.

 

 
 چكيده تفسير زيارت جامعه كبيره (استاد گرامي خانم زهره بروجردي)                             جلسه 56  صراطه
 

ما امسال نيز به لطف حق در خدمت ادامه زيارت جامعه كبيره هستيم و به فراز «أَهْلِ الذِّكْرِ وَ أُولِي الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ وَ حِزْبِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ‏ وَ حُجَّتِهِ وَ صِرَاطِه» رسيديم زيارت را در سال گذشته تا «عَيْبَةِ عِلْمِهِ» بررسي كرديم و عبارت «حُجَّتِه» را در فراز «وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنَى وَ حُجَجِ اللَّه» توضيح داديم از اين رو اين جلسه فراز « صِرَاطِهِ وَ نُورِهِ (وَ بُرْهَانِهِ) » را ادامه مي‌دهيم، قبلاً عرض كرديم كه زيارت جامعه معرفت نسبت به حضرات معصومين است، گاهي اين معرفي در حضور و گاهي در غيبت انجام مي‌گيرد،‌ گاهي به حضرات معصومين مي‌گوييم السلام عليكم و گاهي مثلا مي‌گوييم «السَّلاَمُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ » و ضمير را مخاطب بيان نمي‌كنيم، امام هادي (ع) معرفي همه حضرات معصومين عليه السلام را در زيارت جامعه در اختيار ما قرار مي‌دهند‌، و به زائر تلويحاً آموزش مي‌دهند در اين معرفت خاص، طلب خاصي را با وساطت معصومين از خداي سبحان داشته باشد.

«صراطه»

شما حضرات معصومين صراط خداي سبحان هستيد،

در اين فراز ما به مقام صراط بودن معصومين سلام مي‌دهيم. خود را تسليم مقام صراط آنها مي‌كنيم. با مقام صراط بودن معصومين بيعت مي‌كنيم،

اگر سؤال كنيد صراط بودن معصومين به چه معناست؟ در جواب مي‌گوئيم: صراط در لغت به معني راهي است كه رهرو را در خودش مي‌بلعد. يعني وقتي رهرو وارد آن شود اين راه به اندازه‌اي جاذبه دارد كه رهرو از آن خارج نمي‌شود.

وقتي به حضرات معصومين عرض مي‌كنيم كه شما صراط حق هستيد يعني راه  وصال به خدا شمائيد، راه وصول به خدا نيز شماييد. اگر كسي به شما برسد هم دنياي خود را با خدا گذرانده و هم آخرت خويش را.

عروۀ الوثقي شما حضرات معصومين هستيد زيرا ولايت راهي است براي رسيدن به مقصد نهايي توحيد و قرب و رضوان حق. يعني تنها راه و شاهراه به حق، ولايت است، صراط راهي است كه اگر انسان وارد شود، قطعاً‌ واصل مي‌شود. زيرا گفتيم كه صراط انسان را مي‌بلعد و خود راه اجازه خروج را به رهرو نمي‌دهد. اگر انسان ولايت را پذيرا شود به يقين به حق مي‌رسد. نقش ولايت اين است كه هر خواهاني را به حق برساند.

روايات مختلفي رسماً وجود مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام را به عنوان صراط مستقيم معرفي مي‌كند. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند:‌ » الصراط المستقيم اميرالمؤمنين ع» در بعضي از روايات هم رسماً‌ اعلام مي‌شود همه حضرات معصومين صراط مستقيم‌اند. در معاني الاخبار امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايند:‌« نحن ابواب الله و نحن صراط المستقيم » ما ابواب الهي هستيم و ما صراط مستقيم هستيم. در قرآن نيز آمده است.« وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (73)»[1] « بطور قطع و يقين، تو آنان را به راه راست دعوت مى‏كنى. » و مفسرين از اين آيات حضرات معصومين (ع) را تعبير كرده‌اند.

 در بعضي از آيات است كه بعضي از صراط اعراض كردند و حاضر نشدند در آن حركتي داشته باشند:‌»وَ إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ (74)»[2]« امّا كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از اين راه منحرفند!» عبارت نكبت به معناي وارونه شدن است يعني گروهي منحرف از امام شدند و رويگردان از آنان گشتند از اين رو به ديگران رو كردند و توجهشان به سوي خلفاي باطل  معطوف شده و از صراط دور شدند.

