.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                              جلسه 21

امروز قسمتهایی از فرمایشات حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را در باب شکر اشاره می‌کنیم که به یقین تذکر این امر برای تک‌تک ما لازم و ضروری است، حضرت در موارد مختلف ترغیب به بحث شکر را لحاظ می‌دارند ما به نمونه‌ای از آن در جلد دوم عیون اخبار الرضا در صفحه 386 بیان می‌کنیم.

این روایت حکایتی است طولانی اما از آن رو که هدف ما نقل روایت نیست فقط لازم می‌دانم تا فضای زمان بیان خطبه را بیان کنم خطبه مربوط به زمانی است که قحطی آمده بود و مدت زیادی باران نباریده بود گروهی از مردم می‌گفتند : این سرنوشت به جهت قدوم علی بن موسی الرضا (ع) به سرزمین ماست زیرا زمانی که حضرت وارد طوس شدند ، مدتها قحطی شد از این رو مردم عامل قحطی را ورود حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می‌دانستند و می‌گفتند : آسمان برکاتش را نسبت به سرزمین طوس قطع کرده است [ در همین جا جمله‌ای را عرض کنیم و بگوییم اگر یکی از القاب حضرت غریب الغرباست از آن‌روست که جلوه‌های این غربت در لحظه لحظه زندگی حضرت به چشم می‌خورد و این نمونه‌ای از غربت امام رئوف است ] در ادامه روایت آمده است مأمون به حضرت گفت : ای ابوالحسن ! آیا دعا می‌کنی تا خداوند برای مردم باران ببار

اند [ این درخواست در روز جمعه بود ] حضرت فرمودند : بله . مردم باید سه روز روزه بگیرند شنبه ، یکشنبه ، دوشنبه و روز دوشنبه حضرت با مردم به صحرا رفت مردم به حضرت نگاه می‌کردند ایشان بر بالای منبر رفت و اول حمد و ثنای خدای سبحان را بجا آورد و گفت : «خدایا ! ای پروردگار ! حقّ ما اهل بیت را بزرگ گردانیدی. و همچنان که فرموده بودی، مردم به ما متوسل شده‌اند و به فضل و رحمت تو امیدوار و انتظار احسان و نعمت تو را دارند، پس آنان را آبی بده که نافع باشد، ولی باران را بعد از برگشتنشان به منزل و محلهای خود، آغاز کن‏».

راویان گویند : قسم به کسی که محمّد - صلّی الله علیه وآله - را مبعوث کرد! بادها ابرها را به هم زدند و رعد و برق ایجاد شد و مردم به تحرک افتادند. حضرت فرمود: آرام باشید، این ابر مال شما نیست، بلکه از آن فلان منطقه است. پس ابرها عبور کردند و رفتند.

مجددا ابر دیگری آمد که رعد و برق داشت و مردم را وادار به حرکت نمود. دوباره حضرت فرمود: آرام باشید، این هم مال شما نیست، بلکه به فلان منطقه می‌رود. تا اینکه ده بار ابرهائی این گونه آمدند و رعد و برق زدند ولی باران نبارید. تا اینکه ابر یازدهمی آمد، حضرت فرمود: ای مردم! خدا این ابر را به سوی شما فرستاده پس در مقابل لطف و تفضلّش، شکر کنید، برخیزید و به خانه‌هایتان بروید؛ چون این ابر بالای سرشماست و نمی‌بارد تا اینکه به منازلتان برسید. پس ابر نبارید تا اینکه مردم به خانه‌های خود نزدیک شدند. آنگاه باران با شدت، باریدن گرفت و صحرا را پر کرد و مردم می‌گفتند: گوارا و مبارک باد کراماتی که خداوند بر فرزند رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - مرحمت نموده است. امام رضا - علیه السّلام - هنگامی که آمد و همه حضور داشتند.

حضرت می‌فرمایند: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ فِي نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُم‏» ای مردم! درباره نعمتهای خداوند بر شما پرهیز‌گاری کنید. یعنی توجه داشته باشید نعمتهایی که خدا در اختیار شما قرار داده درست مصرف کنید. در مصرف درست نعمت تقوا داشته باشید به این معنا که نعمت را از خدا ببینید نه از خود. خدا را عامل نعمات خویش بدانید نه آنکه خویش را وسیله‌ای برای به دست آوردن نعمت به حساب آورید و آنچه در دستان شما قرار می‌گیرد در رضایت حق بکار گیرید. و نعمات را با معصیت از خود کوچ ندهید «بَلِ اسْتَدِيمُوهَا بِطَاعَتِهِ وَ شُكْرِهِ عَلَى نِعَمِه‏» بلکه با اطاعت خدا و شکر او نعمات را باقی نگهدارید.

