.

 
امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)                                                             جلسه 13

در خدمت علي بن موسي الرضا(ع) هستيم، امامي كه سلطان بر قلوب است.

 در اولين جلسه اين كلاس قرار بر اين شد تا در خدمت زندگي عملي حضرت قرار گيريم هر روايتي كه عرض مي‌كنيم شيوه و روشي نو و جديد براي خوب زندگي كردن ما باشد در جلد 1 عيون الاخبار ص 628 روايتي از حضرت امام رضا (ع) آمده است كه سند اين روايت به امام صادق(ع) باز مي‌گردد از امام صادق (ع) سوال ‌شد زاهد در دنيا چه كسي است « سُئِلَ عَنِ الزَّاهِدِ فِي الدُّنْيَا » در دنيا به چه كسي زاهد گفته مي‌شود .

در عرف عامه مردم زاهد كسي است كه بي‌رغبت به دنيا و بی‌تمایل به زندگي مادی باشد یا تعلقات دنيايي به طور كامل بريده و يا خواهان جدا شدن و بريدن از آنها باشد اما امام صادق (ع) چنين تعبيري را براي زاهد بيان نمي‌كنند تعبير حضرت بسيار دقيق و هوشمندانه است و نگاه افراد را به زاهد تغيير مي‌دهد .

حضرت مي‌فرمايد « الَّذِي يَتْرُكُ‏ حَلَالَهَا مَخَافَةَ حِسَابِهِ وَ يَتْرُكُ حَرَامَهَا مَخَافَةَ عِقَابِهِ‏» «زاهد كسي است كه ترك مي‌كند حلال را به خاطر آنكه از حساب و كتاب آن مي‌ترسد و ترك مي‌كند حرام را زيرا از عقاب آن نگران است .»

اگر سوال شود مگر حلال خدا حساب دارد آن هم حسابي كه خوف در دل ايجاد كند خواهيم گفت پله در عالم هيچ چيز بدون حساب و كتاب نيست حتي مال حلالي كه كسب مي‌شود اگر اين مال تحت قوانين شرع مصرف و به كارگرفته نشود و به يقين فرد مسرف می‌شود در اين عالم هيچ كس مالك هيچ چيزی نيست، چنان نيست كه فردی بگويد من مالك مال خويشم و به هر شكلي بخواهم آن را خرج می‌کنم، مالك آن است كه مرد اجازه جابجايي و انتقال مال را به طور كامل داشته باشد اگر كسي مالك مال خويش باشد بايد بتواند بعد از مرگ اين مال را از اين دنيا به دنياي ديگر منتقل كند در حاليكه افراد حتي مالك كفن خويش نيستند چه آنكه مالك تمام سرمايه‌اي باشند كه آن را كسب كرده‌اند از اين رو چنانچه مال از حد نصاب و از شان زندگي افراد افزايش ‌يابد قوانين اسلامي قدم به ميدان مي‌گذارد و مقداري از آن را به عنوان خمس، زكات ، انفاق ، صدقه و ... از مال جدا مي‌کند زاهد كسي است كه از مال حلال دوري مي‌كند از آن رو كه مي‌ترسد حق آن را به خوبي ادا نكند در كتاب بحار ج 72 ص 126 از قول امام رضا(ع) آمده است :

« أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النَّارَ ... ذُو ثَرْوَةٍ مِنَ الْمَالِ لَمْ يُعْطِ الْمَالَ حَقَّهُ»

امام رضا (ع) از پدرانش نقل مي‌كند پيامبر خدا درباره كساني كه پيش از همه وارد آتش خواهند شد فرمود: ... توانگري كه حق مال را (در مورد نيازمندان ديگر نيازهاي اجتماعي ) ادا نكرده است.

آن كس كه از دادن حقوق مالي سرباز زند در شمار نخستين كساني است كه وارد جهنم مي‌شود حضرت در جايي ديگر مي‌فرمايد : (كافي ج 3 ص502) « قَالَ إِنَّ صَاحِبَ‏ النِّعْمَةِ عَلَى خَطَرٍ إِنَّهُ يَجِبُ عَلَيْهِ حُقُوقُ اللَّهِ فِيهَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيَكُونُ عَلَيَّ النِّعَمُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ...فيها ...»

امام رضا (ع) مي‌فرمايد صاحب نعمت در خطر است پرداختن حقوق خدا در آن نعمت بر او واجب است به خدا سوگند كه خداوند بزرگ نعمتهايي به من مي‌دهد و من پيوسته در اين باره بيمناكم و دستش را به نشانه اظهار تاسف تكان داد تا آنگاه كه از عهده حقوقي كه خدا بر من واجب كرده است در آيم (و آنها را به اهلش برسانم ) ...

