.

امام رضا شناسي ( استاد محترم سركار خانم زهره بروجردي)                                                جلسه 19

درخدمت علی بن موسی الرضا (ع) هستیم . در ج یک عیون الاخبار صفحه 275 روایتی در در ذیل آیه 101 کهف آمده است:« الَّذينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ في‏ غِطاءٍ عَنْ ذِكْري وَ كانُوا لا يَسْتَطيعُونَ سَمْعاً (101)»

مامون از حضرت علی بن موسی الرضا (ع ) سوال می‌کند حقیقت این آیه چیست ؟ آیه از گروهی سخن می‌گوید که چشم و گوش آنها در پوششي فرو رفته است كه از دیدن و شنیدن حقیقت ناتوانند، به عبارتی دیگر چشمان آنها تحت پوشش خاصی است که قدرت توجه به حق را ندارند و گوشهایشان استطاعت شنیدن حق ندارد . سوال مامون چنین است که چگونه ممکن است بر چشم و گوش افراد پرده ای باشد که حق را نبیند و نشنود . حضرت  فرمودند: "إِنَّ غِطَاءَ الْعَيْنِ لَا يَمْنَعُ مِنَ الذِّكْرِ" اگر کسی در مقابل چشمش پردهای باشد مانع از ذکر نیست "وَ الذِّكْرُ لَا يُرَى بِالْعُيُونِ" ذکر چیزی است که با چشم ظاهری دیده نمیشود "وَ لَكِنَّ اللَّهَ شَبَّهَ الْكَافِرِينَ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع بِالْعُمْيَانِ" خدای سبحان کسانی که انکار ولایت علی را میکنند تشبیه به کورانی کرد "لِأَنَّهُمْ كَانُوا يَسْتَثْقِلُونَ قَوْلَ النَّبِيِّ ص" اینها فرمایش پیامبر به نظرشان سنگین جلوه میکرد "فِيهِ وَ كَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً" به همین جهت نمیتوانستند پیام پیامبر را بشنوند. 

 با درایت در روایت در می‌یابیم "ذکری" ولایت اهل بیت است که کفار از  این ولایت بی بهره اند آنان توان شنیدن پیام  حق از طریق ولایت اهل بیت (ع ) را ندارند.

 از مفهوم مخالف آیه نیز  چنین برداشت میشود که تنها محب اهل بیت چشم بینا و گوش شنوا دارد .

حضرت می‌فرمایند: پرده‌ي مقابل چشم از یاد و توجه قلبی نسبت به حق ممانعتی نمی‌کند بلکه آنان که از ولایت علی بن ابی طالب (ع) بی بهره‌اند نابینا هستند مفسرین گفته اند عبارت "ذکری" در کلام علی بن موسی الرضا (ع) به معنای ولایت ائمه اطهار است . "ذکری"، یعنی خود ولایت زیرا . ولایت ذکر خاص خدا درعالم ا ست .

نکته دیگری که در فرمایش حضرت قابل ملاحظه میباشد این است که حضرت ذکر را امری  قابل رؤیت مطرح کرده اند .قرآن می‌فرمایند : «الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي »«آنان با چشمانشان نمی‌توانند ذکر را ببینند» ، حضرت حق در آیه نمی‌گوید: زبان کفار از گفتن ذکر حق ناتوان است بلکه می‌گوید چشمانشان نمیتواند ذکر را ببیند. ذکر قبل از آنکه بر زبان جاری شود به چشم آمدنی و دیدنی است و قبل از اینکه بر زبان آوردنی باشد شنیدنی است.

در توضیح روایت می‌گوییم قرآن می‌فرماید:  «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْإيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ (193) » « پروردگارا! ما صداى منادى(تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى‏كرد كه: «به پروردگار خود، ايمان بياوريد!» و ما ايمان آورديم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان(و در مسير آنها) بميران‏[1]» حقیقت ولایت امیرالمومنین (ع) هم قابل رؤیت و هم قابل شنیدن است . اگر حجاج  در روز عرفه مجلس معارفهای میان خود و امام زمانش  را انتظار می‌کشند انتظار عجیبی نیست. چون ذکر قابل شهود است. یعنی ولایت  امیر المومنین (ع ) و فرزندان او قابل شهود است .