«ِ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ لَا تَشْكُرُونَ اللَّهَ تَعَالَى بِشَيْ‏ءٍ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ وَ بَعْدَ الِاعْتِرَافِ بِحُقُوقِ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ مُعَاوَنَتِكُمْ لِإِخْوَانِكُمُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى دُنْيَاهُمُ الَّتِي هِيَ مَعْبَرٌ لَهُمْ إِلَى جِنَانِ رَبِّهِم‏» [ و بدانید که بهترین چیز - بعد از ایمان به خدا و پیامبرش و اعتراف به حقوق خاندان پیامبر (ص) - کمک و یاری رساندن به برادران مؤمنتان در دنیایی است که برای آنان محل عبور است به سوی بهشت پروردگارشان. و هرکس این را انجام دهد از خاصّان خداوند است.]

اجازه بدهید یکبار دیگر روایت را به شکل کاربردی بررسی کنیم و در نتایج حاصله از آن در زندگی روزمره خویش تعمقی داشته باشیم. اولین نکته قابل ذکر آن است که در بسیاری از مواقع جهالت‌های مردم نسبت به امام ، هر زمانی سبب سلب نعمت از آنها می‌شود وجود مقدس امام هر زمان چون باران پر نعمتی است که هر لحظه به اذن حق باریدن می‌گیرد اما عموماً مردم از حضور این نعمت در میان خویش غافلند

نکته دیگری که باید بیان شود آن است که هر نعمتی ، برای نزول به زمان مناسب خویش محتاج است از این رو حضرت مردم را به روزه گرفتن سه روز قبل از نزول نعمت دعوت می‌کنند که این امر خود حاکی از دو مطلب است اول آنکه هر کس برای دستیابی به نعمت باید تلاش کند وچون نعمت را به آسانی به دست آورد به یقین از ارزش آن بی‌خبر است و برای از دست دادن آن هیچ احساس نگرانی نمی‌کند دوم اینکه انتظار فرج خود فرج است و مردم باید بدانند برای دریافت نعمات از سوی حق باید صبر کند تا زمان نزول آن فرا برسد اما اگر ما در همین قسمت عرض کنیم که اگر باران را برکات معنوی معنا کنیم و آن را به نوعی نشان از نزول رحمات الهی بر ایشان بدانیم خواهیم دید بنا به گفته حضرت بسیاری از برکات معنوی ما و نعمات مادیمان به اثر ناشکری از بین می‌رود. از این رو حضرت بعد از آنکه نزول آخرین باران را روزیی مردم طوس اعلام می‌دارد و به آنها می‌گوید : این باران نعمت  شماست ولی به آنها متذکر می‌شود تقوای الهی داشته باشید که بسیاری از نعمتهای شما با بی تقوایی از میان برداشته می‌شود نعمات خود را به وسیله طاعت الهی محفوظ بدارید حضرت عبارت طاعت را به کلید شکر معطوف کرده است تا در این عطف بیان دارد کسی که شکر نعمتهای الهی را داشته باشد در حقیقت بندگی حق را کرده است. شاید حرف (واو) عطف تفسیری باشد که حضرت برای کلمه عبارت به کار برده‌اند. در توضیح سخن خود می‌گوییم : حضرت در ادامه روایت برای شکر دو مرحله بیان کرده‌اند یک مرحله اعتقادی و مرحله اجرایی.

در مرحله اعتقادی شکر همان ایمان به خداست یعنی دل در گرو معرفت و محبت حق قرار بگیرد دل متعلق به حضرت حق باشد این اولین مرحله شکر است دل چنان به محبوب گره بخورد که جایی به غیر از حق نرود .