روايات فراواني در رابطه با مال حلالي وجود دارد كه هر يك توجه فرد را به پرداختن حقوق ديگران در آن مال جلب مي‌كند .

مثلا در بحار ج 57 ص 461 آمده است پيامبر (ص) به روايت از امام صادق (ع) :

« جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص- قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ فِي الْمَالِ‏ حَقٌ‏ سِوَى الزَّكَاةِ قَالَ نَعَمْ- عَلَى الْمُسْلِمِ أَنْ يُطْعِمَ الْجَائِعَ إِذَا سَأَلَهُ- وَ يَكْسُوَ الْعَارِيَ إِذَا سَأَلَهُ- قَالَ إِنَّهُ يَخَافُ أَنْ يَكُونَ كَاذِباً قَالَ أَ فَلَا يَخَافُ صِدْقَهُ‏»

مردي نزد پيامبر (ص) آمد و گفت يا رسول الله آيا در مال حقي جز زكات وجود دارد ؟ حضرت فرمود آري بر مسلمان واجب است كه گرسنه را چون از او خوراك بخواهد سير كند و برهنه را چون از او جامه بخواهد بپوشاند مرد گفت ممكن است بيم آن داشته باشد كه آن شخص دروغ بگويد.«پيامبر (ص) فرمودند(آيا از راست گفتن او بيمي ندارد ؟)

در روايت اخير كه از قول پيامبر(ص) نقل شد حضرت فرمودند بر مسلمان واجب است كه چنين كاري بكند پس آنكس كه بر او امري واجب است به يقين بايد استطاعت آن امر را داشته باشد مثلا بايد توانايي مالي داشته باشد تا بتواند جوابگوي نياز گرسنه و فقير باشد اگر روايات ذكر شده را در كنار تعريف زاهد از نظر امام صادق (ع) بگذاريم خواهيم ديد كه زاهد در حلال از چه اموري مي‌ترسد او مي‌ترسد كه در انجام پرداختهاي واجب خويش كوتاهي كند زاهد از مال حلال دوري مي‌كند تا گرفتار حساب و كتاب آن نشود .

حضرت امام صادق (ع) در ادامه مي‌گويند زاهد حرام را ترك مي‌كند زيرا از عقوبت آن مي‌ترسد هر حرامي عقوبات خاص خود ار به دنبال دارد و تنها شامل عقوبات مالي نمي‌شود از اين رو زاهد حرام را ترك مي‌كند تا گرفتار عقوبات آن نگردد.

زاهد حلال را به «ما هو حلال» ترك نمي‌كند بلكه مثل ساير مردم مي‌خورد ، مي‌آشامد زندگي مي‌كند اما هريك از اين لذات را درحد اعتدال و ميانه استفاده مي‌كند .

نكته ديگري كه امروز در اين جلسه به بررسي آن مي‌پردازيم از عيون الاخبار الرضا ج 1 ص629 است .

امام رضا (ع) از پدرانشان نقل مي‌كند تا سند روايت به پيامبر (ص) بازگردد حضرت مي‌فرمايند : « قَدْ دَبَّ إِلَيْكُمْ دَاءُ الْأُمَمِ مِنْ قَبْلِكُمْ» به سوي شما بيماريهاي امتهاي گذشته حركت كرده است .

دبّ به معناي جنبنده به حركت درآمده است يعني درد گذشتگان حركت كرده تا به شما رسيده است درد معمولا زماني به سراغ افراد مي‌آيد كه آنها تدابير امنيتي لازم را اتخاذ نكند و خود را در معرض بيماري قرار دهند آن كس كه سرما مي‌خورد حتما خود را درمعرض هواي سرد قرار داده يا در فضايي تردد كرده كه فردي آلوده به ويروس سرماخوردگي درآن فضا بوده است يا آن كسي كه به بيمار ي گوارشي دچار مي‌شود در خوردن و آشاميدن رعايت حال خويش را ننموده است حال وقتي حضرت مي‌فرمايند بيماريهاي گذشتگان به سوي شما حركت كرده است يعني خود ما زمينه اين بيماري را در خود فراهم نموده‌ايم و خود را در معرض آنها قرار داده‌ایم .

حضرت بيماريهاي گذشتگان را دو مورد مي‌داند و مي‌فرمايد :1- البغضاء: يعني دشمني، كينه توزي ،دوست نداشتن ديگران 2- الحسد : درد حسد دردي است كه از زمان حضرت آدم تا حال و تا آخر زمان خواهد بود .

