِيدِ عَلَيْهِ" یک عده از مشرکین مکه مسلمان شدند و یک دسته از مکه بيرون رفتند، گروه ديگر در مكه ماندند ، اما جرأت انکار مسلمین را نداشتند و به زور مسلمان شدند آنان از ترس مسلمان شدند ، "فَصَارَ ذَنْبُهُ عِنْدَهُمْ فِي ذَلِكَ مَغْفُوراً" ذنب (گناه) پیامبر نزد آنها، این گناه بوده كه مردم را به خدا پرستي دعوت مي‌كرد خدا مي‌گويد:‌ اين گناهان مغفور و بخشنده‌اند، "بِظُهُورِهِ عَلَيْهِمْ" وقتی خدا بعد از فتح مكه  پیامبر را بر اینها مسلط کرد آنها ديدند پيامبر هنوز پيام توحيدي را اعلام مي‌كند خدا مي‌گويد: اگر به نظر شما اينكه پيامبر شما را به توحيد دعوت كند گناه است من گناه او را بخشيدم اما حقيقتاً‌ اعلام توحيد گناه نيست، اگر شما سؤال كنيد چگونه خداوند در قران اين را گناه پيامبر به حساب آورد؟ در جواب مي‌گوئيم در روايات و يا در تأويلات فراواني داريم كه گناه امت بر پيامبر بار مي‌شود زيرا خداوند از آن رو كه رسول الله حبيب اوست و نزد او عزيز است او را معصوم خلق كرده و گناه امت را به عصمت او مي‌بخشد.

در توضيح سخن امام رضا (ع) مي‌گوئيم نزد اهل ثواب گاهي كارهاي پسنديده و خوب خلاف به چشم مي‌آيد. دعوت به توحيد كه درست‌ترين كار است، نزد بزرگان مكه گناه محسوب شد و براي آنها عجيب بود كه 360 بت را بگذارند و يك خدا را انتخاب كنند، خدا مي‌گويد:‌ پيامبر قبل از فتح مكه مردم را به توحید دعوت می کرد الان هم مي‌كند، اگر از نظر شما اين دعوت گناه است من خدا آن گناه را بر پیامبر بخشيدم.

هدیه به پیشگاه مطهر پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم صلوات