.

 
امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)                                                             جلسه 17

در محضر علي بن موسي الرضا(ع) هستيم روايتي از ج 1 ص672 بيان مي‌كنيم. «سَأَلْتُ الرِّضَا ع يَوْماً بِخُرَاسَانَ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي إِنَّ إِبْرَاهِيمَ بْنَ هَاشِمٍ الْعَبَّاسِيَّ حَكَى عَنْكَ أَنَّكَ رَخَّصْتَ لَهُ فِي اسْتِمَاعِ الْغِنَاءِ فَقَالَ كَذَبَ الزِّنْدِيقُ إِنَّمَا سَأَلَنِي عَنْ ذَلِكَ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِذَا مَيَّزَ اللَّهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فَأَيْنَ يَكُونُ الْغِنَاءُ فَقَالَ مَعَ الْبَاطِلِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَدْ قَضَيْت‏»

« احمد بن زياد بن همداني از ريّان بن صلت روايت كرده كه گفت: من در خراسان روزي از امام پرسيدم اي آقاي من، هشام بن ابراهيم عباسي از شما نقل كرده كه به او اجازه‌ي گوش دادن به غنا را داده‌ايد؟ حضرت فرمودند: زنديق دروغ گفته است. حضرت فرمودند: او در باره‌ي حكم غنا از من سؤال كرد من گفتم: مردي از امام باقر اين سؤال را پرسيد و او در پاسخش فرمود: وقتيكه خداي عزوجل حق را از باطل جدا مي‌كند، غنا در كدام يك از ان دو قرار مي‌گيرد؟مرد گفت: در جانب باطل. حضرت باقر فرمودند: تو خود حكم آن را گفتي. »

ما در هر جلسه ذكر مي‌كنيم قصد ما روايت خواني نيست بلكه هر روايت مي‌تواند نتايج و ثمرات كار بردي بر هر يك از ما داشته باشد كه اگر آن نتايج را با زندگي خويش تطبيق دهيم به يقين در اعتقاديات و اخلاقيات ره كمال را در پيش مي‌گيريم.

اولين نكته‌ي قابل توجه روايت آن است كه تهمت به معصوم در هر زماني هميشه وجود داشته و مردم هم عصر حضرات معصومين العياذ بالله به آنها تهمت مي‌زده‌اند. اين كه راوي به امام مي‌گويد من شنيده‌ام كه شما غنا را حلال دانشته‌ايد تهمتي است به امام رضا(ع).

اين نكته را از آن رو عرض كرديم كه بگوئيم در هر جامعه‌اي بزرگان دين و مذهب در جايگاه تهمت قرار دارند و لبه‌ي تيز تهمت مردم به سوي آنهاست هر گاه مردم مذهب را با سلايق شخصي خود سازگار نبينند معمولاً يا خود مذهب را زير سؤال مي‌برند يا رهبران ديني آن را.

افراد معمولاً طالب آن هستند تا براي خواسته‌هاي نفسانيشان تائيده‌اي از سوي دين بگيرند و چون آن را نمي‌يابند به دين و يا بزرگان آن تهمت مي‌زنند.

شما همين روايت را نگاه كنيد امام رضا(ع) مورد تهمت قرار مي‌گيرند تا شايد مجوز غنا صادر شود.

نكته‌ي ديگري كه مي‌توان از جواب علي بن موسي الرضا(ع) برداشت كرد آن است كه اولاً اين كه حضرت جواب را از لسان خود مطرح نمي‌كنند بلكه جواب را از لسان بزرگتر فكري ديگري مطرح مي‌كنند با اين نوع پاسخ گويي حضرت به چند نكته‌ي عملي دارند. اول آنكه نه تنها من اين مجوز حلال بودن غنا را صادر نكرده‌ام بلكه پيشينيان من نيز چنين جوابي نداده‌اند.

دوم اينكه «امرالله» امري محكم و يكپارچه‌اي است آنچه در حال جاري است در گذشته نيز جاري بوده و آنچه در حال هست در آينده نيز خواهد بود. حلال محمد حلال است تا قيامت و حرام او حرام است تا قيامت.