حضرت امام خميني در كتاب چهل حديث در بحث غضب ص 128 مي‌فرمايد كينه بندگان خدا نسبت به يكديگر غضب ناميده می‌شود كه اين كينه گاهي به كينه نسبت به اولياء حق و انبياء نيز ختم مي‌شود بلكه حتي تا جايي پيش مي‌رود كه انسان كينه باري تعالي را در دل مي‌پروراند ..

حضرت امام در ادامه سخن خويش مي‌گويند شايد بتوان اين مرض را ام امراض نفساني و كليد هر شري دانست .

در همين كتاب از قول امام صادق (ع) روايتي نقل شده است كه در متن آن چنين آمده است :

« عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُ أَبِي ع يَقُولُ‏ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ بَدَوِيٌّ فَقَالَ إِنِّي أَسْكُنُ الْبَادِيَةَ فَعَلِّمْنِي جَوَامِعَ الْكَلَامِ فَقَالَ آمُرُكَ أَنْ لَا تَغْضَبَ فَأَعَادَ عَلَيْهِ الْأَعْرَابِيُّ الْمَسْأَلَةَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى رَجَعَ الرَّجُلُ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ لَا أَسْأَلُ عَنْ شَيْ‏ءٍ بَعْدَ هَذَا مَا أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَّا بِالْخَيْرِ قَالَ وَ كَانَ أَبِي يَقُولُ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَشَدُّ مِنَ الْغَضَبِ إِنَّ الرَّجُلَ يَغْضَبُ فَيَقْتُلُ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ وَ يَقْذِفُ الْمُحْصَنَة»

(مردى از بيابان حضور رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله رسيد و عرض كرد يا رسول الله من در باديه سكونت دارم اكنون سخنان جامعى براى من بيان كنيد تا من در بيابان از آنها استفاده كنم رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله به او فرمودند: تند خوئى نكن او سه بار سؤال خود را تكرار كرد و رسول همان پاسخ را دادند، او متوجه شد و گفت: رسول خدا مرا جز به خير نصيحت نميكند و سكوت كرد

امام صادق عليه السّلام فرمودند: پدرم ميفرمودند: مگر چيزى مهمتر از غضب و تندخوئى ميباشد مردى غضب ميكند و در حال غضب آدم مي‌كشد و مرتكب قتل حرام ميگردد، و يا اينكه در اثر تندى زنان پارسا را قذف ميكند و آنها را متهم به زنا مينمايد)

و در رابطه با بيماري دوم كه حسد است بايد بگوييم حسد حالتي است نفساني كه صاحب آن آرزو مي‌كند كه كمالات و نعمات از ديگران سلب شود چه اينكه آن نعمت را خود آن فرد داشته باشد يا نداشته باشد يعني چه بخواهد اين نعمت به خود او برسد با نرسد در روايتي در ج دوم اصول كافي ص 307 آمده است :

«عَنْ يُونُسَ‏ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ يَا ابْنَ عِمْرَانَ لَا تَحْسُدَنَّ النَّاسَ عَلَى مَا آتَيْتُهُمْ مِنْ فَضْلِي وَ لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى ذَلِكَ وَ لَا تُتْبِعْهُ نَفْسَكَ فَإِنَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِي صَادٌّ لِقَسْمِيَ الَّذِي قَسَمْتُ بَيْنَ عِبَادِي وَ مَنْ يَكُ كَذَلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنِّي»

(داود رقى گويد: امام صادق عليه السّلام روايت ميكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند متعال به موسى بن عمران وحى فرستاد و گفت: اى موسى! بر بندگان من به خاطر لطفى كه به آنها كرده‏ام حسادت نكن. اى موسى ديدگان خود را بطرف آنها ندوز و خود را تابع ديدگان قرار نده، كسانى كه حسود هستند به نعمتهاى من كفران مي‌ورزند، آنها جلوي روزيي‏هائى كه بين مردم تقسيم كرده‏ام سد مي‌كنند، هر كس چنين باشد نه من با وى مي‌باشم و نه وى با من خواهد بود)

اگر سرگذشت امتهاي گذشته را بررسي كنيم خواهيم ديد اين دو بيماري نفساني در هر يك از امتها سبب نزول بلاياي آسماني شده است امتي به سبب حسد و كينه توزي با سيل نابود شدند گروهي سنگ باران شدند امت ديگر با بادهاي تند از ميان برداشته شدند و ... اگر شما سوال كنيد امت آخر زمان با اين بيماريها گرفتار چه عذابي شده‌اند من درجواب خواهم گفت «يلبسكم شيعا تفرقه» لباسي از تفرقه برتن ملت آخر الزمان شده است حسد و كينه توزي در ابتدا دلهاي شيعيان را از هم دور مي‌كند و درنهايت جسم آنها را از يكديگر دور مي‌سازد در عصر حاضر بسيار اتفاق مي‌افتد كه افراد حوصله رفت و آمد و صله رحم ندارند ارتباطات به شكل ظاهري وسطحي درآمده  است مردم از عمق نگراني و اضطراب يكديگر بي‌خبرند و چون خبر دار شدند قدمي براي رفع نگراني يكديگر برنمي‌دارند .

