.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                                 جلسه 22

ما در جلسه قبل از نگاه امام رضا (ع) به بحث شکر نگاه کردیم و حضرت علامتهایی را برای شاکر بیان کرد که هیچ یک از ما آن ها را از مصادیق شکر به حساب نمی‌آوریم در این جلسه نیز اجازه بدهید به یکی دو روایت دیگر نگاهی داشته باشیم و همچنان بحث شکر را از عیون الاخبار الرضا پی بگیریم در جلد دوم صفحه 376 از قول علی بن موسی الرضا (ع) روایتی نقل می‌شود که گفته‌اند مردی به نام احمدبن عیسی ابن زید گفته است:

 روزی مأمون دستور قتل فردی را داد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در آن مجلس حاضر بودند مرد رو به مأمون کرد و گفت : مرا مکش چون مرا شکری است او به مأمون گفت : « اسْتَبْقِنِي‏ » بخواه که من باقی بمانم، « فَإِنَّ لِي شُكْر » من یک کاری برای تو کرده‌ام که تو باید از من تشکر کنی ، مأمون از سر تکبر و غرور جواب داد  « وَ مَنْ أَنْتَ وَ مَا شُكْرُك‏ » ، تو خودت چه کسی هستی که شکر تو بر من باشد، به عبارتی دیگر اصلاً تو نزد من اعتباری نداری ، که لازم باشد من از کار تو تشکر کنم و لازمه تشکر من آن باشد که از کشتن تو صرف نظر کنم و تو را نگهدارم .

حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بلافاصله شروع به سخن کردند و گفتند : «فَقَالَ  يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْشُدُكَ اللَّهَ تَعَالَى أَنْ تَتَرَفَّعَ عَنْ شُكْرِ أَحَدٍ وَ إِنْ قَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَ عِبَادَهُ بِشُكْرِهِ فَشَكَرُوهُ فَعَفَا عَنْهُم‏» « اى امير المؤمنين تو را بخدا سوگند ميدهم كه‏ عمل هر كس را اگر چه اندك باشد تقدير كن، زيرا كه خداوند متعال بندگان خود را امر بشكر كرده است، و آنان او را شكر كردند و از آنان گذشت.»

حضرت فرمودند تو را به خدا قسم می‌دهم که شکر هر کسی را هر چقدر هم که باشد تقدیر کن در ادامه می‌گویند زیرا « فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَ عِبَادَهُ بِشُكْرِهِ » ، خدا به بندگانش دستور داده شکر کنید، « فَشَكَرُوهُ » بندگان شکر کردند « فَعَفَا عَنْهُم » خدا آنان را عفو کرد و از آنان گذشت.

نگاهی به روایت می‌گویند : شکر بنده نسبت به خداوند سبحان شکری ناقص و بی‌فایده است اما حضرت حق به جهت همان مقدار کم و اندك شکر، از گناهان بزرگ بنده در می‌گذرد ،

در این روایت کوتاه حضرت متذکر می‌شوند یکی دیگر از مصادیق شکر آن است که الطاف مردم را نسبت به خود کم و ناچیز نبیند هر چند واقعاً آن لطف کم و ناچیز باشد، اگر کسی لطف مردم را نسبت به خود کم ببیند فعل او از مصادیق ناشکری محسوب می‌شود. نوعاً اگر افراد کمی انصاف داشته باشند اصلاً نباید چشم به الطاف دیگران داشته باشند و لیاقت خویش را آن بدانند که مردم باید به آنها خدمات رسانی داشته باشند زیرا هیچ کس در این عالم اجازه ندارد از بندگان خدا توقعی داشته باشد،

 اگر سؤال کنید پس بحث حقوقی که در جلسه قبل مطرح کردید با این سخن چگونه هماهنگ می‌شود در پاسخ می‌گوییم: در این عالم هر کس وظیفه‌ای دارد مثلاً پدر و مادر حقوقی به گردن فرزند دارند و فرزند حقوقي بر گردن آنان اما هیچ یک از این دو طرف نبايد چشم به دست دیگری بدوزند و منتظر باشند تا او حقوق خود را نسبت به دیگری روا دارد زیرا حقیقتاً گرفتار نوعی شرک شده‌اند و به عوض آنکه چشم به الطاف حق بدوزند چشم خود را به دست خلق خدا گره زده‌اند، اما اگر کسی خود را نسبت به دیگری موظف دید و حقوق مربوط به او را ادا کرد و یا لطفی در حق او روا داشت به یقین بر فرد مقابل است که از او تشکر نمايد زیرا همچنان که روایت می‌گوید: خدای بی‌نیاز و غنی در مقابل کار کم بندگان از گناهان بزرگ آنان در می‌گذرد و عفو الهی را نصیب آنان می‌کند. جالب این جاست که اگر كسي نسبت به الطاف دیگران شاکر باشد به يقين برخورد سویی با آنان نخواهد داشت زیرا کمترین لطف آنان را نادیده نمی‌گیرد . امام رضا(ع) با این برخورد به متکبرترین فرد زمان خود می‌آموزد که در مقابل لطف بندگان سر تعظیم فرو آورد و از مجازات عظیم او که قتل است در گذرد.

اگر کسی شاکر شود و حق شکر را بشناسد برای همه افراد به تبع این شناخت اعتبار قائل مي‌شود شکر « ماحى السّيّئات‏ » است یعنی عاملی است که افراد از خطاهای یکدیگر نسبت به هم چشم پوشی مي‌کنند حقیقتاً شکر هم عندالله محو کننده سیئات است و هم عند المخلوق باید این گونه باشد.

 با درایت در روایت در می‌یابیم یکی دیگر از مصادیق شکر آن است که الطاف دیگران را نسبت به خود در یابیم و در مقابل سعی به جبران و جایگزین نمودن آن بنمائیم.

اجازه بدهید در ادامه کلاس روایت دیگری را از جلد 2 صفحه 3 در باب شکر عرض کنم حضرت عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی می‌گوید :  که شنیدم از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می‌فرمود « مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏ » « هر كس كه پاس نعمت خويش از مخلوق را ندارد، خداوند عزّ و جلّ را شكر نكرده است. »

امام رضا (ع) شکر مخلوق را لازمه شکر خالق می‌دانند یعنی اگر می‌خواهیم بدانیم نسبت به خدا چقدر شاکریم باید ببینیم نسبت به مخلوق به چه ميزان شاکریم ، به میزانی که ما نسبت به مخلوق شاکر باشیم نسبت به خداوند سبحان شاکر به حساب می‌آییم. اما اگر کسی به نظر خود نسبت به خدا شاکر است اما در رابطه با مخلوق نه تنها شاکر نیست بلکه انجام هر امری را از سوی دیگران نسبت به خود وظیفه آنها می‌داند هرگز شکر خالق را به جا نیاورده است به عبارت دیگر اگر کسی کار منعمین از مخلوقین ( یعنی کسانی که به دیگران نعمت رسانی می‌کنند) وظیفه آنها بداند هرگز شکر خالق خویش را به جا نیاورده است.

حضرت در این روایت تشکر از بندگان را نه تنها لازمه‌ي شکر خالق می‌داند بلکه به عبارتی در کنار شکر خدای سبحان و همتای شکر الهی قرار می‌دهد همچنان که اگر کسی از خدا برای نعمات عطا شده به خویش تشکر نکند فرد ناشکری است، آنکس که الطاف دیگران را نسبت به خود نادیده می‌گیرد ناشکر است و نه تنها از شکر مخلوق رو گردان بوده که شکر خالق را به جای نیاورده است وجود مقدس امام رضا (ع) شکر خالق و مخلوق را به یکدیگر پیوند می‌زند و آنها را امری لاینفک از هم بیان می‌کند.

روایت دیگری نیز در جلد دوم عیون الاخبار صفحه 4 بیان شده که گر چه تقریباً به بحث شکر مربوط است اما صراحتی در این بحث ندارد « الْمُؤْمِنُ الَّذِي إِذَا أَحْسَنَ اسْتَبْشَرَ وَ إِذَا أَسَاءَ اسْتَغْفَرَ وَ الْمُسْلِمُ الَّذِي يَسْلَمُ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَه‏ » در قسمت پایانی روایت حضرت می‌فرمایند: « ِ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَه‏ » «از ما نيست كسى كه همسايه‏اش از شرّ و بلاهاى او در امان نباشد» اگر بحث همسایه را وسیع کنیم و آنرا شامل تمام کسانی بدانیم که هریک از ما با آنها در ارتباط هستیم باید که از آزار و اذیت نسبت به یکدیگر در امان باشیم زیرا اگر این قسمت از روایت را در کنار قسمتی از روایت جلسه قبل قرار دهيم آنجا که حضرت فرمودند : آنکس که از کمک رسانی و خیررسانی به مردم دریغ نکند از خواص درگاه الهی و از خاصان اولیاء الله می‌شود.

حضرت در آن جا فرمودند : آن کس که خیرش به مردم می‌رسد « مِنَّا » می‌شود یعنی دیگر چنین فردی در محضر ائمه معصومین (ع) غریبه نیست بلکه خودی و خاص است اما در پایان این روایت می‌فرمایند : کسی که شرش به دیگران برسد و دیگران از آزار او در امان نباشند « لَيْسَ مِنَّا » از ما نیست. اگر بگویید این قسمت از روایت چه ربطی به بحث شکر داشت که شما بیان کردید در پاسخ می‌گوییم بسیاری از شروری که از ما به دیگران می‌رسد و یا از سوی دیگران ما را در بر می‌گیرد به جهت ناشکری‌ها و ناسپاسی‌های ماست. حضرت می‌فرمایند: با شری که از سوی افراد به یکدیگر می‌رسد میان ما و خود حجابی ایجاد می‌کنند که این حجاب و پرده دری افراد را از ما دور می‌کند.

هديه به پيشگاه مطهر امام رضا عليه السلام صلوات