سوم آنكه حضرت مي‌خواستند تا توجه مردم زمان خود را به روايات ائمه‌ي پيشين جلب كنند تا افراد از گذشتگان غافل نشوند.

به نكته‌اي در همين جا اشاره مي‌كنيم اگر توجه كنيد در مفاتيح الجنان اين حكايت فراوان به چشم مي‌خورد. شيخ عباس قمي(ره) در بعضي از ادعيه ها و نمازها، خوانندگان را به كتاب اقبال ارجاع مي‌دهند. از ايشان سؤال شد چرا همه‌ي دعاها را يك جا ذكر نكرده‌ايد؟ ايشان فرمودند تا خوانندگان از گذشتگان غافل نشوند. اين شيوه‌‌ي عملي را ايشان از بزرگان دين آموخته است.

نكته‌ي اخلاقي ديگري كه مي‌توان به آن اشاره كرد آن است كه امام مستقيماً پاسخ سؤال كننده را نمي‌دهند اين شيوه‌ي پرسش و پاسخ در بسياري از موارد نتيجه‌ي مطلوب دارد زيرا سؤال كننده خود را منفعل نمي‌بيند بلكه بايد به سؤال حضرت فكر كند تا بتواند پاسخ‌گو باشد.

همچنين بسيار اتفاق مي‌افتد كه سؤال كننده خود پاسخ صحيح را مي‌داند و سؤال او گاهي براي تأكيد بيشتر جواب است و گاه جوابي بر خلاف جواب صحيح مي‌خواهد كه روايت ذكر شده چنين است.

نكته‌ي ديگري از روايت مي‌توان استنباط كرد آن است كه تهمت زدن به معصوم انسان را در شمار كفار قرار مي‌دهد هر چند كه فرد مسلمان باشد. در رساله‌هاي فقهي نيز يكي از مصاديق كافر كسي است كه به حضرات معصومين دروغ مي‌بندد.

آخرين نكته‌ي قابل ذكر اين است كه پاسخ اسلام و شريعت به سوال‌هاي مردم، بر مبناي عقل و منطق است حضرت در اين پرسش و پاسخ فرد را متوجه مي‌كنند كه خود جواب را مي‌دانستي و بيهوده به ما مراجعه كردي تو در پي حكم آسان بودي در حالي كه ما حكم غير عقلي نداريم و تدابير عقلي با درخواست‌هاي نفس هماهنگ نيست.

 در روايات و احاديث ما شبيه به مضمون اين روايت زياد ديده مي‌شود كه مردم در زمان معصوم به امام تهمت زده‌اند و به ايشان دروغ بسته‌اند اما حضرات معصومين در هيچ حالي در پاسخ گويي، به حال افراد توجه ندارند بلكه منطق آنان بر مبناي شريعت است و مبناي شريعت عقل و منطق است.

اجازه بدهيد روايت ديگري را از حضرت علي بن موسي الرضا(ع) نقل مي‌كنيم. اين روايت، روايتي است اخلاقي با كاربردي فراوان در زندگي روزمره هر يك از ما عيون الاخبار ج1 ص588 آمده است كه «جَاءَ قَوْمٌ بِخُرَاسَانَ إِلَى الرِّضَا ع فَقَالُوا إِنَّ قَوْماً مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ يَتَعَاطَوْنَ أُمُوراً قَبِيحَةً فَلَوْ نَهَيْتَهُمْ عَنْهَا فَقَالَ لَا أَفْعَلُ فَقِيلَ وَ لِمَ قَالَ لِأَنِّي سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ النَّصِيحَةُ خَشِنَة»

«ريان بن صلت گويد: عده‌اي به خراسان و به خدمت امام رضا(ع) رفتند و گفتند: عده‌اي از خانواده‌ي شما كارهاي قبيح انجام مي‌دهند، بهتر بود آنان را نهي مي‌فرموديد، حضرت فرمودند: اين كار را نمي‌كنم. گفتند: چرا؟ حضرت فرمودند از پدرم شنيدم كه فرمود: نصيحت نا خوشايند و تلخ است (ظاهراً منظور روايت از كار‌هاي قبيح، كار‌هاي پست است نه محرمات.)

« إِنَّ قَوْماً مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ . . . قَبِيحَةً » : آقا اقوام شما در مدينه دست به امور ناپسند و زشتي مي‌زنند.