و اما شکر در مرحله اجرایی به دو دسته تقسیم می‌شود :

اول شناخت اولیاء الهی که حضرت در این روایت می‌فرمایند : اعتراف کنید به حقوق اولیاء الهی و حضرت در رابطه با اولیاء الهی می‌فرمایند : اینان کسانی هستند که از آل محمد (ص) هستند و سرپرستی شما را بر عهده گرفته است یعنی شکر در مرحله دوم شناخت امام هر زمانی است البته اگر به عبارات حضرت دقت داشته باشیم شناخت امام کافی نیست بلکه امام رضا (ع) اعتراف به حقوق امام را از مردم می‌طلبد اعتراف به حقوق بزرگتر فکری و دینی بر این معناست که انسان ابتدا باید امام خود را شناخته باشد و بعد از شناخت نسبت به حقوقی که او برگردنش دارد اعتراف کند. اگر هر یک از ما تنها به حضور امام زمان در زندگی خویش بیاندیشیم نه تنها به حقوق آنها نسبت به خود اعتراف می‌‌کنیم بلکه از شدت خوشحالی در پوست خویش نمی‌گنجیم اگر هر یک از ما فکر کنیم هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم و از خانه بیرون می‌آییم زیر آسمانی زندگی می‌کنیم که این آسمان به برکت وجود امام بر پاست و در زیر آسمانی نفس می‌کشیم که همان آسمان بر سر امام زمان سایه افکنده است همچنین بر زمینی راه می‌رویم که قدمهای مبارک حضرت برآن گذارده شده اگر هر یک از ما روز خود را با معرفت نسبت به امام شروع کنیم انبساطی خاص بر وجود‌مان سایه می‌افکند اما در همین جا عرض می‌کنیم حضرت نمی‌گویند : ای مردم نسبت به ما معرفت و یا محبت داشته باشید بلکه می‌گویند : حق اهل بیت را ادا کنید اگر سؤال شود حق اهل بیت بر ما چیست همچنان که مختصراً عرض کردیم باید به طور مبسوط بگوییم در رابطه با این مطلب گذری به زیارت جامعه کبیره داشته باشیم و بگوییم : مفسرین این زیارت در رابطه با قسمت «دعائم الاخیار» از این زیارت گفته‌اند : هدف خلقت عبودیت است همچنان که قرآن می‌گوید «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (56)» « من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند(و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)!»

اگر انسان بتواند به این هدف دست یابد در حقیقت مسیر تکاملی خویش را طی کرده است خطری که در این میان بندگان را تهدید می‌کند آن است که از مسیر عبودیت افراط و تفریطی داشته باشند و همین افراط و تفریط سبب سقوط و انحطاط انسان در دنیا و آخرت می‌شود حقی که حضرات معصومین بعد از حیات و اعطای زندگی بر گردن تک‌تک افراد بشر دارند آن است که آنها را در این پرتگاه از هر انحرافی و از هر افراط و تفریطی در امان نگه می‌دارند و او را از هر لغزشی به دور نگه می‌دارند به عبارتی دنیا و آخرت افراد را از هر سقوطی در امان نگه می‌دارند اما متأسفانه چه بسیار کسانی که از حقوق امام نسبت به خود چشم می‌بندند و آن را نادیده می‌گیرند. در کتاب حقوق امام سجاد حق امام بر مردم به طور مشروح ذکر شده است که این بحث از زمان کلاس خارج است در ادامه می‌گوییم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به مردم متذکر می‌شود حقوق امام را ادا کنند امام رضا (ع) ادای حقوق امام را نوعی شکر عملی بیان می‌کنند و می‌فرمایند : « بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» در حقیقت تمام تحولات مثبتی که در انسان ایجاد می‌شود به ولایت حضرات معصومین (ع) مربوط است.

سومین چیزی که از نظر امام رضا (ع) لازمه شکر است آن است که حضرت می‌گویند : «ْ مُعَاوَنَتِكُمْ لِإِخْوَانِكُمُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى دُنْيَاهُمُ الَّتِي هِيَ مَعْبَرٌ لَهُمْ إِلَى جِنَانِ رَبِّهِم‏» «يارى رساندن مؤمنين بيكديگر در امر دنيايشان كه محلّ عبورى است براى آنان تا خود را به بهشت پروردگارشان برسانند،» حضرت کمک رسانی به مردم را نوعی شکر عملی بیان می‌کنند این کمک رسانی به گونه‌ای است که افراد در فراز و نشیب زندگی دنیایی گرفتار نشوند و از آن عبور کنند « هِيَ مَعْبَرٌ لَهُمْ » دنیایی که باید از آن گذر کنند در آن ماندگار نشوند و دل بر آن نبندند.

نکته قابل توجه سخن حضرت آن است که فرد خود باید رها و آزاد از تعلقات دنیایی باشد تا بتواند وسیله کمک رسانی و خدمات دهی به دیگران شود اگر کسی خود گرفتار تعلقات دنیا باشد به یقین در کمک رسانی دیگر از این گرفتاری ناتوان است.

