.

در محضر امام رئوف ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                            جلسه 20

حضرت علي بن موسي الرضا (ع) از قول پدرشان امام صادق (ع) روايتي را نقل كرده اند كه در ج 1 عيون الاخبار صفحه 632 آمده است . حضرت مي‌‌‌‌فرمايند :‌« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ الْبَيْتَ اللَّحِمَ وَ اللَّحِمَ السَّمِين‏» « خداوند متعال از گوشت و شخص چاق بدش مي‌آيد.» كسي پرسيد يابن رسول الله ! ما گوشت دوست داريم . و خانه هايمان از گوشت خالي نيست . پس چطور مي‌شود ؟ «‌َكَيْفَ ذَاك‏»؟چگونه خدا گوشت را دوست ندارد .  حضرت فرمودند :« لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَب‏» سخن چنين نيست كه شما مي‌گويد و فكر مي‌كنيد . حضرت در ادامه فرمودند :‌« إِنَّمَا الْبَيْتُ اللَّحِمُ الَّذِي يُؤْكَلُ فِيهِ لُحُومُ النَّاسِ بِالْغِيبَة» آن گوشتي كه خدا دوست ندارد گوشت غيبت است . گوشت برادر مرده است . خدا دوست ندارد بندگانش با غيبت يكديگر گوشت برادر مرده خود را بخورد .

و حضرت مي‌گويند :‌«وَ أَمَّا اللَّحِمُ السَّمِينُ فَهُوَ الْمُتَكَبِّرُ الْمُتَبَخْتِرُ الْمُخْتَالُ فِي مَشْيِه‏» و اما فرد چاق متجبر و متكبر است . فردي جبار و زورگوست   ، كسي كه مغرورانه در زمين حركت مي‌كند .

شايد اين قسمت از سخن حضرت را بتوان چنين توضيح داد منظور از « اللَّحِمُ السَّمِين‏» كسي است كه با كمترين مقامات دنيايي و با ذره اي علم و ثروت خود را از ديگران برتر مي‌داند. او  متكبر است و دچار عارضه خود بزرگ بيني شده از اين رو  در انديشه و خيال خود تصوراتي نسبت به خويش دارد كه ديگران با آن تصورات غلط  هماهنگ نيستند . او با كج انديشي هاي خويش ، خود را از ديگران برتر مي‌يابد  و اين غرور كاذب سبب مي‌شود تا در زمين با تكبر قدم بردارد  و اگر در جمعي حاضر ‌شود خود را از جمع حاضر افضل بينند . ما در بسياري از جلسات عرض مي‌كنيم . هدف ما روايت خواندن نيست بلكه تدبير و درايت در روايات است .

درايت در روايت ذكر شده قبل از هر مطلبي اين نكته را بيان مي‌كند . كه كلام خدا و كلام معصومين هميشه ظاهري دارد و باطني ، هيچ گاه نبايد تنها  به ظاهر آن بسنده كرد . اگر كسي در ظاهر روايت ذكر شده توقف كند نسبت به وجود مقدس علي بن موسي الرضا (ع) بد بين خواهد شد . در حاليكه باطن روايت چنان زيباست كه پرده هاي توهم انسان را كاملا كنار مي‌زند و سبب مي‌شود  افراد ميان ظاهر و باطن روايت تفاوت بسياري را احساس كنند. ظاهرا روايت از گوشت و فرد چاق سخن مي‌گويد اما باطن آن غيبت و تكبر است .

  نكته ديگر آن است كه اگر كسي گرفتار چنين رذيله هاي اخلاقي باشد بايد كه  از وجود مقدس امام رضا (ع) درخواست كند  تا حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام او را از اين آفات دور كنند  . فرد گرفتار رذيله هاي اخلاقي ، چه اينكه از بيماري خود آگاه باشد يا نباشد در هر حال به آتش آن رذايل خواهد سوخت .