اما ما باورمان اين است كه حضرات معصومين طبق صريح زيارت جامعه صراط الله‌اند. يعني در اين عالم حركت صحيح از طريق اين بزرگواران به انسان آموزش داده مي‌شود. مقصد درست از طريق آنان به نمايش گذاشته مي‌شود، نكته قابل توجه صراط آن است كه هر گاه سخن از صراط است سخن از حركت است و به پيش رفتن در ذهن تداعي مي‌كند، امكان ندارد كسي ائمه را به عنوان صراط قبول داشته باشد اما فقط به راه نگاه كند و يا در كلام بگويد من راه را دوست دارم بلكه حتماً حركت مي‌كند و به پيش مي‌رود نمي‌شود معصومين راه باشند و رهرو فقط از راه تعريف كند.

راه يعني حركت. راه يعني رشد و پيشروي. راه يعني مجوز عقب گرد نداشتن ، هنر اين نيست كه افراد راه رفته را باز گردد هنر آن است كه در راه باشد و هر لحظه به جلو برويم. اينكه گروهي مي‌گويند: دوست دارند به دوران كودكي خويش برگردند اصلاً سخن پسنديده‌اي نيست زيرا بنده بايد در هر حال پيشرفت كند و قطعاً معصومين به ما حركت ارتجاعي و قهقرايي را آموزش نمي‌دهند. بلكه حركتي كمالي و صعودي و رو به بالا را آموزش مي‌دهند كه اين در كُنه صراط موجود است.

كسي كه وارد حريم ولايت ‌شود از امنيتي خاص بر خوردار مي‌گردد  امنيتي كه از دسترس اجنبي محفوظ است اين فرد نه تنها از خطراتي كه در مسير كمالي هست محفوظ مي‌ماند بلكه مرتب به سوي حق به جلو مي‌رود.

اگر شما سؤال بفرماييد چه فرقي بين صراط و طريق است؟ عرض مي‌كنيم جواب اهل لغت اين است كه اين دو كلمه به معناي راه است اما طريق به تنها پيمودن يك مسير گفته مي‌شود و به كوتاه و بلندي راه درست و نادرست آن كاري ندارد در حاليكه صراط نزديك‌ترين و درست‌ترين ،آسان‌ترين و سريع‌ترين راه است و يا اصلاً تنها راه رسيدن به مقصد صراط است.

اگر سؤال شود آساني راه از چه قسمتي استنباط مي‌شود؟ عرض مي‌كنيم راه انسان را مي‌بلعد و در خود فرو مي‌برد در توضيح اين سخن مي‌گوئيم وقتي ما چيزي را مي‌بلعيم اصلاً احساس  خستگي و اذيت شدن نمي‌كنيم و در اين زمان كسي به ما خسته نباشيد نمي‌گويد همين امر حاكي از اين است كه نه تنها بلعيدن امر سختي نيست بلكه آسان و راحت است.

در بطن كلمه صراط بلعيدن وجود دارد به همين جهت نه صراط از بلعيدن خسته مي‌شود و نه چيزي كه بلعيده مي‌شود. نه معصومين از  پذيرش ولايت خسته مي‌شوند چون صراط‌اند و نه رهرو صراط از اينكه در راه ولايت حركت مي‌ كند.

در شرح حال علماي بزرگ مي‌بينيم روزها و شبها براي تبليغ ولايت به امور سخت و طاقت فرسا مشغول بوده‌اند اما هيچ گاه ابراز خستگي نكرده‌اند بلكه منت حضرات معصومين(ع) را مي‌كشند كه به آنها اجازه داده مي‌شود تا براي نشر ولايت قدمي بردارند مثلاً :‌ در شرح حال علامه طباطبايي (ره) آمده است كه ايشان تا روزي چهارده ساعت مي‌نوشتند و خستگي بر ايشان عارض نمي‌شد ايشان كمترين اعتراضي به اين وضيعت نداشتند بلكه چنان خالصانه در خدمت محبوب بودند كه بعد از سالها هر روز نامشان در ميان مفسرين بلندتر مي‌شود.

شاعر مي‌گويد: تو پاي در راه بنه و هيچ مپرس         كه خود راه بگويدت كه چون بايد رفت.