اگر شما سوال كنيد ما نمي‌خواهيم گرفتار عذاب اين دو درد شويم و يا اگر خداي ناخواسته تاكنون گرفتار شده‌ايم امروز كه متوجه اين مصيبت شده‌ايم قصد رهايي از آنها را داريم براي رهايي از اين مصيبت چه بايد كرد .

در جواب مي‌گوييم در عيون الاخبار ج 1 ص444 تا ص454 روايتي آمده است كه حضرت علي بن موسي الرضا خصوصيات امام هر زماني را در اين چند صفحه بيان مي‌كنند يكي از آن خصوصيات آن است كه (وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ‏ لَا يَجْهَلُ‏ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ) امام عالمي است كه هيچ گاه گرفتار جهل نمي‌شود و چوپاني است كه هيچ گاه امتناع نمي‌ورزد .

يعني امام نه تنها عالم به نعماتي است كه خدا در اختيار بنده قرار داده و چوپان و نگهبان آن نعمات است بلكه او از بيماري افراد آگاه است امام طبيب دوّاري است كه به بيماران خود سر مي‌زند او مي‌داند تمام بيماريهاي روحي انسان ناشي از جهالت اوست و چون جاهل است جهلش به او اجازه نمي‌دهد تا براي مداوا به طبيب مراجعه كند از اين رو امام خودش به سراغ بيمار مي‌رود حتي اگر ما گزارشي از بيماري خويش به ايشان ندهیم و جود مقدس امام از لايه‌هاي دروني قلوب افراد آگاهند، و امام چون بنده را نيازمند كمك ببيند برخود واجب مي‌داند كه به او كمك كند تمام امور امت بر امام منكشف است و نيازي نيست تا بيمار از بيماريهاي خويش پرده‌برداري كند امام به محض ابراز نياز بندگان درمان خويش را شروع مي‌كند اين درمان‌، گاه مهري و گاه قهري است .

همچنين امام چوپاني است كه امتناع نمي‌كند در كلاس مثنوي عرض كرديم در روزگار حضرت موسي ، زماني كه او چوپاني مي‌كرد روزي يكي از گوسفندانش او گم شد حضرت موسي يك شبانه روز به دنبال او گشت وقتي گوسفند را يافت به نوازشش پرداخت ‌گفت تو آنقدر راه رفتي كه خسته شدي و اذيت شدي موسي به گوسفند گفت اگر تو چيزي مي‌خواستي از ما طلب مي‌كردي چرا از گله جدا شدي؟

خداوند سبحان چون برخورد موسي را با گوسفند ديد به او گفت تو را پسنديدم كه پيامبرت كنم تمام پيامبران يك دوره چوپاني دارند امام زمان (عج) نسبت به تك تك ما چون چوپاني است كه هر لحظه نگران حال بندگان است تا از جمع صالحه عقب نمانند و در عالم ماده گم و حیران نشوند امام در هيچ حال از هدايت نوع بشر امتناعي نمي‌ورزد حتي اگر بندگان از ارتباط با امام امتناع كنند او از آنها امتناع نمي‌ورزد، پس تنها كسي كه مي‌تواند در درمان و بهبود بيماريهاي منتقل شده از امم گذشته به ما ياري كند، امام است شايد ما هيچ بغض و حسدي را اختيار نكرده باشيم اما گويا بیماریهای روحی چون بیماریهای جسمی مانند ژن از نسلی به نسلی منتقل می‌شود هر يك ازما بايد خود را چون بنده‌ای تسلیم شده در دستان مبارك امام زمان قرار دهيم و از او كه چون چوپاني مهربان نسبت به امت است طلب كنيم تا در درمان بيماريهاي ما دستي به دعا بلند كند زيرا اگر خداي نخواسته با اثر اين بيماريها دچار تفرقه شويم و از امام زمانمان محجور بمانیم انواع بلاهاي زندگي در دنيا و آخرت به ما رو مي‌كند . از امام زمان مي‌خواهيم تا ما را از اين تهديدها در امان بدارد .

 
هديه به پيشگاه مطهر امام رضا عليه السلام صلوات