«فَلَوْ نَهَيْتَهُمْ عَنْهَ»: شما آنها را از اين امور باز داريد يا به عبارتي ديگر اي كاش شما آنها را از كارهاي زشتشان نهي مي‌كرديد. چون اهل بيت شما بستگان شما به حساب مي‌آيند. حضرت در مقابل خواسته‌هاي آنان يك جواب كوتاه دادند و فرمودند: « النَّصِيحَةُ خَشِنَة » نصيحت ناخوشايند و تلخ است. پاسخ حضرت كوتاه و اثر گذار است ايشان در اين پاسخ كوتاه به چند نكته اشاره كردند.

  • حضرت در پشت پرده‌ي پاسخ خود چنين مي‌گويد، هر چند اين افراد از بستگان من هستند اما معلوم نيست تازيانه‌ي تربيتي مرا قبول كنند. پيوند خويشاوندي سببي براي پذيرفتن سخن نيست براي پذيرش واقعيت‌ها افراد بايد آمادگي داشته باشند وگرنه اگر سخني گفته شود آن سخن در جايگاه خود نيست. حضرت از آن رو كه جلوه‌ي نام حكيم حضرت حق هستند مي‌دانند كه موعظه كردن خويشاوندانش در اين زمان نتيجه‌اي ندارد. امام(ع) آگاه‌ترين فرد زمان خويش به وظايف است اما اگر امري را حكيمانه نبيند به يقين از آن دست مي‌كشد.

در روايت داريم كه امام علي(ع) در نهج البلاغه خطبه‌هاي 105 و 118 و 216

امام وظيفه‌اي جز آنچه پروردگارش به دوش او نهاده است، ندارد جديت در موعظه مردم و كوشش در راه خير خواهي. اما اگر امام رضا(ع) از نصيحت دست مي‌كشند چون مي‌دانند كلام حق بايد به جا استفاده شود و خويشاوندان ايشان از پذيرش نصيحت روگردان هستند.

حضرت با اين نوع پاسخ‌گويي اشاره دارند كلام بايد در جاي خود به كار برود، نصيحت جداي از اين قانون نيست. حضرت مي‌فرمايند: نصيحت خشن و تلخ است يعني زماني كه شما قصد نصيحت كسي را داريد بايد مطمئن باشيد كه او پذيراي خشونت است و تلخي نصيحت. نصيحت حقيقتش خير خواهي است اما در ساختارش تلخي و خشونت نهفته است.

هميشه شنيده‌ايم حقيقت تلخ است حال از امام مي‌شنويم نصيحت هم تلخ است زيرا زياد ديده مي‌شود كه افراد از نتيجه‌ي كار اشتباه خويش آگاهند ولي معمولاً بر انجام آن اصرار دارند مثلاً آنكس كه دروغ مي‌گويد و غيبت مي‌كند از اثرات سوء اين رذيله‌هاي اخلاقي آگاه است ولي اگر نصيحت كننده سخني بگويد و نتايج كار سوء او را يادآوري كند خوشايندش نخواهد بود از اين رو انسان آگاه كسي را نصيحت مي‌كند كه پذيرش نصيحت را داشته باشد.

حضرت علي بن موسي الرضا(ع) كلام خود را بيجا خرج نمي‌كنند اين روش تربيتي حضرت بسيار كابردي است كه انسان جايي سخن نگويد كه شنونده پذيراي آن نباشد. حضرت با اين جواب مي‌فرمايند اول ببينيد بستر گفتار آماده است بعد نصيحت كنيد صرف فاميل بودن و يا آشنايي‌هاي ديرينه زمينه را براي پذيرش نصيحت فراهم نمي‌كند.