 اگر در زمان ما انساني اهل دل باشد چون در سرزمین عرفات حاضر شود، چشمش لیاقت دیدار امام زمان (عج ) را پیدا می‌کند، حضرت بقیة‌الله(عج) به گفته امام رضا (ع ) ذکر است و ذکر قابل دیدن و شنیدن است . بارها عرض کرده ایم به گفته . "مرحوم آیۀ الله الهی" که اخوی بزرگوار "مرحوم علامه طباطبائی" هستند حضرت  بقیّۀ‌ الله الاعظم دو نوع ظهور دارند:

1- ظهور انفرادی

2- ظهور اجتماعی

 ظهور انفرادی امام زمان در عصر غیبت نیز برای گروهی امکانپذیر است. یعنی   روی چشم فرد پرده‌ای  نیست و او میتواند حقیقت ذکر را ادارک کند. و این مطلب چیز عجیبی نیست.

در شرح حال مرحوم الهی آمده است که ایشان می گفتند زمان کتاب اشارات ابنسینا را تدریس میکردم  و به هنگام تدریس جملاتی را جلوتر یا عقبتر بیان می‌کردم ایشان می‌گویند صدای ابنسینا را شنیدم که می‌گفت این نظر من نیست وقتی آقای الهی این مطلب را برای مرحوم علامه (ره )  مطرح میکنند این موضوع  به نظر علامه  امری عادی است که کسی صدای فردی را بشنود که چهار صد سال پیش از دنیا رفته است این تسلط و آگاهی از  توانایهای  ابن سینا ست حال اگر ما توانایی وقوه ی حضرت ولیعصر (عج) را  به عنوان قطب عالم امکان در نظر بگیریم خواهیم دید امکان ندارد وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج)  ،‌ صدای حق  را به گوش محبین خود  نرساند و گوش آنها را بسته نگه دارد و آنها را از دریافت حقیقت محروم کند .

با آنچه بیان شد باید بگوییم ذکر از دیدگاه علیبن موسی الرضا (ع) حقیقیتي است قابل روئيت، قابل شهود و تمثّل و تجسم. عینیت آن حقیقت در ذوات مقدسه معصومین مشاهده مي‌شود حال اگر کسی کافر باشد نه قدرت دیدن دارد و نه شنیدن . البته ما معتقدیم کفر هم درجاتی دارد همانطور که ایمان درجاتی  دارد. اما اجمالاً باید گفت:‌ از القاب مشترک ما آنست که  محب اهلبیت هستیم و شعار همیشگی ما این   است که:  

ناف ما بر مهر او ببریدهاند                                 عشق او در جان ما کاریدهاند.

پس اگر انسان طالب شنیدن حقیقت و رؤیت حقیقت باشد طلب بیجایی نکرده که در هر صبح این درخواست را مطرح كند: اللهم ارِنِی الطلعۀ الرَّشیده وَ الغُرَّۀَ الحَمیده.

دومین نکته تفسیری که امروز در کلاس به آن می پردازیم آن است که در جلد 5 نور الثقلین صفحه 373 آمده است از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در ذیل آیه 8 سوره مبارکه تحریم «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى‏ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (8)»

«  اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى خالص؛ اميد است(با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمى‏كند؛ اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مى‏گويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!»»

  از امام رضا (ع )‌ سوال شد: توبه نصوح چیست ؟ با توجه به اینکه مخاطبین آیه‌ي ذكر شده مومنین هستند . خداوند سبحان به مومنين مي‌گويد: اي مومنين! به خدا مراجعه کنید و توبه نصوح داشته باشيد. فردی بنام احمد ابن هلال خدمت امام رضا (ع) مشرف میشود و میپرسد: نصوح چیست؟ "در تفسیر نور الثقلین این روایت از معانی الاخبار شیخ صدوق نقل شده است" حضرت درپاسخ او  جواب کوتاهی میدهند . البته جواب  حضرت به این فرد کتبی است. مینویسند: " أَنْ يَكُونَ الْبَاطِنُ كَالظَّاهِرِ وَ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِك‏" توبه نصوح که خدا مؤمنین را به آن دعوت میکند این است که: باطن فرد  یا مثل ظاهر او  باشد یا افضل از ظاهرش  باشد.