وقتي شخصي در مسير ولايت قرار بگيرد سرگردان و حيران نخواهد شد راه بر او واضح است ما در زيارت آل يس مي‌خوانيم « و علم المنصوب » تو پرچم برافراشته خداي سبحاني،  جداي از آنكه شاهراه و نزديك‌ترين مسير است مزين به علم المنصوب هايي است كه بنده هر گاه سر بلند كند پرچم برافراشته حق را مي‌بيند و احتمال سردرگمي و حيراني او به صفر مي‌رسد. در صراط صفت مستقيم نيز نهفته است

مفسرين زيارت جامعه مي‌گويند :‌ صراط مستقيم خارج از افراط و تفريط است و مستقيم بودن در بطن صراط نهفته است هيچ گاه حركت‌هاي افراطي از جانب معصوم به بندگان توصيه نمي‌شود زيرا آنان خود صراط مستقيم‌اند، معصومين هيچ گاه افراط و تفريط بشر را امضا نمي‌كنند. از اين رو انسان نمي‌تواند افراط و تفريط‌هاي امورش را به معصوم نسبت بدهد.

نكته بعدي كه در باب صراط بايد گفت آن است كه تنها مسير ولايت رساناست. راه‌هاي انحرافي موجب از دست رفتن توان بندگان مي‌شود هرگاه كسي دچار خستگي روحي اضطراب و تنش‌هاي بي‌جا شد بايد بداند در صراط نيست لازم مي‌دانم متذكر شوم كلاس‌هاي انرژي درماني‌اي كه شفاعت و توسل ائمه و ذكر اين بزرگواران درآن نباشد از ديدگاه شريعت رد شده و مطرود است، زيرا شادي و شادماني القا شده به مراجعه كنندگان دراز مدت و ماندگار نيست شايد مقطعي و كوتاهي سبب آرامش افراد شود اما چون جداي از صراط و جداي از ولايت است فايده‌اي ندارد. از اين رو مي‌بينيم نوعاً كساني كه خود را سرگرم اموري مي‌كنند كه وصل به عروۀ  الوثقي ولايت نيست هميشه نگران و پريشانند.

هر انحراف از ولايت سبب مي‌شود در وصال حق تأخير ايجاد شود و موجودي بنده را تضييع مي‌كند. زيرا صراط رهرو را به انجام طاعت و بندگي دعوت مي‌كند و اين دعوت توسط داعي الله انجام مي‌شود  داعي الله جلوه‌ي تام خداوند سبحان است و اذن او اذن خداي سبحان است پس هر گاه به حضرات معصومين به عنوان صراط سلام مي‌دهيم در حقيقت مي‌گوئيم «السلام عليك يا داعي الله» داعي الله، بندگان را  به خمودي و توقف دعوت نمي‌كند.

 اگر بپرسيد آيا صراط بودن حضرات معصومين با صراط قيامت رابطه‌اي دارد ؟ در جواب مي‌گوئيم: بله  بنده در قيامت هم از صراط عبور مي‌كند صراط پلي است كه بايد از آن گذر كرد در قيامت هيچ كس بر صراط نمي‌ماند. اگر انسان در صراط دنيا قرار گيرد و با كمك آن به جلو برود در قيامت نيز از همين صراط به بهشت وصال مي‌رسد. اما اگر كسي در اين دنيا از صراط اعراض كند در قيامت در هاويه سقوط خواهد كرد. اگر كسي در دنيا انتخابش صراط باشد و به سوي آن با سرعت به پيش رود به يقين در قيامت از صراط به سرعت عبور مي‌كند اما اگر در اين دنيا افتان و خيزان در خدمت ولي الله باشد در قيامت نيز عبور از صراط به سختي صورت مي‌گيرد و گاه اصلاً توان عبور را از دست مي‌دهد همچنين گاهي در جهنم سقوط مي‌كند و به لطف ائمه از آن خارج مي‌شود و باز دوباره در آتش سقوط مي‌كند. تزلزلي كه در دنيا نسبت به صراط داشته در قيامت كاملاً جلوه مي‌كند هر چند كه اگر كسي عاقل باشد در همين عالم هم متوجه مي‌شود تزلزلهاي اعتقادي، رفتاري، اخلاقي او به سبب تزلزل در پذيرش صراط ولايت است اما چون به اين امر واقف نشود در قيامت اثر سوء و ناگوار آن را مي‌چشد.