پاسخ حضرت به سوال كنند گان بسيار كوتاه و خلاصه است در اين نوع پاسخ گويي نيز حكمتي نهفته است. شاعر مي‌گويد: 

كم گوي و گزيده گوي چون دُر                                        كز اندك تو جهان شود پُر

كوتاه‌گويي و مفيد گويي از آداب سخن است زيرا سخن اگر كوتاه و پرمايه باشد بسيار اثر گذارتر از سخن بلندي است كه فايده چنداني ندارد. كلام كوتاه شنونده‌ي صاحب فكر را به تفكر وا مي‌دارد و او را مجبور مي‌كند تا جوانب سخن را دريابد او بايد كلام را چندان جابه‌جا كند تا بتواند به كنه و حقيقتش پي ببرد، همچنين اگر كلام طولاني شود شنونده را خسته مي‌كند. حضرت حال مستمعين خود را مي‌شناسد و نسبت به حال آنان پاسخ‌گوست گاهي در همين عيون الاخبار مي‌بينيد حضرت براي يك سوال بسيار گسترده پاسخ مي‌دهند و لايه‌هاي سخن را باز مي‌كنند و گاه مي‌بينيد چنين كوتاه پاسخ‌گو هستند و گاهي پاسخ را مانند روايت قبل از خود سوال كننده مي‌پرسند. ايشان در هر جايي پاسخ مناسب حال شنوندگان را مي‌دهند.

اجازه بدهيد يك روايت ديگر از مسند الرضا مطرح كنيم اين جلسه بيشتر در خدمت روايات با مضمون اخلاق از لسان مطهر علي بن موسي الرضا(ع)هستيم.

حضرت مي‌فرمايند 7 چيز است كه اگر همراه 7 چيز ديگر نباشد استهزاء است. يعني با اين عمل انسان خودش را مسخره مي كند، خودش، خودش را تحقير مي‌كند.

  • 1. « من استغفرالله بلسانه و لم يندم فقد استهزأ بنفسه‏ »: كسي كه با لسان اظهار پشيماني مي‌كند در حاليكه قلب او نادم نباشد خود را استهزاء كرده است. اين امر از نشانه‌هاي منافق است افراد از شنيدن عناوين زشت بر شخصيت‌شان گريزانند اما چه بسا عناوين نازيبا بسيار بر افراد بار مي‌شود و آنها از آن غافلند.

مثلاً روايت مي‌گويد: « الغيبة اشد من الزنا» عقوبت و زشتي غيبت به مراتب بالاتر از زنا است هر غيبت كننده‌اي مي‌داند با غيبت عنوان زناكار بر او بار مي‌شود ولي معمولا خود را به جهالت مي‌زند و چنانچه كسي به او بگويد تو زناكاري بسيار ناراحت مي‌شود و گاه اتفاق مي‌افتد خود فرد دچار عذاب وجدان مي‌شود و چنانچه خطايي انجام دهد لساناً استغفار مي‌كند اما قلباً از رفتار خود نسبت به آن عمل پشيمان نيست در اين دوگانگي زبان و قلب عنوان منافق بر فرد بار مي‌شود هر چند او از اين عنوان غافل باشد. روايت مي‌گويد: در حقيقت چنين فردي خود را مسخره كرده يعني خودش را ذليل و حقير نموده و خود را از كرامت بي بهره كرده است.

  • 2. « و من سأل الله التوفيق و لم يجتهد فقد استهزأ بنفسه‏ » : كسي كه از خدا طلب توفيق مي‌كند ولي هيچ تلاشي براي آن نمي‌كند خود را استهزاء كرده است.

توفيق رفيقي است كه به هر كسي داده نمي‌شود، اين توفيق تنها نصيب كساني مي‌شود كه  براي درخواست خويش تلاش كنند و براي رسيدن به آن از جان و مال و آبروي خود مايه مي‌گذارند سرمايه گذاري مي‌كنند. اگر كسي از خدا توفيق عبادت، موفقيت و عاقبت به خيري و سلامت و  . . .  را طلب مي‌كند و براي رسيدن به آن گامي بر نمي‌دارد خود را مسخره كرده و خود را ذليل و خوار نموده است. درخواستِ توفيق، نعمتي از جانب خداي سبحان است كه به انسان عطا مي‌شود بايد براي به ثمر رسيدن آن تلاش كرد اگر هيچ زحمتي براي آن نمي‌كشد و فقط لساني تقاضاي توفيق دارد به يقين خود را مسخره كرده است.

اجازه بدهيد ساير موارد را در جلسه‌ي بعد پي گيري كنيم.

هدیه به پیشگاه مطهر امام رئوف علیه السلام صلوات