"نصوح از ماده نصح به معنا خیاطت است و توبه نصوح توبهای است که تمام نواقص اعمال و نیات  بندگان را پر می کند به عبارتی خیاطی میکند و میدوزد و  نواقص  را جبران میکند"

به حضرت ثامن الحج عرض میکنیم آقا دلمان میخواهد توبه نصوح داشته باشیم شما میفرمایید باطن باید مثل ظاهر و یا افضل از  ظاهر باشد و ظاهر هم بیناست و هم شنوا است . یعنی هم چشم ظاهری داریم که میبینم و هم گوش ظاهری داریم که میشنویم. قرار است باطن هم مانند ظاهر باشد. یعنی چشم باطن هم داشته باشیم. گوش باطن هم نصیبمان شود و بفرموده شما  شاید چشم باطنی و گوش باطنی مان قویتر از چشم و گوش ظاهریمان  باشد. استدعای ما  از شما و  از حضرت صاحب زمان (عج )آن است  که حجاب های دنیای ماده را از مقابل چشم و گوش باطن ما کنار بزنند و یک شستشویی نصیبمان کنید تا اجازه ورود در خرابات به یکایک ما داده شود. کل سال برای بندگان تنها در یک شب و روز خلاصه می‌شود و تمام دوندگی ها و تلاشهای ما نیز برای درک همین یک شبانه روز است.  شبی به نام شب قدر که همه مقدرات بندگان در‌‌ آن شب رقم می‌‌خورد و روزی به نام روز عرفه .  در این ایام خاص گوش و چشم باطنی اهل معرفت باز می‌شود زیرا شب قدر نزول ملائک به زمین است و شبی افضل از  هزار شب است . شبی با برکت تر از شب قدر در سال وجود ندارد و روز عرفه چشم و گوش هر صاحب معرفتی به دنبال والاترین ذکر عالم وجود یعنی بقیة الله الاعظم می‌گردد. به همین جهت است که اهل معنا به اذن حق برای درک شب قدر از اول ماه رجب سرمایهگذاری معرفتی می‌کنند . و برای  درک روز عرفه از اول ماه  ذیالقعده خود را مهمان خاص حضرت علیبن موسیالرضا (ع) می‌‌‌‌‌‌‌‌دانند . درک روز عرفه بدون حضور امام رضا (ع) امکان پذیر نیست . حتی حجاج هم در سرزمین عرفات برای یافتن و دیدن امام زمان (عج)‌ به حضرت علی بن موسی الرضا (ع) متوسل می‌شوند هر صاحب دلی در ضیافت کریمانه ی شمس الشموس اقدام به رفع پیشنیازهای عرفه می‌کند تا در عرفه به یمن و برکت عالم آل محمد (ص) توفیق دیدار عالم ترین فرد عالم امکان را بیابد و تا نیازش   را اعلام کند . از وجود مقدس آنان تقاضا می‌کنیم تا جبران نواقص و کم کاریهای ما را داشته باشند یعنی ما را در انجام توبه نصوح یاری کنند

سومین نکته تفسیری: در روایتی است در  ذیل آیه 32 سوره مبارکه فاطر: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ (32)»

 « سپس اين كتاب(آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم؛ (امّا) از ميان آنها عده‏اى بر خود ستم كردند، و عده‏اى ميانه رو بودند،و گروهى به اذن خدا در نيكيها(از همه) پيشى گرفتند، و اين، همان فضيلت بزرگ است!» همه اعلام میکنیم ظلمتُ نفسی همچنین در (ذکر یونسیه ) نیز می‌گویم: « أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين‏» حقیقت ظلم به نفس چیست؟ ظلم به نفس به  قول ملاصدرا یعنی نقص و از خود کم گذاشتن،  انسان به چه امری دست می‌زند که گرفتار نقص در بندگی می‌گردد و به این نواقص اعتراف می‌کند .