شاید کمتر کسی به این نکته توجه داشته باشد که کمک رسانی به مردم نوعی شکر عملی است البته این کمک رسانی باید به گونه‌ای باشد که نه تنها فرد را از غصه‌ها و نگرانیها و گرفتاریهای عالم ماده رها کند بلکه او را به سر مقصد اصلی خویش برساند « إِلَى جِنَانِ رَبِّهِم » یعنی وارد جنت بشوند اینکه افراد به یکدیگر کمک رسانی کنند که از دنیا حُس استفاده را بکنند و دنیا آنها را در خود متوقف نسازد به گفته حضرت در شمار مشاکرین قرار گرفته‌اند. حضرت در ادامه روایت می‌فرمایند : « فَإِنَّ مَنْ فَعَلَ ذَلِك‏ » اگر کسی چنین کند یعنی به برادران دینی‌اش کمک کند به عبارتی نگرشی برای برادران دینی‌اش ایجاد کند که گرفتار مشکلات و امور بغرنج و یا حتی شادیهای زودگذر دنیا نشوند چنین فردی در شمار خاصان عالم جای می‌گیرد جایگاهش از حد انصار و اعوان حضرات معصومین (ع) بالاتر می‌رود بلکه جزء نزدیکان و خاصان بارگاه آنان می‌گردد.

در این روایت نکات بسیار ارزشمندی نهفته است همین که اگر کسی بتواند دیدگاه افراد را نسبت به دنیا عوض کند و او را از زمین مادی و از مادیات زمینی دور سازد در شمار خاصان امام زمان خویش قرار می‌گیرد زیرا با یک تغییر بینش نه تنها رفتار فرد تعلیم دیده تغییر می‌کند بلکه می‌تواند این دیدگاه تا نسلهای بعد او ادامه داشته باشد و به صورت تفکری سالم جاری و ساری شود.

به نظر علی بن موسی الرضا (ع)  اعانت ما نسبت به یکدیگر از مصادیق شکر است اگر کسی برای کمک به دیگران از مال و آبرو و  اعتبار خویش مایه گذاشت عاقل است زیرا حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در ادامه همین روایت از قول پیامبر (ص) می‌فرمایند : « َ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي ذَلِكَ قَوْلًا مَا يَنْبَغِي لِقَائِلٍ أَنْ يَزْهَدَ فِي فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْه‏ » رسول الله می‌فرمایند : « سزاوار نيست عاقلى از فضل و رحمت خدا غفلت كند و بدان اهميّت ندهد، اگر در آن بينديشد و بدان عمل كند » ( حضرت علی بن موسی الرضا (ع) از پیامبر(ص) در این جا روایتی را نقل می‌کنند که از زمان کلاس خارج است البته این روایت در پایان بحث بیان می‌شود )

در توضیح مطلب ذکر شده می‌توان گفت : عاقل کسی است که از فضلی که خدای سبحان نصیب او می‌کند دیگران را بهره‌مند سازد اما جاهل فضل حضرت حق را تنها برای خویش می‌خواهد و بس با آنچه ذکر شد باید بگوییم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) میان عقل و شکر تلازمی برقرار می‌کنند یعنی در واقع شاکر عاقل است.

در پایان بحث عرض می‌کنیم اگر گاهی اوقات و یا بسیاری از زمانها توفیقاتی از ما سلب می‌شود زیرا در ابتدا در اعتقادات خویش ضعیف هستیم و نسبت به آنها گاهی بی تفاوت و گاهی گذرا و سطحی نگر هستیم همچنین در شناخت امام زمان و ادای حقوق نسبت به ایشان کوتاهی می‌کنیم و در آخرین مرحله آن است که از کمک رسانی به برادران و خواهران خویش خودداری می‌کنیم و همین عوامل سبب می‌شود تا وفور نعمت و برکت از ما سلب گردد. اگر حضرت این خطبه را در زمان طلب باران بیان می‌کنند از آن روست تا به مردم زمان خویش متذکر بشوند شما یا در اعتقادات خود ضعیف‌اید یا امام زمان شناس نیستید و یا از کمک به یکدیگر دریغ می‌ورزید که اگر هر یک از این موارد در وجود شخص مرتفع شود نه تنها عاقل محسوب می‌شود که شاکر می‌شود و نه تنها شاکر است که در بندگی حضرت حق گامهای فراوانی را طی نمود و نه تنها بندگی خدای سبحان را می‌نماید که از خواص اولیاء الله به حساب می‌آید.

 هدیه به پیشگاه مطهر امام رضا علیه السلام صلوات