.

اسرار نماز

جلسه اول - 95/7/6

 

           نماز عمود دين محسوب مي‌شود و هر مسلماني تا آخرين روز زندگي با آن مواجه است. معرفت به نماز حدود و انتها ندارد و هر روز محتاج آموخته‌هاي جديد هستيم.

يكي از راههاي توجه به نماز، توجه به اسرار آنست كه توسط علماي بزرگي چون امام خميني (ره) ، ميرزا جواد ملكي تبريزي، شهيد ثاني ، فيض كاشاني ، نخودكي ، قاضي سعيد قمي ، آية‌الله جوادي آملي به آن پرداخته شده است و ما در طي سال، فرموده‌هاي آن بزرگواران را نقل و بررسي خواهيم كرد:

رساله اسرار الصلوة مرحوم نخودكي :  نماز مثل خوشنويسي است ، همانطور كه براي خطاطي و خوش‌نويسي تكرار و تمرين لازم است ، نماز هم به جهت رسيدن به حقيقت خود، بايد تمرين و تكرار شود. همه مسلمين در خميره خود مصلِّي واقعي هستند امّا با ممارست و تمرين و زحمت كشيدن ، اين قوه و خميره به فعليت تبديل مي‌شود.

مرحوم نخودكي در صفحه 65 در ادامه بررسي اسرار الصلوة ، مي‌فرمايند: دين يك خيمه است كه تيرك وسط آن ، نماز است. حال به ميزاني كه اين تيرك توانا‌تر و برافراشته‌تر باشد ، بقيه امور زندگي هم با قوت و صحت بيشتري به پيش مي‌رود. امّا اگر تيرك ضعيف شود و بخوابد، كل خيمه فرو مي‌ريزد ، چنانچه مي‌فرمايند: اگر در بعضي از امور ديني مسامحه داشته باشید، هنوز متدين محسوب مي‌شويد امّا اگر همه امور را رعايت كنيد امّا اهتمامي به نماز نداشته باشيد، تدين شما مورد ترديد قرار مي‌گيرد.

مرحوم نخودكي روايتي از معصومين ذکرمی کند و می گویند: «ان الاعمال الجسدانية اذا لم يعرف معناها لايقع لها فى الاخرة امر»‌ وقتی معنای اعمال و عباداتي كه با بدن انجام مي‌شود براي انسان شناخته شده نباشد، در آخرت هم هيچ اجري بر آن مترتب نخواهد شد ، يعني شايد نماز بدون حضور قلب موجب وسعت رزق و آبرو در دنيا شود امّا براي آخرت هيچ ثمري ندارد زيرا زبان نماز خوانده، امّا قلب متوجه جاي ديگری بوده.

آن نماز او نیرزد نیم جو                                                    زانکه با اغیار دارد دل گرو

نخودكي مي‌فرمايد: همه علماء طريق كامل و کمال انسان را در دو امر خلاصه كرد‌ه‌اند.

1-التعظيم امر الله

2-الشفقه علي خلق الله

كمال انسان از دو طريق میسر می گردد:‌ بزرگ شمردن اوامر الهي - دلسوزي نسبت به خلق،

يكي از مصاديق تعظيم و بزرگ شمردن امر خدا، در نماز صحيح خواندن و رعايت آداب و حدود و اسرارش نمایان می شود. رعايت اين حدود موجب تقويت انسانيت مي‌شود و برخورد سطحي با آن موجب وارد شدن نقيصه بر انسانيت او خواهد شد.

نخودكي مي‌فرمايد:‌ تدارك سفر بي‌نهايتي كه در پيش داريم‌، در همين عالم است و اوج تدارك اين سفر ، بندگي است كه رأس آن بندگي در نماز تحقق مي‌يابد بنابراين اصل توشه آخرت ، نماز است واگر نماز حقيقي انجام شود، توفيق ابعاد ديگر بندگي مثل خدمت به خلق و يا انجام هر كار صحيح ديگر ... نيز بوقوع خواهد پيوست و اگر نماز آسيب ببيند ، اين توشه به مقصد نمي‌رسد و در دنيا حبط خواهد شد.

مرحوم نخودكي مي‌فرمايد:‌ اميرالمؤمنين (ع) فرمود:‌  شيعيان مرا با دو خصلت آزمايش كنيد:

1-  محافظتهم علي اوقات الصلوات ، نسبت به اوقات نماز بي‌مبالات نيستند.

2-  مواساتهم مع اخوانهم المومنين، براي برادران مومن در امور مالي مساوات داشته باشند.

و اگر اين دو خصلت در آنها نيست از آنها دور شو ،دور شو ، دور شو و با آنان ارتباط برقرار مکن، بنابراين مدرك و ميزان شيعه حقيقي در توجه و مراقبه او از  نماز است.

مرحوم نخودكي بحث زيبايي را مطرح فرمودند : در قيامت هر يك از ما دشمنانی داريم. گاهي دست ما با ما درگير مي‌شود و از ما شكايت مي‌كند، همان دستي كه بايد شفيع ما مي‌شد، دشمن ما مي‌گردد، حال در مورد نماز نیز چنين است نمازي كه بايد دعاگوي انسان باشد و  شفيع او شود به او دشنام می دهد و  این برخورد مربوط به زماني است كه نماز بخوبي اقامه نشود، نماز مي‌گويد: »  ضَيَّعْتَنِي ضَيَّعَكَ‏ اللَّه‏»  ‌من را ضايع كردي خدا تو را ضايع كند.