مفسرين قران كريم در رابطه با آياتي كه بحث جهنم را در قران مطرح مي‌كنند مي‌گويند : جهنم تنها مربوط به قيامت نيست زيرا اگر اين آيات را فقط به آن زمان معطوف بداريم آيات در اين عالم كاربرد خود را از دست مي‌دهند در حاليكه هر آيه در همين عالم بايد پيامي براي فرد داشته باشد. با اين توجه مفسرين آيات مربوط به دنيا را جهنم تفسير كرده‌اند البته نه هر دنيايي. بلكه دنيايي منظور آنهاست كه انسان را در ماديات فرو برد و از توجه به حق باز دارد.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد :‌ دنيا معبري براي گذر است از اين پل بايد استفاده كرد و با عنايت معصوم از اين گذرگاه عبور نمود، روايات ديگري مي‌گويند: « حب الدنيا راس كل خطيئه »  دوستي نسبت به دنيا در رأس هر خطيئه و گناهي است زيرا حب دنيا بنده را گرفتار مي‌كند اگر حب دنيا به دل كسي راه يابد همه سرمايه انساني‌اش را مي‌سوزاند و فاني مي‌كند، اگر كسي گرفتار امور پست دنيا شود از امور بالاتر خود را محروم كرده‌ است در حاليكه وقتي صحبت از حب و عشق به اهل بيت مي‌شود هر عاشقي حاضر‌ست به خاطر اين عشق از بسياري تعلقات خود چشم بپوشد و آنها را به پاي معصومين فدا كند، مثلاً وقتي كه بايد خمسش را  پرداخت كند و انفاقش را بكند نه تنها در پرداخت ترديد ندارد بلكه با رضايت قلبي آن را مي‌پردازد و گاه كار از پرداخت با رضايت جلوتر مي‌رود و فرد پرداخت كننده نگران آن است كه آيا فعل او مورد رضايت خداي سبحان واقع مي‌شود و حضرات معصومين از دريافت اين خمس رضايت دارند و در حقيقت حب بالاتري او را به پرداخت اين اموال وا مي‌دارد  و اين ارادت به معصومين اين پرداخت را تحت الشعاع قرار مي‌دهد.

 يكبار ديگر عرض مي‌كنيم در بطن صراط «مستقيم بودن» نهفته است. يعني عدم انحراف و اوج اعتدال.

اگر سؤال شود آيا راه غير مستقيمي هم هست مي‌گوئيم؟ بله «غير مغضوب عليهم والضالين»  كساني هستند كه گرفتار راه غير مستقيم شده‌اند. مسير حركت آنها صراط نيست، اما  به نوعي راهشان شگرد و سيره انحرافي است راهي است  كه گاهي آنها را به افراط مي‌كشد و گاه به تفريط. گاه تمام توجه‌شان به ماديات و گاه تمام توجه به معنويات است. اگر تمام توجه بندگان به معنويات هم باشد پسنديده نيست؟ پيامبر فرمودند : برادرم موسي چشم چپش بينا بود و چشم راست نابينا و برادرم عيسي چشم چپش نابينا و من از هر دو چشم نابينا هستم. امام خميني(ره) در شرح دعاي سحر مي‌فرمايند: يعني در حضرت موسي گاهاً توجه به دنيا بيش از توجه به معنويت بود و در حضرت عيسي توجه به معنويات بيشتر و توجه به ماديات كم رنگ بود. پيامبر فرمودند:‌ من هر دو توجه را لازم مي‌دانم يعني هر دو توجه مقدمه‌اي است براي وصول به حق.

اگر سؤال شود مقدمه ورود به صراط چيست ؟ عرض مي‌كنيم معرفت نسبت به اهل بيت كه اين معرفت بايد در پي محبت نسبت به آنها باشد.

