.

 

    انضباط  و شخصیت كودكان   

 
در امور تربیتی آنچه که در درجه اهمیت قرار دارد ، حفظ شخصیت کودک است و در تمام برنامه های تربیتی نباید کمترین خللی به شخصیت کودک وارد شود .

مقررات انضباطی که به منظور زندگی با دیگران کودک را احاطه کرده است ، باید به نظر و تصویب کودک نیز برسد و کودک هم درآن ها به هر عنوانی شده دخالت داشته باشد .

بدیهی است که میان عمل به قوانینی که کودک به دست خود وضع یا در وضع آن ها شرکت داشته‌باشد ، و مقرراتی که از طرف دیگران برایش وضع شده ، اختلاف آشکاری مشاهده می شود .

اگر بخواهیم کودک را با اعمال قدرت و زور منظم بار بیاوریم نتیجه ای عکس خواهد داد ، این کودک یا منظم افراطی بار می آید و یا واکنش عکس نشان می دهد و در حضور والدین عامل به نظم و هنگام عدم حضور آن ها بی نظم می باشد .

اگر بخواهیم کودک شخصی با فکر، مستقل و مبتکر باشد و زندگی سعادتمندانه ای داشته باشد ، باید به او اجازه دهیم در اصول انضباطی از فکر خودش استفاده نماید .

انضباط کمرشکن

 پدران و مادران و مربیان باید توجه داشته باشند ، گرچه انضباط به معنایی که اشاره شد برای کودک ضرورت دارد و جزء اصول اساسی زندگی او به شمار می آید اما هرگاه این مقررات خواه در خانه و یا در کلاس درس برای کودک طاقت فرسا باشد ، کودک از زیر بار آن ها شانه خالی می کند تا خود را نجات دهد ، زیرا کودک وقتی خود را در حصار قانون دید ، برای حفظ شخصیت خود چاره ای جز درهم شکستن مقررات نخواهد داشت ، بنابر این قوانین باید حداقل باشد و در خور فهم و درک کودک.

انضباط عملی

بهترین وسیله برای پرورش روح انضباطی ، رفتارخارجی پدران و مادران است ، زیرا رفتار منظم والدین درس عملی انضباطی به کودکان می باشد ، به عبارت دیگر رفتار اولیاء باید چنان منظم باشد تا کودکان منظم و انضباط آنان را برای خود سرمشق و نمونه قرار دهند.

حضرت علی علیه السلام  هنگامی که در بستر شهادت آرمیده بود در خلال حساس ترین فرازهای آموزنده که به فرزندان خود سفارش می نمود ، راجع به نظم و انضباط سفارش می فرماید و تاکید می‌کند که (ونظم امرکم)  به این معنا که هر مسلمان باید در جمیع شئون زندگی خود نمونه ای ازنظم و انضباط باشد .

منبع :

1. آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تاکید بر روشها مجید رشید پور

م . کشتکاران






محتوای مرتبط