نكته سوم آن است كه حضرت مي‌فرمايند :‌ خداوند سبحان از فرد چاق( متكبر ) و گوشت ( غيبت )بدش مي‌آيد . و با توضيح بيان شده اگر كسي گرفتار اين دو رذيله باشد . از محبت مولي به دور است و آن كسي كه از محبت خداي سبحان به دور باشد خسران ديده و زندگي باخته است با توجه به آنچه كه گفته شد اگر كسي گرفتار چنين رذيله هايي باشد از جمع كفار جدا نيست . زيرا تنها كفار از رحمت خداي سبحان محرومند . اگر كسي لحظه اي تصور كند كه در آتش فراق معشوق مي‌سوزد . و در هر بار مراجعه به در خانه او دست خالي و بي پاسخ باز مي‌گردد . آيا حاضر است لذت نعمت حضور معشوق را با لذت لحظه اي غيبت و تكبر ورزيدن عوض كند . به يقين چنين نخواهد كرد .  نكته بعدي آن است كه حضرت علي بن موسي الرضا (ع) از جهت تقريب به ذهن اين رذايل اخلاقي را به گوشت و فرد چاق تشبيه مي‌كنند و گرنه از حقيقت اين رذايل در قيامت پرده‌برداري مي‌شود و در آنجا مشخص مي‌شود هريك از اين رذيله‌ها با سرنوشت قيامتي انسان چه مي‌كند.

نكته ديگري كه در محضر علي بن موسي الرضا (ع) آموزش مي‌گيريم . [1]«لَا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ لَا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَيْهِ وَ لَا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ الْفَقْرُ فِي اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنَى وَ الذُّلُّ فِي اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فِي عَدُوِّهِ وَ الْخُمُولُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِن‏»

« عقل هيچ فرد مسلمانى كامل نگردد تا برخوردار از ده خصلت شود: 1- به خير او اميد باشد، 2- و از شرّش ايمنى، 3- خوبى و خير ديگران را بسيار شمارد، 4- و خير بسيار خود را اندك و ناچيز، 5- نه از مراجعه نيازمندان به خود خسته شود، 6- و نه در طول عمر از طلب و تحصيل علم و دانش ملول و خسته گردد، 7- فقر در راه خداوند از توانگرى در غير راه حقّ، 8- و خوارى در راه حقّ از سربلندى در راه دشمن خدا نزد او محبوبتر است، 9- نزد او؛ گمنامى از شهرت مطلوب‏تر است، سپس آن حضرت عليه السّلام افزود: دهم و چه دهمى؟

پرسيدند: آن چيست؟ فرمود: كسى را نبيند جز آنكه گويد: او از من بهتر و پرهيزگارتر است،»

 حضرت در اين روايت تعريف كاملي از عقل دارند، عقل نعمتي از سوي خداوند سبحان است . كه بندگان  در ادعيه فراواني از خداوند سبحان آن را  طلب مي‌كنند  . مثلا در دعاي عاليه المضامين مي‌گويد:‌ « اللّهمّ ارزقنى عقلا كاملا» يا در زيارت چهارم امير المومنين (ع) مي‌گويد :‌ « اللهم ارزقني عقلا كاملا و لبا راجحا »

روايت را شنيديد، اجازه بدهيد يكبار ديگر نگاهي به متن آن داشته باشيم و تا زماني كه كلاس اجازه مي‌دهد به بررسي خصلت هاي مومن بپردازيم.

در اولين خصلت حضرت مي‌فرمايند:‌ «همه كس  به خير او اميد داشته باشند» . خير رساني نعمتي الهي است  كه از سوي خداوند سبحان به فرد عطا مي‌شود ، اگر كسي عامل خير رساني به ديگران شناخته شود بايد بداند كه خود او انجام دهنده خيرات نيست بلكه خداوند سبحان فاعل خيرات اوست . و او تنها واسطه خيررساني  است . اگر فرد خيّر  به خيرات جاري شده از سوي خود با اين ديد نگاه كند  كه خداوند فاعل خيرات است نه او  نه تنها در انجام امور منتي بر ديگران ندارد . بلكه خود منت ديگران را مي‌كشد كه به خير او اميد بسته‌ اند.