محبت نسبت به اهل بيت مايه تثبيت بنده در صراط مي‌شود. هر چه محبت بندگان نسبت به حضرات معصومين (ع)‌ قوي‌تر باشد، تثبيت در صراط بيشتر است. پيامبر(ص) فرمودند:‌ » اثبتكم قدما علي الصراط اشدكم حبا لاهل بيتي» ثابت قدم ترين شما در صراط كساني هستند كه بيشترين محبت اهل بيت را داشته باشند. شايد در اين جا سؤالي از ذهن شما بگذرد كه بپرسيد مگر امكان خروج از صراط هست. مگر مي‌شود بعضي وارد شوند و بعد خارج شوند اگر صراط، صراط است قانوناً‌ نبايد اجازه بدهد كسي از آن خارج شود بلكه بايد آن فرد را ببلعد، مگر ممكن است فرد ولايت شناس روزي بي ولايت شود؟ چگونه افراد روزي ولايت معصوم را مي‌پذيرند و يك روز ضد ولايت مي‌شوند، در پاسخ مي‌گوئيم: هر روز دعاي واجب ما اين است كه حداقل ده مرتبه « اهدنا الصراط المستقيم را تكرار مي‌كنيم. پس معلوم است كه امكان انحراف از صراط براي هر كسي وجود دارد كه هر روز بارها از خدا مي‌خواهد او را به صراط راهنمايي كند و در آن ثابت قدم بداردش.

در رابطه با اهدنا مي‌گوئيم : خدايا واقعاً‌ راه را به ما نشان بده زيرا نمي‌دانيم تا كنون در صراط حركت مي‌كرده‌ام يا نه و آيا تا حال التزام كامل به شريعت داشته‌ايم و آيا در شمار دوستان اهل بيت قرار مي‌گيريم و پيرو آنها هستيم يا نه؟

همچنين اهدنا به معني ثبتنا است. يعني اگر بنده هدايت شده‌اي هستم مرا در اين هدايت ثابت قدم نگه دارد در اين رابطه به حكايتي اشاره مي‌كنيم.

در شرح حال مرحوم شيخ انصاري آمده است كه در زمان ايشان علي محمد باب طلبه‌ي قويي‌اي بود و از احوالات عرفاني نه تنها بي‌نصيب نبود بلكه گوي سبقت را در گريه و اشك از ديگران ربوده بود، ايشان شاگرد اميرزا حبيب الله رشتي بود، يك روز طلبه‌اي به شيخ انصاري گفت :‌ حال خوش علي محمد باب مرا در حرم تحت تأثير قرار داد. مرحوم شيخ انصاري فرمودند:‌ ‌ غير متعارف است. مرحوم شيخ عاقبت علي محمد باب را مي‌ديدند كه در صراط ولايت باقي نمي‌ماند و منحرف مي‌شود از اين رو ايشان تنها يك جمله گفتند :‌ «غير متعارف است» علي محمد باب مدتها بعد رييس فرقه بهائيت شد همان فرقه اي كه فرماسونري هنوز ادامه همان داستان است. علي محمد باب طلبه نجف بود و به حرم اميرالمؤمنين رفت و آمد زيادي داشت و متوسل به حضرت هم مي‌شد اما هيچ كدام از اينها او را ثابت قدم نكرد، شايد كسي مدتي توفيق حضور در محضر ائمه اطهار را پيدا كند اما اين حضور دليل بر اقامت هميشگي نيست.

 از اين رو هر روز مي‌گويند « اهدنا صراط مستقيم » خدايا ما را به راه ولايت  هدايت كن،

همچنين در شرح حال آية الله بروجردي آمده است روزي ايشان در صحن منزلشان بودند و يكي گفت: براي سلامتي امام زمان و آيۀ الله بروجردي صلوات. آقا گفتند:‌ او را بيرون كنيد اين شخص نمي‌فهمد چه مي‌گويد؟ امام زمان كيست و من چه كسي هستم! آقاي بروجردي گفتند:‌ اين فرد تا آخر عمر پايش را اين جا نگذارد اين فرد نسبت به وجود مقدس امام زمان هيچ معرفتي نداشت، حب بدون معرفت در بسياري موارد ضربه زننده و نابود كننده است كسي در صراط است كه حب او نسبت به ائمه همراه با معرفت باشد و گرفتار افراط و تفريط نشود.