در اصول کافی جلد 1 از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) تفسیر این آیه را پرسیدند : « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ‏ قَالَ السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ الْإِمَامُ- وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ لِلْإِمَامِ وَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِي لَا يَعْرِفُ الْإِمَام‏‏» «آنگاه این کتاب را بکسانی که از میان بندگان خود انتخاب کرده‌ایم ، بارث دادیم . بعضی از ایشان بخود ستم کنند و بعضی معتدلند و بعضی باذن خدا بسوی نیکیها شتابانند ، فرمود : شتابنده بسوی نیکها امامست و معتدل امام‌شناس است و ستمگر بخویش کسی است که امامرا نمی‌شناسد.»

حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در توضیح این آیه افراد را به سه گروه تقسیم می‌کنند .

1-«فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه‏»

2-«مِنْهُمْ مُقْتَصِد»

3-«َ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْرات ‏بِإِذْنِ اللَّه‏»

امام رضا (ع) می‌فرمایند : « الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِي لَا يَعْرِفُ الْإِمَام‏» ظالم بنفسه کسی است که امام خود را نمی‌شناسد. آن کس که نسبت به امام زمان خود شناختی ندارد بالاترین ظلم را در حق خویش کرده است زیرا وجود امام واسطه تمام خیرات و برکات است که به انسان می‌رسد

 به قول خود امام رضا (ع) که در عیون الاخبار فرموده‌اند و ما در جلسات قبل ذکر کرده‌ایم. به اذن خداوند سبحان احیا و اماته هر کس به دست امام صورت می‌گیرد روزیها از بیت ولایت تقسیم می‌شود اگر کسی قدرت شناخت امام را نداشته باشد از احیاء معرفتی و مرگ رذایل خویش غافل می‌ماند و از روزیهای مادی و معرفتی خاص بی‌بهره خواهد بود

 حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می‌فرمایند : آن کس که امام را نمی‌شناسد ظالم به خویش است . به میزانی که ما معرفتمان نسبت به خدای سبحان و حضرات معصومین (ع) بیشتر شود با جدیت بیشتری در امر بندگی می‌کوشیم و بیشتر به رفع (ظلمت نفسی) خویش می‌پردازیم هرچه پرده برداری از حجابها بیشتر صورت می‌گیرد در می‌یابیم که خدای خویش و جلوه‌های او یعنی حضرات معصومین (ع) را نشناخته‌ایم به عنوان مثال اگر ما با شخصی که گمان می‌کنیم او را دقیق و خوب می‌شناسیم همسفر شویم به یقین او را در سفر بهتر می‌شناسیم ، زیرا سفر میزان الاخلاق است و محکی برای شناخت افراد است .

 مثلاً با همسفر شدن با او متوجه می‌شویم که چقدر همسفر من اهل معنا بوده و من توجه‌ای به این ارتقاء کمالی نداشته‌ام و یا چقدر پایبند به اخلاقیات بوده که من در طول سالهای دوستی خویش نبوده‌ام تو هنوز هم او را خوب نشناخته‌ای خوبیهای پنهانی دارد که در فاصله این چند روز سفر نمی‌گنجد تو تنها یک سفر با او همراه شده‌ای اگر خداوند توفیق دهد و سفرهای دیگری بروی و یا بیشتر با او همنشین شوی خواهی فهمید که او چه کسی است این مثال از آن رو بود که بدانیم مراوده و رفت و آمد و گفتگو با افراد ما را از جهالت نسبت به آنها می‌رهاند و هر روز جلوه خاصی از آنها را بر ما نمایان می‌سازد اگر امام در اولین تقسیم بندی فرمودند : ظالم بنفسه کسی که امام را نمی‌شناسد از آن روست که امام لحظه به لحظه با ما همراه است نیازی نیست برای شناخت امام خود را به زحمت بیندازیم فقط کافی است از خود او طلب کنیم تا ما را در شناخت خویش کمک کند زیرا امام به گفته زیارت آل یاسین امام ،ربانی آیاته حضرت حق است وجود او اصلاً برای تربیت خلق است اگر هر یک از ما در شب و روزهای خاص چون شب و روز عرفه خود را به امام معرفی می‌کنیم و از امام زمان در خواست می‌کنیم تا خود را به ما بشناساند امر عجیبی نیست.