2- همه از شر او در امانند . ما هميشه در كلاسها عرض كرده ايم . شر امري عدمي است  و فرد شرور از جنس ابليس است . زيرا ابليس به گفته حاج ملا هادي سبزواري اَبُ ،‌ لَيس است . يعني پدر نيستي ها . حضرت علي بن موسي الرضا (ع) مي‌گويند :‌ كسي كه مردم از بديهاي او در امانند فرد عاقلي است . زيرا چنين فردي مي‌داند كه انجام امور  شر  نه تنها هيچ ثمره اي ندارد . بلكه شر اصلا امري نيست تا در پرونده‌ي بندگي او ثبت شود و ماندگار بماند .  فرد عاقل از هر شري دوري مي‌كند تا هم خود از آسيبهاي آن در امان بماند هم ديگران به تبع او اذيت نشوند .  عاقل در اين عالم كاري نمي‌كند كه اثر منفي براي خود و ديگران داشته باشد .

3- كسي كه خيرات كم ديگران در نزد او زياد جلوه مي‌كند. چنين فردي ديدي بسيار وسيع دارد . زيرا او به داده‌هاي افراد نگاه نمي‌كند . بلكه وجود آنها را مي‌بيند  كه آيه اي از آيات حق اند  .  آياتي كه انجام خيرات از وجود آنها ساري و جاري شده . بعلاوه اينكه كسي كه چنين خصوصيتي را دارد  اصلا چشم نياز به دست ديگران ندارد . بلكه او هميشه خود را  «فقير الي الله » مي‌بيند . و آنكس كه فقير الي الله است . از مردم بي نياز و غني است . او مي‌داند درخواست كردن از مردم او را خوار و پست مي‌كند . به همين جهت اصلا از مردم چيزي طلب نمي‌كند  كه اگر مردم به او كم يا زياد بدهند حرفي براي زدن داشته باشد .  به همين جهت طلب لطف اندك افراد به نظر او زياد جلوه مي‌كند.

4-كسي كه كار خود را نسبت به ديگران اندك و ناچيز مي‌بيند.  چنين فردي با توضيحي كه در اولين خصلت گذشت . كسي است كه فاعل خيرات را خداوند سبحان مي‌داند. از اين رو در دعاهاي خويش مي‌گويد:‌

«لا تبدّل‏ بي غيري » خدايا كسي را در انجام خيرات جايگزين من نكن زيرا او اصلا كار خير را از خود نمي‌بيند كه حد و اندازه‌اي براي كارش تعيين كند . خداوند حسيب است و خداي حسيب اندازه خيرات را معلوم مي‌كنند . فردي كه خيرات خود را ناچيز مي‌بيند منتي بر ديگران ندارد. مثلا مادري كه زحماتي براي بزرگ كردن و كمال فرزندانش تحمل كرده . نه تنها اعمال خويش را زحمت نمي‌بيند بلكه به آن امور به عنوان امور عاشقانه اي مي‌نگرد كه براي مولاي خويش انجام داده است و همين نگاه عاشقانه يك مادر سبب مي‌شود  تا خداوند بهشت را زير پايش پهن كندو يا اگر پدري بدون هيچ منتي براي مخارج خانواده خود تلاش مي‌كند خداوند تلاش او را جهاد مي‌‌نامد . و نامش را در زمره جهادگران ثبت و ضبط مي‌كند .

5- « لَا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَيْهِ » از اينكه افراد نيازشان را از او طلب كنند خسته نمي‌شود . هر خصوصيتي را كه حضرت بيان مي‌كنند . نسبت به خصوصيت ما قبل خويش ريزتر و دقيق تر مي‌شوند .  اين خصوصيت بسيار جالب است . چنين فردي  بايد تا درجه اي بالارفته باشد . كه از طلب ديگران نسبت به خويش خسته نشود . «خسته شدن » در عرف امري است  كه بر جسم عارض مي‌شود  و معمولا اگر كسي جسمش خسته شود ديگران به او مي‌گويند :‌ خسته نباشي ، اما نكته قابل توجه اين خصوصيت آن است  كه اگر خداوند كسي را مامور خيررساني به ديگران كند  او را تا جايي بالا مي‌برد  و روحش را چنان بر جسمش مسلط مي كند . كه فرد اصلا احساس خستگي نمي‌كند. نه اينكه احساس خستگي خود را نشان ندهد  و خود را به تكلف بيندازد  بلكه اصلا خسته نمي‌شود تا بخواهد از انجام امور ديگران روگردان شود ، از مفهوم مخالف اين خصوصيت مي‌توان اين مطلب را ذكر كرد كه  اگر كسي از انجام كار خير و مراجعه ديگران به خود  خسته مي‌شود عاقل نيست . مثلا اگر مادري از انجام وظايف مادري و پدري از انجام وظايف پدري احساس خستگي مي‌‌كنند افراد عاقل نيستند  . كار عاشقانه انسان را خسته نمي‌‌كند . بلكه كار پر تكلف  خستگي آور است.

6- خصلت ششم آن است كه انسان  در كل روزگارش از طلب علم خسته نشود  . تفاسير عرفاني علم را آب زندگي و حيات معنا كرده اند . آب مايه زندگي است  و انسان هيچ وقت در دنياي مادي  از آب بي‌نياز نيست . در زندگي معرفتي نيز حكايت همين است و افراد  از علم بي‌نياز نيستند .

روايتي مي‌گويد : جستن علم بر هر مسلمانى واجب است و همه چيز، حتى ماهيان دريا براى جوياى علم آمرزش ميطلبند[2]. اگر كسي عاقل باشد چگونه مي‌تواند از كسب علم احساس خستگي كند. يا روايت ديگري مي‌گويد از گهواره تا گور دانش بجوي . يعني آموختن علم لحظه ‌اي  از انسان نبايد فاصله بگيرد و اگر كسي از فرا گيري علم پر هيز كند به گفته امام رضا (ع) عاقل نيست .  در روايت آمده است : « طلب العلم فريضه » فراگيري علم واجب است ، فرد عاقل از انجام واجبات دوري نمي‌كند بلكه او با تلاش در انجام واجبات مي‌كوشد . حضرت علي بن موسي الرضا (ع) از مشخصات عاقل فراگيري علم را مطرح مي‌كند. اگر كسي از آموختن و فراگيري علم پرهيز مي‌كند. بايد در عاقل بودن او ترديد كرد .

7- « الْفَقْرُ فِي اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنَى‏ » نيازمندي در مسير حق نزد او محبوب تر از بي‌نياز ي از غير اوست . در آيه آمده است . « َ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّه‏ » شما بندگان فقير درگاه الهي هستيد . اگر بنده باور كند  غني مطلق خداست . خود را هميشه فقير آن در مي‌داند انسان عاقل  گداي  معشوق بودن را به بي نيازي غير او ترجيح مي‌دهد فرد عاقل تنها يك كس را پاسخگوي نيازهاي خويش مي‌داند و او معشوق بي‌نيازي است كه عاشق خود را هر روز نيازمند‌تر از روز قبل مي‌سازد تا لحظه اي جدايي از معشوق را تصور نكنند و جدان معشوق را در اين مسير به پيش مي‌برد كه بنده فنا في الله مي‌شود  . اصلا غير براي او معنايي ندارند تا دست نياز به سوي آنان دراز كند تا يك در را مي‌شناسد و آن در خانه محبوب است .  شايد بتوان گفت :‌ اين خصوصيت به نوعي مرحله كمال خاصي براي انسان است . زيرا فرد از همگان به غير از خداوند سبحان طمع خويش را قطع مي‌كند اين خصوصيت نشان توكل بنده است .



[1] CD گنجينه روايات تحف العقول ج 2 صفحه 310

[2] -  نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص، ص: 556

هديه به پيشگاه مطهر امام رضا عليه السلام صلوات