نكته قابل توجه آن است كه در بسياري افراد ريزبه ريز و گام به گام از صراط منحرف مي‌شوند قرآن در سوره مباركه بقره آيه 168 مي‌گويد: «...لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطان‏...» خطوه به معناي گام به گام و حركتهاي آرام آرام است اين مطلب از آن رو بود كه همه ما متوجه باشيم كه گرفتار لغزشهاي ريز ريز و آرام آرام و خزنده نشويم كه همين حركتها ما را از صراط دور مي‌كند و گاه چندان انسان را منحرف مي‌كند كه ميان او و صراط فاصله‌اي عميق و غير قابل جبراني قرار مي‌گيرد.

ابن ملجم روزي پشت سر امام زمانش علي(ع) نماز مي‌خواند اما گام به گام چندان از حضرت فاصله گرفت كه دستش به خون مبارك ايشان آغشته شد، گاهي دوري از صراط تنها با تكذيب يك آيه يك روايت شروع مي‌شود مثلاً فرد مي‌گويد:‌ زمان فلان آيه گذشته و فلان روايت با عقل بشري سازگار نيست و همين انحراف ريز به نابودي او ختم مي‌شود و گاه تا مرحله مرتد شدن به پيش مي‌رود.

مرحوم كربلايي در شرح انوار الساطعه بحث صراط را بررسي كرده و مي‌گويد‌:‌ صراط از شمشير تيزتر و از مو باريكتر است زيرا ولايت با قاطعيت تمام هر آن چه غير از حق است قيچي مي‌كند. از شمشير تيزتر يعني در نفس صراط مسامح كاري نيست با قاطعيتي تيزتر از شمشير هر آنچه را غير خدايي است قيچي و قطع و جدا مي‌كند، لازم است بگوئيم  شمشير بر دشمن فرود مي‌آيد نه بر دوست. هر مورد منفي‌اي كه در بنده مشاهده ‌شود همگي رد پاي شيطنت شيطان است، شمشير صراط همه موارد منفي را قطع مي‌كند. اين قطع شدن با قاطعيت و به سرعت انجام مي‌شود. در رابطه با صراط گفته‌اند:‌ » احد من السيف» صراط يك شمشير است، شمشيري كه نفسانيت و خلاف ‌هاي بنده و آلودگي هاي او را به سرعت قطع مي‌كند.

دسته‌اي از روايات صراط قيامت را از مو باريك‌تر و از شمشير تيزتر مي‌دانند و دسته‌اي ديگر آن را عريض و پهن گفته‌اند راهي كه مي‌توان به راحتي از آن عبور كرد هر دو دسته صحيح است براي بعضي از افراد چنان باريك است و چون به آن نگاه مي‌كنند آن را قابل رد شدن نمي‌بينند اما براي گروهي چنان وسعتي دارد كه به آساني از آن مي‌گذرند طرق ولايت براي دوستان و دوستداران حق اين چنين جلوه مي‌كند گروهي كه شريعت اسلام را شريعت سهله مي‌دانند وعبور از صراط برايشان آسان است زيرا امداد الهي به آنها هميشگي. اصلاً انسان آفريده شده كه با اين شريعت و از اين مسير عبور كند.

نكته ديگري كه روايات در باب صراط مي‌گويند اين است كه صراط مستقيم معرفۀ الامام است. معرفه الامام يا امام شناسي هر چه صحيح‌تر صورت گيرد، مسير اعتدال به آساني طي مي‌شود مسيري بدون افراط و تفريط.

در روايتي از ابا عبدالله سؤال شد «صراط» چيست؟ حضرت مي‌فرمايند:‌ » معرفه اهل كل زمان امامهم الذي تجب الطاعۀ » صراط نه تنها امام شناسي است بلكه امام زمان شناسي هم هست هر كس نه تنها بايد نسبت به حضور امام در عالم آگاه باشد بلكه لازم است امام زمان خويش را بشناسد. وقتي به خدا مي‌گويم :‌ »اهدنا الصراط المستقيم » يعني خدايا امام زمانم را به من معرفي كن كه از طريق او مسير كمالي را طي كنم و با عنايت او واجب را انجام دهم و حرام را ترك كنم و در ميدان بندگي وارد شوم. خود معرفت الامام راهبري دارد و شما را از سقوط و قهقرا و توقف دور نگه مي‌دارد. معرفۀ الامام خود به خود يك حركت سازنده مثبت آسان در يكايك افراد ايجاد مي‌كند.               


[1] سوره مباركه المومنون آيه 73

[2] سوره مباركه المومنون آيه 74

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم






محتوای مرتبط