 در عرفات مجلس معارفه‌ای بین من و امامم برگزار می‌شود تا من امامم را بیشتر بشناسم اگر وجود مقدس او را شناخته بودم که در پی مجلس معارفه‌ای نبوده‌ام.

هر عرفه‌ای مجلس معارفه میان بنده و ولی است تا بنده نسبت به مولای خود بیشتر شناخت پیدا کند و در آن فضای خاص حجاب از چشم ها برطرف شود و پرده ها و لایه‌های غبار نفسانیات را مرتفع می‌کند و اهل دل می‌یابد آنچه را باید بیابند هر یک از ما به میزان غفلت از امام نسبت به خود غافلیم اگر کسی در پی شناخت امام نیست بر خود مصیبتی وارد کرده است گویا در هر روز عرفه برای شناخت امام یک کلاس جبرانی تشکیل شده است تا همه‌ی عقب ماندگیهای معرفتی انسان در یک زمان کوتاه از بین می‌رود و جبران می‌شود و کمال خاصی نصیب عارف امام شود .

حضرت در ادامه روایت می‌فرمایند : «ِ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ بِالْإِمَام‏» مقتصد یعنی میانه‌رو و خارج از افراط و تفریط مرحوم آیة الله الهی می‌فرمایند : وصف حضرت ولی عصر (عج) را داشته باشید یکی از اوصاف حضرت ربیعُ الانام است یعنی بهار ملایم که نه سرمای تند دارد و نه گرمای تند بهار دوره‌ی اعتدال فصول است بهار زمان میانه‌روی فصلها است هیچ چیز در بهار انسان را اذیت نمی‌کند نه گرمای بهاری نه سرمای آن .

ایشان می‌گویند : حضرت ربیع الانامند . اگر کسی به حضرت بپیوندد او نیز ربیع می‌شود و دارای اعتدال می‌گردد نه افراط دارد نه تفریطی ، نه تنها عاقل است که عاشق نیز هست ، او نه تنها فقط با پای فلسفه حرکت می‌کند و نه فقط با پای عشق گام برمی‌دارد با تمسک به این آیه از وجود مقدس امام رضا (ع) می‌خواهیم عنایت خاص به ما داشته باشند و دعا کنند که ناممان را در روز عرفه در شمار ظالمین به نفس ثبت نکنند اگر تا کنون ناممان « ظالِمٌ لِنَفْسِه» بوده از امروز به بعد ناممان « الْمُقْتَصِد » باشد. گروه سوم « سابِقٌ بِالْخَيْرات » هستند که در راس این گروه خود امام قرار دارد اوست که پیشتاز در خیرات است.

در روایتی آمده است خاصیت انتظار برای امام زمان (عج) این است که فرد را در شمار اصحاب الخیر قرار می‌دهد فرد منتظر در شمار اصحاب الخیر قرار می‌گیرد یعنی هر جا خوبی هست او حضور دارد و مصاحب دائم باخیرات است به هر جهت عنوان « ظالِمٌ لِنَفْسِه » عنوانی است که اعتراف می‌کنیم همه‌ی ما گرفتار آن هستیم و عنوان مقتصد را طلب می‌کنیم و برای رسیدن به « سابِقٌ بِالْخَيْرات » از امام زمان درخواست می‌کنیم که برای ما دعا کند.                                                


 

[1] سوره مبارکه آل عمران آیه 193

 هديه به پيشگاه مطهر امام رئوف عليه السالم صلوات