روايت در ادامه مي‌فرمايد:‌ «ويل لمن شفعاء خصمانه »‌ « واي بر كسي كه قرار بود كسي و چيزي از او شفاعت كند ولي خصم و شاكي از او مي‌شود. »‌

اميرالمؤمنين (ع) در روايتي فرمودند: من به دوازده آيه از تورات روزي سه بار توجه مي‌كردم كه در يكي از آنها فرموده:‌ »‌يابن ادم ان قمت بين يدي ... اي پسر آدم اگر در مقابل من قيام كردي مانند قيام عبد ذليل در مقابل سلطان جليل كه گويا او را مي‌بيند و اگر تو مرا نمي‌بيني بدان كه من تو را مي‌بينم.

يعني صورت ظاهري ايستادن ما در مقابل خداي سبحان بايد به مثابه ايستادن عبد در مقابل مولاي با اقتدار باشد.

مرحوم نخودكي روايتي ديگر از قول پيامبر اسلام (ص)ذکر می کند :‌ وقتي بنده به نماز مي‌‌ايستد ، اولين باري كه حواس او پرت مي‌شود، خدا بااو صحبت مي‌كند: مگر از من مهربان‌تر سراغ داري كه به او توجه مي كني و براي بار دوم خدا مي‌فرمايد:  مگر بهتر از من سراغ داري كه  متوجه او هستي و براي بار سوم كه عبد با بي‌توجهي نماز خود را مي‌خواند، خداي سبحان رحمتش را از او دور مي‌كند و خود نماز با او تكلم مي‌كند كه خدا تو را بين ملائك رسوا كند همچنانکه تو مرا نزد همه رسوا كردي، بنابراين تا دو بار بي‌توجهي مورد آزمايش حق قرار مي‌گيرد امّا بار سوم موجب اخراج فرد از حريم عبوديت و بي‌آبرويي معنوي در بين سكنه عالم ملكوت صورت می گیرد.

مرحوم قاضي سعيد قمي در كتاب اسرار العباداة  و حقيقة الصلوة مي‌‌فرمايد:‌

قرآن مي‌گويد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر »‌مرحوم قمي در ذيل آيه فوق مي‌‌فرمايد: فحشايي كه نماز عامل دوري از آنست ، نظر كردن به غير خدا و ديدن ما سوي الله است يعني نماز خوان نبايد از ديگران توقع حل مشكلاتش را داشته باشد و يا وساطت افراد را عامل ارتقاء مقام و يا كسب موقعيت بداند و يا عامل اعتبار خود را ثروت و مدرك و ... بداند.

و منَكر يعني توجه به منيت ، توجه به خود،‌ توجه به علم و مدرك و عمل صالح و مقام و ...  همه اينها در مقابل ناديده انگاشتن حول و قوه حق ،‌ منكر است.

بنابراین نماز عامل دوری از فحشاء‌ و منکر است یعنی نماز ما را از توجه به غیر و توجه به خود باز می‌دارد و تمام توکل و توجه ما را معطوف به غنی مطلق و صمد علی الاطلاق می‌کند.

مرحوم قمی می‌گوید:‌ در مورد کلمه صلوۀ بین بزرگان بحث است که آیا حروف اصلی آن صلو است یا وَصَلَ

یعنی یا نماز مایه وصل است و یا اگر از ریشه صَلَوَ باشد. «تصلیه در اصطلاح به معنای راست کردن چوب تر بواسطه آتش است. » پیامبر (ص) فرمودند:‌از صبح تا ظهر در دنیا ،‌در آتش قرار داریم و آتش گناهان شما را منحرف کرده است و شخصیت وجودی شما را از ایستایی در آورده و به سمت چپ و راست متمایل کرده است ،‌حال آتش دیگری نیاز است تا این وجود کج را از اعوجاج و انحراف راست کند و نماز آن آتش است که شعله‌هایش گناهان را می‌سوزاند و آن آتش  عشق به حق،‌ شخصیت شما را به فطرت اصلی باز می گرداند.

گاهی اوقات این انحراف ، انحراف از حقیقت است حال گاهی این انحراف بواسطه گناه انجام می‌شود و گاهی رسما گناهی صورت نمی‌گیرد ولی توجه به غیر از حق ،‌باعث انحراف می‌شود و یا توجه به خود و منیتها عامل انحراف می‌شود . اما نماز حقیقی این انحراف را اصلاح می‌کند و بنده را به مسیر وصل به حق متمایل می‌کند.

بنابراین آتش گناه که در پشت ما قرار دارد باید با آتش عشق و حب به حق که در قلب ما نهادینه شده ،‌ خاموش گردد. البته این آتش درون در ظاهر آتش است امّا در باطن آب معرفت و آب یقین است که روی آتش گناه ریخته می‌شود و آن را خاموش می‌کند و به همین دلیل در روایات ، یقین به برد و خنکی تشبیه و تعبیر شده است.

معنای دیگر صلوۀ : صلوۀ‌ مشتق از مصلی است در میدان مسابقه به نفر دوم مصلی می‌گویند یعنی در دین اولین چیز توحید در عقیده و بعد از آن اولین اجزاء‌ نماز است. نماز نسبت به توحید و عقیده نفر دوم است در حالی که خودش به خودی خود در فروع دین نفر اول است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد